تبليغاتX
به نام خداوند آسمانها و زمین

 

غزل شکست در حافظیه

 

ساعت خبر: 16:11 - تاريخ خبر: 30/11/1387

 

رقابت‌های هفته بیست و هفتم لیگ برتر فوتبال کشور با شکست سنگین تیم استقلال تهران پیگیری شد.

 

به گزارش واحد مرکزی خبر، در ادامه رقابت‌های هفته بیست و هفتم لیگ برتر تیم‌های مقاومت سپاسی شیراز و استقلال تهران در ورزشگاه حافظیه شیراز به مصاف یکدیگر رفتند که این دیدار با نتیجه 4 بر یک به سود مقاومت پایان یافت.

در این دیدار مصطفی صبری، ایران‌پوریان،‌ متوسل زاده و علی ممبینی در دقایق 30، 35، 66، 92 برای مقاومت و علیرضا عباس فرد در دقیقه 70 برای استقلال گلزنی کردند.

قضاوت این بازی بر عهده هدایت الله ممبینی بود.

استقلال با این شکست همچنان با 53 امتیاز صدرنشین است و تیم مقاومت 39امتیازی شد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 23:49 |

ghalibaaafff1

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 23:36 |
 

 

بقره : أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ    ﴿ 75 ﴾     جزء 1  

آیا طمع دارید که[ اینان ]به شما ایمان

بیاورند؟ با آنکه گروهى از آنان

سخنان خدا را مى شنیدند، سپس آن را

بعد از فهمیدنش تحریف مى کردند، و

خودشان هم مى دانستند.

 

 

 

 

 

 

Have ye any hope that they will be true to you when a party of them used to listen to the Word of Allah, then used to change it, after they had understood it knowingly?

گروهی شناسیـــــــــم زاهل کتاب

که هرگز نپیچند روی ازصــواب

چومالی سپاری ، دهند ت درست

گروهی دگرآنچنان نادرســـــــــت

که دیناری ازخود گذاری گــــرو

دگر پس نیارند آن را به تـــــــــو

مگرآن که باشی تو بس سختگیر

که آن مال گردد تورا د ستگیـــر

ازاینرو که گویند قوم یهــــــــود

کسی کو زتورات پیـــــرو نبود

اگرمال اوراخوری عیب نیست 

که نادان خبردارازغیب نیست

بدانند، لیکن به یکتــــــــــا خدا

بدین حرفها می زنند افتــــــرا.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 23:24 |
 

مَن طَلَبَ رَضَی اللهِ بِسَخَط النّاسِ کَفاهُ اللهُ اُمُورَالنّاس.

 

کسی که به بهای ناخشنودی مردم خداوند را ازخود خشنود

سازد،خداوند  کارهای مردم رانیز براوآسان می کند.

When a man tries  to please God at the

cost of displeasing his fellowmen God will

help him straighten out people's affairs.

گربرد کسی رضای مردم ازیاد

 

تاآنکه کندخدای را راضی وشاد 

 

خودلطف خداهرگرهی رابگشاد                

 

کاندرکارش زدست مردم افتاد .

   

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 23:6 |
                                      

                                        تک بیت های ناب

         کتاب برگ سبــــــز

        تالیف : سید محسن خلیق رضوی

شروع ابیات باحرف "ع"

عابدکه نه از بهر خدا گوشه نشینـــــــــد

بیچاره درآیینه  تاریک چه بینــــــــــــــد.  سعدی

عادلی سایه خدا باشـــــــــــــــــــــــــــی

ورنه چون سایه بی بقا باشــــــــــــــی.   اوحدی

عاقبت هرکسی پسـت وبلنـــــــــــــــــد

بجزای عمل شود پابنــــــــــــــــــــــــد.    مکتبی

عاقل زجفای چرخ گردنــــــــــــــــــده

هربدکه ببیند آن زخود بینــــــــــــــــد.    ناصرخسرو

عاقل سخنی که از سخن چین شنود

تکذیب کندچه راست باشد چه دروغ.     حالت

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 22:51 |

نویسنده: قدی بر فراز دیوارهای شهر
 
چهارشنبه 30 بهمن1387 ساعت: 21:28
 
سلام . . .

شعرتان بسیار زیبا بود. امیر جان خوشحالیم که چنین شعر زیبایی رو از آرش
 
خیرآبادی خوندیم.

شاد و پاینده باشی. با ما تا انتخابات 88 همراه باش .

ما نیز با شما همراه خواهیم بود.

ما تنها نیستیم . . .
 
ثابت قدم : آدرس وبلاگ دوست عزیزما.
 
 
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 22:35 |
 
              آرش خیرآبادی

یاد باد آن که تو را وقتِ سفر، یاد نکرد

باز یاد از اثرِ دوم خرداد نکرد
 
یاد باد آن که زمانی چو تو را می‌دیدیم

مثل لب‌خند تو، بر حادثه می‌خندیدیم

ما زمان تو به اندیشه‌ی نو، خو کردیم

مدتی آمده بودی و به تو، خو کردیم

پیش از آن، اشک، بر آیینه حکومت می‌کرد

یأس بر جاده‌ی آدینه، حکومت می کرد

یاس چشمان تو آمد که ز ما یأس گرفت

جمعه‌ها را همه جا، عطر گل یاس گرفت

آفتاب از تو و دستان تو چون جاری شد

ملتی پیش حضور قدم‌ات، «آری» شد

ما به لب خنده‌ی آیین تو، آری گفتیم

ما به اصلاح تو و دین تو، آری گفتیم

آن که عمری همه از دشنه روایت می‌کرد

کیش مهر از مدد خشم، قرائت می‌کرد

خارزارش به قدوم تو، تمامی پوسید

پیش پای تو، زمین ادب‌ات را بوسید

جمله آنان که فراروی تو، قد راست شدند

همه تسلیم تو و آن چه خدا خواست، شدند

نوبت کم شدنِ زخمه‌ی تسلیحات است

باز بر جرح زمین، نوبت اصلاحات است

مدد از خاطر رندان طلب اینک ای عشق

آشناییم به این بادیه، بی‌شک ای عشق

ما ز تردید تو و دغدغه‌ات، آگاه‌ایم

نیمه راهی‌ست که تا آخر آن همراه‌ایم

قلب‌هایی که در این مرحله، تقدیم تو، اند

بی‌گمان مُطّلع از سختی‌ تصمیم تو، اند

پشت در پشت، بیا مشت بر این مشت زنیم

ما محال است که خنجر به تو از پشت زنیم

فتنه‌هایی که فراپیش تو پُر تعداد است

همه از واهمه‌ی دوم آن خرداد است

ما همان‌ایم که دیروز تو را خواسته‌ایم

نیز، امروز به یاری تو برخاسته‌ایم

تک به تک تا به تو آییم، چو سی مرغ شویم

بال در بال تو آریم که سیمرغ شویم

روزگار خوشی در آینه‌ی آینده ست

نقش خورشید تو بر تارکِ جان، تابنده ست

بوی خیر آمدن از وضع زمان، محسوس است

آسمان منتظر آمدنِ ققنوس است

خیز و دیهیم کیان بر کف‌ات این بار بگیر

زحمتِ ساختنِ تازه‌ی ایران، بپذیر

نقش نیلوفر جاوید، چو تخت جمشید

باز باید همه جا بر تن این مرز، کشید

بیش از این خواب، نه شایسته‌ی کوروش باشد

باش بیدار! که ایران همه سرخوش باشد

چند، آن دولت مستعجل اگر رفت ز کف

بخت پاینده به همّت رسد از شاه نجف
 
گرچه رندان همه در کوچ، به زندان بروند

صبح فرداست که در کوچه‌ی رندان بروند

باز بر شاخ طرب، بلبل دل، خواهد خواند

خضر فرخ‌پی ما، بر سر گل، خواهد ماند

باز حق، منتظر رجعت استحقاق است

باز هم خاتم فیروزه، ز بو اسحاق است

باز هم مِهر هنر، سر به تساهل بکشد

و غزال غزل از طعم تسامح بچشد

کم کم از بند رها می‌شویم ان‌شاءالله

همه همراهِ شما می‌شویم ان‌شاءالله

نقش بستان خزان دیده، بهارانه شود

یک قدم مانده به صبح است؛ علی! باز مدد

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 14:46 |

 

 پروند ه خودسوزي مقابل مجلس در دادسراي جنايي : فردي كه خودسوزي كرد به هيچ وجه معتاد نبود .  

 

پرونده‌ فردي كه در مقابل مجلس به خودسوزي اقدام كرد، در شعبه‌ ويژه‌ قتل دادسراي امور جنايي تهران به جريان افتاد. قاضي روشن بازپرس ويژه‌ قتل پايتخت با اشاره به ارجاع پرونده‌خودسوزي فردي مقابل مجلس به شعبه‌ سوم بازپرسي دادسراي امور جنايي در گفتگو با ايسنا تصريح كرد: روز يكشنبه اين پرونده به دادسرا ارجاع شد و تحقيق را در اين زمينه آغاز كرديم. فرد حادثه ديد(محمد) نام داشته و 60 سال سن دارد كه پسر جوان وي در جريان تحقيقات مدعي شد پدرش بيكار بوده و دو بار براي رفع مشكل خود به مجلس مراجعه كرده و اين‌بار ظاهرا به دليل مراجعات قبلي‌اش، به وي اجازه‌ورود نداده‌اند و او هم با تهيه يك ظرف بنزين و ريختن آن روي سر و تنش، خود را به آتش كشيده است. بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران ادامه داد: با درج اين خبر در برخي از محافل خبري اطلا‌عات اشتباهي در خصوص اعتياد اين فرد مطرح شد در حالي كه او به هيچ عنوان معتاد نبوده است. وي با بيان اينكه <محمد> دچار سوختگي شديدي شده اما هنوز فوت وي اعلام نشده و ظاهرا در بيمارستان مطهري بستري است، افزود: با توجه به آنكه ما فقط به فوت رسيدگي مي‌كنيم، فعلا تحقيقات متوقف است؛ ضمن آنكه شواهد و قرائن حاكي از آن است كه خود حادثه‌ديده به اين كار اقدام كرده و اقدام به خودكشي، جرم نيست. بازپرس ويژه‌ قتل تهران گفت: فرزند شخص حادثه‌ديده از ما تقاضا داشت كه دستوري مبني بر رايگان بودن اعمال جـراحي وي صادر كنيم اما صدور چنين دستوري جزء اختيارات ما نيست و تنها مي‌توانيم از شهروندان و افراد خير بخواهيم با مراجعه به بيمارستان مطهري و تحقيق پيرامون موضوع، در صورتي كه اين شخص هنوز در قيد حيات است، به وي كمك كنند.

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 8:15 |
مهريه‌اي عجيب در دادگاه خانواده
 
داخلی- گروه حوادث- مهديه مصطفايي:
 
مهريه زن جوان بيش از 0 197 توپ ورزشي بود كه با رفتن به دادگاه خانواده آن را بخشيد تا از همسرش طلاق توافقي بگيرد.

اين زن جوان صبح ديروز در مقابل قاضي عموزادي- رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده- درباره نحوه آشنايي با همسرش گفت: من   مربي يك رشته ورزشي هستم، 4 سال قبل، خواهر همسرم شاگرد من بود، بعد از گذشت چند جلسه از آغاز تمريناتمان، او از من براي برادرش كه در يكي از كشورهاي خارجي زندگي مي‌كرد، خواستگاري كرد.

مدتي بعد وقتي برادر وي به ايران آمد در يك ميهماني كه خواهرشوهرم برگزار كرده بود با يكديگر آشنا شديم و سرانجام تصميم به ازدواج گرفتيم، اما او شرط كرد كه بعد از ازدواج بايد همراه وي براي ادامه زندگي به خارج از كشور بروم و در آنجا زندگي‌مان را  آغاز كنيم.

زن جوان ادامه داد: من اين شرط او را پذيرفتم و 6 ماه بعد از شروع آشنايي‌مان با مهريه بيش از 1970 توپ ورزشي با يكديگر ازدواج كرديم. زن جوان در ادامه درباره اينكه چرا چنين مهريه‌اي براي خود تعيين كرده بود، افزود: من عاشق  ورزش  هستم  ، بنابراين زماني كه قرار شد مهريه‌اي براي خودم انتخاب كنم، به همسرم گفتم به اندازه تاريخ تولدم به سال ميلادي، توپ  ورزشي به‌عنوان مهريه تعيين كرده‌ام.

وي بيان كرد: يك ماه بعد از ازدواج‌مان همسرم كارهاي مهاجرتم را انجام داد و من براي ادامه زندگي با او به خارج از كشور رفتم، اما چند ماهي از زندگي در آنجا نگذشته بود كه نتوانستم شرايط زندگي در آنجا را تحمل كنم و تصميم گرفتم به ايران بازگردم.

دلتنگي خانواده و علاقه‌اي كه به آنها داشتم دلايلي بود كه من براي برگشتن به ايران اصرار داشتم، از طرفي نمي‌توانستم با شرايط و روحيات آنجا كنار بيايم و به خاطر همين موضوع، من و همسرم دچار مشكل شديم و سرانجام هم تصميم گرفتيم تا به‌صورت توافقي از يكديگر جدا شويم.

در ادامه جلسه دادگاه، همسر اين زن درحالي كه به جدايي از همسرش رضايت نداشت به قاضي عموزادي گفت: آقاي قاضي من زندگي‌ام را دوست دارم، اما نمي‌توانم به خاطر شرايط زندگي و كاري كه در اين كشور خارجي دارم، زندگي‌ام را به ايران منتقل كنم، و به همين خاطر اگر همسرم  اصرار به جدايي داشته باشد حاضرم از وي جدا شوم.

جدايي بعد از بخشش مهريه

قاضي عموزادي- رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده- روز گذشته با اعلام اين خبر به خبرنگار همشهري گفت: وقتي تلاش‌ براي متقاعد كردن اين زوج به ادامه زندگي بي‌نتيجه ماند، با توجه به آنكه هر دو نفر آنها با طلاق توافقي موافقت كرده بودند، حكم جدايي آنها صادر شد

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 8:2 |

 

 Drink wine and spreaflowers

Of Fate what do you seek?
The rose said in early hours
Nightingale, what do you speak?

In the garden take your seat
Both Beloved & bearer greet
Breath in flowers and wine replete
Lip to lip and cheek to cheek

Let flowers strut their stuff
In the garden sing and laugh
And call the spruce's bluff
Let your stature rise and peak

The Rose bud's smiling face
Whose attention will it grace
Whom do you wish to embrace
O Rose bud, tender & meek?

In the marketplace today
Your buyers willingly pay
Be alert and stash away
Riches in your lucky streak

The candle flame of Goodness
The wind of Fate will caress
Commit and your art bless
With goodness shine and reek

Each curl of your hair
Is priceless and so rare
Seek joy and joy spare
And gently take a peek

In the garden of the King
Birds use their feather & beak
Nightingales gaily sing
Hafiz, the poetic geek

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
January 19, 2000

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی
این گفـت سحرگه گل بلبل تو چـه می‌گویی
مسـند بـه گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لـب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
شـمـشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بیاموزد از قد تو دلـجویی
تا غنچـه خندانـت دولت به کـه خواهد داد
ای شاخ گـل رعـنا از بـهر کـه می‌رویی
امروز کـه بازارت پرجوش خریدار اسـت
دریاب و بـنـه گـنـجی از مایه نیکویی
چون شمـع نـکورویی در رهگذر باد اسـت
طرف هـنری بربـند از شـمـع نـکورویی
آن طره که هر جـعدش صد نافـه چین ارزد
خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی
هر مرغ بـه دستانی در گلـشـن شاه آمد
بلـبـل بـه نواسازی حافـظ به غزل گویی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 7:49 |

 

ویژگی های شخصیتی آقای خاتمی ( نظم و ساده زیستی )                          

از این پس مروری می کنیم بر خاطراتی که چند تن از نزدیکان خاتمی از شخصیت او نقل می کنند. از نظم و ساده زیستی شروع می کنم و خاطره ای از فیض الله عرب سرخی :

" آقای خاتمی، خصوصیاتی دارند که در نگاه اول کاملا خود را نشان می دهند و آدم را مجذوب می کنند؛ هم از نظر نحوه ی برخورد منطقی ، هم از نظر صمیمیتی که دارند و هم از نظر حساسیت ایشان نسبت به مسایل. یکی از این خصوصیات او نظم در مسایل است. من تقریبا به یاد ندارم که در این پانزده سال همکاری، وقت نماز بشود و آقای خاتمی برای اقامه نماز تامل کند. در همین سالهای اخیر هم که در جلسات شورای اقتصاد و ستاد تنظیم بازار خدمت ایشان می رسیم، همین طور است. یا جلسات را به نماز ختم می کنند یا بعد از نماز آن را شروع می کنند. همچنین من به یاد ندارم که ایشان وقت نماز بروند وضو بگیرند. او منظم است. یکی از بزرگان که اسمش را نمی برم ــ شاید راضی نباشد ــ به شوخی می گفتند : الان وقت شانه زدن محاسن آقای خاتمی است. می گفتند که ساعت چند برای نماز صبح بیدار می شود. ساعت چند محاسنش را شانه می زند. ساعت چند صبحانه می خورد و ساعت چند از خانه خارج می شود. البته ایشان این نکات را به شوخی می گفتند ولی مقید بودن خاتمی به رعایت نظم چیز پنهانی نیست. 

یکی دیگر از ویژگیهای ایشان ساده زیستن شان بود. ایشان وقتی که وزارت ارشاد بودند تا وقتی که رستوران کارکنان راه نیفتاده بود از غذای محافظانش صرف می کرد. آنها یک غذای اضافی هم برای آقای خاتمی می گرفتند. از نظر کیفیت بهداشتی حساس بود اما نوع ویژه ای از غذا را نمی خواست. وقتی هم که رستوران کارکنان وزارتخانه راه افتاد یا همراه کارکنان غذا را در رستوران کارکنان وزارتخانه صرف می کرد و یا همان غذا را در اتاق خودش می خورد. در کتابخانه ملی هم همین گونه بود."

کتاب مردی از باران ، ص ۴۵ ، خاطره از فیض الله عرب سرخی*

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 7:36 |

 

کیهان در مورد چراغ سبز احمدی نژاد به آمریکا نوشت: ذوق زده نشوید!

