تبليغاتX
به نام خداوند آسمانها و زمین

 

بی نام

 

این شعر تا دیروز کور سوی امیدی بود برای بودن و ماندن

و امروز  

مرثیه ای است برای رفتن

و یا شاید . . .

 

 به خاطر عشق

عشق لایزال

عشق ابدی

عشق به هر آنچه که داشتیم و اکنون نداریم

به هر آنچه که باید داشته باشیم

شایسته مان است

بایسته مان است

عشق به دل هایی که همراهی مان می کنند

تا نهراسیم

از سایه های نهان در دل این شب های هول

به خاطر ایمان

ایمان به راهی که در آن قدم نهاده ایم

ایمان به آرمانی که دل هامان را با عشق

به آن گره زده ایم

ایمان به فردای روشنی که

خورشیدش

از پشت کوهساران

انتظارمان را می کشد

ایمان به اعتقادمان به یکدیگر

ایمان به همراهی مان

همدلی مان

به خاطر خاک

خاک پاک ولی مغموم مان

خاکی که دیروز ها

سمضربه های عداوت را به جان می خرید

و امروز

تازیانه های جهالت را

خاکی که ذره ذره اش را

از جان عزیز تر داریم

خاکی که تا همیشه ی تاریخ

از خون پاکان آبیاری شده است

آبیاری خواهد شد تا همیشه

خاکی که اکنون از بی مهری روزگار

برهوتی را می ماند

تن تشنه

خسته

 دل شکسته

برهوتی که به تمامی تمنای باران است

به خاطر باران

به خاطر ابر

به خاطر ابرهایی که

رحمت خویش را دریغ کرده اند از این سامان

به خاطر آزادی ؛

جان کلام زنده گی

آرمانشهر جان های پاک اعصار

رؤیای تحقق نایافته ی بسیاران

به خاطر آن روز ، آن ساعت

آن دم

که هیچ آزاده ای در بند نیست

به خاطر جسم های دربند

با جان ها و اندیشه هایی رسته از بند

و رفته تا دور دست ها

به خاطر جسم و جانی که امید

یکی شدن دارند

به خاطر اندیشه

این جانمایه ی آفرینش

اندیشه ای که به تاراج جهالت ها و حماقت ها رفته

به خاطر دین

به خاطر آنانی که

چهره ی دین را رنگ ریا نزدند

به خاطر آنانی که

دین را واپس گرایی ترجمه نکردند

دین را پیشرو می دانستند و در اوج می خواستند

نه در حضیض

به خاطر آنانی که

افق اندیشه شان

از نوک بینی ها فراتر می رفت

به خاطر آنانی که دین را

نردبان نکردند

برای رسیدن به قله های دروغ

قله های فریب

و حالا از فراز سال ها

چونان اخترانی پر فروغ

در آسمان تاریخ می درخشند

به خاطر فریاد

فریاد درخت از بن

از ریشه

فریاد جنگل از ذرات گیاه

فریاد انسان از اعماق جان

از اعماق دهلیز های قرون

از هزار توهای سکوت

به خاطر فریاد

فریاد آنانی که

آسوده نشستن و نگریستن را بسنده نکردند

نخواستند که دست روی دست بگذارند

و چونان ابلهانی که از پس حادثه ای شوم

تنها دست در کار افسوس و دریغ اند ،

بگویند : « ای کاش . . .

افسوس . . . »

به خاطر فریاد آنانی که

ستم را برنتافتند

وخویشتن خویش را هزینه کردند

و دریغا دریغ

که عایدی شان

تنها همین فریاد بود

به خاطر عاشقان دیرین

به خاطر یاران رفته

به خاطر دل واپسی های سید جمال

به خاطر آرمان های علامه اقبال

به خاطر اندوه جاودان مصدق

و رؤیای بر باد رفته اش

به خاطر پسیان ها و جنگلی ها وعشقی ها

به خاطر شریعتی ها و آل احمد ها

به خاطر بازرگان ها و دیگران و دیگران و دیگران

به خاطر آزاد مردانی که

از زیستن خویش

تنها

به یاد و خاطره ای کفایت کردند

در ذهن و بر زبان آینده گان

وزیاده از آن را

به صاحبان زور و زر وانهادند

به خاطر یاران مان

به خاطر عهد و پیمان مان

به خاطر رؤیای جاویدان مان

به خاطر ایمان مان

به خاطر . . .

به خاطر ایران مان

بمان

بمان . . .

شاعر : واله

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 22:54 |
 

سلام وعرض تبریک بمناسبت نوروز ۸۸

  نوروز ۸۸ را به همه دوستان و خانواده در شهرستانهای اهواز - اصفهان -

شیراز -  آبادان وتهران تبریک می گویم .

همچنین به  دوستان همیشگی وبلاگ  - وبلاگهای دریچه ای برای خاتمی

شهرزاد قصه گو- خاتمی قدی برفراز دیوارهای شهر- خاتمی - بودنت را

غنیمت داریم  و وبلاگ آقای فرید صلواتی .

تشکروتبریک به  اعضای خانواده که باما همکاری داشته اند خصوصا مریم

ثنا وشاهین .

تشکر ازدوستانی که با وبلاگ مامر تبط بوده ونظرات سازنده داده اند خصوصا

سلیمان درآبادان واحسان درشیراز ۰

وتشکر وتبریک به همه دوستانی که درسال ۸۷ باما تماس برقرارکرده اند .

به امید سالی پر فروغ و زیبا همراه بابهروزی وسلامتی برای عزیزان وخانواده های

محترمشان .

                          امیرثابت قدم .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 16:26 |

 

 

 In the morn from the privacy of the Palace of Creation

The Eastern Candle emanates in every direction;
Produces a clear mirror from the horizon’s pocket
In a thousand ways showing the world its own reflection.
In the corners of the grand cosmic music hall
The organ plays a tune, and Venus listens with elation.
The exalted harp cries, now where is the doubter?
The laughing cup cries, what happened to prohibition?
Look closely at the world, and choose gaiety and joy
Whichever way you look, this is the world’s situation.
The locks of the sweetheart and Master lock up and deceive
The mystics over this chain seek no confrontation.
Ask for a majestic life, if this world is what you seek
For He is benevolent and bountiful with compassion.
Light of the hopeful eye, eternal symbol of adoration;
Omniscient, Omnipotent, Soul of the World, King of the Nation.

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
April 6, 1999

بامدادان کـه ز خـلوتـگـه کاخ ابداع
شمـع خاور فکند بر همه اطراف شعاع
برکـشد آینـه از جیب افق چرخ و در آن
بـنـماید رخ گیتی بـه هزاران انواع
در زوایای طربخانـه جمـشید فـلـک
ارغـنون ساز کند زهره به آهنگ سماع
چـنـگ در غلغله آید که کجا شد منکر
جام در قهقهه آید که کـجا شد مـناع
وضـع دوران بنگر ساغر عـشرت برگیر
کـه به هر حالتی این است بهین اوضاع
طره شاهد دنیی همه بند است و فریب
عارفان بر سر این رشتـه نـجویند نزاع
عمر خسرو طلب ار نفع جهان می‌خواهی
کـه وجودیسـت عطابخش کریم نفاع
مظـهر لطـف ازل روشنی چشم امل
جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 12:22 |
 

سفره هفت سین
سین‌های باستانی
(متداولتر)
  • سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)
  • سیب - نماد زیبایی و تندرستی
  • سمنو - نماد فراوانی(برکت)
  • سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
  • سنجد - نماد عشق
  • سکه - نماد دارایی
  • سرکه - نماد شکیبایی و عمر
  • سماق - نماد(رنگِ) طلوع خورشید
  • سنبل
دیگر سین‌ها سوسنسبزیسنگکسپندسیاهدانه
دیگر اقلام
گلابآجیلشکلاتگل نرگس
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 12:1 |
 
"هفت سین قرآن مجید"
 
دیگه دیگه!! عیده وما هم پستهای رنگارنگ میزاریم. شاید برای یه هر وبلاگی زیبنده تر این باشه که سال نو رو با هفت سین قرآنی شروع کنه ! ماکه این طوری هستیم شمارو نمیدونم!!؟

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)
" از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود."

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)
" درود بر نوح در میان جهانیان."

3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)
" درود بر ابراهیم."

4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)
" درود بر موسی و هارون."

5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)
" درود بر پیروان الیاس" (1)

6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)
" ... سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید]

7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)
" [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . "

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 6:54 |

 

 

سهراب سپهري

sepehri.jpg



سايبان آرامش ما، ماييم


 

در هواي دوگانگي تازگي چهره‌ها پژمرد.
بياييد از سايه روشن برويم
بر لب شبنم بايستيم، در برگ فرود آييم.
و اگر جا پايي ديديم، مسافر كهن را از پي برويم.
برگرديم، و نهراسيم، در ديوان آن روزگاران نوشابه
جادو سركشيم.
شب بوي ترانه ببوييم چهره خود گم كنيم.
از روزن آن سوها بنگريم، در به نوازش خطر بگشائيم.
خود روي دلهره پرپر كنيم.
نياويزيم نه به بند گريز، نه به دامان پناه.
نشتابيم نه به سوي روشن نزديك، نه به سمت مبهم دور.
عطش را بنشانيم، پس به چشمه رويم.
دم صبح، دشمن را بشناسيم ، و به خورشيد اشاره كنيم.
مانديم در برابر هيچ، خم شديم در برابر هيچ، پس نماز
مادر را نشكنيم.
برخيزيم و دعا كنيم:
لب ما شيار عطر خاموشي باد!
نزديك ما شب بي درد است، دوري كنيم.
كناري ما ريشه بي شوري است، بر كنيم.


 

و نلرزيم ، پا در لجن نهيم، مرداب را به تپش درآييم.
آتش را بشويم، ني‌زار همهمه را خاكستر كنيم.
قطره را بشويم. دريا را در نوسان آييم.
و اين نسيم، بوزيم، و جاودان بوزيم،
و اين خزنده، خم شويم، و بينا خم شويم.
و اين گودال ، فرود آييم، و بي پروا فرود آييم.
برخود خيمه زنيم، سايبان آرامش ما، ماييم.
ما وزش صخره‌ايم، ما گام شبانه‌ايم.
پروازيم، و چشم به راه پرنده‌ايم.
تراوش آبيم، و در انتظار سبوييم.
در ميوه چيني بي گاه، رؤيا را نارس چيدند، و ترديد
از رسيدگي پوسيد.
بياييد از شوره‌زار خوب و بد برويم.
چون جويبار آيينه روان باشيم: به درخت، درخت را پاسخ
دهيم.
و دو كران خود را در هر لحظه بيافرينيم، و هر لحظه
رها سازيم.
برويم، برويم، و بيكراني را زمزمه كنيم.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 6:43 |

 

 تقدیم به همشهریان عزیزم درشب عید نوروز 

 آبادان

شعراز : مشرف آزاد تهرانی

 

این چنین باخروش و خشمش شهر

بامدادان به پای می خیزد

 

خو شه های کبود آتش و دود

روی شهر برهنه می ریزد

 

عطرنان درپناه خاکستر ،

زندگی را به پای می دارد

تادراندیشه های گُرسنِگیش

مرد آهنگر

سینه با آفتاب بسپارد

این چنین باخروش وباخشمش

بامدادان

         به پای می خیزد

                           شهر آبادان .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 23:48 |

 

دلائل چهارگانه آقای خاتمی برای انصراف از نظر محمدعلی ابطحی

آقای خاتمی صریح­تر از همیشه چهار دلیل برای انصرافش مطرح کرد: ‌۱) بالاخره رقابت برای قدرت بود و این خلاف اخلاق است که وقتی جامعه می‌خواهد تغییر صورت پذیرد، تصور کند که ما در درون جبهه اصلاحات به مبارزه با یکدیگر مشغولیم. ۲) من نماینده اصلاحات هستم و این فکر در جامعه اکثریت دارد و نهادینه شده. با این تفرقه و تقسیم آراء برای محالفان زمینه‌ای شکل می‌گیرد که اعلام کنند اصلاحات خواسته‌ی اکثریت جامعه نیست و من حق ندارم چنین کاری بکنم. ۳) وقتی بالای ۲۰ میلیون رأی داشتم آن همه مشکلات داشتم اکنون به خاطر وجود سه کاندیدا و تقسیم آرا چگونه می‌شود با مجموعه‌ی قدرت در کشور روبه­رو شد؟! ۴) اینکه من حاضر نیستم وارد بازی‌ای شوم که بازیگردانش دیگران هستند. ابراز این چهارمین نکته از سوی آقای خاتمی خیلی مهم و پرمعنا بود.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 11:24 |
                
                      عكسي از مدير وبلاگ درآستانه نوروز88

عكسي از مدير وبلاگ درآستانه سال 88

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 10:15 |
 

بقره : وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا

وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ    ﴿ 130 ﴾     جزء 1  

و چه کسى جز آنکه به سبک مغزى گراید

از آیین ابراهیم روى برمى تابد؟ و ما او را

در این دنیا برگزیدیم ، و البته در آخرت

[ نیز ]از شایستگان خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

And who forsaketh the religion of Abraham save him who befooleth himself?

Verily We chose him in the world, and lo! in the Hereafter he is among the righteous.

بلی دین پــــــــاک خلیل  رسول

فقط برسفیهان نیــــــــامد قبول

گزیدیم اورابـــــــــه دارالفنــــــا

بکردیم بـــــــــراو رسالت عطا

خودازصالحان است دررستخیز

به درگاه یزدان بود بس عزیز.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 10:7 |
 

  مُصاحَبَهُ اَهلِ الفُسُوقِ َریبَه .

همنشینی بااهل گناه آدمی رامورد تهمت قرارمی دهد.

       The companionship of debauchees in

  being accused.

بدنام شدن  ،نقدشرف باختن است

خودرازمقــام عزت انـداختن است

بااهل گناه همنشینی کـــــــــــــردن

خودرابه گناه متهم ساختن است .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 9:49 |

 

دوستانی که مطالب وبلاگ مارادنبال می کنند میدانند که یک بخش ازوبــــــــــلاگ

 

اختصاص به تک بیت های ناب دارد که شروع ابیات آن هم طبق حروف الفبا است .

 

ماتوانسته ایم یک دور کامل حروف الفبارا به اتمام برسانیم و حالا درآستانه ســال

 

نوفرصتی داریم که به یاری خدا به دوردوم آن اقدام کنیم . انشا الله  استـــــــــفاده

 

خواهیدکرد وخصوصا دوستانی که علاقمند به مشاعره هستند وسعی خواهد شد که

 

از اشعار جدید استفاده شود . برای دریافت  اشعارقبلی نیز می توانید به آرشیـــــو ،

 

قسمت اشعارکوتاه مراجعه نمائیــــد.

