تبليغاتX
به نام خداوند آسمانها و زمین
 
نویسنده: استاذنا
 
شنبه 13 تیر1388 ساعت: 20:54
 
هنگام ولادت اميرمؤمنان امام علي ـ عليه‎ السلام ـ ديوار كعبه شكافته شده آيا اين واقعه در منابع تاريخي
 
اهل سنت منعكس شده است؟


.............استاذنا:....................................................................
بله منعکس شده است به عنوان نمونه می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1. حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله، معروف به حاكم نيشابوري، در كتاب «مستدرك صحيحين»، حيدرآباد هندوستان، 1324، ج3، ص483 مي گويد: روايات متواتر است كه فاطمه بنت اسد، اميرمؤمنان علي بن ابي طالب ـ كرّم الله ـ وجهه، را در خانة كعبه به دنيا آورده است.

2. شاه ولي الله احمد بن عبدالرحيم دهلوي، محدث متعصب اهل سنت، در كتاب «ازالة الخفا»، چاپ هند، ج2، ص251 مي نويسد: «بي گمان روايات متواتر است در اين كه فاطمه بنت اسد، اميرالمومنين علي بن ابي طالب را در درون كعبه به دنيا آورد، بدون ترديد او در روز جمعه سيزدهم رجب، سي سال بعد از عام الفيل، در خانة كعبه به دنيا آمده است، و هرگز پيش از او يا بعد از او كسي در خانة كعبه زاده نشده است.»

3. شهاب الدين ابوالثنا، سيد محمود آلوسي، صاحب تفسير آلوسي، در شرح بر قصيدة عينية عبدالباقي افندي عمري افندي، ص15 مي نويسد: ولادت اميرمؤمنان كرم الله وجهه در درون كعبه، در سراسر دنيا مشهور است و در كتابهاي هر دو فرقة شيعه و سني روايت شده است، و هرگز در مورد غير ايشان چنين فضيلتي ثابت نشده است.

4. نورالدين علي بن محمد بن صباغ مكي، المهمه، مشهور به ابن صباغ مالكي در كتاب «الفصول المهمّه» المهمه، ص14 با سلسله سند از ابن مغازلي، از امام سجاد ـ عليه‎ السلام ـ مبني بر ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ در درون خانه كعبه نقل كرده است كه: پيش از او كسي در بيت الله الحرام متولد نشد، و اين برتري ويژة اوست از سوي خداوند براي ابراز كرامت و شرافت و شكوهمندي او»

منابعي از اهل سنت كه به طور صريح به شكافته شدن ديوار كعبه اشاره كرده اند:
1. محمد شريف خان شيرواني در كتاب «چوتهي كتاب» ص123
2. مولوي حافظ حكيم ظهير احمد سهسواني در كتاب «ظهير البشر» ص18
3. علامه حسن بن امان الله دركتاب تجهيز الجيش چاپ هند، ص110
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 0:49 |

                                                       