* به نظر می رسد آقای احمدی نژاد در پی آن بوده است تا با تاکید بر دو قید «عادلانه» و
 
«احترام متقابل» که در قاموس دولت های آمریکا مفهومی ندارد، چهره واقعی آمریکا را
 
نزد افکارعمومی جهانیان برملا سازد. این انگیزه قابل احترام است، اما با عرض پوزش
 
باید گفت اظهارات رئیس جمهور کشورمان برخلاف انگیزه انقلابی ایشان و انتظاری که
 
داشته اند «بازی در میدان دشمن» بوده است و لازم است به گونه ای هوشمندانه و بی
 
درنگ جبران شود تا این توهم و تصور غلط را پدید نیاورد که انگار جمهوری اسلامی
 
ایران در مواضع انقلابی، منطقی و عزتمندانه خود تجدیدنظر کرده است . . .
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 0:39 |

حجت الاسلام موسوي لاري:
مير حسين موسوي حضور در انتخابات را نپذيرفت


رسا، سرويس شهرستان ها ـ حجت الاسلام موسوي لاري در نشست خصوصي اصطلاح طلبان گفت: عليرغم اين‌كه اصرار بر اين بود كه ايشان در صحنه انتخابات حاضر شوند، ولي وي نپذيرفت.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا در ساري، نشست خصوصي اصطلاح طلبان شامگاه گذشته با حضور حجت الاسلام موسوي لاري در حاشيه برگزاري مراسم يادوارده شهداي كوهي خيل جويبار برگزار شد.

حجت‌الاسلام عبدالواحد موسوي لاري در اين نشست به نشست خود با مير حسين موسوي براي ورود وي به عرصه انتخابات اشاره كرد و گفت: عليرغم اين‌كه اصرار بر اين بود كه ايشان در صحنه انتخابات حاضر شوند، ولي وي نپذيرفت.

وي از دلايل مهم حضور خاتمي در عرصه انتخابات را تغيير نظر برخي از اصولگرايان و احساس مسؤليت اعلام كرد.

حجت الاسلام موسوي لاري همچنين در پاسخ به سؤال فردي در خصوص حضور وي در عرصه انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: نظر نهايي را اردبيهشت ماه سال آينده اعلام مي‌كنم.

وي افزود: بسياري از وزار و مديران ارشد دولت نهم از بي‌برنامگي و سليقه‌اي عمل كردن رئيس جمهور انتقاد و گلايه دارند.

وزير كشور دولت خاتمي ادامه داد: انحلال سازمان برنامه و بودجه و نيز شوراهاي عالي را موجب مفقود شدن ميليارد تومان بودجه كشور دانست.


حجت الاسلام موسوي لاري همچنين در مراسم يادواره شهداي كوهي خيل شهرستان جويبار استقلال و آزادي موجود در كشور را به بركت خون شهدا دانست.

وي با بيان اين‌كه استقلال و آزادي يعني جشن خودكفايي گندم و نه وارد كردن گندم گفت: استقلال و آزادي يعني ما آزادانه راي بدهيم و ملاك عمل همان باشد كه هر ايراني يك راي دارد و بايد از آن حفاظت شود و بر مبناي آن مديريتي در راس قرار گيرد.


 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 0:25 |

(قيام 29 بهمن پيروزي انقلاب اسلامي را تسريع بخشيد)


رسا، سرويس شهرستان ها ـ يک کارشناس علوم سياسي تبريز گفت: قيام خونين مردم تبريز در 29 بهمن سال 1356 روند پيروزي انقلاب اسلامي را تسريع بخشيد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا در تبريز، علي نصيري‌حامد، استاد دانشگاه و كارشناس علوم سياسي امروز همزمان با 29 بهمن، در نشستي با عنوان بررسي نقش قيام مردم تبريز در پيروزي انقلاب كه در دفتر منطقه هفت كميسيون حقوق بشر اسلامي برگزار شد، اظهار داشت: نقش تاريخي مردم تبريز به عنوان قبل تپنده آذربايجان در پيروزي انقلاب اسلامي بسيار حساس و سرنوشت ساز بود.

وي افزود: هر انقلاب و نهضت اجتماعي داراي برخي علل و عوامل طولاني مدت و بسترسازي است كه به صورتي بطني و در طول زمان پديد آمده و زمينه را براي تحولات آينده مهيا مي‌سازد.

وي ادامه داد: چنين عواملي در واقع عناصري ساختاري به شمار مي‌آيند كه پايداري و ثبات طولاني مدت و قابل توجهي دارند.

نصيري‌حامد تاكيد كرد: در كنار اين سلسله از مسائل بايد از برخي حوادث و جريانات كوتاه‌ مدت و گذرا نيز ياد كرد كه هر چند به اندازه مسائل فوق قدمت و عمق ندارند ولي حكم جرقه و تسريع‌كننده و به عبارتي كاتاليزور را يدك مي‌كشند.

وي افزود: به نظر مي‌رسد مجموعه وقايعي که در دو سال آخر عمر رژيم پهلوي رخ داد، به دليل وجود بستر و زمينه مناسب از قبل در كشور، جريان قيام عمومي مردم را شتاب و سرعت بخشيد.

نصيري‌حامد با بيان اينکه قيام خونين مردم تبريز در 29 بهمن سال 1356 روند پيروزي انقلاب اسلامي را تسريع بخشيد، اظهار داشت: قيام مردم تبريز حلقه واسط و ميانجي مهمي ميان حركت مردم قم و ديگر قيام‌هاي مردم ايران شد.

گفتني است، اين نشست به همت دفتر منطقه هفت كميسيون حقوق بشر اسلامي در تبريز برگزار شد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 0:10 |

هتاکی آقاجري به امام خمینی و مراجع

عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بار ديگر در سخناني اهانت‌آميز و هتاكانه، ساحت مقدس امام راحل (ره)، مراجع تقليد و ولايت فقيه را مورد جسارت و تمسخر خويش قرار داد.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از جهان، هاشم آقاجري عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه در سال 81 طي سخناني مقلدان را به «ميمون» تشبيه و به ساحت ائمه اطهار (ع) نيز جسارت كرده بود ، اخيرا با ايراد سخنان ديگري در منزل عبدالله نوري به تمسخر و هتاكي به ساحت مراجع عظام تقليد، علما و فقها پرداخت و گفت: در حكومت ما از هيچ فقيهي حكمي پيرامون مسايل اخلاقي و كرامت انساني نديديم و تمامي موارد در جهت خرد كردن انسانيت و سلطه‌پذيري بوده است.


آقاجري در اين سخنان كه با عنوان «اخلاق سلطه و اخلاقي رهايي» ايراد مي‌شد، افزود: همچنين هيچ كس برده‌داري را حرام نكرده است در صورتي كه برده‌داري و برده‌پذيري در تضاد با اخلاق است.


عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با اهانت مجدد به حكومت اسلامي مدعي شد:‌ در كشور آمريكا آبراهام لينكلن برده‌داري را ممنوع كرد و همان بود كه عامل پيشرفت و توسعه آنان شد.


وي در ادامه اين جلسه كه تعدادي از عناصر گروهك نهضت آزادي ، جمعي از مسئولين و مديران دولت‌ دوم خرداد و جمعي از نمايندگان سابق در مجلس ششم نيز حضور داشتند با تحريف سخنان امام خميني (ره) خاطرنشان كرد: مشهور است كه بنيانگذار انقلاب گفته ما مامور به انجام وظيفه هستيم نه نتيجه، كه اين يعني ما به نتيجه كاري نداريم و فقط وظيفه خود را انجام مي‌دهيم. خواه اين وظيفه درست و خواه نادرست باشد.


آقاجري به جمله‌اي ديگر از بيانات امام راحل (ره) اشاره و آن را متناقض با جمله پيش‌گفته برشمرد و تاكيد كرد: بنيانگذار انقلاب در جاي ديگري گفته است كه حفظ نظام از اوجب واجبات است كه اين دو جمله در تضاد آشكار با همديگر هستند.


وي با ادعاي كشف تضاد در فرمايشات امام خميني (ره) و متهم نمودن نظام اسلامي به استبداد و سلطه‌گري عنوان كرد: نمي‌توان هم وظيفه‌گرا بود و هم به هر قيمتي كه شده نظام را حفظ كرد زيرا ممكن است ما در حفظ نظام، متوسل به زور و استبداد و سلطه شويم و اين در تضاد آشكار با اخلاق است.


عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي همچنين به مبحث ولايت مطلقه فقيه اشاره و با «رذيله» و «شرك آشكار» خواندن مطلقه بودن ولايت فقيه افزود: لفظ مطلق فقط و فقط براي خدا صدق مي‌كند و هر كس براي خود مطلقيت قايل شود ،خود را شريك خدا دانسته و اين شرك آشكار است.


آقاجري تاكيد كرد: به جز خدا همه چيز نسبي است و مطلقيت از رذايل بوده و رذيله‌اي اخلاقي است.


سخنان هتاكانه آقاجري تنها با واكنش ملايم و آرام يكي از حضار که از اعضاي سابق دفتر امام راحل(ره) بوده مواجه شد كه آقاجري نيز در پاسخ به وي با طرح ادعاي نبود آزادي بيان در كشور تاكيد كرد: من مسايلي كه شما مي‌گوييد را 15 سال قبل در كتاب‌هاي خود نوشته و تدريس كرده‌ام. اما امروز همان حرف‌ها را قبول ندارم و به اين نتيجه رسيده‌ام كه اينگونه نيست چرا كه مواردي هست كه نمي‌توان آنها را بيان كرد.


در اين جلسه انصاري راد، ابراهيمي ، جماعتي، ابراهيم يزدي، عطريانفر ، سعيد ليلاز، اعظم طالقاني ، مرتضي مبلغ ، صفري و چند تن از اعضاي نهضت آزادي حضور داشتند.


گفتني است سخنان اهانت‌آميز آقاجري در سالهاي 79 تا 81 و به خصوص سخنراني وي در دانشگاه همدان كه به مناسبت سالگرد دكتر شريعتي با عنوان «پروتستانيسم اسلامي» ايراد شد با واكنش‌هاي فراوان از سوي مردم، علما، مراجع، احزاب و گروه‌هاي مختلف سياسي مواجه شد. اين واكنش‌ها به حدي بود كه حمايت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از وي نيز منجر به صدور حكم عدم مشروعيت اين سازمان از سوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم شد.


اين تشكل عالي‌رتبه حوزوي _ سياسي سخنان آقاجري را اقدام سياسي عليه اسلام دانسته بود.


آقاجري در سخنان خود با تمسخر برخي از روايات اسلامي پيرامون تولد ائمه اطهار (ع) و زندگاني آن بزرگواران به تشبيه مقلدين با ميمون پرداخته و در ادامه نيز خواستار اصلاح اسلام شده بود.


در پي ايراد اين جسارت‌ها ،دادگاه بدوي، سخنان وي را مصداق بارز «ارتداد از اسلام» برشمرد.

ثابت قدم : باشناختی که از جناب سیدهاشم آقاجری دارم . فکرنمی کنم که ایشان

نسبت به حضر ت امام خمینی (ره) جسارت کرده باشند.ُخصوصا که ایشان از

خانواده سادات و جانباز و خانواده شهید هستند واززمان دانش آموزی معلم

قرآن بوده اند. امید است که به ایشان هم فرصتی داده شودکه  بتوانند در

مقابل این اتهامات ازخود دفاع کنندوکسی که خودمقلد حضرت امام بوده اند

قطعا نمی توانند با تقلید مخالف باشند.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 22:24 |

 

در اولين سخنراني پس از طرح نامزدي بيان شد؛ موسوي: عده‌اي تمام ملت را در خود خلا‌صه مي‌كنند

 

اعتماد ملي: ميرحسين موسوي ديروز پس از 20 ماه بار ديگر پشت تريبون سخنراني رفت. آخرين نخست‌وزير ايران كه اواخر خرداد 86 در بيست‌وششمين سالگرد شهادت شهيد آيت‌الله دكتر بهشتي و هفتادودو نفر از ياران او در موسسه دين و اقتصاد سخنراني كرد، ديروز هم در سي‌امين سالگرد تاسيس حزب جمهوري اسلا‌مي در همايش يك‌روزه <شهيد آيت‌الله دكتر بهشتي؛ تشكل و تحزب> كه به همت بنياد نشر آثار و انديشه‌هاي شهيد آيت‌الله دكتر بهشتي و موسسه مطالعات دين و اقتصاد برگزار شد در مقام سخنران حاضر شد. ميرحسين موسوي در سخنراني خود به تشريح ديدگاه‌هاي آيت‌الله دكتر بهشتي پرداخت كه ايده ساختن يك حزب براي رسيدن به دولت صالح را مطرح مي‌كرد و گفت:

<اين فكر، انديشه پنجاه‌وهفتي است اما من گمان مي‌كنم اين فكر از انديشه‌هايي است كه مي‌تواند و ارزش آن را دارد كه به‌طور دائم سرلوحه توجه‌هاي نيروهاي سياسي قرار گيرد.> موسوي از نگاه بهشتي به ديروز و امروز نگريست و نيازهايي كه امروز همچنان حس مي‌شود. وي موضوع اين همايش <تشكل و تحزب> را همچون وضعيت حاكم بر روز‌هاي ‌آغازين انقلا‌ب اسلا‌مي مساله حياتي و مهم امروز ما دانست و بحث را با مثال هنري آغاز كرد: <در نقد ادبي و سينمايي اصطلا‌حي به نام ژانر وجود دارد كه معمولا‌ به نوع طبقه‌بندي در ميان داستان‌ها اشاره مي‌كند. اين نوع طبقه‌بندي براساس روايتي كه فيلم در داستان دارد، فيلم و هنر را طبقه‌بندي مي‌كند، براي مثال ژانر فيلم‌هاي پرحادثه، رمان و تراژيك انواع مختلف اين طبقه‌‌بندي محسوب مي‌شوند. يكي از ژانرهاي فرعي، ژانر فيلم‌هاي تحليلي است در اين ژانر با داستان‌قهرماناني مواجه مي‌شويم كه از زماني به زمان و مكان ديگري پرتاب مي‌شوند. براي نمونه قهرمان يك فيلم به دلا‌يلي خود را از 400-300 سال پيش پرتاب شده در فضاي شهر پيشرفته آمريكايي مي‌بيند. در اين اتفاقات قهرماني كه جاي خود را از نظر زمان و مكان تغيير يافته ‌مي‌بيند به دليل اينكه وارد فضاي نويني مي‌شود با مساله‌هايي نوين نيز مواجه مي‌شود و مشكلا‌تي با اخلا‌قيات، فرهنگ و نشانه‌هاي زمان و مكان جديد پيدا مي‌كند. در نتيجه تا زمان تطبيق خود با وضعيت جديد، ممكن است هزاران حادثه تراژيك براي او رخ دهد. به مزاح گفته مي‌شود فلا‌ن فرد 20 سال سقوط داشته و از 30 سال پيش به فضاي كنوني پرتاب شده است؛ در نتيجه اين فرد نمي‌داند چگونه با مردم و با جوانان سخن گويد و مشكلا‌ت اينچنيني براي برقراري ارتباط با دنياي جديد براي او پديد مي‌آيد.> آخرين نخست‌وزير جمهوري اسلا‌مي با اين مقدمه هنري سخنراني خود را با تشريح فضاي اوايل انقلا‌ب ادامه مي‌دهد: هنگام پيروزي انقلا‌ب به دليل ناگهاني بودن و سرعت بسيار زياد اين پيروزي و نبود سازماندهي قبلي‌اي كه افراد را براي برخورد با وضعيت‌‌هاي جديد بپروراند، تمام شخصيت‌ها و افراد اعم از مخالف و موافق به يكباره در نظام جديد، خود را در موقعيتي جديدي يافتند. در اين ميان بسياري آمادگي برخورد با مسائل جامعه جديد را نداشتند. برخي روحيه روستايي داشتند، برخي ديگر زمان پيروزي انقلا‌ب را با تغييراتي كه در جهان اتفاق افتاده بود يا وضعيت‌هاي بسيار قديمي مقايسه مي‌كردند و نتايجي نامعمول مي‌گرفتند. آن زمان طرح موضوعاتي همچون بحث‌هاي مصدق و كاشاني شدت گرفت، برخي فكر كردند مباحث آن زمان است كه در ميان گروه‌هاي چپ دارد تكرار مي‌شود. وي افزود: آنها در طبقه‌بندي خود در مورد تغييرات به اشتباه وضعيت كشور ما را با كشور آمريكا مقايسه مي‌كردند. برخي ديگر وضعيت انقلا‌ب به‌خصوص يك سال نخست آن را با يك‌سال قبل از پيروزي حزب كمونيست در شوروي مقايسه مي‌كردند. در موقعيت جديدي كه پديد آمده بود افراد كمي بودند كه به معناي واقعي معاصر باشند و شرايط را همان‌گونه كه هست درك كنند، علا‌ئم را به خوبي دريافت كنند و با تجزيه و تحليل صورت واقعي مسائل و طبقه‌بندي درست مشكلا‌ت، بدانند كه نظام جديد جامعه ايراني با چه مسائلي روبه‌رو است. اين همزماني و معاصر بودن و درك واقعي زمان و مكان براي افراد برجسته آن دوران كه به نوعي جلودار حركت‌هاي اجتماعي بودند، نكته بسيار مهم و تعيين‌كنند‌ه‌اي بود. ‌ 
                