 

 حال شما واین هم شروعی دوباره ازتک بیت ها.

 

تک بیت های ناب .

                        کتاب : برگ سبز

                       

                        تالیف : سید محسن خلیق رضوی

                       

                        شروع ابیات باحرف " الف "

 

از آن همنشین تاتوانـــی گریـــــــــــــــــز

 

که مرفتنه خفته راگفـت خیـــــــــــــــــــز.           سعدی

 

ازتجربه گذشته هرکس کـــــــم وبیــــش

 

استاد شود  به کار آینـــــــــده خویـــــش.            حالت

 

ازصحبت نادان بترت نیز نگویــــــــــم

 

خویشی که توانگر شد وآزرم نـــــــدارد.           ابن یمین

 

ازعلایق  فارغند آزاد مردان همچوسرو

 

خارنتواند گرفتن دامن برچیــــــــــده را.             صائب

 

اسب همت راچو در زین آوریــــــــــم

 

هردو عالم گوشه میدان ماســـــــــــت .               عراقی 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 4:56 |

 

 نمی تونم راحت

 

 نوروز رو بهت تبریک بگم .

 

ثابت قدم : این هم مطلبی جدید از آقای فریدصلواتی . برای خواندن

کامل آن ازطریق پیوندهای این وبلاگ اقدام کنید. موفقیت این

دوست  نویسنده راازخداوند بزرگ خواهانیم .

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 4:16 |
                                            
 
Whoever holds a cup in hand
Forever will rule over the land.
The Water of Life that Elias found
Seek in the tavern where cups stand.
The essence of soul submit to the cup
Rules of the cup are in command.
We and the wine, pious and virtue
Let’s see which ones He will demand.
It is but a word from His lips
For he who has wished and planned.
Narcissus’s ways of drunkenness
Were borrowed from His eye’s gland.
My heart pictures Your face and hair
This prayer my day and night spanned.
It is the painful in the heart
Who Your sweet lips understand.
Your features, Your goodness, O soul,
Like Hafiz, two hundred slaves command.

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
April 6, 1999

آن کس که به دست جام دارد
سـلـطانی جـم مدام دارد
آبی که  حیات خضراز او یافت
در میکده جو کـه جام دارد
سررشتـه جان به جام بگذار
کاین رشتـه از او نـظام دارد
ما و می و زاهدان و تـقوا
تا یار سر کدام دارد
بیرون ز لب تو ساقیا نیسـت
در دور کـسی کـه کام دارد
نرگس همه شیوه‌های مستی
از چشم خوشت بـه وام دارد
ذکر رخ و زلـف تو دلـم را
وردیست که صبح و شام دارد
بر سینـه ریش دردمـندان
لعلـت نمـکی تـمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ ای جان
حـسـن تو دو صد غلام دارد

|   
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 23:49 |
 
  

 

 

یاری:انتشار خبر انصراف سید محمد خاتمی از حضور در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان که اخبار انتخاباتی ایران را به دقت تحت نظر دارند، داشته است.

به گزارش قلم، سید محمد خاتمی شامگاه 26 اسفند با انتشار بیانیه‌ای انصراف خود را از کاندیداتوری در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران به طور رسمی اعلام کرد و این خبر علاوه بر رسانه‌های داخلی با اقبال زیاد رسانه‌های خارجی مواجه شد.

در این میان خبرگزاری فرانسه به بخش کوتاهی از بیانیه‌ خاتمی اشاره کرده و نوشت که خاتمی به خاطر پرهیز از تقسیم آرا در میان کاندیداهای اصلاح طلب انصراف خود را اعلام کرده است.

این خبرگزاری همچنین به اظهارات خاتمی مبنی بر انتخابات آزاد و منصفانه نیز تاکید کرده است.

اما خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش مفصلی در این باره بر روی وب‌سایت خود قرار داده و در آن عنوان کرده است که مشهورترین اصلاح طلب ایران از رقابت با محمود احمدی نژاد برای ریاست جمهوری دهم ایران انصراف داده و دلیل این امر را جلوگیری از هرگونه پراکندگی در آراء اصلاح طلبان اعلام کرده است.

این خبرگزاری به فرآیند حضور خاتمی در انتخابات دهم و اتفاقات رخ داده طی یک ماه گذشته اشاره کرده و حضور میر حسین موسوی را به عنوان گزینه بهتر از نقطه نظر خاتمی اعلام می‌کند.

به گزارش این خبرگزاری آمریکایی، اصلاح‌طلبان معتقدند که در انتخابات دور بعد شانس بیشتری نسبت به محمود احمدی نژاد دارند که در سال 2005 بر سر قدرت آمد اما به مرور زمان محبوبیت خود را به دلیل مشکلات اقتصادی و دیگر مسایل از دست داد.

شبکه خبری بی‌بی‌سی نیز اعلام انصراف خاتمی را با عنوان "کناره گیری رسمی خاتمی از انتخابات" در صدر اخبار فارسی خود قرار داده و نوشت: آقای خاتمی با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که برای پرهیز از پراکندگی در آرای اصلاح طلبان از صحنه انتخابات کناره‌گیری می‌کند.

به نوشته این شبکه، پیش از این منابع نزدیک به آقای خاتمی در روزهای یکشنبه و دوشنبه از کناره گیری احتمالی او از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران خبر داده بودند.

دویچه وله آلمان نیز این خبر را در صدر اخبار خود قرار داده و عنوان کرد که سید محمد خاتمی در بیانیه خود یادآور شده است که وضعیت کنونی کشور و روال مدیریت آن، "نیاز به تغییر سازنده و فوری" دارد و به باور وی، شیوه‌ عمل، راهکارها و راهبردهای کنونی، به ظهور مشکلات فراوان و اساسی منجر شده است.

به نوشته این شبکه خبری، خاتمی خواستار آن شده که همه‌ کسانی که برای رسیدن به وضعیتی بهتر تلاش می‌کنند، از تشتت آرا بپرهیزند و وحدت خود را پاس دارند.
در ادامه گزارش این شبکه خبری آمده است: خاتمی، موسوی را شخصیتی "اخلاقی، آزاد اندیش و شایسته" خوانده و به باور وی، مهندس موسوی، برای ایجاد تغییرات شایستگی لازم را دارد و از حقوق و آزادی‌های بنیادین و حاکمیت مردم و حیثیت بین‌المللی کشور دفاع کرده و می‌کند.

وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، گاردین، واشنگتن پست، خبرگزاری رویترز و شبکه خبری الجزیره از جمله رسانه‌های تاثیر گزار جهان هستند که در کنار دیگر رسانه‌ها طی گزارش‌های متفاوتی به این خبر واکنش نشان داده‌اند.

منبع : یاری

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 23:20 |
 
پاسخ خاتمی به نامه میر حسین
تلاش براي بستن راه تشتت آرايي که معطوف به اصلاحات, پيشرفت و اعتلاء مادي و معنوي ميهن و تامين عدالت همه جانبه و پاس داشت حرمت و کرامت و آزادي انسان و اخلاق به خصوص در ميان حاکمان است وظيفه اي است بر دوش همه ما.
ایلنا: به دنبال نامه دیروز میرحسین موسوی خطاب به سید محمد خاتمی، عصر امروز رئیس دولت اصلاحات پیامی خطاب به مهندس موسوی صادر کرد.

  متن کامل این پیام بدین شرح است:

          بسم الله الرحمن الرحيم
برادر عزيزم جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي
با سلام و احترام
از محبتي که ابراز فرموده ايد و همواره مشمول آن بوده ام تشکر مي کنم. بازگشت پويا و با نشاط آن عزيز که از سرمايه هاي گرانسنگ انقلاب, ميهن و مردميد به صحنه و آمادگيتان براي حضور در عرصه سرنوشت ساز انتخابات رياست جمهوري را مبارک مي دانم و اميدوارم شاهد انتخاباتي سالم, آزاد, رقابتي و پرشور باشيم و نتيجه راي مردم باعث اطمينان و شتاب بيشتر در مسير حرکت جامعه به سوي آرمانهاي والايي باشد که انقلاب, امام و ملت داشته اند و مردم بزرگوار که شايسته زندگي معنوي و مادي بهتراند پيشرفت, آزادي و عدالت و مردم سالاري را در پرتو اين انتخابات بيشتر و بهتر در دسترس خود ببينند.

من نيز به عنوان فردي که جز به سربلندي ميهن و ملت و رسيدن به آرمانهاي والاي انقلاب نمي انديشد در کنار ديگر شهروندان آزاد و متعهد هر آنچه از دستم برآيد انجام خواهم داد.

همانگونه که در بيانيه خود اعلام کرده ام بار ديگر براين نکته تاکيد دارم که تلاش براي بستن راه تشتت آرايي که معطوف به اصلاحات, پيشرفت و اعتلاء مادي و معنوي ميهن و تامين عدالت همه جانبه و پاس داشت حرمت و کرامت و آزادي انسان و اخلاق به خصوص در ميان حاکمان است وظيفه اي است بر دوش همه ی ما و در اين مرحله خاص، تدبير و همراهي جنابعالي و برادر بزرگوارمان جناب آقاي کروبي در رسيدن به وحدتي که در نامه اتان به آن اشاره کرده ايد کارساز خواهد بود. ان شاء الله.

                                             سيد محمد خاتمي
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 23:5 |

 

اين روزها پس از گذشت دو دهه سكوت و پنهاني، شما فعال شده‌ايد! فعالي پر از ابهام و مسأله‌برانگيز! فعالي كه هر روز نامش به عنوان نامزد رياست‌جمهوري دهم بر سر زبان است، و تصويرش كنار محمد خاتمي، يا سيدحسن خميني آن هم در جلسات پرمفسده مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و به طور كلي اصلاح‌طلبان بيگانه‌پرست و اسلام‌ستيز منتشر مي‌شود.

جناب آقاي ميرحسين موسوي

سلام عليكم

اول.

وقتي كتاب «امريكا شيطان بزرگ» از تأليفات خود را برايتان فرستادم، نوشتم: «تقديم به نخست‌وزير محبوب دوران طلايي امام». بنابراين شما را به عنوان مسؤول محبوبي در آن دوران قبول دارم كه يكي از مجريان «برنامه‌ها، تصميمات و رهنمودهاي حضرت خميني (رضوان الله تعالي عليه)» بوديد.

دوم.

وقتي يكي از نشريات مدافع ارزش‌هاي اسلامي در سال‌هاي پاياني اصلاح‌طلبي مطلبي عليه شما نوشت، با مديرمسؤول تماس گرفتم و اعتراض كردم. گفت: ممكن است در انتخابات وارد بشود. گفتم: در اين بي‌داد براندازانه اصلاح‌طلبي، موسوي غنيمت است. گفت: اما يكي از بستگانش (نام برد) داراي فلان عقايد است و زمينه تاخت و تاز پيدا مي‌كند. روشن بود كه من نه اهل «قصاص قبل از جنايتم» و «نه از زمره مافياگرانم كه كسي را به گناه ديگري بي‌آبرو كنم و مجازات». در نتيجه نپذيرفتم. علاوه بر آن كه در آن دوران سياه حكومت محمد خاتمي، و انفعال و ذليلي راست‌هاي ناراست و عدم قبول آنها، به هر حال شما را غنيمت مي‌دانستم. اين دانش به گذشته بر مي‌گذشت و به شناخت شما در دهه اول!

سوم.

اين روزها پس از گذشت دو دهه سكوت و پنهاني، شما فعال شده‌ايد! فعالي پر از ابهام و مسأله‌برانگيز! فعالي كه هر روز نامش به عنوان نامزد رياست‌جمهوري دهم بر سر زبان است، و تصويرش كنار محمد خاتمي، يا سيدحسن خميني آن هم در جلسات پرمفسده مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و به طور كلي اصلاح‌طلبان بيگانه‌پرست و اسلام‌ستيز منتشر مي‌شود.

مي‌خواستم بنا به ارادتي كه به دليل نخست‌وزيريتان به شما داشتم، پرسش‌هايي را مطرح كنم، از آن جمله:

1. ورود يا فعال‌شدنتان به دليل كدام كمبود نيرو، يا كدام شرايط حاد براي اسلام و انقلاب است؟ بگوييد تا ما هم مطلع شويم.

2. آيا حضورتان در كنار عناصر نامشروع و نامقبول، اعلان عقيده، روش و برنامه‌اي سياسي است؟

3. آيا بيرون آمدنتان از پناهنگاه و تصويري‌شدن (هنوز خيلي صوتي نشديد) سياسي‌ در بدترين جلسات سياسي پيامي دارد؟

4. آيا نامزدي شما براي رضاي خداست؟ يا در مسير تشكيل دولت وحدت ملي ناطق‌نوري و لاريجاني و كرباسچي؟ يا ايجاد دولت نجات ملي محمد خاتمي؟

5. آيا راست‌هاي ناراست همان غيرمقبولان مطرود ملت كه در انتخابات نهم، همه و همه بيش از 5/1 ميليون رأي نداشتند، پشتوانه فعال‌شدن و خروجتان از خفا شده‌اند، يا توصيه‌ها و توطئه‌هاي مافياگران قدرت و ثروت از اصلاح‌طلبي برانداز؟ شايد هم مثلث لاريجاني، قالي‌باف و رضايي مشوق حضور و ورودتان گرديده است؟

6. آيا مدافع اقتصاد اسلامي تبيين‌شده از سوي امام خميني - كه درود خدا بر او باد - هستيد، يا سرمايه‌خواري مافياگرانه را پذيرا شده‌ايد؟

7. با «عدالت» و «اسلام علوي عليه‌السلام» چه ميانه‌اي داريد؟ امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف و ظهور را چگونه مي‌بينيد؟

8. امريكا را شيطان بزرگ و اسرائيل را غده سرطاني مي‌شناسيد؟ يا با حقوق بشر امريكايي و دموكراسي خداستيز و عوام‌فريب و ضدمردمي به صحنه آمده‌ايد؟

9. با فمينيسم و ابزارسازي از جوانان و آزادي‌هاي مورد قبول 16‌ساله در عرصه قدرت و ثروت چه ارتباطي داريد؟ خويشاوند‌سالاري، تبعيض‌گرايي، خانواده‌سالاري، آقازادگي و چپاول اموال و انفال توسط آقازاده‌ها و مديران لايق و باتجربه 16ساله، يا 27ساله مورد قبولتان است؟

10. آيا اسلام مرفهين بي‌درد، عافيت‌طلبان، اشرافيت و سرمايه‌داري يا همان اسلام امريكايي را روي‌گردانيد؟ آيا اسلام پابرهنه‌ها، مستضعفان، انقلابيون، جهادگران و شهادت‌طلبان را راه و رسم كارساز در برابر دنياي پيشرفته و متمدن امريكا و اسرائيل مي‌دانيد يا خير؟