                                                    خانه زاد حق

آن شب فضاى كعبه اذينى دگر داشت
گوئى خم گيسوى شب چينى دگر داشت
استاره ها بر گرد مه پروانه بودند
چشم انتظار جلوه جانانه بودند
ان شب غم از مرز ولايت دور شد دور
ام القرى را سينه همچون طور شد طور
با يورشى ظلمت اسير نور گرديد
چشم كج انديشان عالم كور گرديد
آن شب زنى را، راز دلها با احد بود
بيت احد خلوتگه بنت اسد بود
بنت اسد در زير لب رازى مگو داشت
در نيمه شب با احد اين گفتگو داشت
ائينه دار راز او، اسرار شب بود
وز شدت دردى نهان در تاب و تب بود
غرق عرق گرديده بود از بار دارى
صبر و قرارش رفته بود از بى قرارى
در كارگاه شب در اسرار مى سفت
اسرار دل را با خداى خويش ميگفت :
در خلوت دل جز تو دلدارى ندارم
با كس به غير از تو سروكارى ندارم
دستم بگير از مرحمت ، كز پا فتادم
وز ناتوانى خسته در اينجا فتادم
درد مرا درمان دواى توست يا رب
خوان مرا نعمت عطاى توست يا رب .
ناگه جدار خانه حق باز گرديد
وز اين شكفتن ، رازها ابراز گرديد
در دل فتاد از جنب و جوش ، جوش و خروشش
آمد نداى ادخلى از حق بگوشش
بعد از سه شب مهمانى و مهمان نوازى
آمد برون از بيت حق با سرفرازى
تنها اگر وارد به بيت دادگر شد
خارج زبيت دادگر، با يك پسر شد
از نور حق آغوش گرمش منجلى بود
زيرا تجليگاه قنداق على  بود
اى نام تو ائينه دار ملك هستى
اى مهر تو قانون گذار حق پرستى
اى جاودانه مرد ميدان شجاعت
اى رهنمورد سنگر و محراب طاعت
اى خانه زاد حق ، درون خانه حق
وز نام حق نام دلاراى تو مشتق
ميلاد تو ياد اور حكم جليل است
يا اور حكم عنايت بر خليل است
راز بناى كعبه شد ابراز از تو
شد باب رحمت بر رخ ما، باز از تو
يعنى خدا را مظهر كل صفاتى
از ذات بگذشته حق را عين ذاتى
با نام تو ديوان هستى را نوشتند
با مهر تو، اب و گل ما را سرشتند
اينك فضاى كشور ما منجلى كن
اكنده از اواى گرم يا على كن
ما عاشق و مشتاق فتح كاظمينيم
ديوانه كوى دل اراى حسينيم
ما ارزوى شهر سامرا داريم
بر اين اميد، راه نجف در پيش داريم
تا در جوار تو ماوا بگيريم
ما جشن ميلاد تو را آنجا بگيريم

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 14:30 |
 
 
 
سيزدهم رجب ميلاد مسعود مولاى متقيان ، امير مومنان

حضرت على ابن ابيطالب عليه السلام


از كعبه حق بانك جلى مى آيد


اواى خوش لم يزلى مى آيد


بشنو كه سروش وحى حق مى گويد


آغوش گشائيد على مى آيد.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 14:20 |
 
 
 
امشب بهشت ارزو را باز كردند
سرى زاسرار مگو را باز كردند
خم خانه توحيد را در برگشودند
از چهارده خم يك خم ديگر گشودند
مستان صافى دل كه قدسى نام دارند
كوثر به جاى مى درون جام دارند
درجام مى رخسار جانانه بينند
خورشيد را در حجره ريحانه بينند
در خانه شمس الضحى امشب قمر زاد
و ز چهارده خورشيد خورشيدى دگر زاد
طاها رخى از دوده ياسين بر آمد
نخلى كهن را ميوه شيرين بر آمد
امشب رضا، روح رضا در دست دارد
تصويرى از حسن خدا در دست دارد
يزدان رضا را ثانى موسى عطا كرد
بر پور موسى تالى عيسى عطا كرد
ماهى كه شرم از چهر دارد آفتابش
گويد رضا بر مهد نازش ذكر خوابش
گهواره او شهپر روح الامين است
گهواره جنبا نش امام هشتمين است
دارد رضا در پيش رو تمثال احمد
سوم على بر دامنش سوم محمد
ميلاد او اميد اسلام است و انسان
ميلاد او ميلاد اسلام است و قرآن
نظم زمان بعد از رضا در پنجه اوست
مشكل گشاى كارها سرپنجه اوست
از روى او نور ولايت مى درخشيد
در سايه اش مهر هدايت مى درخشيد
در كودكى بر مسند عصمت بر آمد
انسان كه از غار حرا پيغمبر آمد
يحيى بن اكثم مفتضح در بحث با او
جاى سخن بر كس نماند هست تا او
درياى جودش تشنه بر ساحل بجويد
درگاه احسانش كف سائل بجويد
وقتى بر آيد دست جود از استينش
گوهر فشاند در يسار و در يمينش
تنها نه او بر دوستان گوهر ببخشد
بر دشمن سر سخت خود هم زر ببخشد
خير كثير است و كرامت پيشه دارد
نخلى كه در ژرفاى كوثر ريشه دارد
اى آفرينش را چراغ رهنمايى
سر تا بپار رحمت جود ابن الرضايى
اى كوثر دوم كه مشهور است جودت
ظاهر تمام خير و خوبى از وجودت
در اين جهان و اينهمه لطف و كرامت
جودت قيامت مى كند روز قيامت
تفسير جودت را توان در هل اتى يافت
تصوير مهرت را درون سينه ها يافت
چشم امامت روشن از رخسار ماهت
عرش خدا روشنتر از تو اميد است
اى آنكه نامت قفل غمها را كليد است
اين ملت ازاده را بر تو اميد است
لطفى كه در عيد تو كام دل بگيرند
لطفى كه تا در كوى تو منزل بگيرند
اميد احسان از شما دارد مويد
بر دامنت دست دعا دارد مويد