                     سياست خارجي ما با تجربيات شهيد بهشتي شكل گرفت

ميرحسين موسوي پس از اين پيشگفتار به موضوع اصلي همايش - آيت‌الله دكتر بهشتي - پرداخت و گفت: <شهيد بهشتي جزو معدود كساني است كه از يك فضاي قديم به فضاي نو پرتاب نمي‌شود بلكه او خود را در محيطي مي‌يابد كه مسائل و اهميت آن را به خوبي درك مي‌كند، مشكلا‌ت و سختي‌ها را مي‌بيند. در عين برخورداري از ارزش‌هاي سنتي و اجتهاد در اين زمينه، توانمندي ارائه يك نگاه نو نسبت به مسائل موجود جامعه را دارد. وسعت مسائلي كه ايشان در دوران اول انقلا‌ب به آن مي‌پردازند حيرت‌آور است. گرچه قبل از انقلا‌ب هم ايشان به مسائلي پرداخته كه نگاه نويي را نسبت به جامعه نشان مي‌دهد و به همين دليل شهيد بهشتي به‌عنوان يك روحاني بسيار پيشرو در آن دوران مطرح مي‌شود.> وي افزود: در عين حال هيچ‌كس در تعداد اجتهاد ايشان در قرون (متون) اسلا‌مي شك نداشت. بروز و ظهور نگاه و ديد ايشان نسبت به مسائل گوناگون بعد از انقلا‌ب و تحليل‌ها و اظهارنظر‌هاي ايشان در آن دوران، امروز براي ما حيرت‌آور است. بعدها با عبور از بحران‌هاي دوران نخست انقلا‌ب، پيدايش نيروهاي جديد و پخته شدن نيروهاي انقلا‌بي و تقسيم كاري كه صورت مي‌گيرد، ديگر اين مساله چندان براي ما مهم به نظر نمي‌آيد. ايشان در رابطه با مسائل اقتصادي و حساس‌ترين مسائلي كه جامعه با آن روبه‌رو است نظرات و پيشنهاداتي دارند و همواره افراد را براي بررسي مسائل جديد تشويق مي‌كنند. مسائلي از قبيل بانكداري، بيمه، توليد، تورم، بيكاري و تمامي آنچه كه مي‌تواند در شرايط ويژه‌اي كه يك نظام نوپا، پس از پيروزي انقلا‌ب با آن مواجه شده است، اهميت ويژه و فوق‌العاده‌اي داشته باشد؛ مساله‌هايي كه عدم توجه به آنها مي‌توانست مشكلا‌ت اساسي ايجاد كند. موسوي با بيان اينكه شهيدبهشتي همچنين توجه ويژه‌اي به مسائل مديريت در دوران نخست انقلا‌ب دارند، گفت: بحث مكتب و مديريت يكي از مهم‌ترين مسائل مورد نظر ايشان بود. اينكه آيا مدير بايد تخصص كافي داشته باشد، يا از تعهد مكتبي برخوردار باشد يا هر دو، مساله‌اي مهم در آن دوران بود. ايشان اين موضوع را بارها براي بحث در حزب جمهوري اسلا‌مي انتخاب كردند و نظرياتي كه ايشان در اين باره ارائه كردند، بسيار راهگشا بود. وي خاطرنشان كرد: شناخت ايشان از مسائل سياسي و بين‌الملل يك استثنا در كشور ما بود. همه ما به ياد داريم كه ايشان ارتباطات و ملا‌قات‌هاي وسيع و موفقي با شخصيت‌هاي خارجي داشتند. درواقع مي‌توان گفت كه سياست‌خارجي كشور ما با نگاه‌ها و تجربياتي كه ايشان ارائه داده‌اند، شكل گرفت. اكثر دوستان مي‌دانند كه وضعيت داخلي ما بسيار پيچيده بود. ما با جامعه‌اي در حال غليان و در اوج تغييرها و در وضعيتي بسيار پيچيده مواجه بوديم. انقلا‌ب دشمناني نيز داشت. در اين دوران جريان‌هاي مختلف اسلا‌مي‌ با نظريات و نگاه‌هاي مختلفي وجود داشتند و در تمام اين جريان‌ها شخصيت شهيدبهشتي تاثيرگذار و راهگشا براي انقلا‌ب بود. ‌
ميرحسين موسوي يكي ديگر از ويژگي‌هاي شهيدبهشتي را رويكرد همه‌جانبه ايشان در پرداختن به مسائل فرهنگي و اجتماعي آن دوران برشمرد و گفت: اينكه حضرت امام از ايشان به تنهايي به‌عنوان يك ملت نام مي‌برد، شايد ناظر بر همين ويژگي‌هاي شخصيت ايشان باشد. نخست‌وزير دوران دفاع مقدس يكي ديگر از برجستگي‌هاي شهيدبهشتي را آگاهي از زمان و مكان دانست و گفت: رويكرد شهيدبهشتي به مساله حزب را بايد از اين زاويه مورد بررسي قرار داد كه ايشان فردي آگاه به مسائل و زمانه بوده و مي‌دانسته كه در چه نقطه‌اي از زمان و فضاي جغرافيايي‌اي ايستاده است. شهيدبهشتي آگاهي كامل داشت كه نظام ما با چه مسائلي روبه‌رو است. رويكرد ايشان، رويكردي نبود كه فرد در موقعيت جديدي قرار بگيرد و منتظر يافتن ياري باشد كه بخواهد به قدرت برسد. اگر نحوه برخورد ايشان با حزب و چگونگي پيش‌بيني تشكيلا‌ت آن را درنظر بگيريد درمي‌يابيد كه ايشان داراي رويكردهايي بسيار نو و پيشتازانه بود، البته اين برخورد پيشتازانه، به هيچ‌وجه نافي استفاده ايشان از امكانات و تجربيات بومي و ارزش‌هاي اسلا‌مي نبود. ‌
ميرحسين موسوي جملا‌تي از شهيد دكتر بهشتي انتخاب كرده بود كه درباره فضاي طرح اين جملا‌ت توضيحاتي ارائه داد، البته تصريح كرد اينكه از گفتمان اول انقلا‌ب براي شرايط كنوني استفاده كنيم نبايد يك گناه، يك نگاه به عقب و عقبگرد تاريخي محسوب شود. موسوي جمله‌اي از بهشتي درباره احزاب نقل كرد مبني‌‌بر اينكه معمولا‌ احزاب سياسي حتي تشكيلا‌ت نظامي از همان روز اول با انگيزه رسيدن به قدرت به وجود مي‌آيند و افزود: <دكتر بهشتي پس از طرح اين جمله اشاره‌اي به وضعيت جامعه ايران مي‌كند؛ يادآور فداكاري‌هاي مردم در راه انقلا‌ب و روحيه‌اي كه بر دوران انقلا‌ب حاكم است مي‌شود و بلا‌فاصله مي‌گويد براي نسل نوجوان ما تشكيلا‌ت سياسي، نظامي و اجتماعي، انگيزه قدرت‌طلبي را تداعي نمي‌كند، بلكه انگيزه خدمت و فداكاري در راه يك آرمان و هدف را تداعي مي‌كند.> وي در ادامه گفت: شهيد بهشتي بلا‌فاصله وظيفه تشكيلا‌ت را در دو بخش توضيح مي‌دهد. ايشان البته بارها به اين توضيح رجوع مي‌كند و دائم تاكيد مي‌كند كه حزب جمهوري اسلا‌مي براي چنگ زدن به قدرت پديد نيامده است؛ اگرچه در مواردي ايشان اشاره مي‌كند در موقعيتي كه خلا‌‡ باشد و خدمتگزاران ديگري نباشند حزب وارد قدرت نيز مي‌شود. در جايي ديگر مي‌گويند به هر حال حزب از ديدگاه فرهنگي و اجتماعي معمولا‌ يكي از اين دو مفهوم را تداعي مي‌كند؛ قدرت و خدمتگزاري. موسوي به تشريح مفهوم حزب از نگاه بهشتي پرداخت و گفت: شهيد بهشتي در پاسخ به يكي از مقامات مراكش در ديداري كه با ايشان انجام گرفت دو مفهوم حزب را توضيح مي‌دهد و به ايشان مي‌گويد حزب جمهوري اسلا‌مي طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت است اما در مفهوم دوم؛ يعني به شكل خدمتگزاري و در جست‌وجوي طاعت خدا. ايشان درباره انگيزه خود توضيح مي‌دهد: براي اينكه ما آغازكننده اين تشكيلا‌ت هستيم، براي اينكه به مردم ثبات كنيم، ضمن هدفي كه داريم بنا داريم از قبول هر سمت قدرت‌آفريني خودداري كنيم، مگر هنگامي كه به صورت يك امر واجب مطلق عيني از طرف جامعه و رهبري جامعه به عهده ما گذاشته شود كه البته اين شرايطي خاص است، در غير اين صورت تا آنجا كه كس ديگري وجود دارد كه اين قدرت را در دست گيرد و اين خدمت را انجام دهد به او اولويت مي‌دهيم تا درسي عملي باشد. اين كاري بود كه ما درصدر انقلا‌ب از ايشان بارها مشاهده كرديم و به نظر نمي‌آيد گذشت 30 سال از انقلا‌ب هنوز اين درس را كهنه كرده باشد. براي ايجاد يك التيام و پر كردن شكاف‌هايي كه بين گروه‌هاي سياسي به وجود آمده است
. ‌ 
          

              امروز نوعي شكاف ميان نيروهاي سياسي پديد آمده است
 

ادامه بحث ميرحسين موسوي نگاهي به چند سخنراني دكتر بهشتي بود كه وي جملا‌تي از آنها را انتخاب كرده بود. ‌ موسوي افزود: ايشان (بهشتي) عنوان مي‌كند يك تشكيلا‌ت معمولي كار خود را با آموزش و سازندگي، كلا‌س‌ها و حوزه‌هاي سازنده در ابعاد عقيدتي و آگاه‌كننده در زمينه‌هاي ايدئولوژيك و سياسي و تمرين‌دهنده در ابعاد معنوي و اخلا‌قي آغاز مي‌كند و راه را ادامه مي‌دهد. به بيان ديگر در انديشه شهيدبهشتي موارد يادشده، بخش اصلي فعاليت تشكيلا‌ت است. به‌طور طبيعي تشكيلا‌ت بخش اصلي توان خود را روي بيان مواضع ايدئولوژيك متمركز مي‌كند. ‌
پس از اينكه تشكيلا‌ت مستقر شد و مورد قبول جامعه قرار گرفت، سراغ اين مساله مي‌رود كه در سرنوشت سياسي جامعه حضور موثري پيدا كند و به همه بگويد حال كه بينش اجتماعي، ايدئولوژيك و سياسي مورد نظر به‌عنوان يك نهاد اجتماعي مورد قبول بخش عظيمي از جامعه است، سپس مي‌تواند در ساختن آينده جامعه نقش موثري داشته باشد. آن موقع است كه بخش قابل ملا‌حظه‌ ديگري از قبيل انتخابات، روي كار آمدن دولت، تهيه برنامه‌ها را ثبت مي‌كنند. از منظر شهيد بهشتي ايجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولويت دارد؛ نه اينكه گرفتن قدرت بعد ساختن گفتمان متناسب با اين قدرت مدنظر باشد. وي تصريح كرد: ايشان ايده ساختن يك حزب براي رسيدن به دولت صالح را مطرح مي‌كنند، نه ساختن يك دولت و احزابي دو رو براي حمايت از آن با هر انگيزه و سياستي را. اين دو راه كاملا‌ دو راه متفاوت از يكديگر است. مي‌توان گفت اين فكر، انديشه پنجاه‌وهفتي است، اما من گمان مي‌كنم اين فكر از انديشه‌هايي است كه مي‌تواند و ارزش آن را دارد كه به‌طور دائم سرلوحه توجه‌ نيروهاي سياسي قرار گيرد. ايشان بحثي دارد كه امروز خيلي براي زمان امروز راهگشا است. متاسفانه امروز نوعي شكاف ميان نيروهاي سياسي پديد آمده است، اما اصولي كه در اول انقلا‌ب براساس آن عمل و تبليغ مي‌شد، مواضع حزب، در جهت كم كردن اختلا‌فات با احزاب رقيب بود. اگرچه اين مواضع 100 درصد و در همه موارد موفق نبود، اما در ميان مردم و گروه اسلا‌مي معتقد، فعال و مخلص در خط امام موفقيت‌آميز بود و با اين گروه‌ها رابطه برادرانه وجود داشت. ‌ بدين معنا كه نوعي مراقبت و مدارا بين احزاب و گروه‌هاي رقيب مسلمان وجود داشت و همين كافي بود كه نشان داده شود كه كسي خلا‌ف اعتقاداتي كه ريشه شرعي و ريشه در مصلحت‌هاي عمومي جامعه دارد، عمل نمي‌كند. ‌

                                      مساله‌اي كه ديگر تكرار نشد

به گفته موسوي، شهيد بهشتي با سعه صدر نوع رابطه با گروه‌هاي سياسي را مطرح مي‌كنند و درباره گروه‌هايي كه مبارزه مسلحانه در مقابل نظام را در دستور كار داشتند مي‌گويند: <بايد برخورد قانوني با آنها صورت گيرد.> ايشان تلا‌ش مي‌كند هر نوع فضاي جنگ قدرتي را بين گروه‌‌هاي مذهبي از بين ببرند. اگر انقلا‌ب اسلا‌مي در كشور پايدار شد و گسترش پيدا كرد به دليل حضور چنين روحيه‌اي در آغاز انقلا‌ب بود. ايشان در تقسيم‌بندي ديگري كه به اين موضوع هم ارتباط پيدا مي‌كند سه شاخصه مهم درباره حزب جمهوري مطرح مي‌كنند. اولين شاخصه بحث حضور مكتب، اسلا‌م و فقيهان در درون حزب است. مشخصه دوم، سازمان و تشكيلا‌تي است كه متعلق به همه مردم اعم از جوان، پير، شهري، روستايي و... باشد. يعني تشكيلا‌تي كه نشانگر توده به‌پاخاسته اجتماعي باشد. تركيب شوراي مركزي حزب دقيقا بازنمايي چنين نگاهي بود و در شوراي مركزي و گروه‌هاي شهرستاني، از همه اقشار حضور داشتند. مساله‌اي كه هيچ‌كدام از گروه‌هاي سياسي ديگر چه اسلا‌مي و چه غيراسلا‌مي نتوانستند آن را دوباره تكرار كنند. اين ويژگي در اوايل انقلا‌ب حاكم بود. البته تشكيل چنين شورايي كار ثقيل و سختي بود. چه بسا نارضايتي و ناراحتي در بين برخي از دوستان مجموعه ايجاد مي‌كرد مبني‌بر اينكه چرا كساني باشند و چرا كساني نباشند. ‌ 
           

                     درك روشني از مفهوم گوناگوني ملت نداريم ‌ 
 

ميرحسين موسوي احاطه شهيد بهشتي به زمان و مكان را با تشريح تصور وي از مفهوم ملت توضيح مي‌دهد: بهشتي يك تصور روشن از مفهوم ملت داشت. معناي ملت اين نيست كه عده‌اي از كساني كه با آنها منافع مشترك داريم دور هم جمع شويم و چنان نگاهي به جمع داشته باشيم كه گويي يك ملت هستيم. ملت اعم از هر گروه و دسته‌اي است و تمام افراد را دربر مي‌گيرد. اين نگاه به سادگي در مديران جمهوري اسلا‌مي به وجود نيامد و هنوز هم در اين رابطه مشكل داريم. گاهي يك عده از نيروهاي سياسي كه بعضا چهره‌هاي موجهي هم هستند دور هم جمع شده و به شيوه خود عمل مي‌كنند و تمام ملت را در خود خلا‌صه مي‌بينند. اين افراد نمي‌توانند آغوش خود را آنچنان وسيع و گسترده بگيرند كه آحاد بيشتري را دربر بگيرد. اين يكي از امراضي است كه ما به آن دچار هستيم. وي افزود: ايده‌اي كه ايشان براي حزب داشت و براي آن اقدام عملي كرد، تشكيل حزب به گونه‌اي بود كه برشي از همه جامعه باشد و با خط‌‌دهي‌اي كه در احزاب صورت مي‌گرفت و با آموزشي كه در درون حزب براي پيدا كردن نگاه وسيع‌تر در جهان دنبال مي‌شد، تلا‌ش‌ها بر اين بود كه تقواي تشكيلا‌تي بالا‌ رود. ميرحسين موسوي ادامه داد: كتابي نيز وجود دارد كه از سوي گروه‌هاي چپ با عنوان <شورشيان آرمان‌خواه> منتشر شده است. اين كتاب بعد از آنكه گروه‌هاي چپ را شرح مي‌دهد، در بخشي قضاوتي دارد مبني‌بر اينكه به‌رغم آنكه تمام احزاب شعار حمايت از قشر كارگري را مي‌دادند و خود را نماينده آن طبقه مي‌دانستند، در تركيب اين احزاب و شوراها وجود كارگران نزديك به صفر بود. من نمي‌خواهم با انتقاد از آنها بگويم كه گروه‌هاي اسلا‌مي از اين ايراد مبرا هستند. همانطور كه اشاره شد چه‌بسا ما گروه‌ها و دسته‌هايي را شكل مي‌دهيم و به آن به‌گونه‌اي نگاه مي‌كنيم كه گويي همه ملت را در بر مي‌گيرد. در نتيجه از تنوع موجود در كشور غافل مي‌شويم كه در نهايت منجر به ايجاد مشكلا‌ت مي‌شود و شايد بخش قابل توجهي از مشكلا‌ت ما در رابطه با سياست‌هاي اقتصادي، سياست‌هاي داخلي و خارجي معطوف به اين قضيه است كه ما درك روشني از مفهوم گوناگوني ملت نداريم. شهيد بهشتي درباره خصوصيت سوم تاكيد داشتند، در عين فراگيري و وسعت نبايد انحصارطلب بود. به نظر مي‌آيد اين مسائل نه‌تنها براي حزب، كه براي جامعه فعلي ما هم اهميت دارد و دوباره بايد به آن رجوع كرد. ‌ 
                    

 

                      پيامي پس از سي سال و در آستانه انتخابات

موسوي جمله‌اي از بهشتي نقل مي‌كند و مي‌گويد: <يكي از اصول تشكيلا‌تي كه در جزوات آموزشي حزب جمهوري اسلا‌مي منتشر شده آن است كه حزب جمهوري اسلا‌مي مجموعه‌اي است از عناصر معتقد به اسلا‌م و مبارز كه خواستار ارزش‌هاي عالي اسلا‌مي باشند به‌طوري كه براي هر كاري جست‌وجو كرده و صالح‌ترين را انتخاب كنند، فارغ از آنكه عضو اين تشكيلا‌ت باشد يا خير.> هنوز اين توصيه و نصيحت، سي سال گذشته را شكافته و پيام خود را به‌عنوان يك مساله روز حساس و در آستانه انتخابات به ما مي‌رساند. ايشان عنوان مي‌كنند: حزب جمهوري اسلا‌مي انحصار‌طلب، قدرت ‌طلب، خودمحور و نفي‌كننده ديگر گروه‌هاي سياسي نيست. ما هر گروه سياسي و اسلا‌مي ديگر را كه مؤمن، درستكار و صديق به انقلا‌ب باشد، گروه برادر مي‌ناميم و با اين گروه‌ها مسابقه مي‌گذاريم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت. حاشا، بلكه مسابقه بر سر تقديم بهترين خدمت به ملت. در مجموعه سخنان ايشان در مورد تشكيلا‌ت ما به اين دردها فراوان برخورد كرده‌ايم كه همه آنها ارزش ارزيابي مجدد براي معرفي به نسل‌هاي جديد را دارد؛ هم براي يافتن راه و هم براي آنچه كه در انقلا‌ب گذشت و فهم اين مساله كه چرا نام شهيد بهشتي همچون اكسيري مقدس براي ملت ما باقي ماند و هنوز كه 30 سال از آن زمان فاصله گرفته‌ايم، باز نام ايشان بسيج‌كننده همه نيروهاي مومن است.