11. ولايت مطلقه فقيه يا همان اساس مشروعيت نظام و قانون‌ اساسي را چه‌قدر باور داريد؟ روحانيت و مرجعيت اين پاسداران شريعت را چگونه؟

12. به طور كلي عامل بقا، اعتلا و استمرار نظام اسلامي را در ديپلماسي مقتدرانه عليه سلطه‌گران و جهانخواران مي‌دانيد يا تسليم و ذلت، آيا انفعال و عقب‌نشيني و تعظيم در برابر زورگويي‌هاي امريكا و انگليس يا فرانسه و اسرائيل را «اعتمادسازي»، «تشنج‌زدايي»، «بيرون‌آمدن از انزوا» دانسته، نه تنها «تعطيل كامل هسته‌اي» بلكه «جاسوسي و به مخاطره‌افكندن كشور و ملت» را اقدامي «سنجيده»، «غيرشتابزده»، «مدبرانه»،‌ «خردمندانه» و ... مي‌پسنديد؟ و به اين گونه مديران لايق و باتجربه فخر مي‌فروشيد؟

13. باز هم مي‌گويم، با انتظار و ظهور، عدالت‌گستري جهاني و وجود ذي‌جود منجي عالم و دكترين مهدويت عجل‌الله تعالي فرجه الشريف در حاكميت چقدر موافقيد؟ واژگان خرافه، جمود، تحجر و ... كه در اطلاعيه غيرقانوني و خارج از مسؤوليت و غيرمعمول شما در فاصله 27 خرداد تا سوم تير 1384 تصريح شد، حول اين باور مي‌چرخد، يا «هيأت‌هاي عزاداري سيدالشهدا» يا «گفتمان مبتني بر آموزه‌هاي اصيل انقلاب و اسلام» را شامل مي‌شود؟

14. تمدن و پيشرفت، علم و فن‌آوري و اقتصاد و سياست در ديدگاه شما، در دايره اسلام و تشيع قابل‌قبول است، يا به ژاپن و كره جنوبي، امريكا و اروپا محدود مي‌شود؟

15. دگرانديشان و تجديدنظرطلبان، وابستگان به بيگانه، غارتگران بيت‌المال، فاسدان و منحرفان عقيدتي و عملي در طول سه‌دهه پس از حاكميت نظام اسلامي، حلقه مديران دائمي، ويژه‌خواهان و امتيازطلبان، رانت‌خواران و احزاب - اين يادگاران سياست اموي - را چگونه مي‌نگريد، و در دولت شما چه جايگاهي دارند؟

16. با رانت‌خواري و آقازادگي و بهره‌مندي از پست‌ها و مقام‌ها چه ميانه‌اي داشته‌ايد؟ صريح‌تر بگويم؛ در طول مدت سكوت و نظاره‌گري يا رضايت‌دادن به همه آنچه گفته شد، همسر و فرزندانتان و دامادهايتان از «رانت علمي»، «رانت مدرك»، «رانت استخدام»، «رانت پست»، «رانت سفرهاي خارجي» و ... سود نجسته‌اند؟! خودتان چه‌طور؟!

پرسش‌ها بسيار است و بي‌پاسخ! اصول ديپلماسي حكم مي‌كند كه؛ سياستمدار ناپاسخ‌گو باشد و نه حتي اجازه درخواست پرسش را بدهد. محمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني نمونه‌ها و الگوهاي بسيار خوب و كارآمد در اين زمينه‌اند. ملت نوكر و رعيت و فرمانبر است، و «ارباب» و «حاكم» بايد زمام امور را در دست داشته باشد! پرسش‌گري آنجا آزاد است كه دين را به بازي بگيرد و مذهب را لگدمال كند. به عبارت ديگر تروريسم ايماني آزاد است تا باورهاي الهي مردم را نشانه رود. آنچه در 16 سال شاهد آن بوديم. اما چرا پرسش‌ها را در نوشته‌هايم ادامه نمي‌دهم، بلكه از درخواست پاسخ نيز صرفنظر مي‌كنم؟ شايد مي‌پنداريد از «ماجراي ميتينگ 15خرداد سال 85 هاشمي رفسنجاني» درس عبرت گرفته و وحشت دارم! اما تخريب متمدنانه و اصلاح‌طلبانه و آزادي‌خواهانه راست ناراست و چپ منحرف در اين چهارسال ترور انديشه و شخصيت مرا محقق كرد و مانده است «ترور فيزيكي». خداوند سبحان را سپاس كه ناكام ماند. قلم و بيان اين‌جانب ماند و فوج عظيم ملتي كه آن را «فرياد اعتراض ملي» عليه «مافياي قدرت و ثروت» يا همان «اژدهاي هفت‌سري» مي‌داند كه در هر لباس و نام براي حفظ قدرت و ثروت به يغمابرده‌اش، با هر وسيله‌اي به سركوب «بيدارباش‌»ها مي‌پردازد.

حال چند نكته:

الف. گفته مي‌شود شما مورد تأييد هاشمي رفسنجاني هستيد و مي‌نويسند: «او از شما حمايت مي‌كند». همين يك نكته كافي است تا مشروعيت و مقبوليت شما زير سؤال رفته، به عنوان «مهره‌اي در دست هاشمي» معرفي شويد. شايد هم كسي شناخته شويد كه هاشمي او را در آستين خود براي روز مبادا نگه داشته است. علاوه بر اين ممكن نيست فردي خارج از حلقه‌هاي خاص، وارد عرصه انتخابات شود و مورد حمايت يا تأييد هاشمي قرار بگيرد. يك نمونه «محمد خاتمي» بود كه هر چند «هاشمي» را «عالي‌جناب سرخ‌پوش» كرد، اما تا كنون همچنان مورد حمايت و تاييد ويژه است.

ب. محمد خاتمي كه خود به «عدم مشروعيت خويش» اذعان دارد و آن را «قطعي» مي‌داند، در تلاش است كه شما را به صحنه بياورد. اين برگ هم با كمال عذرخواهي، عدم مشروعيت شما را صحه مي‌گذارد. كسي كه خود غيرمشروع است و از طرفي حمايت و تأييد امريكا و امريكاپرستان را دارد، حامي و مؤيدي نيست كه ملت مسلمان را به پاي صندوق‌ها بكشاند.

ج. افرادي چون سيدحسن خميني منهاي وابستگي به حضرت امام، جايگاه ديگري در بين مردم ندارند. علاوه بر آن كه در جهت‌گيري سياسي هم‌سو با هاشمي و خاتمي و حضور در جلسات اين طيف آنها را پرمسأله كرده است. ارادت و اعتقاد و عشق الهي مردم به امام پايان‌نايافتني است، ولي خانواده‌سالاري به شدت مورد اعتراض و طرد ملت واقع گرديده است. اضافه بايد كرد خاطرات هاشمي رفسنجاني را در «اميدها و دلواپسي‌»هايش كه به طور مكرر «همراه‌بردن‌ سيدحسن خميني به سفرهاي خارجي در كنار فرزندانش» را تصريح مي‌كند. خرج بيت‌المال مسلمين، وجود شرايط خطير جنگ، حضور هزاران جوان يا نوجوان هم‌سن سيدحسن خميني در آن دوران در جبهه‌ها به كنار، اين خاطره‌گويي از «علاقه و عواطف و نوعي ارتباط فراتر از معمول هاشمي و سيدحسن خميني» رازگشايي مي‌كند. بنابراين نواده امام نه تنها عامل تأييد شما يا خاتمي يا هاشمي و... نخواهد شد، بلكه خود مي‌تواند سؤالاتي را پيرامون نامزد مورد تاييد او ايجاد كند.

د. روشن است كه بي‌داد 16 ساله در كشتن عدالت، ستيز با اسلام، پايمال‌كردن اصول و ارزش‌هاي انقلاب، خميني‌شكني، مردم‌ستيزي، غارت‌گري، و... را نديديد و نشنيديد! كجا بوديد؟ به اندازه يك شهروند دردمند يا مسلمان متعهد و يا انقلابي ارزشمدار از شما انتظار بود تا فريادي بكشيد، حضوري بيابيد، يا حتي ناله‌اي بي‌حاصل سر دهيد. اين نشد. اينك در حاكميت گفتمان عدالت و انتظارگرايي، و خيزش مردم عليه مافياگران و گفتمان دين‌ستيز، و اقتدار سلطه‌ستيزانه، «فعال شده‌ايد و حساس»! اين «تضاد»‌ را مردم نخواهند پذيرفت، و شما پيش خداوند پاسخ‌گو هستيد. اگر چه «مردم» را به «هيچ» انگاريد.

هـ. اطلاعيه غيرمسؤولانه و تخريب‌گرانه شما عليه احمدي‌نژاد در انتخابات نهم، آشكارا حمايت از هاشمي رفسنجاني بود كه از آن روزها شديدا مورد اقبال اصلاح‌طلبي برانداز، حريم‌شكنان و شريعت‌سوزان و بيگانگان و دشمنان اسلام و انقلاب قرار گرفته است. اين اطلاعيه، امروز پاسخ گرفته و شما را وارد عرصه قدرت و سياست كرده است، پس از نزديك به دو دهه سكوت و پنهاني! حال محرز گرديده كه اولا شما هم مانند شيفتگان قدرت مادام‌العمر، ورود احمدي‌نژاد به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت را جايز نمي‌دانيد و به ادب كردن او و هر كس ديگر كه خيال ورود به اين منطقه را دارد و خارج از مافيا است پرداخته‌ايد. ثانيا سلطه‌ستيزي و اقتدار و عظمت نظام اسلامي را در ديپلماسي خارجي پيروز احمدي‌نژاد برنتابيده، و علي‌رغم حمايت و تأييد مقام معظم رهبري، استقبال و پشتيباني مردم، و بالندگي جهان اسلام، با آن از سر معارضه برخاسته‌ايد. خدا را شاهد مي‌گيرم كه شما را به دليل ورود غيرقانوني و غيرمسؤولانه با صدور اطلاعيه به نفع هاشمي، «بازنده اصلي انتخابات نهم» ناميدم و آن را در كتاب «احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم» ثبت كردم. حال گويا اين «بازندگي» عبرت‌آموز نشد، يا اهداف درازمدت مورد نظر است.

و. استقبال مسيح مهاجري اين كارگزار بي‌چون و چراي هاشمي رفسنجاني از حضور شما ذكر چند نكته را ضروري مي‌كند. يكي آنكه شما دقيقا مورد تاييد همه‌جانبه هاشمي هستيد، يا مأمور اجراي برنامه‌هاي ويرانگر فرهنگي، سياسي، اقتصادي او، ديگر آن كه «مسيح مهاجري» كسي است كه «بي‌پروا» استقبال خارجيان از رياست آيت الله هاشمي؟! بر مجلس خبرگان را تيتر كرد و در آن تأييدات امريكايي انگليسي‌ها و... را در اين رياست ثبت نمود. و او همان كسي است كه پيشنهاد عطاء الله مهاجراني در شكست قانون اساسي براي مادام‌العمر كردن هاشمي را تأييد و حمايت كرد، بالاخره او كسي است كه در خاطرات هاشمي رفسنجاني، بارها همراه شما و فرزند شهيد بهشتي عليه افراط‌گري‌ها در حزب جمهوري اسلامي به شكايت نزد هاشمي آمده است. پس امروز ما با «ميرحسين موسوي نخست‌وزير دوران طلايي امام» مواجه نيستيم، بلكه حزب انحلال‌يافته جمهوري با رياست هاشمي رفسنجاني و گستره‌اي از طيف‌هاي مشاركتي، كارگزاراني، سازمان نامشروع مجاهدين و هر ناراست و غيرصادقي به ميدان آمده است. پناه بايد برد به خداوند از دسيسه‌هايي كه «افراد» را «ابزار» مي‌كند.

ز. با اين وجود بياييد. بمانيد و به صندوق‌هاي دموكراسي چشم بدوزيد. يا همانگونه كه اعتقاد دارم «هر كه پولش بيش، رأيش بيشتر» مي‌شود و شما با منابع هنگفت مالي مافياگران پيروز خواهيد شد، همانگونه كه «ريچارد نيكسون»، «اين دموكراسي را داراي تواني مي‌داند كه اسلام‌گرايان از آن بيرون نخواهند آمد»، و به همين دليل من انتخابات نهم و پيروزي احمدي‌نژاد را كه مافياي قدرت و ثروت را در هم شكست و نامزدهاي راست و ناراست را با هزينه‌هاي هنگفت مالي، و محتواي دين‌ستيز تبليغاتي از صحنه به در كرد، «معجزه هزاره سوم» ناميدم. يا آنكه حاميان شما از مثلث‌هاي نامقبول اصول‌گرايان اصلاح‌طلب، تا شخصيت‌هاي استيجاري يا همان نان‌خورها از پرتو پدران «آقازاده‌ها» و ستون‌هاي متزلزل ساخته شده براي نظام، بار ديگر با آراي مردم از عرصه قدرت اخراج مي‌شوند.

به هر حال وعده الهي آن است كه خدا با مستضعفان است و زمين به آنها به وراثت داده خواهد شد. حتي به اندازه چهارسال دولت احمدي‌نژاد، به اندازه طليعه‌اي در زمانه انتظار.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 15:25 |
 

اخبار ویژه روزنامه اعتماد، چهارشنبه روزنامه اعتماد-28 اسفند 87

 
وخامت حال همسر امام(ره)؛ حال عمومي همسر حضرت امام خميني(ره) رو به وخامت گذاشته است. به گزارش «قلم»، بنا بر شنيده ها همسر حضرت امام خميني(ره) که در پي يک بيماري سخت طي چند ماه گذشته در بيمارستان بستري بودند، حالشان رو به وخامت گذاشته است.

اعتراف تلويحي حاميان به ريزش آراي احمدي نژاد؛ «محمدحسين صفارهرندي» وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سرمقاله ويژه نامه نوروزي «ايران» به احتمال ضعيف پيش بيني کرد احمدي نژاد در دور بعدي راي نخواهد آورد. فاطمه رجبي همسر غلامحسين الهام سخنگوي دولت نيز در يادداشتي در حمايت از احمدي نژاد نوشت؛ طبق وعده خدا زمين به مستضعفان مي رسد حتي اگر براي «چهار سال دوره احمدي نژاد» باشد.