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 10:45 |
 

ميلاد تقى  نهم امام است امروز
در كشور جود، با رعام است امروز
تبريك فرشتگان به درگاه رضا
هر دم صلوات است و سلام است امروز
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 10:40 |
 
نویسنده: شاهین
 
شنبه 13 تیر1388 ساعت: 1:24
 
دو کلمه در باره ی وحدت کلمه

همانطور که همه خوانده ایم و میدانیم در انجیل آمده : در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود.

این کلمه تا موقعی که نزد خدا بود هیچ اشکالی پیش نیامده بود . اشکال از آنجا پیش آمد که این "کلمه" آمد
 
پیش مردم و مختلف شد.

ازین به بعد دعواها شروع شد .همیشه یک عده ای پیدا شده اند که گفته اند این "کلمه" تنها نزد ماست و
 
سعی میکنند که بقیه ی خلایق امی و بیسواد و عوام کالانعام را وادار کنند تا به آن کلمه معترف شوند و در
 
پی همین امر مباحثه ای صورت گرفته که کمی از آن را بازگو میکنیم. در اول خواصی می آمدند و به باقی
 
جماعت میگفتند :فلان فلان شده قل فلان (بگو فلان) .حالا یک آدم کله خری پیدا میشده و در حالیکه همه قل
 
قل میکردند ایشان میگفته :نمی قلم .خوب پیداست که حضرات کمی عصبانی میشدند و میگفتند : حالا که تو
 
نمیقلی ، ما تو را در وسط آب ( حالا پنداری کمکی هم گرم بوده ) میندازیم تا همراه با قل قل آب تو هم
 
بقلی .اینجوری میشده که در طرفه العینی همه در حال

قلقل به آن قل جواب داده و به "کلمه" دست پیدا کرده اند و اونجوری شده که "وحدت کلمه" پیدا شده و پس
 
ازآن وحدت اراده پیدا شده و پس تر از اونهم وحدت السیف ظهور یافته و هر خس و خاشاکی را که درسر راه
 
"وحدت کلمه" بوده کنار میزده و یکهو همه با هم متحول میشدند و آنقدر سطح نشاط و لطافت در بین ملت
 
بالا میرفته که انگار تو ... همه ی ملت عروسیه .

حالا شما چی میگی ؟ هـــا ؟ از عروسی بدت میاد ؟ بد ت میاد همه با نشاط باشند ؟آره ؟

گفته بودم یه چیزیت میشه .