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 21:57 |

 

  • بقره قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّآ إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ    ﴿ 70 ﴾     جزء 1  

    گفتند :از پروردگارت بخواه ، تا بر ما روشن گرداند که آن چگونه[ گاوى ]باشد؟ زیرا[ چگونگى ]این ماده گاو بر ما مشتبه شده ، ولى با توضیحات بیشتر تو . ما ان شاء الله حتما هدایت خواهیم شد.

     

     

     

     

     

     

    They said: Pray for us unto thy Lord that He make clear to us what (cow) she is. Lo! cows are much alike to us; and lo! if Allah wills, we may be led a right.

    بگفتند بازازخدایت بخــــــــــــــــــواه

  •    کند بیشتررهنمـــــــــــــــائی به راه                                                   

    که واضح نگشتست برمادرست

    که ماراچسان گاو بایست جست

    که چون رفع گردد زما اشتبـــــــــاه

    اگربازخواهد یگــــــــــــــــــانه الـــه

    هدایت بگردیم بر راه راســــــــــــت

    به جای آوریم آنجه ایزدبخواســــت.

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 19:35 |
     

    تک بیت های ناب

    کتاب برگ سبـــــــز

    تالیف: سیدمحسن خلیق رضوی

    شروع ابیات باحرف "ظ"

    ظالم برفت وقاعده زشت اوبماند

    عادل برفت ونام نکو یادگارکرد.      سعدی

    ظلم رهاکن به وفا درگـــــــــریز

    خلق چه باشد به خدا درگریـــز.      نظامی

    ظلم وستم گرچه زدربان بــــود

    برثرغفلت سلطــــــــــــــان بود.       خواجو

    ظلمت ازظلم دان ونورازعدل

    این بدان ومباش دور ازعدل.       اوحدی

    ظلم لشکرزضعف شاه بـــود

    بد شوددل چو تن تباه بــــود.       سنائی

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 19:2 |
     

    مَن عَبَدَاللهَ حَقَ عِبادَتِهِ اَتاهُ اللهُ فَوقَ اَمانیهِ وَ کِفایَتِهِ .

    هرکس که خدارابپرستدوحق بندگی اورابجای آوردخداوند به

    اوبیش ازآنچه آرزو داردمی رساند.

    When a man worships God truly as  He

    should be worshipped , God will grant him

    over and above what he desires for

    himself.

    آنکس که نبرده اســت خداراازیــــاد

    خاطر به عبادت خــدا داردشـــــــــاد

    افزونترازآنچه ازخدا خواسته است

    اندردوجهان خــــدا بدو خواهد داد.

                 

                      

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 18:44 |

     

    تعبیر دوگانه ازشعر درصدا وسیما

     

    روز گذشته بمناسبت اربعین حسینی صداوسیما برنامه هائی داشت که انصـــــــأفا بعضی

     

    ازآنـــهاهم جالب بود . اما دوبرنامه که د یروز وامروز پخش شده است بررسی مختصری

     

    می کنیم.

     

    روزاربعین حدود ساعت یک بعدازظهر حجه الاسلام نقویان که بیشتر صحبت های خودرا

     

    هم بااستفاده از اشعارشاعران گرم می کند گفت : شعرگفتن که کارندارد . اگر مردهستی

     

    بیـــــا درمیداان مبارزه . ومن نفهمیدم بچه دلیل اشعارمحتشم کاشانی وهزاران شاعر دیگر

     

    ورد زبان مداحان وگویندگان است و بصورت نوشته وکتبه روی درودیوار مساجد

     

    وامامزاده ها جلوه گری می کند و بهرحال آنکه می تواند شعربگوید چگونه باید  برود 

     

    درجبهه وبجنگد.

     

    ماشعرای بسیاری راداریم که حتی مدح  شاهان ستمگر را نیز کرده اند لکن امروز محبوب

     

    مردم ایران وحتی جهان هستند و حتی خود آقایان منبری هاهم ازاشعار آنان استفاده می

     

    کنند و تاریخ هم می گوید بااین که بعضی ازاین شاعران باتقوا هم نبوده اند لکن مورد

     

    توجه ائمه اطهار بوده اند.

     

    واماامروز جناب حجه الاسلام انصاریان سخنانی درمدح حافظ گفتند و از ایشان تعریف

     

    وتمجیدنمودند وبعد هم بازبان خودایشان دلیل آوردند که مقبره اش زیارتگه رندان جهان…

     

    که اصل آن بیت چنین است .

     

    برسرتربت  ما گر گذری همت خــــــــــــــــــــواه

     

    که زیارتگه رندان جهان خواهــــــــــــــــــد بود.

     

    بهرحال امید است که گویندگان ما ازهمه انتظارنداشته باشند که رزمنده و جنگنده باشنــــد

     

    وکارقلم ونوشتن هم مهم است وخد اوند هم درقران به قلم سوگند خورده است و درسوره

     

    شعراهم برای شعرای متعهد حساب جداگانه ای بازشده است .

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 15:59 |

     

    توخود  حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل

     

     یکی از دوستان تعریف می کرد که درزمان شاه عکسی از حجه الاسلام فلســــــفی

     

    خطیب مشهوررابا عکس یک زن بدنام مونتاژکرده بودند وانتشار یافته بود. که البته

     

    معلوم هم بود کــــــــــارچه کسانی است .

     

    بهرحال فردی هم که با مرحوم فللسفی رفاقت داشت عکس رابه ایشان نشان داده

     

     وگفته بود

     

    حاج آقا شما هم بله .

     

    مرحوم فلسفی بدون این که کنترل خودش را ازدست بدهد گفته بود: بله ماهم بله .

     

    اتفاقا این عکس ،عکس خودمن است و آن خانم هم خواهرشاه است .

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 15:29 |

    Officer of King of the flowers the grass adorn
    The meadows welcome O God, the newly born.
    What a pleasant gathering was this royal feast
    Each one is seated upon his own throne.
    Let your Seal, seal the fate of the Royal Seal
    With your name, Satan's hands are cut and torn.
    This house is eternally the gateway through which
    The winds of compassion are fragrantly blown.
    Glory of the Mighty King, his mythic sword
    Book of Kings, and its readers have all sworn.
    Tamed the stallion of fate, put under saddle
    Mighty Rider played polo, the ball is thrown.
    In this land flowing waters became your sword
    Planted seeds of Justice, and evil intent forlorn.
    No wonder, with your goodness, if from now on
    From deserts, upon the breeze musk is flown.
    Hermits patiently await your good vision
    Raise your hat, throw aside the mask you've worn.
    Sought counsel of my mind, said, Hafiz, drink!
    Listen to my trusted friend, pour me wine until the morn.
    Gentle breeze bestow this feast with plentiful horn
    The bearer, with a cup or two, those like me may scorn.

    © Shahriar Shahriari
    Los Angeles, Ca
    January 12, 2000

    افـسر سلـطان گـل پیدا شد از طرف چمن
    مـقدمـش یا رب مبارک باد بر سرو و سمـن
    خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی
    تا نـشیند هر کسی اکنون به جای خویشتـن
    خاتـم جـم را بشارت ده به حسن خاتمـت
    کاسـم اعـظـم کرد از او کوتاه دست اهرمن
    تا ابد مـعـمور باد این خانـه کز خاک درش
    هر نـفـس با بوی رحـمان می‌وزد باد یمـن
    شوکـت پور پـشـنـگ و تیغ عالـمـگیر او
    در همـه شهـنامـه‌ها شد داستان انجمـن
    خـنـگ چوگانی چرخـت رام شد در زیر زین
    شـهـسوارا چون بـه میدان آمدی گویی بزن
    جویبار مـلـک را آب روان شمـشیر توسـت
    تو درخـت عدل بنشان بیخ بدخواهان بـکـن
    بـعد از این نشکفت اگر با نکهت خلق خوشـت
    خیزد از صـحرای ایذج نافـه مشـک خـتـن
    گوشـه گیران انتـظار جلوه خوش می‌کنـند
    برشـکـن طرف کـلاه و برقـع از رخ برفکـن
    مـشورت با عقل کردم گفت حافظ می بـنوش
    ساقیا می ده بـه قول مستـشار مؤ‌تـمـن
    ای صـبا بر ساقی بزم اتابـک عرضـه دار
    تا از آن جام زرافشان جرعه‌ای بخشد بـه مـن

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 11:53 |
     

    نصر الله يرفض تاكيد او نفي امتلاك سلاح للدفاع الجوي، ويعد بالثار للشهيد مغنية

    اكد الامين العام لحزب الله السيد حسن نصر الله الاثنين، حق المقاومة في الحصول على السلاح واستخدامه للدفاع عن لبنان، بما فيه سلاح الدفاع الجوي، لكنه لم يؤكد او ينف امتلاك المقاومة لهذا السلاح.

    وخلال كلمته في مهرجان الوفاء للقادة الشهداء في ضاحية بيروت الجنوبية، جدد السيد نصر الله التعهد بالرد على عملية اغتيال القيادي في المقاومة الاسلامية الشهيد عماد مغنية.

    وقال نصر الله: "ان الشهيد مغنية سيظل يرعب الاسرائيليين في كل مكان".

    وجاء كلام نصر الله في مهرجان الوفاء للقادة الشهداء الذي يحييه حزب الله وجماهير المقاومة الاسلامية في لبنان في ذكرى استشهاد السيد عباس الموسوي والشيخ راغب حرب وقائد الانتصارين الحاج عماد مغنية الحاج رضوان، في الاحتفال المركزي في مجمع سيد الشهداء (ع) في الضاحية الجنوبية لبيروت.

    كما شدد على حق المقاومة في الحصول على السلاح واستخدامه للدفاع عن لبنان وشعبه بما فيه سلاح الجو، محذرا اي حكومة اسرائيلية جديدة من ارسال جنودها الى لبنان.

    كما أكد الامين العام لحزب الله ، ان خيار التسوية مع العدو الاسرائيلي اثبت فشله على مدار السنين الماضية، وانه كلما قدم العرب مزيدا من التنازلات لاسرائيل تزداد هي في التشدد والقتل والاغتيالات وفي شن الحروب.

    وقال "انه وبالشواهد كلما كنا كعرب نقدم تنازلات كان الاسرائيلي يزداد قتلا واغتيالا وتنصلا من اتفاقات سابقة وطمعه بارضنا ومياهنا".

    واوضح "ان قمة الكويت اعطت اشارة جيدة ان المبادرة العربية لن تبقى طويلا على الطاولة"، مشيرا الى ما قبل قمة الكويت حيث "كان الرد الاسرائيلي على التمسك بالمبادرة العربية المزيد من التشبث والتطرف وهذا الرد كان في الانتخابات الاسرائيلية".

    وتساءل نصر الله "ما هو الجواب اللبناني على نتائج الانتخابات الاسرائيلية، هل المزيد من التنازل والمزيد من الجوائز والاسترضاء؟"، ومضى "لماذا تريدون ان تضحوا بهذه المقاومة بالمجان؟ هل اذا قدمنا كل التنازلات المطلوبة لاسرائيل هل هذا يعني تحقق السلام في المنطقة، وهل يعني ان اسرائيل لن تتوقف عن القتل والعلو، ولن تاتي بعد التسوية لتطالبنا بالمياه والعالم يعاني من ازمة مياه وفتح الاسواق والعالم يعاني ازمة مالية وربما ارض جديدة لتوطين المزيد من اليهود".

    وتحدث عن "ثلاثة خيارات هي الاعتراف بالعدو والاستسلام والذوبان معه، وهناك خيار التسوية التي تعني تقديم التنازلات للعدو، والخيار الثالث هو خيار المقاومة".

    وشدد نصر الله على "ان دماء هؤلاء القادة الشهداء اعادت اهل كل قرية في البقاع والجنوب اللبناني الى ديارهم وارضهم بكل عزة وكرامة"، مشيرا الى "ان حقهم علينا ان نقف لتقديرهم واحترامهم واجلالهم".

    واكد "ان اسرائيل لم تعد قوية كما كانت في الماضي ومقاومة اليوم ليست كمقاومة الامس".

    وتوقف الامين العام لحزب الله ثانية عند النتائج الخطيرة للانتخابات الاسرائيلية الاخيرة معلنا "ان التاريخ المعاصر يؤكد الاستنتاج بان كل الاحزاب الاسرائيلية اسوأ من بعضها بعضا"، مشيرا الى انه "كلما ذهب العدو الى اليمين والتشدد يقل الكذب الاسرائيلي والخداع والاستخفاف بعقول العرب".

    وتدارك قائلا "لكن النتيجة الجيدة مع اليمين ان اسرائيل تصبح اوضح والنتيجة الثانية ان هؤلاء القادة الاسرائيليين تمت تجربتهم، وكلهم هزموا في لبنان فلا يخوفنا احد منهم".

    وذكّر نصر الله "انه ومنذ ان دخلت المقاومة اللبنانية، المقاومة بمختلف اتجاهاتها وفي طليعتها المقاومة الاسلامية ، ساحة الميدان لم تواجه اسرائيل في لبنان الا الهزائم، في 84 و 85 و 2000، و2006".

    وشدد نصرالله على ان تجربة غزة من الصمود البطولي والأسطوري للمقاومة في غزة أعطت اضافة نوعية لانتصار تموز، موضحا ان الاسرائيلي اخطأ بنفس الطريقة واعتمد على سلاح الجو الذي لم يتمكن من حسم المعركة.

    واشار للمرحلة الثالثة التي لم يتمكن العدو من تنفيذها خلال حربه على غزة وهي دخول مدن قائلا: "لكنهم لم يدخلوا ليس لأن الوقت ضاق، بل لأنهم كانوا مرعوبين من الدخول ويدركون أن ما ينتظرهم في غزة هم مقاتلون حاضرون للقتال حتى الشهادة".

    واكد "ان من اهم العبر في حرب غزة ان القوات البرية الاسرائيلية هي اعجز من ان تحسم معركة وان تدخل في معركة حقيقية".

    وتوجه نصر الله للعدو بالقول: "هم يتوعدوننا ونحن نتوعدهم بما اعده لهم عماد، من عشق العباس وارادة الراغب، نعم لاي حكومة اسرائيلية، لو فكرت اي يوم ان ترسل فرقها والويتها وجيشها الى ارضنا وقرانا لتحتل فستدمر بايدي تلامذة عماد مغنية وعباس الموسوي وراغب حرب".

    وفيما لم ينف او يؤكد الامين العام لحزب الله التقارير والحديث عن حصول المقاومة على سلاح مضاد للطائرات والذي اشار الى انه سيؤدي لتغيير موازين الحرب اكد "ان خوف العدو من وصول سلاح جو الى المقاومة هو لان المقاومة تملك ارادة وشجاعة استخدام هذا السلاح".

    وردا على تهديدات العدو في حال امتلكت المقاومة سلاحا مضادا للجو واستخدمته ضد طائراته، اكد نصرالله "ان من حق المقاومة امتلاك اي سلاح للدفاع عن شعبها، وقال "هل امتلكنا ام لا هذا بحث اخر، ونحن لا نخوض الصراع على قاعدة العنتيريات والمزايدات، بل على قاعدة المفاجات، ما اريد ان اثبته اننا نملك الحق في ان نملك اي سلاح ومن ضمنه سلاح الدفاع الجوي، وأيضا لدينا كل الحق أن نستخدم هذا السلاح اذا أردنا، لقد ولى الزمن الذي نتصرف فيه وكأننا ضعاف".

    وفي الشأن الداخلي، اوضح الامين العام لحزب الله "ان هناك خلافا في لبنان حول الخيارات السياسية الكبرى وهذا الخلاف قائم منذ زمن طويل".

    هذا وقد بدا المهرجان مساء الاثنين وحضره ممثل رئيس الجمهورية العماد ميشال سليمان نائب رئيس مجلس الوزراء عصام ابو جمرة وممثل رئيس المجلس النيابي نبيه بري النائب علي حسن خليل وعدد من الوزراء والنواب وعدد من السياسيين وممثلي الاحزاب الوطنية والفصائل الفلسطينية ورجال دين وعسكريون.

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 11:42 |
     

    دست مزن! چشم ببستم دو دست .... راه مرو! چشم دو پایم شکست

    حرف مزن! قطع نمودم سخن .... نطق مکن! چشم ببستم دهــــــــــن

    هیچ نفهم! این سخت عنوان مکن .... خواهش نافهمی انسان مکن

    لال شوم ، کور شوم ، کر شوم ..... لیک محال است که من خر شوم.