احمدي نژاد، سولانا نيست، روزنامه ايران ارگان رسمي دولت با چاپ يادداشتي از پاسخ علي لاريجاني به اخطار قانون اساسي محمود احمدي نژاد انتقاد کرد. ايران در يادداشتي با عنوان «سيطره لهجه گفت وگوي لاريجاني با سولانا در نامه به رئيس جمهور» از ادبيات «جديدالولاده» رئيس مجلس نوشت؛ «بي شک از مشرب فلسفي و فرهنگي فردي نظير رياست محترم مجلس انتظار مي رفت با قرائت پيش نويس اين نامه شگفت آور در صحن علني مجلس، آن را با کمک نمايندگان خردمند و اهل فضل و تقوا مورد ويرايش فني و محتوايي قرار مي دادند تا به همت قواي عاقله جمعي، برخي از واژگان غريب در دايره گفتماني اصولگرايان راه نيافته و در آستانه سال نو، واژگان کهنه و نامعقول، شهد شيرين پيروزي هاي بزرگ ملت ايران در سال 87 را نامطبوع نمي ساخت.» 

ژانوس انتخابات؛ يکي از خبرگزاري هاي حاميان ميرحسين موسوي با انتشار يادداشتي نخست وزير سابق را «ژانوس انتخابات» ايران ناميد. به نوشته «بنيان» ميرحسين زمينه ائتلاف اصلاح طلبان را فراهم آورد و از سويي «ايده آل» دولت ائتلاف ملي اصولگرايان توصيف شده است. «ژانوس» اسطوره يي است که در سخنراني ميرحسين موسوي در دانشگاه تهران به آن اشاره شده است. 

بازداشت يک بازرگان ايراني در سانفرانسيسکو ؛ وزارت دادگستري امريکا اعلام کرد يک بازرگان ايراني به اتهام صادرات غيرقانوني موتور هلي کوپتر و نقض تحريم هاي ايالات متحده عليه ايران در اين کشور دستگير شده است. حسينعلي خوش نويس راد، 55 ساله، که در تهران شرکتي تجاري دارد روز شنبه در فرودگاه بين المللي سانفرانسيسکو بازداشت و روز دوشنبه در دادگاه فدرال اين شهر حاضر شده است. 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 14:1 |
عكسي از مدير وبلاگ درآستانه سال 88
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 11:35 |
                     
                                   عيد نوروز چگونه شكل گرفت

خبرگزاري فارس: سال در نزد ايرانيان از زماني نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم شده و همان طور كه ابوريحان بيروني در آثارالباقيه آورده است آغاز سال ايراني از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم) روز هرمز از ماه فروردين بود.


انسان‏، از نخستين ادوار زندگي اجتماعي، متوجه بازگشت و تكرار برخي از رويدادهاي طبيعي، يعني تكرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران كشاورزي ، يعني نياز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغيير آن آسانتر ديده مي شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايي ها و ناهماهنگي هايي كه تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان از زماني نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم شده و همان طور كه ابوريحان بيروني در آثارالباقيه آورده است آغاز سال ايراني از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم) روز هرمز از ماه فروردين بود، وقتي كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربيعي ، و طالع سرطان بود.


پيدايش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري چون فردوسي، عنصري، بيروني، طبري و بسياري ديگر كه منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبيات پيش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند.

در خور يادآوري است كه جشن نوروز پيش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز با آن كه جشن را به جمشيد منسوب مي كند يادآور مي شود كه : «آن روز كه روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پيش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».


روايت هاي اسلامي درباره نوروز
آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامي سيمين كه پر از حلوا بود براي پيغمبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد كه اين چيست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسيد كه نوروز چيست؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان. فرمود: آري، در اين روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسيدند عسكره چيست؟ فرمود عسكره هزاران مردمي بودند كه از ترس مرگ ترك ديار كرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از اين روست كه پاشيدن آب در اين روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را ميان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزي بر ما نوروز بود.

و نيز حديثي است از معلي بن خنيس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آيا اين روز را مي شناسي؟ گفتم اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يكديگر هديه مي دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه اين بزرگداشت نوروز به علت امري كهن است كه برايت بازگو مي كنم تا آن را دريابي. پس گفت: اي معلي ، روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگان خود پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند. همان روزي است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزيدن گرفت و زمين در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزي است كه كشتي نوح در كوه آرام گرفت. همان روزي است كه پيامبر خدا، امير المومنين علي (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت هاي قريش را از كعبه به زير افكند. چنان كه ابراهيم نيز اين كار را كرد. همان روزي است كه خداوند به ياران خود فرمود تا با علي (ع) به عنوان امير المومنين بيعت كنند. همان روزي است كه قائم آل محمد (ص) و اولياي امر در آن ظهور مي كنند و همان روزي است كه قائم بر دجال پيروز مي شود و او را در كنار كوفه بر دار مي كشد و هيچ نوروزي نيست كه ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم، زيرا نوروز از روزهاي ما و شيعيان ماست.


جشن نوروز


جشن نوروز دست كم يك يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را پس از جمشيد يك ماه مي نويسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز مي شود و در «سيزده بدر» پايان مي پذيرد. ازآداب و رسوم كهن پيش از نوروز بايد از پنجه، چهارشنبه سوري و خانه تكاني ياد كرد.


پنجه (خمسه مسترقه)
بنابر سالنماي كهن ايران هر يك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقيمانده سال را پنجه، پنجك، يا خمسه مسترقه، گويند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هيچ يك از ماه ها حساب نمي شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقويم رسمي شش ماه اول سال را سي و يك روز قرارداد، برگزار مي شد.


مير نوروزي
از جمله آيين هاي اين جشن 5 روزه، كه در شمار روزهاي سال و ماه و كار نبود، براي شوخي و سرگرمي حاكم و اميري انتخاب مي كردند كه رفتار و دستورهايش خنده آور بود و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي كرد. ابوريحان از مردي بي ريش ياد مي كند كه با جامه و آرايشي شگفت انگيز و خنده آور در نخستين روز بهار مردم را سرگرم مي كرد و چيزي مي گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « ميرنوروزي» دوران حكومتش را « بيش از 5 روز» نمي داند.

از برگزاري رسم مير نوروزي، تا لااقل 70 سال پيش آگاهي داريم. بي گمان كساني را كه در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمز رنگ و صورت سياه شده در كوچه و گذر وخيابان مي بينيم كه با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي كنند و پولي مي گيرند بازمانده شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب «مير نوروزي» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند و آنان در شعرهاي خود مي گويند: «حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه».

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 9:40 |
 
پیام ميرحسين به خاتمی
اگر تصميم شما قطعي است، انتظار تمامي مردم ايران و در ميانشان اينجانب از تعهد اسلامي و انقلابي که در آن جان عزيز سراغ گرفته‌ايم اين است که نقش شما در تحقق آرمان‌هايي که پيشارو داريم همچنان ادامه يابد.
ایسنا: مهندس ميرحسين موسوي درنامه‌اي به سيد محمد خاتمي تاكيد كرد كه راه درست را اصلاحات همراه با بازگشت به اصول مي‌داند.

متن کامل نامه مهندس موسوي به سيد محمد خاتمي به اين شرح است:

"بسم الله الرحمن الرحيم

برادر عزيز جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي

با سلام، پيام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفي که به اين فرزند کوچک مردم و دوست قديمي خود نموده بوديد منفعل شدم. براي سال‌ها به عنوان يک شهروند از اين که شخصيت عزيزي چون شما رياست اين جمهوري را برعهده گرفته است، لذت مي‌بردم و به آن افتخار مي‌كردم زماني که نسل نوخاسته تلالو آرمان‌هاي خود را در آن چهره ملاقات مي‌کرد و به هيجان مي‌آمد به همراه آنان خود را جوان مي‌ديدم. اين احساس همچنان که هنوز با آنان باقيمانده است با اينجانب نيز هست و ذخيره‌اي است براي اسلام و انقلاب و سعادتي که مردم ما به راستي مستحق آنند. بسيار تاسف خورده‌ام که مخالفان چگونه مي‌توانند نقشي را که در بزنگاهي خطير از انقلاب اسلامي براي اصلاح‌طلبي برعهده گرفتيد نبينند و يا موافقان با اميد افزايش مطالبات از تاکيد بر دست‌آوردهاي بزرگي که داشته‌ايد چشم‌پوشي کنند، تا جايي که فضا براي غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کاميابي‌هاي دوران‌سازي که درکشان به مرور زمان و يا نگاه‌هاي عميق نياز دارد که حتي حقيقت روشني چون نقش دولت شما در انشاي پيشرفت‌هاي بدست آمده در زمينه انرژي هسته‌اي و يا ارتقاي موقعيت جهاني نظام و کشور.

خود مي‌دانيد که اينجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نيز پيرايش و نوزايي در اين مسير تلقي مي‌کنم و اگر مختصات زمانه ايجاب نمي‌کرد براي تداوم اين طريق کسي را مناسب‌تر از پايه‌گذار آن نمي‌دانستم. همچنين و همان‌گونه که در ملاقات حضوري عرض کردم دقت و صحت برآوردي که از اين مختصات دارم را برگشت‌ناپذير نمي‌بينم و اگر فارغ از رودربايستي‌هايي که تاريخ بر ما نخواهد بخشيد و ملاحظاتي که در مقايسه با منافع ملي جا دارد ناديده گرفته شوند، راي دوستان و غالب برهمه نظر شما اين ارزيابي مرا تاييد نکند بر آن اصرار نمي‌کنم.همچنين فرصت و فسحت مجال را براي اتخاذ بهترين تصميم و وصول به وحدتي که نيروهاي همفکر و همسنگر بدون ترديد به آن مي‌رسند هنوز گسترده مي‌دانم و تاخير خود يا شما يا هريک از ديگر دوستان را در خروج از صحنه مفيد به شورانگيزتر شدن فضاي انتخابات مي‌شناسم.

درعين حال اگر تصميم شما قطعي است، انتظار تمامي مردم ايران و در ميانشان اينجانب از تعهد اسلامي و انقلابي که در آن جان عزيز سراغ گرفته‌ايم اين است که نقش شما در تحقق آرمان‌هايي که پيشارو داريم همچنان ادامه يابد. به ويژه براي توسعه جامعه مدني که دغدغه اصلي نيروهاي فهيم و دلسوز کشور است نياز به سرمايه‌گذاري‌هاي جدي چون تلاش و تکاپوي مشخص شماست.

                        والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

                                 "مير حسين موسوي"
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 4:39 |
 
تجليل كروبی از خاتمی
همان‌گونه كه ايشان در بيانيه خود اعلام كرده است با وجود انصراف از نامزدي همچنان در عرصه انتخابات باقي مي‌مانند و به تلاش خود براي پيروزي اصلاحات ادامه خواهند داد و اين مايه اميد است.
آخرين جلسه شوراي سياستگذاري روزنامه اعتماد ملي در سال 1387 در دفتر صاحب‌امتياز روزنامه و با حضور اعضا و مشاوران مطبوعاتي مهدي كروبي برگزار شد.

در اين جلسه دبيركل حزب اعتماد ملي به تحولات جاري انتخابات رياست‌جمهوري اشاره كرد و با تجليل از سوابق سياسي و اجرايي سيدمحمد خاتمي در ارزيابي بيانيه انصراف وي گفت: «من از آغاز فرآيند انتخابات اخير مي‌دانستم شرايط اين دوره بسيار پيچيده و متفاوت خواهد بود و به همين علت از آغاز سعي كردم ضمن تلاش براي حفظ وحدت اصلاحات به صورت حزبي نامزد انتخابات شوم و ضمن احترام به همه نامزدهاي انتخابات آينده از هيچ‌كس نخواهم به نفع فرد ديگري كنار رود.»

كروبي افزود: «اگرچه تحليل من از انتخابات روشن بود و معتقد بودم كه در صورت اتحاد اصلاح‌طلبان امكان پيروزي بيشتر خواهد شد اما در اين مدت از تكثر نامزدهاي اصلاح‌طلب استقبال مي‌كردم و هريك از نامزدهاي اصلاح‌طلب را يك‌صدا و يك‌امكان براي تغيير وضع موجود مي‌ديدم و از همين منظر اگر نتيجه انصراف جناب آقاي خاتمي كاهش اميد به تغيير و افزايش يأس و نااميدي در گروهي از حاميان ايشان باشد، احساس مي‌كنم كه بايد براي تغيير اين وضع تلاش كرد.»

كروبي در عين حال ابراز اميدواري كرد كه سيدمحمد خاتمي به‌عنوان چهره‌اي ملي و اصلاحي همچنان در عرصه عمومي بمانند و افزود ممكن است برخي نگراني داشته باشند كه اين انصراف به معناي بي‌بهره شدن از موقعيت سياسي و مردمي آقاي خاتمي باشد اما همان‌گونه كه ايشان در بيانيه خود اعلام كرده است با وجود انصراف از نامزدي همچنان در عرصه انتخابات باقي مي‌مانند و به تلاش خود براي پيروزي اصلاحات ادامه خواهند داد و اين مايه اميد است.

صاحب‌امتياز روزنامه اعتماد ملي افزود: «همگرايي فراتر از وحدت بايد در ادامه اين انتخابات مورد توجه اصلاح‌طلبان قرار گيرد. ظاهرا هم جناب آقاي خاتمي به اين نكته توجه دارند و هم جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي تاكيد كرده‌اند كه خواهان انصراف هيچ نامزدي نيستند در عين حال كه مي‌توان با برنامه‌ريزي دقيق رفاقت اصلاح‌طلبان را در عين رقابت حفظ كرد و استراتژي مشتركي را ميان نامزدهاي اصلاح‌طلبان طراحي كرد.»

كروبي مهم‌ترين محورهاي همگرايي اصلاح‌طلبان را مواردي مانند صيانت از آزادي انتخابات و آراي ملت عنوان كرد به‌خصوص در زماني كه شوراي نگهبان و وزارت كشور همسو هستند.

كروبي نقد عملكردهاي موجود و ارائه راهكارهاي جايگزين براي اداره كشور را يكي ديگر از محورهاي همگرايي اصلاح‌طلبان خواند.

صاحب‌امتياز اعتماد ملي بار ديگر تاكيد كرد: «من از آغاز با هرگونه اقدام تخريبي عليه هر نامزد انتخابات آينده مخالف بودم و حتي به روزنامه اعتماد ملي توصيه كرده‌ام اخبار همه نامزدها را منتشر كند و عليه هيچ نامزدي عمل نكند. اكنون نيز بر حفظ احترام و شخصيت همه رجال سیاسی به‌خصوص آقاي خاتمي تاكيد مي‌كنم.