+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 10:33 |
 
بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي (مدظله العالي)در ارتباط با مسائل جاري کشور

بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
يوسف صانعي
12/4/1388
10رجب المرجب1430
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 23:14 |

 

         دريچه اي رو به اميد

         شعراز:  مرضیه تاجری

 

 بيا كه صبر برايم چه خوب معنا شد

در انتظار ظهورت دلم شكيبا شد

تمام دفترعمرم سياه شد اما

اميد ديدن رويت دوباره پيدا شد

چه جمعه ها كه گذشت و نيآمدي آخر

دعاي منتظرانت حديث شبها شد

چكيده قطره اشكي زديدگان زان پس

فضاي سبز نيايش پر از تمنا شد

حصار يأس چه زيبا شكست با يادت

ولي چگونه بگويم كه عقده ها وا شد

هنوز مانده به دل آرزوي ديدارت

بيا بيا كه بهارم خزان غمها شد .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 19:23 |
 

الهی...

شیخ بهائی

الاتا به کی از دردوســــت دوری

گرفتاردام سرای غـــــــــــــروری

نه بردل ترا ازغم دوســـــت دردی

نه برچهره ازخاک آن کوی گر دی

نه گلزارمعنی نه ر نگی نه بوئی

ازاین کهنه گنبد چه هائی چه هوئی

تراخواب غفلت گرفته ست در بر

چه خواب گران است اللـــــه اکبر

چراهم چنین عاجز وبی نــــوائی

بکن جستجوئی بکن دست وپائی

سئو.ال علاج از طبیبان دین کن

توسل به ارواح آن طیبین کـــــن

دودست دعارابرآور بـــــــــــه زاری

همی گو به صد عجزوصد خواستاری

الهی به خورشیداوج هدایت

الهی الهی به شاه ولایـــت

الهی به زهرا الهی به سبـــطین

که میخواندش مصطفی قره العین

الهی به سجاد آن معدن علم

الهی به باقر شه کشور علم .

الهی به صادق امام اعاظم

الهی به اعذار موسی کاظم

الهی به شاهرضا قائد دیـــــــن

به حق تقی خسروملک تمکین

الهی به حق نقش آن شاه عســـکر

بدان عسکری کز فلک داشت لشکر

الهی به مهدی که سالار دین است

شه پیشوایان اهل یقین اســــــــت

که برحال زاربهائی عاصی

سِردفتراهل جرم و معاصی

که دردام نفس وهوی اوفتـــاده

به لهو و لعب عمر برباد داد ه

ببخشای وازچاه حرمان برآرش

ببازارمحشر مکن شرمســارش

برون آرش از خجلت روسیاهی

الهی .الهی . الهی . الهـــــــــی . 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه دوازدهم تیر 1388 و ساعت 12:23 |
 
نویسنده: شاهین
 
پنجشنبه 11 تیر1388 ساعت: 17:51
 
گزارش واقعی حادثه ی کوی دانشگاه.
در پی تحقیقات کمیته ی حقیقت یاب مجلس شوربا در باره ی کوی دانشگاه و آغاز جشنواره ی بازی کی بود کی بود من نبودم ، گزارشی بدست ما رسیده که حقیقت موضوع را بطور عریان و لخت و بووووووووق در معرض شما قرار می دهد و با خوندن اون متوجه خواهید شد که بعضی حرفها که بعضی آدمها میزنند همه اش بووووووووق..ره.