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 11:31 |

    امتیاز

    تفاضل

     خورده

     زده

    باخت

    تساوی

    برد

    تعداد

    تیم

    ر

    53

    34

    27

    61

    5

    5

    16

    26

    استقلال 

    1

    47

    8

    35

    43

    5

    8

    13

    26

    ذوب آهن

    2

    44

    9

    33

    42

    6

    8

    12

    26

    پیروزی

    3

    41

    9

    29

    38

    5

    11

    10

    26

    سپاهان

    4

    40

    8

    27

    35

    4

    13

    9

    26

    صبای قم 

    5

    40

    7

    31

    38

    8

    7

    11

    26

    پیکان قزوین

    6

    39

    7

    30

    37

    7

    9

    10

    26

    مس کرمان

    7

    38

    4

    33

    37

    8

    8

    10

    26

    فولاد اهواز

    8

    38

    1-

    37

    36

    8

    8

    10

    26

    سایپا کرج

    9

    36

    3-

    29

    26

    8

    9

    9

    26

    مقاومت شیراز

    10

    33

    4-

    32

    28

    11

    6

    9

    26

    راه آهن ری

    11

    32

    3-

    31

    28

    8

    11

    7

    26

    ملوان انزلی 

    12

    30

    4-

    35

    31

    12

    6

    8

    26

    ابومسلم

    13

    28

    11-

    40

    29

    12

    7

    7

    26

    پاس همدان

    14

    27

    15-

    41

    26

    13

    6

    7

    26

    استقلال اهواز

    15

    22

    7-

    37

    30

    13

    7

    5

    25

    برق شیراز

    16

    19

    16-

    46

    30

    13

    10

    3

    26

    داماش رشت

    17

    19

    22-

    45

    23

    14

    7

    4

    25

    پیام مشهد

    18

     

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 11:19 |
     
    نویسنده: سعید
     
    سه شنبه 29 بهمن1387 ساعت: 6:55
     
    سلام . من تعجب می کنم که شما با این مطالب خوبی که در وبلاگتان دارید اقدام
     
    به معرفی چهره های فاسد مدعی اصلاحات شده اید. لطفا تا می توانید سعی
     
    کنیداز احمدی نژاد بنویسید.
     
    ثابت قدم : باعث تعجب است که جنا ب میرحسین موسوی و کروبی
     
    فاسد و (مدعی اصلاحات ) به حساب  می آیند. خوب است برادر
     
    عزیز ما به بیانات  حضرت امام خمینی (ره) درمورد این عزیزان
     
    مراجعه کنند . خصوصا جناب میرحسین که حضرت امام بــــــــه
     
    مخالفان ایشان فرمودند: شما عرضه  نگه داری یک  دکان نانوائی
     
    راهم ندارید. درمورد آقای احمدی نژادهم مطالبی نوشته ایم
     
    که می توانید به آرشیو مراجعه کنید لکن اگر اقدامات مثبتی از
     
    ایشان می دانید بنویسید تا استفاده شود.
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 10:55 |
    زندگينامه: ميرحسين موسوی خامنه (1320- )
     
    سياست - همشهري آنلاين:
    ميرحسين موسوی خامنه در سال 1320 در شهر خامنه در استان آذربايجان شرقي به دنيا آمد.

    وي در سال 1348 مدرك كارشناسی ارشد معماری و شهرسازی را از دانشگاه ملی سابق (شهيد بهشتی) دريافت كرد.

    ميرحسين موسوي به زبان‌هاي انگليسی و عربی آشنايي دارد. وي از سال 1360 تا 1368 نخست وزير جمهوري اسلامي ايران بوده است.

    وي همچنين عضو پيوسته و رئيس فرهنگستان هنر نيز مي‌باشد.

    سوابق اجرايي و فرهنگي:

    • مدرس دانشگاه ملی (شهيد بهشتی)
    • استاديار دانشگاه ملی (شهيد بهشتی)
    • عضو شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی
    • دبير و مدير مسئول روزنامه‌ جمهوری اسلامی
    • رئيس دفتر سياسی حزب جمهوري اسلامي
    • وزير امور خارجه جمهوری اسلامی ايران
    • نخست وزير جمهوری اسلامی ايران
    • مشاور سياسی رييس جمهور
    • عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام
    • استاديار علوم سياسی دانشگاه تربيت مدرس
    • مشاور عالی رييس جمهور
    • رئيس فرهنگستان هنر از سال ١٣٧٨
    • عضويت در شورای عالی انقلاب فرهنگی
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 0:28 |
    زندگينامه: مهدي كروبي (1316- )
     
                سياست - همشهري آنلاين:
     
    مهدي كروبي در سال 1316 در اليگودرز به دنيا آمد.

    کروبی، تحصیل کرده حوزه و دانشگاه است. او در آغاز دهه ۱۳۳۰ وارد حوزه علمیه شد و سپس به دانشگاه تهران رفت و در دانشکده الهیات مدرك ليسانس الهيات خود را اخذ كرد.

    وي در سال ۱۳۵۸، در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و به عنوان نماینده الیگودرز، وارد مجلس شد. همچنين در دور دوم از تهران کاندید شد و به مقام نایب رئیسی مجلس رسيد.

    كروبي در انتخابات سال ۱۳۷۸ ، مجددا وارد مجلس شورای اسلامی شد و این بار، ریاست مجلس را به عهده گرفت.

    مهدی کروبی در سال ۱۳۸۴، از دبیری مجمع روحانیون مبارزه کناره‌گیری کرد و حزب تازه‌ای به نام حزب اعتماد ملی تأسیس کرد.

    سوابق اجرايي:

    • نماينده ولي فقيه و سرپرست كميته امداد امام خميني و بنياد شهيد و امور حج
    • تاسيس بنياد شهيد به فرمان امام (ره) در سال 1358
    • عضويت در شوراي بازنگري قانون اساسي در دهه 1360
    • نماينده و نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي
    • رياست مجلس شوراي اسلامي
    • عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي
    • عضويت در مجمع روحانيون مبارز
    • كانديداي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري
    • دبيركل حزب اعتماد ملي
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 0:22 |

    به یاد علیرضا نوری

    آری این چنین بود برادر

     

    باران كه ‌می‌بارد، شیخ غمگین می‌شود. نه برای باران و نه برای برگ‌ریزان كه برای داغ‌هایی كه در باران دیده است:

    مهرماه 1379 بود. عبدالله نوری به مرخصی آمده بود. معمولا سه روز به مرخصی می‌آمد و سه روز هم مرخصی‌اش تمدید می‌شد. مادرش همین سه روز را مغتنم می‌شمرد و از اصفهان به تهران می‌آمد تا چند روزی بیرون از زندان با فرزندش باشد اما قبل از آنكه سه روز مرخصی اولیه شیخ به پایان برسد به اصفهان بازمی‌گشت. می‌گفت دل ندارم كه تو را در راه زندان ببینم. دوست ندارم كه ببینم كه آمده‌اند تا فرزندم را به اوین ببرند.

     

    بارها در راهروهای زندان تا عبدالله نوری را دیده بود با عتاب و خطابی- كه معلوم نبود خطاب به كیست؟! – گفته بود: آخر من باید تو را اینجا ببینم؟ آخر من پس از این همه سال طعم شهادت فرزند چشیدن و دیدن وزارت دیگر فرزندم باید به اوین بیایم؟ 

    در آن مهرماه بارانی اما عبدالله نوری مادرش را به ماندن در تهران و بازنگشتن به اصفهان ترغیب كرد چه گمان می‌كرد مطابق معمول ایام مرخصی‌اش تمدید می‌شود. اما نشد. مادر ماند و مرخصی نماند و اینگونه شد كه در دل‌تنگی پاییزی روز جمعه جلوی چشمان مادر عبدالله نوری به زندان اوین بازگشت و واقعیتی كه مادر از آن فرار می‌كرد و فرزند سعی می‌كرد آن را به رخ نكشد با بی‌رحمی‌تمام خود را نشان داد.

    دو روز بعد ساعت ده شب شیخ در زندان بود و در اتاقی كه به اتاق تلویزیون معروف بود تلویزیون را تماشا می‌كرد. ناگهان بلندگوی زندان اعلام كرد: آقای عبدالله نوری برای مرخصی به دفتر زندان مراجعه كند. صدای صلوات زندانیان بلند شد كه به رسم زندان برای زندانی راهی مرخصی یا آزادی صلوات می‌فرستند. اما شیخ لرزید. زندانیان از لرزش شیخ نگران شدند.

     

    پرسیدند چه شده؟ مگر مرخصی هم ناراحتی دارد؟ عبدالله نوری گفت این مرخصی عادی نیست؛ معمولی نیست؛ من تازه در مرخصی بودم؛ تازه از مرخصی برگشتم؛ معنای این مرخصی نابهنگام چیست جز مریضی مادر؟

    اما چاره‌ای جز مرخصی نبود. لباس پوشید و به حیاط زندان قدم گذاشت. باران می‌بارید. سوار بر ماشین دادگاه ویژه روحانیت به بیمارستان قلب نزدیك می‌شد. وقتی رسید مادر در اغمای كامل بود: مرگ و زندگی‌اش به دستگاهی بند بود. عبدالله نوری دیگر مادرش را ندید. پس از دو ساعت به او اعلام كردند كه باید به زندان بازگردد.

     

    اما علیرضا برادرش آن قدر پیگیری كرد تا روز بعد مرخصی عبدالله نوری تمدید شد. این بار مرخصی تمدید شد اما مادر مطابق معمول زودتر رفته بود تا بازگشت فرزندش به زندان را نبیند. زودتر از روزی كه مرخصی عبدالله نوری به پایان برسد. مادر در 27 مهرماه 1379 فوت كرد. دو سال بعد در هشتم آبان ماه 1381 ساعت 9 شب بار دیگر مرخصی نابهنگامی‌‌پیش آمد. به شیخ خبر دادند كه برای مرخصی آماده شود. شیخ اما گفت: مرخصی چرا؟ آن هم ساعت 9 شب! گفتند: قدرت‌الله علیخانی (نماینده مجلس ششم) دنبالتان آمده.

     

    عبدالله نوری لباس پوشید و به حیاط زندان قدم گذاشت. باز باران می‌بارید. این بار اما نه فقط ماموران دادگاه ویژه روحانیت كه رئیس آن غلامحسین محسنی‌اژه‌ای به استقبال شیخ آمده بود. علیخانی به نوری گفت: می‌رویم مرخصی. شیخ گفت: مرخصی برای چی؟ علیخانی گفت: حالا می‌رویم متوجه می‌شوید. شیخ گفت: چرا آقای اژه‌ای آمده است؟ علیخانی گفت: برای حل مشكل تا برای مرخصی مانعی ایجاد نشود و افزود: ظاهرا پس از فوت مادر آقای غلامحسین كرباسچی شما نتوانسته‌اید در مجالس ترحیم ایشان شركت كنید.

     

    دوستان خواسته‌اند شما در جلسه ترحیم یا یادبود ایشان حاضر شوید و به مرخصی بیایید. شیخ گفت: حالا امشب مراسم تمام شد به زندان برمی‌گردم یا مرخصی تمدید می‌شود؟ علیخانی گفت: حالا ببینیم چه می‌شود؟!

    عبدالله نوری چنان متحیر مرخصی نابهنگام بود كه پاسخ‌های بریده - بریده و ناقص و ناتمام قدرت‌الله علیخانی شكش را برنیانگیخت. نوری نمی‌دانست كه علیخانی شرط كرده است كه خبر اصلی را به نوری ندهد و فقط وظیفه بیرون آوردن او از زندان را انجام دهد. دم در زندان اژه‌ای از علیخانی و نوری خداحافظی كرد و آن دو راهی خانه غلامحسین كرباسچی شدند. درخانه كرباسچی همه پیراهن سیاه پوشیده بودند؛ گوش تا گوش. قرار بود خبر را نوری از زبان كرباسچی بشنود، پس شهردار سابق خطاب به وزیر سابق شروع كرد:

    مادرم كه مرحوم شد ما در قم تشییع جنازه داشتیم علیرضا هم بود.
    روز بود ما در تهران فاتحه داشتیم علیرضا هم بود.
    امروز هم فاتحه داشتیم اما علیرضا نبود.

    غلامحسین كرباسچی سعی می‌كرد قطعات پازلش را تكمیل كند تا عبدالله نوری خبردار شود اما بهت نوری و اشك‌های كرباسچی و گریه‌های زیرلب حاضران مانع از آن بود كه عبدالله نوری اصل ماجرا را بفهمد. بهت عبدالله نوری چنان بود كه پس از این همه داستان‌سرایی كرباسچی از او پرسید:
    پس علیرضا كجا بود؟ پس علیرضا كجا رفت؟ پس علیرضا كجا هست؟
    كرباسچی از داستان‌سرایی بازنماند، گویی نمی‌خواست انتهای داستان را بگوید. پاسخ داد: علیرضا رفته شمال.
    دست عبدالله نوری لرزید. استكان چای در دستش لرزید. علی ‌هاشمی‌رفسنجانی فهمید كه اگر كسی خبری را كه قرار است عبدالله نوری بشنود را نگوید، جمعیت منفجر می‌شود. پس خبر را گفت: علیرضا امروز تصادف كرد و فوت شد.

    علی ‌هاشمی‌رفسنجانی خبر را كه داد استكان را هم از دست عبدالله نوری گرفت. نوری اما هیچ نگفت جز آن كه، كسی مرا به خانه‌ام ببرد. از خانه بیرون آمد هنوز باران می‌بارید.
    علیرضا نوری در هشتم فروردین ماه 1342 در اصفهان متولد شد. همان سالی كه امام خمینی قیامش را آغاز كرد و نوزادان در گهواره‌ها را سربازان خود خواند. علیرضا فرزند هفتم خانواده پرجمعیتی بود كه 9 فرزند داشت: عبدالله، صدیقه، اسدالله، حبیب‌الله، حسین، ‌مهدی، علیرضا، فاطمه و زهرا. فاصله سنی عبدالله و علیرضا 14 سال بود و عبدالله دو سال پس از تولد علیرضا از اصفهان به قم رفت و به تحصیل در حوزه سرگرم شد و البته به قیام امام خمینی پیوست.

     

    علیرضا در این سال‌ها در اصفهان درس می‌خواند و پس از اخذ دیپلم ریاضی در كنكور پزشكی شركت كرد و در دانشگاه اصفهان پذیرفته شد. آن سال‌ها انقلاب اسلامی‌ایران پیروز شده بود و جنگ ایران و عراق آغاز شده بود. علیرضا هم در قد و قامت یك بسیجی تمام‌عیار افزون برتحصیل در دانشگاه راهی جبهه شد و گرچه بنا به تحصیلاتش در دانشكده پزشكی می‌توانست تنها در درمانگاه‌های جبهه مشغول باشد همراه برادرانش در عملیات‌های نظامی‌شركت می‌كرد. در بسیاری از عملیات‌ها از برادران نوری چهار نفر در جبهه بودند.

     

    عبدالله نوری به صفت نمایندگی امام خمینی در جهادسازندگی افزون بر نمایندگی مجلس شورای اسلامی ‌و ریاست كمیسیون برنامه و بودجه پارلمان معمولاً در زمان عملیات در جبهه جنگ حضور داشت، حاج‌حسین نوری فرمانده گردان جهاد از 96 ماه جنگ 85 ماه را در جبهه گذراند و مهدی نوری در كنار علیرضا در جنگ حضور مستمر داشتند تا اینكه مهدی در عملیات كربلای 3 شهید شد. عملیاتی كه در آن اسكله الامیه تصرف شد و در جمع چهار شهید داشت كه یكی از آن چهار شهید، مهدی نوری بود.

    مادر نوری‌ها البته در همه آن سال‌ها از تلفن وحشت داشت.می‌گفت هر بار كه تلفن زنگ می‌زند من می‌لرزم كه خبر كدامیك از چهار برادر را می‌خواهند بدهند. علیرضا كه در جنگ آر پی جی زن شده بود پس از جنگ از كاهش قدرت شنوایی‌اش رنج می‌برد. دوره درس او از سال 1360 شروع شد و تا سال 1367 ادامه یافت. دوره تخصصی جراحی را نزد دكتر كلانتر معتمد آموزش دید و نفر اول بورد تخصصی ایران شد و سپس دوره فوق تخصص عروق را از سر گذراند. هنگامی‌كه مرگ او را در بر گرفت فوق تخصص عروق دست را نزداستادش دكتر «گوشه» می‌گذراند. 

    علیرضا به هنگام مرگ عضو هیات علمی‌و استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران بود، همان دانشگاهی كه بخشی از دوره دانشجویی‌اش را در آنجا و در انجمن اسلامی‌آن سپری كرده بود.
    زمانی كه عبدالله نوری به جای مجلس به زندان رفت و علیرضا به توصیه دوستانش از جمله برادر نامزد پارلمان شد، اما برخلاف انتظار عمومی‌او به سختی در فهرست احزاب مطرح اصلاح‌طلب قرار گرفت. 

    گرچه مدیران مطبوعات اصلاح‌طلب او را در فهرست خویش قرار دادند اما پس از رایزنی‌های بسیار افرادی مانند عباس عبدی (از حزب مشاركت) و محمدعلی ابطحی (از مجمع روحانیون مبارز) و علیرضا نوری یك هفته مانده به انتخابات در قعر فهرست حزب مشاركت (نفر سی‌ام) قرار گرفت. رای مردم اما علیرضا را بر صدر فهرست نشاند و علیرضا نفر سوم شد.

    علیرضا در مجلس ششم به كمیسیون تخصصی خود رفت: كمیسیون بهداشت و درمان. او گرچه از دوران دانشجویی علایق سیاسی داشت اما هرگز خود را یك چهره سیاسی نمی‌دانست تا در جدل‌های سیاسی پارلمان شركت كند. همزمان با دوره نمایندگی‌اش از وظایف حرفه‌ای‌اش در مقام یك پزشك غافل نبود. ساعت‌ها مطالعه می‌كرد تا به دانش پزشكی روز جهان مجهز باشد. گاه برای بهبودی یك مریض ساعت‌ها به كتاب‌های مرجع مراجعه می‌كرد و چون از دانش ناامید می‌شد به دین پناه می‌برد. صدقه می‌داد و نماز می‌خواند و دعا می‌كرد.

    علیرضا نوری در میان هم‌حرفه‌ای‌های خویش از چنان جایگاهی برخوردار شده بود كه در انتخابات سازمان نظام پزشكی نفر اول شد. گر چه پس از آن مورد بی‌مهری دوستان قرار گرفت. عبدالله نوری علت اصلی این ماجرا را شباهت علیرضا به خودش می‌داند: «مثل من حزبی نبود و از حزب خاصی پیروی نمی‌كرد. ممكن است این رفتار خوب یا بد باشد اما علیرضا اینطور بود كه به رای و تشخیص خود عمل می‌كرد.»