آقاي خاتمي از دوستان خوب اينجانب و از چهره‌هاي برجسته كشور و صاحب فضل و تفكرند و در هر مقام و موقعيت اجتماعي مي‌توانند موثر واقع شوند به‌خصوص در شرايط بحراني كنوني كشور كه نياز به اتحاد و همدلي وجود دارد.» كروبي به همراهي خود و خاتمي در نهادها و مقاطع مختلف به‌خصوص مجلس، دولت در دهه اول انقلاب و عصر اصلاحات اشاره كرد و گفت من و آقاي خاتمي در مقاطع مختلف همراهي و همدلي كاملي با هم داشتيم به‌خصوص در دوره مسووليت من در حج و مسووليت ايشان در وزارت ارشاد و نيز گاه ‌نامه‌هاي مشترك و محرمانه‌اي با هم خطاب به حضرت امام در دوران جنگ مي‌نوشتيم و در دوره اصلاحات نيز ميان ما، رئيس دولت و رئيس مجلس، رابطه صميمانه‌اي برقرار بود.

دبيركل حزب اعتماد ملي در پايان اين جلسه با تبريك سال نو اظهار اميدواري كرد تغييري كه مردم در پي آن هستند تنها تغيير در فصل‌ها نباشد بلكه تغيير در سياست‌ها و روش‌هاي اجرايي كشور هم باشد.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 4:26 |
 


 بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از ادامه حضور در عرصه انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شامگاه 26 اسفند ماه منتشر شد.
 حجت الاسلام والمسلمین خاتمی در این بیانیه آورده است با وجود انصراف، به حضور فعال خود در صحنه برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات ادامه خواهد داد.
  محوراین بیانیه "تصمیم اخلاقی فراتر از کسب قدرت"است و خاتمی با تاکید بر این اصل، کناره‌گیری خود را از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرده است.
در این بیانیه سید محمد خاتمی به حضور فعال خود در صحنه انتخابات و تلاش برای اجماع نامزدهای انتخاباتی تاکید دارد.
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرده است که  همچنان برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، حضوری فعال خواهد داشت.
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی متن کامل بیانیه انصراف وی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است:

"بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشت‏سر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی  حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گسترده‏ی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:
1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، "تغییر سازنده" در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.
2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"

سیّد محمّد خاتمی
اسفند138726

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 10:5 |
 
ابتكار حماس برای ازدواج همسران شهدا
جنبش حماس با اين كار قصد دارد اولا زنان بيوه و كودكان يتيم را از بي سرپرست بودن نجات دهد و دوما جوانان را به ازدواج ترغيب و تشويق كند.
شيعه آنلاين: پايگاه‌هاي خبري فلسطيني اعلام كردند، جنبش مقاومت اسلامي حماس در يك ابتكار عمل جديدي اعلام كرده هر كس با يك زن شهيد ازدواج كند، پاداش دريافت خواهد كرد.

اين پايگاه‌هاي خبري فلسطيني در ادامه افزودند: جنبش حماس با اين كار قصد دارد اولا زنان بيوه و كودكان يتيم را از بي سرپرست بودن نجات دهد و دوما جوانان را به ازدواج ترغيب و تشويق كند.

اين پايگاه‌هاي فلسطيني در ادامه نوشتند: البته حماس براي مردان و جواناني كه قصد انجام چنين ازدواجي را دارند، تعدادي شرط قرار داده است. يكي از اين شروط اين است كه اگر ازدواج با زن شهيد ازدواج دوم فرد است، بايد حتما ثابت شود كه توانايي اداره و سرپرستي دو خانواده را دارد. شرط دوم اين است كه او فردي با اخلاق و مؤمن باشد تا از روي هوس اين كار را انجام ندهد.

كارشناسان مسائل اجتماعي در اين باره مي‌گويند: چنين طرحي مي‌تواند به عدم فاسد شدن جامعه غزه كمك كند به ويژه اينكه تعداد زنان بيوه در جنگ اخير 22 روزه ارتش صهيونيستي عليه غزه به شدت افزايش يافته است.

دسته‌اي ديگر از كارشناسان نيز اين طرح را مورد انتقاد قرار داده و اعلام كردند كه چنين طرحي موجب افزايش تعداد دختران ازدواج نكرده مي‌شود
.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 0:20 |

 

 With a flood of tears, to sleep, I found my way

Thinking of you, in vain, I'd long and pray
To the vision of your brow I lost my cloak
I'd drink to the corner of the altar, old and gray.
Each thought that like a bird flies out as words
The strings of your hair would pluck and play.
Your face, like a vision, in my mind would form and fade
I kiss the face of the moon from far away.
My eyes follow the wine-bearer, ears the harp
Perhaps my eyes and ears my fortune would say and sway.
Till the morn, I paint the picture of your face
On the canvass of the eyes, while sleepless I lay.
With every song, the bearer would give me a cup
I'd sing a song, then drink without delay.
Happy was the time, Hafiz, and good fortune
In the name of long life and lovers every day.

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
January 8, 2000

دیشـب بـه سیل اشک ره خواب می‌زدم
نـقـشی بـه یاد خـط تو بر آب می‌زدم
ابروی یار در نـظر و خرقـه سوخـتـه
جامی بـه یاد گوشـه مـحراب می‌زدم
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجـسـت
بازش ز طره تو بـه مـضراب می‌زدم
روی نـگار در نـظرم جـلوه می‌نـمود
وز دور بوسـه بر رخ مـهـتاب می‌زدم
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشـم و گوش در این باب می‌زدم
نـقـش خیال روی تو تا وقت صـبـحدم
بر کارگاه دیده بی‌خواب می‌زدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفـت
می‌گفـتـم این سرود و می ناب می‌زدم
خوش بود وقـت حافـظ و فال مراد و کام
بر نام عـمر و دولـت احـباب می‌زدم.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 23:14 |
                               
                                    مبارزه با قرارداد
 
ايران- زهرا ابراهيمي:
 
از تصويب طرح ملي شدن صنعت نفت در مجلس شوراي ملي در 24 اسفند سال 1329 تا تصويب آن طرح در سنا 5 روز فاصله بود و در اين 5 روز اتفاقات زيادي افتاد.

 تمام مسائل تقريبا تحت الشعاع طرح ملي شدن صنعت نفت قرار گرفته بود. در تاريخ معاصر ايران،  روز 29 اسفند 1329 به‌عنوان يكي از بزرگترين افتخارات ملي ايران در استيفاي حقوق و استقلال كشور و مبارزات ضد‌استعماري مردم ايران به ثبت رسيده است.

 از سال‌هاي اوليه حفر چاه نفت ايران، چشم طمع بيگانگان به‌دنبال استثمار منابع زيرزميني كشور بوده و آنان در هر فرصتي به گرفتن امتيازهاي گوناگون نفتي اقدام مي‏كردند.

پس از لغو امتياز نفتي دارسي بين ايران و انگلستان، قرارداد الحاقي گس- گلشائيان به‌منظور كشف و استخراج نفت توسط شركت‌هاي نفتي انگليسي منعقد شد. ماجرا از اين قرار بود كه «نويل گس» در دوران نخست‌وزيري محمد ساعد مراغه‌اي به ايران سفر مي‌كند و با عباسقلي گلشائيان وزير دارايي دولت ساعد، درباره موضوع نفت به مذاكره مي‌پردازد و با يكديگر به توافق مي‌رسند و در تاريخ ۲۶ تير ۱۳۲۸، قراردادي را كه شامل ١١ ماده بود منعقد مي‌كنند. بر پايه آن قرارداد جديد 30 سال به‌مدت قرارداد دارسي افزوده مي‌شود.

دولت ساعد در روزهاي آخر مجلس قانونگذاري دوره پانزدهم، آن قرارداد را براي تصويب به مجلس شوراي ملي ارائه مي‌دهد. اما چند نفر از نمايندگان مجلس از جمله
حسين مكي، حائري‌زاده، مظفر بقائي، اميرتيموركلالي و ... كه در آن زمان خود را از نزديكان محمد مصدق و آيت‌الله سيد ابوالقاسم كاشاني مي‌دانستند، دست به اعتراض زده و با آن قرارداد مخالفت مي‌كنند و جلوي تصويب آن را مي‌گيرند.

در مجلس دوره شانزدهم كه دكتر مصدق نيز در آن حضور داشت، علي منصور،  نخست‌وزير، از طرح كردن مسئله نفت و قرارداد الحاقي گس- گلشائيان طفره مي‌رود و حاضر نمي‌شود درباره محتواي آن قرارداد ١١ ماده‌اي به‌طور صريح اعلام موضع كند. دكترمصدق، نامه آيت‌الله كاشاني را درباره «قرارداد» در جلسه ٢٨ خرداد ١٣٢٩ مجلس شوراي ملي قرائت مي‌كرد و سعي مي‌كرد از آن طريق افكار عمومي را عليه قرارداد بشوراند.

در نامه آيت‌الله كاشاني آمده بود: «نفت ايران متعلق به ملت ايران است و به هر ترتيبي كه بخواهد نسبت به آن رفتار مي‌كند و قرارداد غيرقانوني كه به اكراه و اجبار تحميل شود هيچ نوع ارزش قضائي ندارد و نمي‌تواند ملت ايران را از حقوق مسلمه خود محروم كند.»

تقريبا 15 روز قبل از اين ماجرا (12 اسفند 1329) علي رزم آرا در جلسه كميسيون نفت به دفاع از قرارداد الحاقي گس- گلشائيان پرداخته و در جمله‌اي كه بعدها بسيار معروف هم شد گفت: «ايراني نمي‌تواند لولهنگ (آفتابه حلبي) بسازد، چه رسد به اينكه بخواهد صنعت نفت را اداره كند!»

رزم آرا در مواجهه با مخالفت آيت‌الله كاشاني و دكتر مصدق با قرارداد در جايي مي‌گويد: «اگر زياد پافشاري كنند مسجد را بر سر كاشاني و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم كرد.» مردم در تهران، در مخالفت و اعتراض به اظهارات رزم آرا، در دفاع از آيت‌الله كاشاني و دكتر مصدق شعار مرگ بر قرارداد را در تظاهراتشان سر مي‌دادند.

همين شد كه رزم‏آرا سر خود را بر پافشاري براي تصويب اين طرح داد و در حالي كه قصد كودتا كرده بود، يك روز قبل از اجراي كودتا، توسط خليل طهماسبي از گروه فداييان اسلام ترور شد. اين اقدام انقلابي خليل طهماسبي چندان در تغيير جو حاكم بر جامعه و مواضع نمايندگان مجلس بي‌تأثير نبود. پس از اين اقدام انقلابي اكثر نمايندگان مجلس طرفدار
ملي شدن صنعت نفت مي‌شوند.

پس از كشته شدن نخست‌وزير رزم‌آرا، طرح ملي شدن صنعت نفت به رهبري دكتر مصدق در مجلس تصويب شد. اعضاي كميسيون نفت مجلس دوره شانزدهم كه رياستش به‌عهده مصدق بود، بر اصل «ملي شدن صنعت نفت» به توافق مي‌رسيدند. محتواي متني كه در كميسيون نفت به تصويب اعضاي اين كميسيون رسيد، به اين شرح بود: « به‌منظور تامين صلح جهان، به امضا‌كنندگان ذيل پيشنهاد مي‌كنيم كه صنعت نفت ايران در تمام مناطق كشور بدون استثنا ملي اعلام شود؛ يعني تمام عمليات اكتشاف، استخراج و بهره برداري در دست دولت قرار گيرد.»

مصوبه كميسيون نفت در ٢٤ اسفند به تصويب مجلس شوراي ملي و در ٢٩ اسفند ١٣٢٩ به تصويب سنا ‌رسيد.

پس از استعفاي حسين علاء كه بعد از رزم‌آرا نخست‌وزير شده بود، در شور و اشتياق عمومي، دكتر مصدق به نخست‌وزيري رسيد و برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت اعلام كرد. پس از شكايت دولت انگليس از دولت ايران و طرح اين شكايت در شوراي امنيت سازمان ملل، دكتر مصدق عازم نيويورك شد و به دفاع از حقوق ايران پرداخت.

سمت و سوي مبارزاتي كه در جهت ملي كردن صنعت نفت صورت مي‌گرفت بيشتر عليه عملكرد دولت استعمارگر انگليس بود و به همين دليل هم هست كه بسياري فعالان سياسي معتقدند كه مبارزه ملي كردن صنعت نفت نه يك مبارزه اقتصادي كه يك مبارزه سياسي عليه چپاولگري‌هاي دولت انگليس بود. در آن زمان دولت‌هاي استعمارگر سعي مي‌كردند تا با كسب امتيازي، نفوذ سياسي خود را در ايران افزايش دهند. براي مقابله با آن وضع بود كه دكتر مصدق در دوران مجلس چهاردهم «سياست موازنه منفي» را مطرح كرد.
 براساس اين سياست باب امتياز دادن به قدرت‌هاي بزرگ از كيسه ملت ايران، مسدود شد.

نيروهايي كه با واگذاري امتياز نفت به كشورهاي بيگانه موافق بودند، خود را طرفدار «سياست موازنه مثبت» مي‌دانستند و حتي برخي از آن نيروها مدعي بودند كه از طريق تاكيد بر اين شيوه مي‌توان جلوي گسترش نفوذ سياسي انگليس در ايران را سد كرد.

در واقع ملي شدن صنعت نفت پيروزي ملت ايران بر سياست زياده خواهي دولت‌هاي استعمارگر بود و ملت ايران پس از اين پيروزي  هر چند به‌مدت كوتاه- به خاطر كودتايي كه در 28 مرداد سال 1332 رخ داد و استبداد دوباره حاكم شد- استقلال و حاكميت خود را بازيافتند.

مصدق در سال ١٣٣٠ در باره روز ملي شدن صنعت نفت گفت: «نظر به اينكه روز 29 اسفند ماه ١٣٢٩ با تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت در شانزدهمين دوره مجلس شوراي ملي صفحه نويني در تاريخ افتخارات كشور باستاني ايران باز شده و ياد آور رشد ملي و عظمت روح ايراني و نمودار علاقه‌مندي تمام افراد ملت به حفظ استقلال كشور است، از اين به بعد روز 29 اسفند كه دوران جديدي را نويد مي‌دهد به افتخار ملت ايران به‌عنوان جشن ملي تلقي و تعطيل عمومي اعلام مي‌شود.»