در ساعت 2400در معیت چند نفر از برادرهای لباس شخصی و تاکسی و خطی ،بنا به دعوت برادران دانشجو به کوی مراجعه کردیم .چون درب بسته بود بچه ها قلاب گرفتند و پریدیم اونور.به داخل ساختمانها هم که خواستیم بریم درب بعضی از اطاقها بسته بود که مجبور شدیم برای دخول کمی فشار بدیم ، در این زمان ما مشغول فشار بودیم و اونها از اونور داد میزدند فشار فایده نداره خلاصه بعد ازینکه درها با لگد باز شد ما از دیدن اونها انقدر خوشحال شدیم که مرتب و ناخواسته احوال خودشون و خواهر مادرشون رو می پرسیدیم و سلام رسونی میکردیم. فضا بقدری معنوی بود که یک چیزی میگم یک چیزی میشنوید .
بیت : دیدار یار غایب دانی چه ذوق داره ؟ ابری که در بیابون بر تشنه ای بباره
 بشدت خوشحال شده بودیم و از شدت ذوق میپریدیم که اونها رو بگیریم و بغل کنیم که در این بین متاسفانه نوک چاقوی چند تا از بچه ها ناخواسته وارد بدن اونها شد و کمی اووف شدند.یکی از برادرها هم از فرط شعف یکی از دانشجوها را سفت گرفت و چند تا از اونها هم لباس اون برادر رو گرفتند که همه ی دانشجوها با هم شعار دادند : دانشجو حیا کن لباسشو رها کن و چون اون ول نمیکرد و موضوع رو خیلی جدی گرفته بود مجبور شدیم شیش هفت نفری بریزیم سر اون و یک دوره فشرده از سبکهای شوتو کان و کان ذن ریو و کیوکوشینکای کاراته رو واسش پیاده کنیم که این حرکات با ابراز قدردانی از طرف بقیه روبرو شد بطوریکه تعدادی از اونها مرتب با چشم و شکم خودشون به زنجیر و چاقو ولگدهای ما میزدند وجاهای خونی رو با لبخند به بقیه نشون میدادند و مابقی برادرها همزبان با بقیه ی دانشجوها دم گرفته بودند : بزن بزن که داری خوب میزنی .
چون اثاثیه ی اطاقها خیلی قدیمی و عتیقه شده بود همه ی اونها رو با کمک دانشجویان عزیز خرد و خاکشیر کردیم تا مسئولینی که بفکر این عزیزان نیستند کمی به خودشون بیان و بجای اینهمه سفرهای پرهزینه ی خارج و داخل و حج های جور واجور قدری لوازم نو برای این قشر متعهد تهیه کنند.
بعضی از دانشجوها از ما خواستند با توجه به سوابق حماسی برادرها در جنگ با اشرار مقداری هم به اونها درس اسلحه شناسی بدهیم وهر چی گفتیم که اسلحه و باطوم نداریم اونها قبول نکردن ، اینه که بیسیم زدیم و چند تا تفنگ و باطوم گرفتیم و در عرض نیم ساعت روشهای کاربردی حمله شبانه و خشم شب رو براشون اجرا کردیم که این قسمت برنامه انقدر مورد توجه قرار گرفت که در حین اجرا دانشجوهای عزیز مرتب بالا پایین میپریدند و با جیغ های مکرر داد میزدند دوباره دوباره و خوب ما هم تا جایی که زمان اجازه میداد از خجالتشون در اومدیم.
در پایان این مراسم شب نشینی جهت حسن ختام بجای رسم غربزده ها که کفتر هوا میکنند مقداری تیر صرفا هوایی در کردیم که دانشجوها برای گرفتن اونها در هوا از سرو کول هم بالا میرفتند ، خوب تیر هم که نمیتونست چون اونها فردا میخوان مهندس و دکتر بشن مسیر خودشو تغییر بده یا وایسه . اون شب به حدی به دانشجوهای عزیز خوش گذشته بود که تعدادی از اونها با التماس آویزون ما شدن تا اونها رو همراه خودمون ببریم و عده ی دیگه ای از اونها با ما عکس یادگاری تکی و دستجمعی گرفتند که عکسهاش الان پیش برادرا موجوده.
این بود نتیجه ی اونچیزی که ما درجشن همبستگی کار و دانش با چشمای خودمون دیدیم وبا این عمل مشت محکمی به دهن غرب و شرق زدیم . حالا نمیدونیم چرا بعضی آدمهای نظرتنگ دوست ندارند این نزدیکی و قرابت بین صنف زحمتکش لباس شخصی ها با دانشمندان آینده ی مملکت بیشتر بشه.

یک لباس شخصی زحمتکش
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 18:6 |