     

    عبدالله نوری برای این نوع رفتار علیرضا قرینه دیگری هم به یاد دارد: «در مجلس دوم من از جدایی دانشكده‌های پزشكی از وزارت علوم و الحاق آنها به وزارت بهداشت دفاع كردم و با وجود نظر مخالف دوستان هم‌جناحی‌ام از این تصمیم دفاع كردم زیرا این تصمیم را اصولی می‌دانستم و وقتی به یك تصمیم هم برسم به سادگی از آن منصرف نمی‌شوم. آنگونه كه شنیدم عین همین اتفاق در مجلس ششم رخ داد و علیرضا به‌رغم نظر جمعی از دوستان با بازگشت دانشكده‌های پزشكی به وزارت علوم مخالفت كرد.»

    علیرضا در همه سال‌های سیاست‌ورزی برادرش همراه او بود هرچند هرگز خود سیاستمدار نشد. در انتخابات مجلس پنجم، در استیضاح وزیر كشور، در راه‌اندازی روزنامه خرداد و در روزهایی كه برادرش راهی زندان شد. مرخصی‌های عبدالله نوری با رایزنی‌های علیرضا نوری به دست می‌آمد حتی اگر شیخ مخالف بود علیرضا معتقد نبود كه برادرش باید در زندان باشد.

    عبدالله نوری روز فاتحه علیرضا در مسجد ارك تهران به پدرش گفت: «باید علیرضا را فراموش كنیم وگرنه دیوانه می‌شویم.» به اینجا كه می‌رسیم اشك در چشمان عبدالله نوری حلقه می‌زند گرچه غرورش اجازه گریستن را نمی‌دهد. با لهجه غلیظ اصفهانی می‌گوید: خیلی دوستش می‌داشتیم.
    عبدالله نوری می‌گوید پدرم 22 سال پس از شهادت مهدی فرزند دیگرش در جبهه جنگ با عراق هنوز برایش گریه می‌كند. پس 6 سال گریستن برای علیرضا هنوز عجیب نیست.

     

    عبدالله نوری می‌گوید: خبر فوت علیرضا به پدرم نیز توسط برادران داغدارم و طی چند مرحله داده شد. قرار شد برادرانم، پدرم را به بهانه‌ای به تهران بیاورند. در راه به تدریج از تصادف علیرضا داستان‌هایی برای پدر پیر می‌گویند. دست آخر در میدان تجریش چند دقیقه مانده به خانه عبدالله نوری خبر نهایی را به استناد آخرین تماس خیالی موبایل می‌گویند: انالله و اناالیه راجعون. علیرضا رفت.

    امروز علیرضا نوری 6 سال است كه در امامزاده علی‌اكبر چیذر خفته است. قرار بود او را در قبری كه سال بعد دكتر محسن نوربخش در آن آرمید، دفن كنند كه به خواست خانواده‌اش امامزاده علی‌اكبر چیذر مدفن او شد. علیرضا نوری در یك سفر كاری پارلمانی در تصادف رانندگی راه شمال، جاده چالوس درگذشت.

     

    طنز تلخ روزگار اینكه او همان كسی بود كه بستن كمربند ایمنی را ضروری می‌دانست و بر آن پای می‌فشرد اما صندلی عقب ماشین مجلس كه او را به جاده چالوس برد كمربند ایمنی نداشت. دیگر نماینده مجلس همراه علیرضا نوری در سفر كاری به شمال چند بار به او اصرار كرد كه در صندلی‌ جلوی ماشین بنشیند اما او نپذیرفت كه اگر می‌پذیرفت مانند آن همكار خود زنده می‌ماند اما قسمت بود كه علیرضا در صندلی عقب ماشین بنشیند و كمربند نباشد تا به قول بغض‌آلود عبدالله نوری: 

    «خونش بهای آزادی برادر شود.» علیرضا شوخ هم بود، گاهی در كنار پدر و مادر می‌نشست و از آنها می‌پرسید كه چرا 9 فرزند به دنیا آورده‌اند؟ و وقتی می‌شنید كه اگر 9 فرزند نداشتیم تو هم به دنیا نمی‌آمدی، می‌گفت: «من كه اصل‌ام. شما باید دو فرزند بیشتر به دنیا نمی‌آوردید داداش (شیخ عبدالله) و من. تازه داداش را هم برای این به دنیا می‌آوردید كه پارتی من باشد!»

    اما دست روزگار این بود كه علیرضا پارتی عبدالله شود. با درگذشت علیرضا نوری، عبدالله نوری هم به زندان بازگردانده نشد. و چنین شد كه مرخصی شب بارانی هشتم آبان‌ماه 1381 به آزادی عبدالله نوری منتهی شد. 

    عبدالله نوری وزیر كشور دولت هاشمی و خاتمی در میانه عصر اصلاحات راهی زندان اوین شد، پس از آنكه در دادگاه روزنامه خرداد، از خود دفاعی جنجال‌برانگیز كرد . در زندان بود كه برادر او علیرضا نوری در حادثه تصادف از دنیا رفت و گویی تقدیر عبدالله نوری چنان بود كه مرگ برادر مسبب آزادی او از زندان باشد. عبدالله نوری شش سال پس از در گذشت علیرضا خاطرات خود از آن روزهای سخت مرگ برادر را روایت می‌كند.

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 23:39 |
     

    بقره : وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ   

    ﴿ 65 ﴾     جزء 1  

    و کسانى از شما را که در روز شنبه

    [ از فرمان خدا ]تجاوز کردند نیک

    شناختید، پس ایشان را

    گفتیم :بوزینگانى طردشده باشید.

     

     

     

     

     

    And ye know of those

    of you who broke the

    Sabbath, bow We said

    unto them: Be ye

    apes, despised and

    hated!

    به تحقیق دانید این نکتــــــــــــــه باز

    نبوده نهان ازشما هیــــــــــــــــچ راز

    که ازجهلتان عده ای درشمــــــــــــار

    نمودند عصیــــان به پرورگــــــــــــار

    خودآن حرمتی راکه درشنبه بــــــود

    نهادند درزیرپـــــــــــــــــــا آن عنــود

    برآنان زیزدان بیامد نـــــــــــــــــــدا

    که بوزینه گردید اکنون شمــــــــــا.

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 21:6 |
     
     
    نویسنده: فرجی
     
    دوشنبه 28 بهمن1387 ساعت: 20:32
     
    سلام
    به ما هم سر بزن تا هر چی غم داری فراموش کنی
     
    راستی اگه خواستی با اسم داداش میلاد لینکم کن بعد خبر بده تا لینکت کنم.
     
    آدر س وبلاگ داداش میلاد مابنام "سرگرمی "
     
    www.abshar-y. blogfa.com
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 20:45 |
     
    نویسنده: سید حسن
     
    دوشنبه 28 بهمن1387 ساعت: 9:45
     
    با سلام بر شما دوست عزیز
     
    اربعین امام حسین علیه السلام بر شما تسلیت باد.
    مطالب زیبایی نوشته اید و امیدوارم موفق باشید باموضوع(پند لقمان به
     
    فرزندش)به روزم.
     
    آدرس وبلاگ سیدحسن عزیزما.
     
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 20:31 |

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 1:40 |
     

    تک بیت های ناب

    کتاب :برگ سبـــــــز

    تالیف : سید محسن خلیق رضوی

    شر وع ابیات باحرف "ط"

    طاعت بی علم نه طاعت بود                                        

    طاعت بی علم چو باد صباست.    ناصرخسرو

    طاعتی بالاترازدلجوئی درویش نیست

    دست خود بوسیدهرکس دست سائل راگرفت .    صائب

    طاعت فرمان ایزدشفقت برخلق او

    درهمه حال این دومعنی راشعارخویش کن .    سعدی                             

    طعام افزون مخورناگاه وناساز

    که آن افزون ترا بی شک خورد باز.            عطار

    طفل می ترسد زنیش احتجام

    مادرمشفق درآن غم شادکام   .           مولوی

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 0:55 |

    نویسنده: ALIrEzA
     
    دوشنبه 28 بهمن1387 ساعت: 0:26
     
    سلام
    .
    .
    آپلود سنتر :: عکس نما :: يک سايت ارائه دهنده فضاي وب رايگان ميباشد.

    امکانات عکس نما:

    :.JPEG, .JPG, .GIF, .PNG, .ICO, and .SWFپسوند هاي مورد قبول

    بيشترين حجم مجاز هر عکس براي آپلود:7 مگابايت

    آپلود عکس بصورت چندتايي و نا محدود

    قابليت انتقال عکس از لينکهاي ديگر بصورت چندتايي

    قابليت آپلود عکس بصورت خصوصي براي اعضا

    ايجاد آلبوم براي اعضا
    .
    .
    ._____________Www.AxNama.com______________
    .
    .
    اگه دوست داشتي يه لينک از من بزار توي وبلاگت تا ديگران هم استفاده کنند
    .
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 0:36 |

     

    Rose petals let us scatter
    And fill the cup with red wine
    The firmaments let us shatter
    And come with a new design

    If sorrow's soldiers incite
    To shed lovers' blood tonight
    With beloved I will unite
    And his foundations malign

    Pour the red wine with control
    Like rose-water into the bowl
    While fragrant breeze will roll
    And sweet incense refine

    With a harp on display
    We ask the players to play
    While clapping we sing and say
    And dancing, our heads decline

    Blow our dust O gentle breeze
    And throw at the Master's knees
    The Good King has the keys
    While we glance at the sign

    One boasts & brags with his mind
    One weaves talks of idle kind
    All the judgment that we find
    Let the Judge weigh and define

    If Eden is what you need
    To the tavern let us speed
    The jug of wine let us heed
    And Paradise will be thine

    Merry songs and fair speech
    In Shiraz they do not teach
    Another land let us reach
    Hafiz, and then we shine

    © Shahriar Shahriari
    Los Angeles, Ca
    January 13, 2000

    بیا تا گـل برافـشانیم و می در ساغر اندازیم
    فـلـک را سقـف بـشـکافیم و طرحی نو دراندازیم
    اگر غـم لـشـکر انـگیزد کـه خون عاشـقان ریزد
    مـن و ساقی بـه هـم تازیم و بـنیادش براندازیم
    شراب ارغوانی را گـلاب اندر قدح ریزیم
    نـسیم عـطرگردان را شـکر در مـجـمر اندازیم
    چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
    کـه دسـت افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
    صـبا خاک وجود ما بدان عالی جـناب انداز
    بود کان شاه خوبان را نـظر بر مـنـظر اندازیم
    یکی از عـقـل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
    بیا کاین داوری‌ها را بـه پیش داور اندازیم
    بـهـشـت عدن اگر خواهی بیا با ما بـه میخانـه
    کـه از پای خـمـت روزی بـه حوض کوثر اندازیم
    سـخـندانی و خوشـخوانی نـمی‌ورزند در شیراز
    بیا حافـظ کـه تا خود را بـه مـلـکی دیگر اندازیم

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 0:32 |
     

    مَن قََبِل عَطائَکَ فَقَد اَعانَکَ عَلَی الکَرَم.

    کسی که بخشش تورا بپذیرد،به تودربخشندگی کمک کرده است .

    He who accepts your donation helps you to be generous.    

    چـــــــــــــــیزی  زتو گرکسی تمنا دارد

         کن شکر که گر شکر کنی جــــا دارد

    کــــــــــــان مردکه بخششی پذیرد ازتو

                      زین راه به بخشنـــــــــــــــدگیت وادارد.                  

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 0:21 |

     

    انتقاد یک نماینده از موضع لاریجانی در قبال فرد خودسوز مقابل مجلس

    آفتاب: سخنگوی جمعیت ره‌پویان انقلاب اسلامی، خودسوزی یک نفر مقابل مجلس را حاوی پیامی برای مجلس و دیگر مسئولان دانست و از موضع‌گیری امروز لاریجانی در این زمینه انتقاد کرد.

    به گزارش خبرنگار پارلمانی آفتاب، محمد دهقان نماینده چناران و طرقبه در واکنش به سخنان رئیس مجلس در مورد خودسوزی یک نفر در مقابل مجلس در جمع خبرنگاران گفت: «این فرد یکی از اجزای ملت ما بود که به هر دلیلی به بن بست رسیده و خودش را به ‌آتش کشیده است».

    وی با بیان اینکه گویا نمایندگان مجلس برای پیگیری کار او نامه‌ای داده بودند، افزود: «اما لابد مدیران اجرایی وظیفه خود را انجام نداده‌اند. چون اگر این کار را می‌کردند کار به اینجا کشیده نمی‌شد».

    این عضو فراکسیون اصولگرایان از اظهارنظرهای مختلف در مورد جانباز بودن یا نبودن این فرد در رسانه‌ها یاد کرد و گفت: «این فرد چه جانباز باشد و چه نباشد یک انسان بوده است و طبق قانون اساسی باید از تعرض مصون باشد. این فرد به هر دلیلی که خودش را آتش زده قصد داشته با این اقدام خود پیامی به مجلس و بقیه مسئولان برساند».

    دهقان در واکنش به اینکه برخی از مشکل روانی این فرد سخن گفته‌اند، خاطرنشان کرد: «اگر این فرد واقعا مشکل روانی داشته پس چرا در خیابان بوده است»؟

    وی همچنین در واکنش به اینکه لاریجانی از این فرد به عنوان یک «معتاد» یاد کرده بود، گفت: «نباید رئیس مجلس از پشت تریبون حیثیت افراد را اینگونه زیر سوال ببرد؛ نباید در مورد فردی که به مجلس پناه آورده و ما نتوانستیم برای او کاری انجام دهیم اینگونه رفتار کنیم و حیثیت او را زیر سوال ببریم».

    نماینده چناران و طرقبه، اظهارات لاریجانی را به منزله پاک کردن صورت مساله خواند و افزود: «نباید بگوییم که چون این فرد جانباز نبوده است پس خودش را هدر داده است. این چه معامله‌ای است که با خانواده او می‌شود؟ البته ما وظیفه داریم که نسبت به اینگونه اقدامات برخورد کنیم اما من نسبت به رفتار مجلس در خصوص یک انسان که دیروز دچار اتفاقی در مقابل مجلس شده است، ‌بسیار ناراحت هستم».

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 22:23 |
     
    تجمع خانواده شهدا مقابل مجلس
     
    جمعي از فرزندان و همسران شهدا، صبح امروز مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع كردند.
    به گزارش فارس، جمعي از فرزندان و همسران شهدا از هشت استان كشور‌،‌ در اعتراض به حذف فرزندان و همسران شاهد از لايحه جامع خدمات‌رساني به ايثارگران، مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع كردند.

    همسران و فرزندان شاهد با حضور در مقابل مجلس، پيشنهادات خود را در 11 بند به اين شرح اعلام كردند:

    ماده 1- كليه دستگاه‌هاي اجرايي مشمول ماده 2 قانون خدمات‌رساني به ايثارگران موظفند به همسر، فرزند و والدين شهدا، جانبازان 25 درصد و بالاتر و آزادگان مبلغي معادل 25 (بيست و پنج) درصد حداقل حقوق كاركنان دولت را به عنوان فوق‌العاده ايثارگري به طور ماهانه پرداخت نمايد (در لايحه فعلي به كليه ايثارگران اشاره شده جز خانواده‌هاي شاهد كه در شور دوم بدون هيچ دليل فقط به جهت اينكه مورد حمايت قرار نگرفتيم حذف شديم)

    ماده 2- دولت موظف است فرزندان و همسران شاهد شاغل در دستگاه دولتي و غيردولتي و مشاغل آزاد را همانند جانبازان عزيز از پرداخت هزينه بيمه (مكمل،‌ خاص، همگاني، سلامت) معاف نمايند.

    ماده 3- دولت مكلف شود مدرك تحصيلي فرزندان و همسران شاهد را مانند جانبازان عزيز معادل يك مقطع تحصيلي بالاتر تلقي كرده و كليه امتيازات شغلي و مقررات مربوط را با يك مقطع بالاتر محاسبه نمايد و احكام حقوقي آنان را از مورخ 1/1/87 صادر كند.

    ماده 4- كليه دستگاه‌هاي اجرايي مشمول اين قانون مكلفند حسب درخواست فرزندان شاهد شاغل در آن دستگاه كه به صورت قرارداد خريد خدمت، پيمانكاري فردي- قرارداد مشخص (ماده چهار) يا حجمي و .. مشغول خدمت مي‌باشند، نسبت به تبديل وضعيت استخدامي آنان به پيماني يا رسمي اقدام نمايند.
     
    ماده 5- تسري ماموريت آموزشي جانبازان به فرزندان و همسران شاهد.

    ماده 6- دولت موظف است بر اساس رديف 2 ماده 71 قانون مديريت خدمات كشوري جهت فرزندان و همسران شاهد مانند جانبازان و ساير ايثارگران فوق‌العاده ايثارگري تا 1500 امتياز در نظر بگيرد.

    ماده 7- با عنايت به حذف سهميه حج تمتع فرزندان شاهد در شور دوم و با توجه به نداشتن بار مالي،‌ مانند شور اول سهميه حج تمتع در نظر گرفته شود.

    ماده 8- تسري معافيت ماليات بر درآمد حقوق اعم از مستمر و غيرمستمر جانبازان به خانواده شاهد.

    ماده 9- كليه دستگاه‌هاي اجرايي موظفند از محل اعتبارات مصوب و در قالب تخصيص اعتبار ابلاغي نسبت به تامين و پرداخت كسورات و بازنشستگي سهم اسرا، همسر و فرزندان شاهد،‌‌آزادگان و جانبازان در دستگاه مربوطه و مشاغل غيردولتي مشمول قانون كار و امور تامين اجتماعي اقدام نمايند.

    ماده 10- بنياد مكلف است نسبت به برقراري حقوق ماهيانه معادل حداقل حقوق كاركنان دولت براي آن دسته از فرزندان اناث متاهل شاهد كه همسر خود را به دليل طلاق و يا فوت از دست مي‌دهند اقدام نمايند.

    ماده 11- بنياد موظف است نسبت به پرداخت ماهيانه فرزندان حضانتي شاهد، بدون در نظر گرفتن شرايط سني و تحصيلي اقدام نمايد.

    در پايان از آنجا كه نمايندگان محترم همواره امور مربوط به خانواده‌هاي شاهد، بخصوص فرزندان شاهد را مورد عنايتي ويژه قرار داده‌اند استدعا داريم دستور فرماييد ضمن بررسي دقيق‌تر و تجديد‌نظر با نگاهي برابر و به دور از ارزيابي تبعيض‌آميز و لحاظ جايگاه واقعي يادگاران شهدا گامي ارزشمند در جهت نهادينه شدن منزلت واقعي فرزندان شاهد برداشته شود.