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 22:44 |

 

سيد محمد خاتمي؛در آستانه يك تصميم سرنوشت‌ساز‌   

 

گروه سياسي: يك روز پس از آنكه نخستين سخنراني عمومي ميرحسين موسوي با استقبال هزاران نفر از مردم جنوب تهران مواجه شد، تعدادي از سايت‌هاي نزديك به خاتمي احتمال انصراف او را مطرح كردند؛ بنابراعلام اين سايت‌ها، خاتمي در جمع عده‌اي از هواداران خود نكاتي را مورد اشاره قرار داد كه قبل از اعلام كانديداتوري نيز به آنها اشاره مي‌كرد.‌رئيس جمهور سابق ايران در ماه‌هاي گذشته، بارها از نگراني خود به خاطر احتمال افزايش كارشكني‌ها و حتي مشكل‌آفريني براي مردم در صورت كانديداتوري‌اش سخن گفته بود و بر همين اساس تلاش مي‌كرد تا ميرحسين موسوي را به كانديداتوري ترغيب كند. خاتمي در يكي از آخرين موضع‌گيري‌هاي خود كه تنها چند روز قبل از كانديداتوري اش منتشر شد تمايل به كانديداتوري موسوي و عدم حضور خود در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي را با اين جملات بيان كرد: »آيا بهتر نيست كساني بيايند كه در ايده‌آل‌ها با ما شريك باشند و بـخـواهـند وضع موجود را تغيير دهند و در عين حال كارشكني‌در برابر آنها كمتر باشد؟«‌به هر حال اخبار منتشره حاكي از قطعيت انصراف خاتمي است اما نكته مهم آن است كه خاتمي به صراحت، خود را متعهد به تلاش گسترده براي جلب آراي جوانان و اقشار مختلف به طرف موسوي دانسته است؛ آرايي كه به گفته خاتمي هم اكنون در سبد ا ختصاصي خاتمي است اما مي‌توان با تلاش و تـوجيه، بخش‌هايي از آن را به نام موسوي ثبت كرد. خاتمي همچنين احتمال سرازير شدن آراي اصولگرايان نـاراضـي از احمدي‌نژاد به سبد موسوي را بسيار قوي دانست. از نكات جالبي كه بعد از خبر »احتمال انصراف خاتمي« توسط يك سايت اصولگرا مطرح شد اعتراف به پيشتازي خاتمي در نظرسنجي‌ها بود.‌به گزارش سلام ‌، سيد محمد خاتمي در جمع اعضاي ستاد انتخاباتي اش اظهار ‌داشت:پيش بيني مي كنيم كه مهندس موسوي شانس پيروزي در مرحله اول را دارد. اگر اصلاح طلبان60 ‌درصد راي داشته باشند بين 20 تا 30 درصد آن ميان من و مهندس موسوي مشترك است و 30 درصد نسل ‌جوان نيز قطعاً به من راي خواهند داد.‌‌وي افزود: مطمئن باشيد مـهـنـدس مـوسوي درصد قابل توجهي از آراي طيف سياسي مقابل را به خود اختصاص ‌خواهد داد. گزارش هايي از درون نـيـروهـاي اصـولـگـرا دارم كه به من و اين آقا (احمدي نژاد) راي نخواهند ‌داد. اما قطعاً به مهندس موسوي راي مي دهند.‌‌خاتمي همچنين با تاكيد بر اين كه نه خودش و نه مهندس موسوي حب قدرت نداشته اند، خاطر نشان كرد كه ‌اجازه نخواهند داد تصور درباره رقابت آنـهـا بـر سـر قـدرت ايـجاد شود‌. رئيس جمهور سابق كشـورمـان تصـريـح كـرد: حسـاسيت بر روي مهندس موسوي بسيار كمتر از من است و ‌براي ايشان دست هاي غيبي در كشور فعال نخواهند شد! ‌‌خاتمي خاطر نشان كرد: مهنـدس مـوسـوي بـه عنـوان يـك سـرمـايـه ملـي بايد حفظ شود و امروز اين مسئله مهم ‌نيست كه من براي حضور در انتخابات بد عمل كردم يا ايشان، بلكه مهم آن اسـت كه اين سرمايه حفظ شود.‌شما هم بدانيد چه مهندس موسوي و چه كروبي در انتخابات بعدي پيروز شـونـد فضـاي بـازتـري بـراي ‌فعـاليـت هاي من و شما در عرصه اجتماع و احقاق حقوق مردم به وجود خواهد آمد.‌خاتمي همچنين در پاسخ به جواناني كه »خواهان ماندن وي در صحنه رقابت ها بودند و بسيج قابل ملاحظه ‌نيروهاي سياسي و اجتماعي را نشانه‌اي بر كاميابي خاتمي در رقابت ها مي‌دانستند« گفت: در رقابت هاي ‌انتخاباتي ملاحـظـات زيـادي را بـايـد رعـايـت كـرد.‌‌گفتني است،رئيس دولت اصلاحات تا پايان هفته جاري موضع رسمي خود را در خصوص تداوم حضور در ‌عرصه انتخابات يا انصراف از آن اعلام خواهد كرد. ‌در همين حال به گزارش آفتاب، سيد محمدعلي ابطحي، به خبر احتمال انصراف رسمـي خـاتمـي از نـامـزدي در دهميـن دوره انتخـابات ‌رياست‌جمهوري واكنش نشان داد و تلويحاً آن را تاييد كرد. ‌ابـطحـي در وبلاگ شخصـي‌اش بـا بيـان اين‌كه "مسئله انتخابات ايران به ‌مرحله حساسي رسيده است و مردم اميد به تغيير پيدا كرده‌اند" نوشت: "در بين نخبگان سياسي و علمـي و ‌اجتمـاعي و اقتصادي و فرهنگي در گروه‌هاي مختلف سياسي، اجماعي كم‌نظير براي تغيير شرايط كشور و ‌نجات ايران از مشكلات داخلي و خارجي شكل گرفته است." ‌‌وي در ادامه با اشاره به اين‌كه "جريان اصولگرا و محـافـظـه كـار بـه دليـل كانديداتوري آقاي احمدي‌نژاد ‌نمي‌توانند فرد جدي ديگري را به صحنه رقابت بكشانند" تصـريح كرد: "همه اميد‌ها به جريان اصلاحات ‌است." ‌‌ابطحي تاكيد كرد: »وجود سه كانديدا در صحنه رقابت در جبهه اصلاح‌طلبان - به اتفاق آراي همه كساني كه دل در گروي نجات ايران دارند - راه را براي ادامه وضعيت فعلي هموار مي‌كند.«‌به اعتقاد اين عضو مجمع روحانيون مبارز اگر چنين شود تاريخ اصلاح‌طلبان را نمي‌بخشد. اين فعال سياسي اصلاح‌طلب نزديك به خاتمي در ادامه، با ذكر داستاني به لزوم فداكاري براي رسيدن به يك ‌نامزد واحد اشـاره كـرده و نـوشتـه اسـت: "مـاجـراي اصلاح‌طلبـان و محافظه‌كاران و وحدت ما مثل آن است كه در ‌تاريخ آورده‌اند كه دو نفر ادعاي مادري بر كودكي مي‌كردند. حضرت علي (ع) پيشنهاد داد كودك را از وسط ‌دو نيم كنند. مادر حقيقي براي حفظ جان فرزندش دست از ادعاي خود برداشت." ‌

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 15:3 |
 

بقره : وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ    ﴿ 125 ﴾     جزء 1  

و چون خانه[ کعبه ]را براى مردم محل اجتماع و[ جاى ]امنى قرار دادیم ،[ و فرمودیم> ]:در مقام ابراهیم ، نمازگاهى براى خود اختیار کنید<، و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که> :خانه مرا براى طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

And when We made the House (at Mecca) a resort for mankind and a sanctuary, (saying): Take as your place of worship the place where Abraham stood (to pray). And We imposed a duty upon Abraham and Ishmael, (saying): Purify My house for those who go around and those who meditate therein and those who bow down and prostrate themselves (in worship).

به یادآروقتی که پــــــــــــــروردگار

همی کعبه راداد مامــــــــــــــن قرار

که مامرجع مذهب مردمـــــــــــــــان

نمودیم آن خانه را درامـــــــــــــــــان

بگفتیم آن جایگاه کــــــــــــــــــــرام

که خاص خــــــلیل است اندر مرام

مقررنمائید آن جایگــــــــــــــــــــــاه

پرستشگه خاص یکتا الــــــــــــــــه

سپس ازخلیل وهم از اسمَعیـــــل

چنین  عهد بگرفت رب  جلیـــــــــل

بدارید پاکیزه این خانــــــــــــــــه را

که جای بتان نیست دراین ســــرا

مطهر بدارید تا طائفــــــــــــــــــــان

به اینجا بیایندبا عاکفــــــــــــــــــان

مناسک چو خواهند برپا کننــــــــد

رکوع  و سجود اندراین جا کننـــــد. 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:50 |
 

           مَن اَحَبّکَ نَهاکَ وَمَن اَبغَضَکَ اَغراک.

کسی که دوستت دارد تراازکاربد بازمی داردوکسی که

دشمن تست گمراهت می کند.

        He  who does not let you do a  bad deed is a friend indeed ; he who does is a foe.

آن است ترا دوست که بازت دارد

ازآنچه ره اهرمنی پنـــــــــــــدارد

وآن دشمن جانی توباشد که تورا

ازراه خدا به راه شیـــــــطان آرد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 9:30 |
 

تک بیت های ناب

کتاب : برگ سبز

تالیف : سید محسن خلیق رضوی

شروع ابیات باحرف "ی "

یابا مرادبرسرگردون نهیم پـــــــــــــای

یامرد واربرسرهمت نهیم ســـــــــــــــر.                  خواجه یحیی

یارآن بود آن که انده یارکـــــــــــــــــشد

برکس ننهد باراگر بــــــــــــــــــــارکشد.                عبدالواسع جبلی

یارب ازنیست بهست آمده صــــنع توایم

وانچه هست ازنظر علم تو پنهانی نیست .               سعدی

یایادبـــــــــــــگیر چون کسی درست داد

یادرس بده بهـــــــــــــرکه گیرد زتو یاد.                   حالت

یک است ابلهان راشتـــــــــاب وشکیب

سواران بدراچه بالا چه شیـــــــــــــــب .                   اسدی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 8:47 |


پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از گویندگان قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین گویندگان مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است.
در جامعه ما با همه اهتمام و نظام فکری اسلام به تعلیم و تربیت عموم و لازم شمردن پرورش فکری و تقویت استعدادهای زن و مرد، باز برای جنس زن به علت نظام مرد سالاری امکان تحصیل و پرورش تواناییهای ذوق کم بوده و روی همین اصل تعداد گویندگان و علماء زن ایران در برابر خیل عظیم مردان که در این راه گام نهاده اند؛ ناچیز می نماید و پروین در این حد خود منحصر به فرد است.

رمز توفیق این ارزشمند زن فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه تربیت و توجه پدر نامور اوست که علیرغم محرومیت زن ایرانی از امکانات تحصیل و فقدان مدارس دخترانه، خود به تربیت او همت گماشت و دختر با استعداد و با سرمایه معنوی خود را به مقامی که در خورد او بود رسانید.

پدر پروین میرزا یوسف اعتصامی (اعتصام الملک) پسر میرزا ایراهیم خان مستوفی ملقب به اعتصام الملک از اهالی آشتیان بود که در جوانی به سمت استیفای آذربایجان به تبریز رفت و تا پایان عمر در همان شهر زیست.

یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جزء کتابهای درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت .
کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1318 هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بیخبری عموم از اهمیت پرورش بانوان در جامعه ایرانی رخ می نمود.

اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از 17 جلد کتاب در بهار 1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی- ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند.

زندگینامه
رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند و سخندان خود که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود، به رشد پرداخت.

در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.

در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ" ایراد کرد.

او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن می گفت .خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند.

"پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود."

خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن، خوشخو، خوشرفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار توصیف می کند.

پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران می نمود شرکت می کرد و با سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه می پرداخت.

این شاعر آزاده، پیشنهاد ورود به دربار را با بلند نظری نپذیرفت و مدال وزارت معارف ایران را رد کرد.

پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت.
شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همگامی این دو طبع مخالف نمی توانست دیری بپاید و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت.

با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.

بعد از آن واقعه تأثیرانگیز پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار ناب خود نیز ادامه می داد. تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت در حالی که بعد از آن سالها می توانست عالی ترین پدیده های ذوقی و فکری انسانی را به ادبیات پارسی ارمغان نماید. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند.

در تهران و ولایات، ادبا و شعرا از زن و مرد اشعار و مقالاتی در جراید نشر و مجالس یادبودی برای او برپا کردند.

در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت و دنیای فارسی زبان از ظهور بلبل داستانسرای دیگری در گلزار پر طراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت و از غنچه معطر ذوق و طبع او محفوظ شد.
پروین برای سنگ مزار خود نیز قطعه اندوهباری سروده که هم اکنون بر لوح نماینده مرقدش حک شده است.

ویژگی سخن
او در قصایدش پیرو سبک متقدمین بویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار می دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوهء را که شیوهء شاعران شمال و غرب ایران بود احیاء می نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی .

چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند .

***
نمونه اثر
این قطعه را برای سنگ مزار خود سروده است

اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب چروین است
گر چه جز تلخی ز ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسید مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آنکس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است

قریحه سرشار و استعداد خارق العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست.
پروین اعتصامی بی تردید بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در طول تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه بصورت دیوان منتشر شود در مجلد دوم مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت چاپ می شد (1302 ـ 1300 خورشیدی) دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است.
مقدمه دیوان به قلم شادروان استاد محمد تقی ملک الشعرای بهار است که پیرامون سبک اشعار پروین و ویژگیهای اشعار او نوشته است.