    لايحه جامع خدمات رساني به ايثارگران به تازگي از طرف مجمع تشخيص مصلحت نظام براي اصلاح و تامين نظر ايثارگران به مجلس شوراي اسلامي فرستاده شده است و در حال حاضر در كميسيون اجتماعي بررسي مي‌شود.
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 21:46 |
    6 میلیون زائر حسینی وارد کربلا شدند
     
    دین- همشهري آنلاين:
     
    منابع مسئول کربلا با اعلام ورود 6 میلیون زائر به کربلا پیش بینی کردند که شمار زوار امام حسین(ع) از این تعداد بیشتر شود.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اینترنتی شباب العراق، منابع رسمی عراق اعلام کردند: شمار زائرانی که تاکنون برای شرکت در مراسم اربعین امام حسین علیه السلام وارد شهر کربلای معلی شدند به حدود 6 میلیون تن می‌رسد و این درحالی است که حدود 200 هزار تن از آنان غیر عراقی هستند.

    به گفته این منابع ورود کاروان‌های عزاداری امام حسین علیه السلام همچنان به شهر کربلا ادامه دارد وانتظار می‌رود تعداد زائران از میزان فوق تا ظهر فردا دوشنبه که اوج برگزاری مراسم اربعین است، بیشتر شود.

    دراین حال عثمان الغانمی فرمانده عملیات استان کربلا اعلام کرد: روند تدابیر امنیتی در کربلا با موفقیت کامل در حال انجام است و زائران می‌توانند به حرکت خود به سوی کربلا ادامه دهند.

    وی درعین حال بر آمادگی نیروهای امنیتی عراق برای برخورد با هرگونه وضعیت امنیتی تاکید کرد و از شهروندان عراقی خواست تا با نیروهای امنیتی عراق همکاری کنند.

    درعین حال خبرگزاری براثا به نقل از علی جاسم الغریری رئیس پلیس کربلا گزارش داد: نیروهای امنیتی توانستند دو فرد تحت پیگیرد از اهالی استان دیاله را در چارچوب طرح امنیتی اربعین دستگیر کنند.

    وی همچنین از کشف و ضبط مقداری مهمات در منطقه‌ای در غرب کربلا خبر داد.

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 21:32 |
     
    نگاهي كوتاه بر مشكلات جانبازان
     
    اتل متل يه جانباز...
     
    جانبازی که برای امرار معاش خود و خانواده­اش ساعت­ها در کنار خیابان­های شهر مشغول واکس زدن کفش­های مردم است و یا جانبازی که با همسر و دو فرزند خردسالش در کنار خیابان ظفر در گوشه­ای از پیاده رو در چادری مسافرتی زندگی می­كردند از همسايگان ما در همين تهران به اصطلاح شهر اخلاق هستند.
    همه‌مان ميدانيم و بارها و بارها گفته‌ايم و شنيده‌ايم كه جانبازان ولي نعمتان ما هستند اما تا سخن از گرفتاري‌ها و مشكلات اين عزيزترين قشر جامعه مي‌شود بسياري‌مان به يكباره شايد سري كج كنيم و در دل بگوييم مگر براي ماديات جنگيدند! براي پاسخ به اين بي انصافي درونمان لازم نيست راه دوري برويم.فقط كافي است اندكي چشمانمان را بازتر كنيم و اطرافمان را بهتر بنگريم.آنوقت مي‌بينيم همين ولي نعمتان ما در پيچ و خم زندگي چگونه با مشكلات دست و پنجه نرم مي‌كنند و خيلي هايشان هم دم بر نمي‌آورند.
     
    جانبازی که برای امرار معاش خود و خانواده­اش ساعت­ها در کنار خیابان­های شهر مشغول واکس زدن کفش­های مردم است و یا جانبازی که با همسر و دو فرزند خردسالش در کنار خیابان ظفر در گوشه­ای از پیاده رو در چادری مسافرتی زندگی می­كردند از همسايگان ما در همين تهران به اصطلاح شهر اخلاق هستند. 
     

    احمد، یکی دیگر از یادگاران دوران جنگ است که به خاطر ترکشی که در جمجمه­اش از زمان جنگ به یادگار مانده باید هر 6 ساعت قرصی را مصرف کند که در ناصرخسرو قیمت آن 5/1 میلیون تومان است همچنین او برای التیام در تاول­های روی پایش نیاز به دارویی دارد که تنها 50 درصد مبلغ آن پرداخت می­شود و مابقی می­ماند برای او و زنی که بدون پا گذاشتن بر روی غرور همسرش مخفیانه برای گذران زندگی در خانه­ها کار می­کند.
     
    طبق آماری که روابط عمومی بنیاد شهید و امور ایثارگران اعلام کرده است 398 هزار و 578 جانباز در بنیاد شهید پرونده دارند که از این تعداد 219 هزار و 536 نفر جانباز زیر 25 درصد و 151 هزار و 816 نفر بین 49-25 درصد هستند. 19 هزار و 745 نفر نیز بین 70-50 درصد هستند و در آخر 400 نفر بالای 70 درصد هستند. سوال اینجاست که آیا با این ارقام بالا که نشان می­دهد که جمعیت کثیری جانباز وجود دارد اما آيا فضای شهر برای استفاده­ی این عزیزان مناست است؟
     
    یکی از مشکلات جانبازان بحث داروی آنان است. علی­رغم گفته­ی مسئولان بنیاد شهید و امور ایثارگران که عنوان می­کنند مشکلات درمانی و دارویی و تجهیزات پزشکی جانبازان حل شده است اما جانبازان عنوان می­دارند هنوز دراین زمینه نیز معضلات و مشکلات بسیاری وجود دارد مانند تولید داروهای خارجی در ایران با کیفیت بسیار پایین که نه تنها دردی را درمان نمی­کند بلکه مصرف آنها نیز باعث مشکلاتی می­شود.
     
    گران بودن داروهای خارجی وعدم توان پرداخت هزینه­ی آن توسط جانبازان مشکل دیگری است که جانبازان با آن دست و پنجه نرم می­کنند حال به این مشکلات، مشکل مسکن و اجاره خانه و شغل و ... را نیز اگر اضافه کنیم می­بینیم کمتر کسی وجود دارد که بتواند تمام این ها را تحمل کند.
     

    این در حالی است که چندی پیش یا بهتر بگوییم سال 85 خبرهایی مبنی بر تجهیز بیمارستان­های ویژه­ی جانبازان و معافیت جانبازان از پرداخت هزنیه دارو و پرداخت هزینه داروهای خارجی توسط بنیاد شهید شنیده شده بود این خبرها تا جایی پیش رفت که آقای مجتبی رحماندوست نیز در دو بازدیدی که از بیمارستان ساسان و جانبازان داشت چند پیشنهاد را در امور جانبازان به رئیس جمهور محترم ارائه داد که با موافقت وي همراه بود. بعضی از این پیشنهادها به شرح زیر است:
    1-عدم کاهش درصد جانبازی
    2-برگشت درصدهای کاهش یافته در دولت نهم به وضعیت قبل
    3-تجهیز بیمارستان ساسان و مراکز درمانی جانبازان
    4-معافیت پرداخت هزینه­ی دارو برای جانبازان با هر درصدی
    5-تأمین هزینه­ی داروهای خارجی توسط بنیاد با دستور پزشک
    به تمام اينها هم اضافه كنيد مشكلات خانواده جانبازان را كه با گذشت سكوت مي‌كنند و گاهي در مقابل بي توجهي‌ها همه چيز را به فرداي قيامت حواله مي‌دهند.يادمان باشد اگر امروز به فكر اين نمادهاي گذشت نباشيم نمي‌توانيم اميدي هم به تربيت نسلي فداكار داشته باشيم كه همه اعمال و رفتار ما  زير ذره‌بين نگاه آنان قرار دارد.پس حداقل براي فرداي خودمان هم كه شده غفلت نكنيم.
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 21:23 |

     

    اربعين

     

     

    آنچه از من خواستى ، با كاروان آورده ام
    يك گلستان گل ، به رسم ارمغان آورده ام
    از در و ديوار عالم ، فتنه ميباريد و من
    بى پناهان را بدين دارالامان آورده ام
    اندر ين ره از جرس هم ، بانگ يارى برنخاست
    كاروان را تا بدينجا، با فغان آورده ام
    بسكه من ، منزل به منزل ، در غمت ناليده ام
    همرهان خويش را چون خود، بجان آورده ام
    تا نگويى زين سفر، با دست خالى آمدم
    يك جهان ، درد و غم و سوز نهان آورده ام
    قصه ويرانه شام ارنپرسى ، بهترست
    چون از آن گلزار، پيغام خزان آورده ام
    خرمنى ، موى سپيد و دامنى ، خون جگر
    پيكرى بى جان و جسمى ناتوان آورده ام
    ديده بودم با يتيمان مهربانى مي كنى
    اين يتيمان را بسوى استان آورده ام
    ديده بودم ، تشنگى از دل قرارت برده بود
    از برايت دامنى اشك روان آورده ام
    تا نثارت سازم و گردم بلاگردان تو
    در كف خود، از برايت نقد جان آورده ام
    نقد جان را ارزشى نبود، ولى شادم چو مور
    هديه اى ، سوى سليمان زمان آورده ام
    تا دل مهر آفرينت را نر نجانم ز درد
    گوشه اى از درد دل را، بر زبان آورده ام
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 12:27 |

     

    بيستم صفر اربعين سالار شهيدان و سرور

    آزادگان حضرت ابا عبد الله الحسين عليـــه

    السلام و ياران و اصحاب با وفايــــــــــــش.

     

     

    اربعين آمد و اشكم ز بصر مى آيد
    گوئيا زينب محزون ز سفر مى آيد
    باز در كرببلا شيون و شينى بر پاست
    كز اسيران ره شام خبر مى آيد
     
    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 12:16 |
     

    «چهل سپيده سوگ» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم سيد مسعود علوي است كه در آن مي خوانيد؛ در اندوه اربعين عاشورائيان، اسپند روي آتشيم و در بي قراري مان «حسين» را زمزمه مي كنيم. اقيانوس عشق، شرمنده يك قطره خون حسين است. دردا و دريغا كه معماي عشق شيعه را شرح و بيان نتوان كرد و اين راز سر به مهر بر دل هاي دلدادگان، بسيار سنگين و فرساينده است. هر شبنم اشكي كه بر ديدگان ما مي نشيند، نماينده امواج خروشان غم در وجود بي تاب مان است. در بارگاه غم حسين است كه عزت يافته و شيعه گشته ايم. اشك ديدگان در عزاي اربعين امير حماسه، التهاب زلال دل است و گلاب گل هاي نينوا.اينك اربعين آلاله ها در منشور اشك پاك ديدگان باراني ما تكثير شد. در نگاه آسماني شيعه، تصوير ايثار اصحاب عشق را نظاره گريم. ياس هاي سرشك غمگنانه ما، شميم دلجوي كربلا دارد. اي ابرهاي اندوه! همپاي ديده آسمانيان، در اربعين هجران حسين با حسرت و حيرت بباريد. امروز بر كدام غم بگرييم و در فرقت كدامين يار، مويه كنيم؟ الهي! شكايت به درگاه تو آوريم از سنگيني مصيبت فقدان سبط حبيبت.

     امروز آبشار اشك پاك ملائك از ملكوت بر خاك عطرآگين كربلا، ريزان است. امروز نينوا، غوغاي كائنات است و مصلاي قدسيان و غمزدگان. امروز مرغ دل از اندوه فرقت حسين در آشيانه سينه، چاووش زيارت مي‌ خواند. كبوتر بي تاب دل، همپاي جان بي تاب مان امروز عزم سفر به زيارت عاشورائيان دارد. مقتل سومين ياس خونين بهار ولايت، برترين بهشت آرزومندان اهل نياز است. اي مزار مولاي قائمين! تو رواق عرش و صحن مصفاي ملكوت در گستره  خاكي مايي؛ درد عاشقان و دواي دلخستگاني؛ مطاف ملائك و مزار زائران باراني؛ هر روز وعده‌ اي و امروز به دل هزاران وعده ديدار تو داديم. يا سيد الشهدا! شفيع و شافي تويي و شفا و شفاعت از تو مي ‌جوييم. عطوف و رئوف، تويي و عطوفت و رافت از تو مي ‌خواهيم. كريم و سخي تويي و سخا و كرامت از تو مي ‌بينيم. تو حسيني و لطيفي و باران لطيف احسانت هماره روشنا بخش لحظه لحظه‌ هاست. نياز و عهد و نذر و آرزوي ما، يك لحظه ديدن ضريح زيباي توست.

    اي نور مبين آفرينش! هلال ابروي تو بارز ترين بينه شيعه است.
    چهل سپيده است كه سپيدار غم در دل شيدائيان ريشه كرده و فراق ياران عاشورا، اشك شيعه در فرات ارادت روان كرده است يا حسين!
    «و واعدنا موسي ثلاثين ليله و اتممناها بعشر فتم ميقات اربعين ليله.»

    با عشق لقاي يار، ماه محرم را سپري كرديم و در عاشورا ديده در خون نشانديم و اينك اربعين آمد و وعده ديدار حاصل شد.
    امروز جابر دل با عطيه شوق به سوي كربلا راهي است و در اربعين، مزار شهيدان نينوا بوسه گاه خاكساران و دل نثاران امير حماسه و نور است. امروز هستي، حسين را زمزمه مي كند و عطشناكان ولايت، عباس بن علي را مي خوانند. اربعين، بيعت دوباره با عاشوراست. بعثت جان هاي ملتهب است و تكرار پيمان پايدار شيعه در غدير. اربعين، روز برائت از سلطه ستم و هنگامه عهد عاشقان شهادت است. يادمان روزهايي است كه خورشيد را فراز نيزه هاي جهل ديديم و بر مظلوميت فضايل، گريستيم. اربعين، تذكار آناني است كه حق نمايان، سلاح باطل گرفتند و بر روشناي حقيقت شوريدند. اينك ما عاشقان هدايت حسيني با تاسي به شاهدان عاشورا كه رقص شمشير بلا را به هيچ انگاشتند، شمشير غم به جان خريده و «بلي» گويان اهل ولا گشته ايم و سرانجام سرخ سيدالشهدا مي جوييم؛

    زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت
    زان كه شد كشته او، نيك سرانجام افتاد

    اربعين، فرصت مجدد فرياد رساي ستم سوزي است، فرصت هم آوا شدن با سيد الساجدين (ع) و زينب كبري (س) كه احياگر امر به معروف و نهي از منكر و اصلاح ناب حسيني بودند و حراست از ارزش هاي علوي، آموزه شكر و شكيبايي و رشادت شان است. ما درس استمرار ايثار ناب حسيني و عدل بي بديل علي از خروش زهرايي زينب آموخته ايم و بسان آن اسوه استقامت سرخ، تمامت هستي مان را فداي ساحت ولايت كنيم. زينب، صحيفه مصائب اولياء خدا، وارث فضايل صديقين، ثمره رنج انبياء، عصير خصايل صالحين و عصاره بذل مهجه قلب شهيدان است. زينب، آيينه تمام نماي درد جراحت سينه ام ابيها و انشقاق تارك مولا و شرنگ تنهايي مجتبي و حماسه سرخ عاشوراست. زينب، يادگار لحظه هاي نينوا و ملجا سالار شهيدان در هجوم بي نهايت شمشير بليه است.

    خدايا! آفتاب پگاه اربعين، نمكپاش دل چاك چاك ماست. اينك در چهلمين سپيده شهادت غمگنانه و مظلومانه حسين، همصدا با سلاله امير عاشورا و مولاي نينوا خواهان، خامنه اي عزيز، با دلي سرشار از غم مي گرييم و اشك خويش را با تاسي به سيره آسماني مهدي آل هدايت، به خون عاشقان عاشورايي پيوند مي دهيم؛ «فاسئل الله الذي اكرم مقامك و اكرمني بك ان يرزقني طلب ثارك مع امام  (مهدي عليه السلام) منصور  من اهل بيت محمد  صلي الله عليه و آله. اللهم اجعلني عندك وجيها  بالحسين عليه السلام في الدنيا و الآخره.»

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 12:9 |
     

     حضرت آيت الله العظمي صانعي در گفتگو با روزنامه نيويورك تايمز:

    جوانان ديني را مي خواهند كه در آن از استبداد و خشونت خبري نباشد.

    استفاده ابزاري از دين و مقدسات خلاف انديشه امام است.

     

    «تفاوت بارز انقلاب ايران با ساير انقلاب هاي بزرگ دنيا، آگاهي بسيار بالاي ملت ايران است که اين آگاهي هم چنان رو به رشد است»

     

    حضرت آيت الله العظمي صانعي در ديدار «راجرکوهن» خبرنگار ارشد روزنامه نيويورک تايمز آمريکا و نويسنده اثر مشهور «قلبهاي سنگ شده» ضمن بيان مطلب فوق اظهار داشتند: «درست است که انقلاب هاي دنيا وقتي رهبر خود را از دست مي دهند از ميزان بالندگي آن کاسته مي شود اما اين انقلاب تفاوتهاي بارز و آشکاري با ساير انقلابهاي دنيا دارد که وجود اين تفاوت ها رمز ماندگاري اين انقلاب است. »

     

    ايشان با اشاره به نقش دين و مذهب در حرکت و انقلاب مردم ايران فرمودند: «مهمترين عامل انقلاب مردم ايران دين و مذهب مردم بود لذا اگر بالندگي انقلاب بر اثر برخي شرايط کم شود اما اصل انقلاب و اصول آن مي ماند و به تدريج عوامل مانع را کنار خواهد زد، چرا که مذهب يک عامل بسيار قوي و تاثير گذار است. »

     

    حضرت آيت الله العظمي صانعي با اشاره به آگاهي بسيار بالاي مردم در جريان انقلاب اسلامي فرمودند: «يکي از تفاوتهاي مهم انقلاب ايران با ساير انقلاب هاي دنيا آگاهي بسيار بالاي ملت بود که اين آگاهي همچنان رو به رشد است، لذا دين هم در جامعه ما دين همراه با آگاهي است. و اينکه گفته مي شود دين در ميان جوانان کاسته شده است يک اشتباه است؛ بله! آن ديني که با حقوق بشر و دموکراسي سازگار نباشد آن دين کم شده است.اما آن ديني که با حقوق بشر و دموکراسي سازگار است اين دين روبه رشد است و علت آن اين است که جوانان ديني را مي خواهند که در آن از استبداد و خشونت خبري نباشد. »

     

    شاگرد مورد علاقه حضرت امام در ادامه و با اشاره به سيره عملي حضرت امام و نفي استفاده ابزاري از دين در امور مملکتي فرمودند: «در اداره مملکت نبايد از دين به عنوان يک ابزار بهره جست. امام (سلام الله عليه) مذهب را ريشه و اصل مي دانست و هيچ گاه از دين و مقدسات استفاده ابزاري نمي كرد لذا اگر مجريان در هر کاري از مذهب استفاده ابزاري کنند، اين يک اشتباه و خلاف انديشه امام است.»