سخن آخر
عمر پروین بسیار کوتاه بود، کمتر زنی از میان سخنگویان اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از درگذشت این شاعره بنام می گذرد و همگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می کنند و بسیاری از ابیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته است.
شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمونهای متنوع پروین مانندباغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد چنانکه استاد بهار در مورد اشعار وی می فرمایند در پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد.
سرانجام آنکه او دیوان خوبی و پاکی است


بر گرفته از: انجمن ادبي ادبي شفيقي.
توسط دوست عزيز: shahriar

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 23:27 |

 

مردی با گل سرخ

مهدی شیرزاد

آن مرد آمد. آن مرد با گل سرخ آمد. آبان ماه 85 بود. خبر اخراج دکتر محسن کدیور و دکتر سعید حجاریان از گروه های آموزشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرّس منتشر شد. پیرو این خبر، رئیس دانشگاه تربیت مدرّس یکی، دو مصاحبه کرده بود و مطالبی را به ایشان نسبت داده بود. آقای کدیور برای پاسخ به او با خبرنگاران به گفتگو نشست. وقتی او آمد، به نظرم تغییر کرده بود. حس کردم انگار کدیور، کدیور همیشگی نیست. خیلی فکر کردم تا بفهمم چرا به نظرم آمده است که کدیور، تغییر کرده است. وقتی خوب دقّت کردم، متوجّه گل سرخی شدم که در دستان او بود. حافظه ام را مرور کردم. دیدم در حافظه من، به سختی، تصویر یک روحانی با گل سرخ پیدا می شود. تا مدّت ها ذهنم درگیر گل سرخ بود. نمی دانم چرا درک جمع میان چهره جدّی روحانیون با لطافت گل سرخ، در نظرم ثقیل بود. ثقل این درک، به حدّی بود که حتّی با وجودی که بارها لطافت روح کدیور را حس کرده بودم، امّا در مورد او هم، به نظرم می آمد گویی تغییر کرده است. شاید بسیاری دوستان، کدیور را تنها به شجاعت و صراحت بیان در انتقاد از ظلم و دفاع از مظلوم بشناسند. آن روز هم، جملاتش قاطع و پر طنین بود. درباره حجاریان گفت: " حضرات خوب می دانند حجاریان به دلیل « گلوله مرحمتی آقایان » قادر به تکلّم سلیس نیست." مثل همیشه چهره آرامی داشت. در تمام طول مصاحبه، گل سرخ را در برابر نگاهش داشت. امّا آن روز، چشمانش برق دیگری داشت. برقی که تلاطم درونم را آرام می کرد. او سرّ گل سرخ را باز گفت. در انتهای سخنانش بدین مضمون گفت: " به رغم هر آنچه رفته است، آنچه برای من مهم است، همین گل سرخ است. خوشحالم که صبح خود را با گل سرخ دانشجویانم آغاز کرده ام. همین قدرشناسی آنها برای من کافی است. برای من، این، از هر چیزی بالاتر است. " بغض گلویم را گرفته بود.
به گمان من، بخش مهمّی از مسأله، به همین گل سرخ بر می گردد. بیشترین تلاش برای اخراج کدیور از جانب رئیس روحانی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرّس صورت گرفت که البتّه بسیار خوشایند مقامات بالاتر بود. او چندان شتابزده و بی محابا در این راه کوشید که از یاد برد امضای نامه ای خطاب به خودش با مضمون درخواست اخراج کدیور از گروه فلسفه جز بی آبرویی و فراهم آوردن دستمایه خنده دیگران ثمری ندارد. پیش از این نیز، باز به همّت او و همفکرانش، دانشجویان تربیت مدرّس از نعمت بهره مندی از کلاس های سروش و کلاس « کلام جدید » استاد مصطفی ملکیان محروم شده بودند. چون آن ها نیز از دانشجویانشان گل سرخ گرفته بودند!
پشمینه پوش تندخو کز عشق نشنیدست بو از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
رئیس دانشگاه تربیت مدرّس که " از فلسفه، « فاء » و « لام » و « سین » می داند "، در همان آبان 85، در مصاحبه ای با ردّ سیاسی بودن برخورد صورت گرفته با کدیور، گفته بود: " تخصّص کدیور متناسب با گروه فلسفه نیست "! در حالی که کدیور دکترای فلسفه اسلامی در زمینه حکمت متعالیه دارد. بیش از هفت کتاب تألیفی فلسفی دارد. کتاب سه جلدی او با عنوان « مجموعه مصنّفات حکیم مؤسّس، آقا علی مدرّس تهرانی » در سال 79 کاندیدای کتاب سال جمهوری اسلامی شناخته شد. البتّه به دلایل سیاسی آن کتاب از گردونه اخذ جایزه خارج شد و تنها به عنوان « کتاب برگزیده » معرّفی شد. چرا که در آن زمان، کدیور در اوین به سر می برد. این ظلم آشکار، در همان وقت، مورد اعتراض آیت الله ابراهیم امینی واقع شد و کدیور نیز از طریق ایشان از موضوع با خبر شد.
در روزهای اخیر، رئیس دانشگاه - که در تمام این مدّت منکر این بود که برخورد صورت گرفته با کدیور به خاطر عقیده اوست - به نامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس پاسخ داده است. او که خود را در موقعیّت تعیین تکلیف برای تشکّل های اسلامی دانسته، در این پاسخ آورده است: " تشکّل های اسلامی در این روزهای شهادت حضرت فاطمه (س)، دخت پیامبر، همسر ولایت و مادر امامت، با معرفت به سیره عملی و نظری او، به شناخت و دفاع از ولایت و امامت و عفت و عزت برای انسان ها توجه خواهند کرد و با کسانی که عصمت و جایگاه رفیع ائمّه اطهار را با تفسیرهای غیر علمی و مغرضانه خود مخدوش می کنند، مخالفت علمی خواهند نمود و زبان و قلم آن ها در حمایت این گونه افراد حرکت نخواهد کرد."
این جمله، آشکارا نشان می دهد که تمام ادّعاهای قبلی آقای رئیس خلاف واقع بوده است؛ و جای تردید نمی گذارد که کدیور تاوان سخنان اخیر خود، به خصوص مقاله « قرائت فراموش شده » را می پردازد. البتّه برای کدیور که سالهاست در مکتب متعالی جناب صدرالمتألّهین شاگردی می کند، چنین تاوان پردازی هایی کمترین درسی است که او از آن بزرگوار آموخته است.
ظاهر ماجرا چنین است. امّا به نظر من، اصل مشکل باز به همان گل سرخ بر می گردد. به این بر می گردد که گویی در این جامعه، افراد نباید تصویر یک روحانی گل سرخ به دست را در ذهن داشته باشند. جرم کدیور اینست که پیامبرش، پیامبر رحمت و سرد کننده آتش است. امامش، علی، " جمله عقل و دیده است ". هموست که " تیغ حلمش جان ما را چاک کرد؛ آب علمش خاک ما را پاک کرد؛" هموست که " تیغ حلمش گردن خشمش زَدَست؛ خشم حق بر او چو رحمت آمدست." اوست که " زنده گرداند، نه کشته در قتال ". در این علی، برای ما اسوه است. آری! جرم کدیور اینست که به قرائتی بدعت آلود از عصمت که اسوه بودن و معصومیت و مظلومیت ائمّه را زیر سؤال می برد، تن نمی دهد؛ عظمت زهرا را در فشار در و دیوار خلاصه نمی کند. بزرگی حسین را تنها منحصر در یک صبح تا بعد از ظهر نمی داند. مردی با گل سرخ، داغ لاله سرخ را می شناسد.
گویا در روزگار ما، کم جرمی نیست که کسی باور داشته باشد که " اوّل کسی که در مقابله نصّ قیاس آورد، ابلیس بود." جرم او اینست که نقل را مرجّح بر عقل و وحی نمی داند؛ بالاترین فخر ائمّه را تنها، بندگی و عبودیّت خدا می داند؛ آنها را " عالم ترین، عادل ترین، عارف ترین و اخلاقی ترین" افراد زمانه خود می داند؛ آنها را تنها، عامل به کتاب و سنّت می داند.
گویا " پشمینه پوشان تندخو " چندان روا نمی دارند که خدای مردی با گل سرخ، خدای گرز به دستی نباشد که بندگان را یک به یک در آتش جوشان و چرکابه خروشان جهنّم فرو فرستد؛ گویا چندان روا نمی دارند که خدایی داشته باشد که " کَرَم او، نکشد هیچ کسی را، ز کشتن برهاند." ظاهراً روا نیست مردی با گل سرخ خدایی را بپرستد که دیانتش جای آزادی را تنگ نکند و مهر ایمانش، مقهور قهر ستمگران نباشد.
حدیث مدّعیان و خیال همکاران همان حکایت زردوز و بوریابافست
خموش حافظ و این نکته های چون زر سرخ نگاهدار که قلّاب شهر صرّافست
از بزرگی و لطیفی شنیدم که جناب صدر المتألّهین فتوا داده است " بزرگ ترین کبیره آنست که کسی سدّ باب معرفت کند." حتّی اگر صدور چنین فتوایی قطعی نباشد، شک نباید کرد که در دنیای امروز، حقیقتی رواست. امیدوارم آنانی که در کسب معرفت جوانانی چون من از صاحب خردانی چون سروش و کدیور رادع و مانع می شوند، روزی به خود آیند و از کبیره شان توبه کنند.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 23:17 |
 
 
رئیس مجلس هفتم گفت: برای افزایش مشارکت مردم دولت باید بی‌طرفی خود را حفظ و طوری عمل کند که مردم بدانند و اطمینان داشته باشند که از یکایک آراء آن‌ها صیانت خواهد شد و در این صورت هر چه در انتخابات رخ دهد ان‌شاءالله به سود ملت و نظام تمام خواهد شد.


غلامعلی حداد عادل که در کانون توحید لندن به دعوت انجمن اسلامی لندن سخن می‌گفت در پاسخ به پرسش خبرنگار «موج سوم» درباره موضعش نسبت به تخریب‌هایی که علیه نامزدهای اصلاح‌طلب به خصوص سیدمحمد خاتمی صورت می‌گیرد، گفت: به نظرم در این زمینه هم باید تابع قانون انتخابات باشیم و با اجرای دقیق آن از بروز چنین تخریب‌هایی جلوگیری کنیم. طبق قانون انتخابات همه نامزدها باید از همه حقوق قانونی‌شان برای نامزدی در انتخابات بهره‌مند باشند و هر کس هر نامزدی از جمله جناب آقای خاتمی را از این حقوق محروم یا تخریب نماید محکوم است.

رئیس فرهنگستان زبان و ادبیان فارسی افزود: الحمدلله در حال حاضر هم بسیاری از نامزدها فعالیت‌های انتخاباتی خود را با سفر و انتشار بیانیه آغاز کرده‌اند و خوشبختانه تخریب‌ها اصلا عمومیت ندارد و در موارد محدودی که بی‌سلیقگی و تخلفی صورت گرفته است هم مورد تأیید اصولگرایان نبوده است.

وی با تأکید بر این‌که هر چه مردم بخواهند حاکم خواهد شد و مردم باید تعیین‌کننده نهایی باشند،‌ گفت: تا وقتی که نظر مردم، حتی اگر من یا شما دوست نداشته باشیم، تعیین‌کننده است این کشور و نظام بیمه است. آنچه بیش از پیروزی این یا آن جریان در انتخابات اهمیت دارد مشارکت بالای مردم در انتخابات است و هر چه این مشارکت را افزایش می‌دهد باید مورد استقبال قرار گیرد.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم در پایان تصریح کرد: برای افزایش مشارکت مردم دولت باید بی‌طرفی خود را حفظ و طوری عمل کند که مردم بدانند و اطمینان داشته باشند که از یکایک آراء آن‌ها صیانت خواهد شد و در این صورت هر چه در انتخابات رخ دهد ان‌شاءالله به سود ملت و نظام تمام خواهد شد

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 22:50 |

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 21:21 |

 

حمیدرضا ترقی : به احمدی نژاد گفتیم حضور مردم در سفرهای استانی رای نیست

حمیدرضا ترقی معاون بین الملل حزب موتلفه اسلامی از وجود اختلاف میان بدنه و سران اصولگرایان خبر داد و گفت: رده هایی مرکزی اصولگرایان معتقدند به رفع دغدغه ها برای چهار سال بعدی باید توجه شود و برخی اشکلات رفع شود. وی درباره استقبال فراوان مردم از خاتمی در سفرهای استانی که به جنوب غرب ایران داشت، اظهار کرد: مردم برای شنیدن نقطه نظرات نامزدهای ریاست جمهوری مشتاق هستند و ما هیچ گاه درطول عمر سیاسی موتلفه حضور احساسی مردم را به عنوان رای تلقی نکرده ایم. ترقی در پاسخ به این پرسش که بنابراین حضور مردم در سفرهای استانی احمدی نژاد هم احساسی است ،خاطرنشان کرد: به آقای احمدی نژاد گفتیم حضور مردم در سفرهای استانی رای نیست بلکه مردم دوست دارند برنامه های افراد مختلف را بشنوند و مورد توجه قرار دهند. . . 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 20:11 |

 

 In the morning breeze, your scent, whoever inhaled
A close friend these familiar words, in his ear hailed;
O King of Goodness, glance at this beggar’s state
Of beggars and kings this ear heard many tales, quite detailed.
With this aromatic wine, I satisfy my soul’s appetite
I’ve seen robe wearing priests that many deceptions trailed.
God’s secrets that the godly man silently kept
How in the world the wine-seller so clearly unveiled?
O God where is the one who knows and sees
To open up the secrets that in my heart are jailed.
It was not fair to punish my godly heart
With abuse, my heart bitterly cried and wailed.
If I was deprived in my longing, say naught
Kindness of fate from this hardship, none bailed.
Come bring me wine, my love cries out loud
Heard it from ourselves, whoever our tale detailed.
This is not the first time we covertly drink the wine
Master of the tavern caught us in the act each time we exhaled.
This is not a first for drinking to the song of the harp
Many turns the Wheel of Fate this familiar turn scaled.
Advice of the wise comes from a deep goodness within
Beside the one who understood, even heavenly bliss paled.
Hafiz in duty the ocean of prayer sailed
Regardless of if his prayer was granted or failed.

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
April 8, 1999

بوی خوش تو هر کـه ز باد صـبا شـنید
از یار آشـنا سـخـن آشـنا شـنید
ای شاه حسن چشم به حال گدا فـکـن
کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شـنید
خوش می‌کنم به باده مشکین مشام جان
کز دلـق پوش صومعـه بوی ریا شـنید
سر خدا که عارف سالک به کس نگفـت
در حیرتـم که باده فروش از کجا شـنید
یا رب کجاست مـحرم رازی کـه یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنید
اینـش سزا نـبود دل حـق گزار مـن
کز غمـگـسار خود سخن ناسزا شـنید
مـحروم اگر شدم ز سر کوی او چـه شد
از گلشـن زمانـه کـه بوی وفا شـنید
ساقی بیا کـه عشق ندا می‌کند بـلـند
کان کس که گفت قصه ما هم ز ما شـنید
ما باده زیر خرقـه نـه امروز می‌خوریم
صد بار پیر میکده این ماجرا شـنید
ما می به بانگ چنگ نه امروز می‌کـشیم
بـس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید
پـند حکیم محض صواب است و عین خیر
فرخـنده آن کسی که به سمع رضا شنید
حافـظ وظیفـه تو دعا گفتن است و بس
دربـند آن مـباش که نشنید یا شـنید.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 15:36 |

                                   

                                 میلادمحمد(ص)

 

این شعردرزمان حیات حضرت امام خمینی واعلام هفته وحدت سروده شده است .