     

    ايشان فرمودند: «در زماني که حضرت امام در نجف حضور داشتند روزي از اطرافيان مي خواهند که براي انجام امور منزل کارگري استخدام نمايند فردي را معرفي کردند و خدمت امام عرضه داشتند اين آقا با تقوا است، زيارت عاشورا مي خواند، خوب نماز مي خواند و چه و چه. امام در پاسخ آنها فرمودند: ]«اينها همه خوب است، اما من کارگري مي خواهم که خوب کار بکند و امورات محوله را به نحو احسن انجام دهد.[»

     

    اين مرجع عاليقدر افزودند: «مسلم است که همه امور دست خداوند است اما معنايش اين نيست که همه امور را به خدا نسبت دهيم و به گردن دين بيندازيم، اداره مملکت فکر مي خواهد، کارشناس مي خواهد و به جاي استفاده ابزاري از دين و مقدسات بايد از نظر کارشناسان خبره و متعهد بهره جست.»

     

    ايشان با گلايه از برخي اظهار نظرهاي غير کارشناسي در خصوص بحران اقتصادي جهان که دليل اصلي آن را ظلم عنوان کرده اند، فرمودند: «خوب اين بحران اگر وارد کشور ما بشود که ظاهراً اثراتش نمايان شده، معنايش اين است که شما هم ظلم مي کنيد.»

     

    ايشان تفاوت ديگر انقلاب ايران با ساير انقلابهاي دنيا را مخالفت با ترور و خشونت عنوان کرد و فرمودند: «انقلاب ما انقلاب منطق و کلام و آگاهي بود نه انقلاب متکي بر سر نيزه و اسلحه، حضرت امام در تمام دوران مبارزه حرکت هاي مسلحانه را قبول نداشت و هيچ گاه اجازه ترور و مبارزه مسلحانه را نمي داد، لذا معتقدم اگر دنيا از اين طرز بينش و تفکر امام حمايت مي کرد امروز دنيا گرفتار گروههاي تروريستي مثل القاعده و طالبان نبود.»

     

    ايشان در ادامه و با اشاره به عوامل باز دارنده ي بالندگي انقلاب، بي توجهي به آراي ملت و محدود کردن دامنه انتخاب مردم را مضر به حال نظام توصيف کردند و فرمودند: «بايد به انديشه امام باز گرديم که مي فرمودند: ]ميزان راي ملت است.[»

     

    آيت الله العظمي صانعي در پايان اين گفتگو و در پاسخ به سوال راجر کوهن که پرسيد: «آقاي اوباما گفته است، دست ما براي مذاکره با ايران باز است، اکنون ايران نيز دستش را براي مذاکره با ايران باز کند، نظر شما در خصوص آينده روابط ايران و آمريکا چيست؟» فرمودند: «قدرتمندان زياد شعار مي دهند، بايد ببينيم آيا عمل نيز مي کنند؟ اما من معتقدم آمريكا اول بايد دست هاي آسيب ديده در زمان قدرتهاي سابق را ترميم کند بعد از ما بخواهد كه براي مذاكره دستمان را دراز كنيم.»

     

    ايشان افزودند:«سابقاً هم گفته ام، قدرتهاي استعماري همه مانع دموکراسي در ايران بوده اند، همه منافع خودشان را مي خواهند، آنها نفت ما را مي خواهند نه نفع ما را.»

     

    ايشان خطاب به نويسنده کتاب «قلبهاي سنگ شده» فرمودند:«قدرتمندان قلبشان از سنگ است، مگر قدرتمنداني که با خدا هستند همانند امام (سلام الله عليه)، بزرگ مردي که آمد سنگ ها را قلب کند. »

     

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 0:18 |

     

     سيد محمد خاتمي:در جامعه‌اي كه آب ونان نباشد نمي‌توان از آزادي‌هاي مدني دم زد   

     

     رئيس بنياد باران گفت: ما بارها گفته‌ايم در مجموعه همين نظام مشغول فعاليت هستيم و قانون اساسي و رهبري را قبول داريم و بايد متوجه دغدغه‌هايي باشيم كه در بخش‌هاي ديگر به خصوص نزد رهبري وجود دارد. البته اختلاف نظرات را همواره با تعامل، تشخيص اولويت‌ها و همياري با ساير قوا مي‌شود حل كرد و اين توقع كه رئيس‌جمهور - كه در راس كار است - به عنوان اپوزيسيون فعاليت كند، غلط است و بنده اين‌طور نبوده و نخواهم بود. به گزارش ايسنا، سيدمحمد خاتمي در ديدار با جمعي از دانشجويان دانشكده خبر با ابراز خوشحالي از حضور در ميان جواناني كه " جهت زندگي خود را اطلاع‌رساني، بالا بردن ذهن جامعه و به دنبال آن ارتقاء زندگي مطلوب جامعه انتخاب كرده‌اند" اظهار كرد: امروز آغاز دهه چهارم انقلاب ماست و در اين سي‌سال كشور با مـوفـقـيـت‌‌هـاي فراوان و همچنين با مسائل، حوادث گوناگون، مشكلات و سختي‌هايي در داخل و خارج همراه بوده است.‌وي افزود: بخشي از مشكلات داخلي به خاطر كم‌تجربگي كساني بود كه مخلصانه در خدمت انقلاب و كشور بودند و بخشي ديگر نيز به خاطر تدوين نشدن جامع سازوكارها و راهكارهاي نظام ما كه نظام بي‌بديلي به نام جمهوري اسلامي بود. خاتمي ادامه داد: فاصله‌مان تا رسيدن به اهداف انقلاب زياد است و بايد بدانيم فرصت‌ها كم ايجاد مي‌شود و استفاده كردن از اين فرصت‌ها خيلي مهم است و بدتر از استفاده نكردن از فرصت‌ها، آن است كه فرصت‌ها تبديل به تهديد شود. وي با بيان اينكه " ما صرف‌نظر از مشكلات پيش و پس از انتخابات كه در ضمن بيان دغـــدغـــه‌هـــايــم اشــاره‌هــايــي بـه آن‌هـا داشـتـم، در موقعيت حساسي هستيم"، گفت: وقتي به صحنه مي‌آييم بايد برنامه‌ريزي براي پيروزي باشد. ما كه پست و مقام نمي‌خواهيم و فقط آرمان‌ها، اعتقادات ودلبستگي‌هايي به اسلام، انقلاب و مردم داريم و تعهدي در مقابل خدا، مردم و خواست تاريخي مردم داريم، اگر به صحنه مي‌آييم براي خدمت مي‌آييم؛ بنابراين نمي‌آييم تا شكست بخوريم. اگر از همه مراحل گذشتيم و يك اصلاح‌طلب سر كار آمد، مشكلات بزرگي پيش روي اوست كه هميشه دغدغه خاطر من بوده است.خاتمي با تاكيد بر اينكه " بايد از ظرفيت‌هاي تاريخي و موجود و نيز منطقه‌اي و جهاني براي توسعه كشور استفاده كنيم"، گفت: ما عقب مانده بودن كشور را شايسته ملت ايران نمي‌دانيم. انقلاب ما آمد تا جامعه ثروتمند و پيشرفته باشد و با توجه به اعتقادات ديني و نظرات اجتماعي عدالت هم بر آن حاكم باشد و جامعه طوري نباشد كه امتيازات و زمينه‌هاي زندگي مستقل در اختيار عده‌اي خاص قرار بگيرد.وي تاكيد كرد: ما همچنان خواستار آزادي در چارچوب قانون و هنجارهاي جامعه هستيم. خاتمي گفت: يكي از مشكلاتي كه ما داشتيم اين بود كه تصور مي‌شد اصلاح‌طلبي فقط محصور در حوزه محدودي از اهل فكر و روشنفكران است و آنگونه كه بايد و شايد رابطه با توده مردم برقرار نشد كه اين امر خلاف واقع بود.وي افزود: مسئله مهم ديگررسانه است كه بتوان با اقشار مختلف مردم ارتباط برقرار كرد و متاسفانه در اختيار ما نيست و تمام رسانه‌هاي پرتيراژ، تعيين كننده و مهم در اختيار يك سليقه خاص است و وظيفه خود مي‌داند كه آن سليقه‌اي را كه نمي‌پسندد تخريب كند. رئيس‌جمهور سابق كشورمان همچنين تاكيد كرد: جامعه مسائل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اعتقادات خاص خود را دارد و ما با اين واقعيت‌ها روبه‌رو هستيم. در جامعه‌اي كه آب و نان نباشد، نمي‌توان از آزادي‌هاي مدني دم زد.وي با اشاره به اين حديث پيامبر اكرم(ص) كه <اگر نان نباشد نماز و روزه هم نخواهد بود>، گفت: كسي كه شكم گرسنه دارد يا كسي كه زندگي آشفته دارد و اميد به آينده ندارد مجالي ندارد تا درباره آزادي بينديشد. به همين دليل بود كه ما گفتيم توسعه بايد همه‌جانبه باشد و همه امور بايد با توجه به واقعيت و شرايط تاريخي جامعه باشد و با شرايط تاريخي جامعه به جلو برود. خاتمي تاكيد كرد: جامعه بايد بداند اگر اصلاح‌طلبان سركار بيايند از اولويت‌دارترين كارها پرداختن به مسائل عيني جامعه است.در عين حال كه بقيه اهداف اصلي را فراموش نخواهند كرد. همان‌طور كه در دوره اصلاحات با اينكه شعار اصلي ما اقتصادي نبود، مـوفـق‌تـريـن بـخـش‌هـاي مـا بـخـش اقـتصادي بود.وي با بيان اينكه " شعار رفع فقر فساد و تبعيض درست است" اين سوال را مطرح كرد كه " آيا نبايد ما براي اين كار راهكار داشته باشيم؟" خاتمي معتقد است: در حال حاضر برخي رسانه‌ها و محافل درصدد تخريب اصلاح‌طلبان مي‌باشند كه البته اين تخريب‌ها همواره نتيجه عكس داده است و فقط باعث زحمت دوستان است كه آن را انجام مي دهند و لطمه ديدن به ارزش‌هاست. چون دروغ و نسبت‌هاي ناروا را نمي‌توان به اسلام و ارزش‌ها نسبت داد.

     

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 0:3 |

     

     

    O bird of Paradise, your secrets disclose
    Cease not the sweetness your tongue outward throws.
    May you remain vital, your heart content
    From the Great Artisan, the beauty you chose.
    You spoke in riddles with all thy foes
    Unveiling of the secrets, God only knows.
    From the rosy cup splash and bring me scent
    We only went to sleep when fate arose.
    How the minstrel played this playful tune
    Drunk and sober dance on feet and toes.
    From intoxication, who is immune?
    Both friend and foe lost their repose.
    No water in sight for Alexander’s thirst
    Neither power nor gold, can impose.
    Listen to the pain of the heart at first
    Few words that much meaning enclose.
    Clay idols, the heart and soul oppose
    To all idols my heart and soul may God close.
    To the drunken say not secrets of the wine
    Nor to lifeless the tale of soul disclose.
    By the royal decree wrote line after line
    To such poetic heights Hafiz ever rose;
    It is not ours but God’s will that goes
    May God keep him from all harmful blows.

    © Shahriar Shahriari
    Los Angeles, Ca
    March 29, 1999

    الا ای طوطی گویای اسرار
    مـبادا خالیت شـکر ز مـنـقار
    سرت سبز و دلـت خوش باد جاوید
    که خوش نقشی نمودی از خط یار
    سخـن سربسته گفتی با حریفان
    خدا را زین مـعـما پرده بردار
    بـه روی ما زن از ساغر گـلابی
    کـه خواب آلوده‌ایم ای بخت بیدار
    چه ره بود این که زد در پرده مطرب
    که می‌رقصند با هم مست و هشیار
    از آن افیون که ساقی در می‌افکند
    حریفان را نه سر ماند نه دسـتار
    سـکـندر را نمی‌بخشـند آبی
    بـه زور و زر میسر نیست این کار
    بیا و حال اهـل درد بـشـنو
    بـه لـفـظ اندک و معنی بسیار
    بـت چینی عدوی دین و دل‌هاست
    خداوندا دل و دینـم نـگـه دار
    بـه مسـتوران مگو اسرار مستی
    حدیث جان مـگو با نـقـش دیوار
    بـه یمـن دولـت منصور شاهی
    عـلـم شد حافظ اندر نظم اشعار
    خداوندی بـه جای بـندگان کرد
    خداوندا ز آفاتـش نـگـه دار

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 22:49 |

     

     مجمع روحانيون مبارز به عنوان وظيفه انقلابي خود كه در اين مقطع حساس كه علي‌رغم دستاوردهاي بزرگ انقلاب و دولت‌هاي سخت‌كوش پس از آن، چه دولت مهندس موسوي، چه دولت آقاي هاشمي و چه هشت سال مديريت دولت آقاي خاتمي امروز با مشكلات فزاينده‌اي مواجه شده و براي دستيابي به اهداف بلند سند چشم‌انداز كه توسط مقام معظم رهبري ابلاغ شده، مجمع روحانيون مبارز احساس كرد كه بايد براي انتخابات رياست جمهوري نقش ايفا كند و با توجه به اينكه حضور در انتخابات را يك تكليف شرعي مي‌دانيم جلسات مختلفي را با حضور آيت‌الله موسوي خوئيني‌ها و ساير اعضاي برجسته مجمع تشكيل داديم كه در آخرين جلسه به اتفاق آرا از فرزند فاضل و متدين امام و چهره‌ي روحاني و انديشمندي كه تفكر او مايه‌ي فخر روحانيت و حوزه‌ها و اصلاح‌طلبان بوده و هست يعني آقاي خاتمي درخواست كرديم كه در انتخابات رياست جمهوري دهم كانديدا شود؛ چرا كه ايشان چهره‌اي آشنا هستند كه به فضل خداوند متعال مقبوليت گسترده‌ داخلي وخارجي دارند و به عقيده ما مي‌توانند وضع كنوني كشور را براي پيشبرد اهداف و آرمان‌هاي امام و استقرار آرمان‌هاي انقلاب اسلامي كه در گذر زمان دستخوش تحريف شده است را تغيير دهد.

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 22:38 |
     

    خورخه لوئیس بورخس / برگردانِ سپیده جدیری

     

    ژنرال کويروخا با کالسکه‌اش می‌تازد به سوی مرگ


     

    نهر از آب باران تهی بود، بی قطره‌ای

    و ماه در لرزش پگاه می‌رقصيد

    و دشت از گرسنگی می‌مرد، فقير چون موش کليسا.

     

    کالسکه نوسان داشت، از اين سو به آن سو، غژغژکُنان از تپه‌ها بالا می‌رفت؛

    کالسکه‌ای بزرگ، جادار، مخصوص تشييع.

    چهار اسب سياه با نيمتنه‌هايی به رنگ مرگ      سياه

    شش روح بيمناک و يک روح بی‌باک را مجسّم می‌کردند.

     

    کنار کالسکه‌ران می‌تاخت مردی سياه.

    تاختن با کالسکه به سوی مرگ - چه شکوهمند!

    ژنرال «کويروخا» ٭ نزديکیِ ميعادگاهِ مرگ را حس می‌کرد

    با شش، هفت نفر همراهِ گلو بريده به جای ملازم.

     

    («کويروخا» می‌انديشيد)، اينک چه می‌توانند بر سرم بياورند

    تبهکاران آشوبگر، نيرنگ‌باز و پُرمدّعای «کوردوبا»؟

    حال آن که من نيرومند و بی‌باک، خوب زيسته‌ام

    چون تيرک بسته به اسب‌هايی    که در ژرفنای دشت بی‌درخت پيش می‌رانند.

     

    من، که هزار بعد از ظهر را تاب آورده‌ام

    و تنها نامم بر سپاهيان لرزه خواهد افکند،

    هستی‌ام را فرو نخواهم گذاشت    بر اين برهوت دوردست.

    مگر بادهای جنوب غرب، تصادفی می‌ميرند؟ و يا دشنه‌ها؟

     

    امّا آن هنگام که آفتاب بر «بارانکا ياکو» پرتو افکند

    خشونت سلاح‌ها بر او فرود آمد      بی‌رحم؛

    مرگ، که برای همه هست، آن مرد «لاريوخايی» را فرا خواند

    با بيش از يک دشنه از سوی «خوان مانوئل د روساس».

     

    اينک مرده، اينک روح، اينک جاودانه، اينک با پای خود

    به دوزخی پرتاب شد که خدا مقدّر کرد

    و آنجا، او سان می‌ديد از ارواح برزخیِ سپاهيان و اسبانش، درهم‌شکسته و بی‌رمق

    تحت فرمان او.

     

    _______________________________________________________________* گاچو کاديلو خوان فاکوندو کويروخا، که به «جگوار دشت‌ها» شهرت داشت، در سال 1835 توسط مأموران ديکتاتوری وقتِ بوئنوس آيرس، خوان مانوئل در روساس در کالسکه‌ی خود ترور شد

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 22:10 |
     

    مِن عَلاماتِ القََبوُلِ اَلجلوُسُ اِلی اَهلِ العُقول.

    ازنشانه های خوشبختی همصحبتی با خردمندان است.

    Assosiation with wise men is a sign of

    happiness.

    درصحبت بی خرد بلا چندان است

    کزدستش  گاه زندگی زندان است

    ازجمله نشانه های خوشبختی او

    همصبحتی تو باخرد مندان است . 

    + نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 18:47 |