 

                             م – ا – زائـــــــــــــر

 

به هفده ازربیع الاول آن مولـــــــــــــــودربانی

 

به دنیا آمدوظاهربشد انوار یـــــــــــــــزدانـــی

 

شکست آن طا ق کسری ازوجود پاک پیغمبـــر

 

بشد دریاچه خشک ،اتشکده خاموش وظلمانی

 

سیاهی بودوظلمت تیرگی درجمله آفــــــــــاق

 

تباهی قتل وغارت بت پرستی و پریشانــــــی

 

عرب درآن بیابان بود اسیر سلطه بت هــــــا

 

پرستیدند سنگ وچوب را ازجهل ونادانــی

 

نمود اودختران رازنده درخاک سیاه وسرد

 

شرافت مرده وخاموش بود افکارانسانی

 

امانت راچو حافظ بود آ ن منجی انسانها

 

امین رانام بود آن مرد اندرشغل چوپانــی

 

به"حرا" کرد عبات کردگارحی وسبحان را

 

تلاوت کرد درچل ســالگی آیات قرانـــــــی

 

منافق ، مسرف وکافر. ملأ ، مترف ، چپاولگر

 

یکی گشتند بهر محوآن خور شید نورانـــــــی

 

نشدخاموش ومحو انوارتابان وفروزانش

 

که جانش متصل می بود با انوارپنهانی

 

رسید آن نوریزدانی علی و یازده فرزند

 

نماید ریشه کن مهدی همه آثارشیطانی

 

کنون درغیبت مهدی خمینی رهبرما شـــــــــــــد

 

شکست آن شوکت طاغوت چون موسی عمرانی

 

کنددعوت مسلمانان به  وحدت مرجع تــقلید

 

همه ازشیعه وسنی برادرهای ایـــــــــــمانی

 

زوحدت می شود برکنده کفروظلم واستکبار

 

زوحدت می شود برپا قوانین مسلمانــــــی

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 15:2 |

                   

                   سروش دلنشين آمد

 

سحر از عالم غيبى سروش دلـــــنشين آمد

كه غم رابرداز دل ها ،وبا شادى قرين آمد


بباريد از سحاب رحمت حق، مشك بر كعبه

شميم روح افزا از بهشـــــــــت عنبرين آمد


تجلى كرد انـــــــــــــــوار الهى باز در بطحا

جهان از پرتوش برتر ز فردوس برين آمد


به حكم ذوالمنن از آسمان ها رانده شد ابليس

چو با خيــــــل ملك از عرش جبريل امين آمد


فضاى مكه پر شد از ملائك بهر مولودى

كه بــــــــالاتر ز خلق اولين و آخرين آمد


چنان شورى به پا شد بهر او در كشور هستى

تو گفتى انقلابى همچو روز واپســــــــــين آمد


همه قدّوسيان در صف همه كرّوبيان برپا

كه طاووس جلال كبريا آن نازنين آمــــــد


بــه صبح هفده شهر ربيع از مطلع عزّت

عيان شد طالع مسعود و ختم مرسلين آمد


چو خورشيد جلال احمدى تابيد در عالم

ز ايزد بر جمال او هزاران آفرين آمـــد


چو مولودى كه فرموده خدا در شأن او لولاك

تمام آفرينش سايه، او ركن ركين آمــــــــــــــد


بود نامش محمد كنيه بوالقاسم لقب طــه

هماى رحمت حق رحمة للعالمين آمــــــد


شكست ايوان كسرى و سلاطين محو، آن روزى

كه شاهنشاه اقليم بقاى ملك دين آمـــــــــــــــــــــد

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 14:24 |

 

من تو را دوست دارم .

 

 مال هر دین و آیینی که می خواهی باش .

 

ایام وحدت است ولی چه وحدتی ؟ کدام وحدت؟

هفته وحدت سالها پیش به پیشنهاد آیت الله العظمی منتظری نامگذاری شد.

ثابت قدم : ادامه این مطلب را در وبلاگ فرید صلواتی بخوانید . برای

ارتباط باوبلاگ ازطریق پیوندهای ما اقدام کنید.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 10:21 |

 

در ستایش محمود و قدوم مبارک

نویسنده : شاهین

To:asabetr@yahoo.com

در سربینه ی حمام نشسته به رتق و فتق امور مشغول ، هرگاه بانگ

خـــــــشک بیامدی به طرفه العینی لنگ به نمره رسانیده و هر آینه دلاک

و مشتمالچی طلب بکردی درخدمت حاضر و شوخ از پشت به روی بیاورده ،

که خبر بیاوردند چه نشسته ای که در زمانه ، فــرید یگــانه ،حضرت

محمود ابن احمد آن سالک سلوک و واحد فی ملوک ، آن شاهین و

دشمنان چون صعلوک ، خلف رجاء خلد مکانه و انارالله برهانه و اعلی

علیین آشیانه، آن عرضه نویس بر لب چاه و آن فرو نشاننده ی هر آه ،

التجاء رعیت نیوشیده قدم بر درگاه ولایت نهاده ، رعــایا همگی در

خروشند از بهر استقبال و تو اینچنین بدین بیغوله نشسته و حدیث لنگ و

واجبی گویی ؟

در آن بجسته از فرط شوق با لنگ و قطیفه به شارع عام درآمده رفقا به

هزاران تدبیر برگردانیده لباس بر تن حقیر راست کرده در معیت جهت

استقبال در خیابان شدیم .

چه گویم از مرتبت قدوم حضرت که آب رودخانه که در ایام تالی گل و بوی

لجن مشام هر عابر بیازرده ، اکنون در آنی زلال چون اشک و در جوش و

خروش چون بحر و رایحه چون یاس پرپر بر جمله مردم اثر براندی ، جمعی

را چون عادت بدان بوی خوش نبوده از فرط قاطی گشتن دماغ از رایحه

ی در دماغ در حال ، حالت بگشته و مدهوش بیفتاده اطباء جهت مداوا

سرگین به کف نهاده

مشامشان را بدان رایحه ی اسبق رود بیاکنده و هوش بدانها

بازمیگردانیدند. شحنگان که همیشه ایام چون اولاد شمر با گرزهای گران

در هر تقاطع بیتوته داشتند و انگشت در خلق کرده رافضی بجستند

،حالیه چنان لباس ادب بر تن و گفتار لطیف بر زبان که این حقیر را از فرط

عجب تمامی انگشتان بدهان مانده و بیرون نیامدی ، ولو به زور.

عسسان با قطاع طریق و زورگیران و کیف قاپان به بحث و جدل مشغول و

گرفتن سهم و حق سفره متروک گردیده ، بطوریکه هر طراری اقناع و

هرآنچ شب پیشین با تحمل شداید و مصائب بیشمار تحصیل کرده بی

هیچ منت به شحنگان تقدیم و کارت الف آفرین مزین به گل و بلبل

دردست پایکوبان و ترقص کنان به خانه و کاشانه و جمع گرم خانواده

منضم بشدی و محمود را دعای خیر بکردی که سبب حذف زنگار جهالت و

کسب سهام عدالت گشته ، مسیر ارتزاق از کسب حلال بدانان بنموده ،

که چنین کنند بزرگان و محمود که سرامد است درین زمانه و قریب و

غریب نوازی همانا آیتی است که در شاءن وی نازل گشته ، رضی الله

عنه .

ماموران هدایت ستوران و اتول موبیلان که همیشه ی ایام

چون فرشتگان عقاب مشغول به صدور حکم جریمه جهت هر گونه عابری

از دو پا و دوچرخه تا چارپا و چهار چرخه بودند اکنون غایت ملاطفت بر

رانندگان روا داشته و خلق رابه عزیزم گفتن و جانم شنفتن و اخلاق

حسنه مشمول ، و با حرکات موزون به حل مشکل

آمد و شد مشغول. جمله پرندگان آسمان نیز حلقه ی اطاعت محمود بر

گوش نهاده جهت تراضی فکر خلق به انجام عملیات آکروبات پرداخته و

چهار پایان موذی که شبانگاهان جنبنده ای را از رعب آنان زهره ی عبور از

خیابان نبود در صفهای طویل بایستاده یکان یکان با گفتن : جانم فدایت

محمود ، خود به بحر پر تلاطم بینداختی و روح از مرافقت تن برون ساخته

، چندان به نظم که طفلان بر سبیل تماشا بر کناره ی صف ایستاده

عکوس یادگاری بگرفتند به جهت عبرت آیندگان و درج در کتب که انسان

سخت فراموشکارست و جمله کرامات پس از یومی چند انکار نماید.

بر سبیلی دیگر کثیری از مردم بدیدم سخت مشغول به نبشتن که مرا

مسلم آمد اینان مداحان آن حضرتند که مدح گویند و در جمله صنادیق

نهاده ، سپس جمیع مکتوبات در گونی کنند و آخر هریک را صلــه ای در

خور دهند. نه ازآنجهت که شایسته اند بل بدان رای که با وجود کثرت

تمایل به وحدت داشته همگان عریضه ی مطول در باب مصائب نوشته و

یک دست به دعا و ثنا و یک دست به نیاز و التجا به خدمت آن یگانه دهر

دراز نموده اند. در این فکر غوص میکردم که به یکباره صورتی و تمثالی در

دستانم نهادند چون نیک نگریستم تمثال آن وحید دهر و آن میهمان شهر

بشناخته از فرط شوق بدان بوسه ها زده اشک شوق بریخته همراه

جماعت جهت خیر مقدم روان گشتم .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 9:46 |
 

 

نصر الله يدعو العرب الى المصالحة ومد اليد الى القوى الاقليمية التي تدعم قضاياهم

دعا الامين العام لحزب الله السيد حسن نصر الله الدول العربية الى تحقيق المصالحة ومد اليد الى القوى الاقليمية التي تدعم قضايا العرب مثل ايران وتركيا، واكد ان لا مشروع لتشييع السنة ، معتبرا التنوع في الاسلام مصدر قوة.

وقال السيد نصر الله خلال خطاب القاه مساء الجمعة بمناسبة الاحتفال باسبوع الوحدة الاسلامية ومولد رسول الله صلى الله عليه واله وسلم، ان المصالحة العربية خطوة لا تدعو الى القلق، كما دعا الفلسطينيين الى تحقيق المصالحة الوطنية.

من جانب اخر، دان السيد نصر الله مذكرة محكمة الجنايات الدولية باعتقال الرئيس السوداني عمر البشير، وقال ان مرتكبي جرائم الحرب في غزة ولبنان وافغانستان والعراق هم الذين يجب ان يعاقبوا.

واكد ان اعداء الامة لا يريدون التقارب لا بين المسلمين ولا بين المسلمين والمسيحيين، مشيرا الى ان هذا الامر لا يحتاج الى استدلال.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 9:29 |
 

بقره : وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ    ﴿ 120 ﴾     جزء 1  

و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى .بگو> :در حقیقت ، تنها هدایت خداست که هدایت[ واقعى ]است <.و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد، باز از هوسهاى آنان پیروى کنى ، در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت.

 

 

 

 

And the Jews will not be pleased with thee, nor will the Christians, till thou follow their creed. Say: Lo! the guidance of Allah (Himself) is Guidance. And if thou shouldst follow their desires after the knowledge which hath come unto thee, then wouldst thou have from Allah no protecting friend nor helper.

بدان ای پیمبر نصـــــــار ویهود

زکارت نخواهند خشنود بــــــود

مگر آنکه زان دین کنی پیــروی

که ایشان نمایند ازآن رهـــروی

بگو ای پیمبرکه آئین راســـــت

به تنهائی آئین یکتا خداســــــت

پس ازآن که حق شد ترا آشکار

خداوند دیگر ترا نیست یـــــــا ر

گرازدین آنها اطاعت کنـــــــــی

هواهای ایشان اجابت کنـــــــی.

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 23:9 |
 

    مَن اَحجَمَ عَن الرَای وَاَعیَت لَهُ الحِیَل کانَ الرِفقُ مِفتاحُهُ.

   هرکس که ازکارفروماند و ره تدبیربراوبسته شود کلیدش مداراست .

      Leniency  is the only key for the one to whom every door is  closed.

آنجای که باشد  گره دشــــــواری

وزپنجه تدبیر نیاید کــــــــــــــاری

باید به تحمل ومداراکوشیـــــــــــد

زیراکه بدان سبک  شود هرباری. 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 22:38 |
 

تک بیت های ناب

کتاب : برگ سبز

تالیف : سیدمحسن خلیق رضوی

شروع ابیات باحرف" ه "

هرآنکس که اند یشه بد  کند

بفرجام بد باتن خود کنـــــــد.          فر دوسی

هرآ نکس که عیبش نگویند پیش

هنرداند ازجاهلی عیب خویـــــش.     سعدی

هردرد دراین جهــــــــان دوائی دارد

جز درد حماقت که به درمان نرسد.    حالت

هرذکرکه می کنی خدا می شنود

هرفکر که می کنی خدا می داند.     صائب

هاتف  خلوت به من  آوازداد

وام چنان کن که توان باز داد.        نظامی 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 22:26 |

 

حال ما بد نیست، غم کم می خوریم

کم که نه، هر روز کم کم می خوریم

سید حمیدرضا رجایی .


در محفل ریاکاران!

"حال ما بد نیست، غم کم می خوریم"
روز و شــــب مــا آب زمـزم می خوریـم

زاهـــدیـم و کــار مـاها بــی ریــاست
قــــانعیــم و روزی مـــــا از خــداست

در یــقه مــا دکــمه هــا را بســته ایم
در صـــف مسجد بسی بنشسته ایم

ریـــــش مــا زیبــــا، بـلند و دلرباست
راه مـــــــا راه خـــــــدای کبـــریاست

سالی یک باری سفر، حج می رویم
گــاه و گاهی بی خبر حج می رویم 

*** 

"حال ما بد نیست غم کم می خوریم"
مـــال ایــن مـردم رو با هم می خوریم

چــون که بیــت المال از میراث ماست
راه مـــا: راه درســــت و راه راســــت

عاشــقـانیم، عاشــــقان روی دوســـت
هـر چه داریم ما، همه از سوی اوست

مثــــل آن ویـــــلای زیبـــــــای شمال
آن سـه تا ماشـــین و آن دوتا عـــیال

بـــرج یـــکصد واحـــدی از مـــن نبـــود
نعمتی باشد که حـــق بر مـــن نمــود

بــــــرج و ویـــــلا و زمیــــن و پســـت و زن
یــک یــک ِ اینــــها خـــــدا دادست بــه من

 

***

 

مـــــال این مردم رو ما کم می خوریم
کم که نه، هر روز کم کم می خوریم

حـــــق ما اینست؛ زحمت می کشیم
روی اسم معصیت خط (!) می کشیم

(ت ِ و طــــا را قـــافیه گر می کنیم،
قـــــافیه تنگ است، باور می کنیم)

الــــغرض! بـــــا رابطــــه بیـــگانه ایم
مــــا فقـــط بــا ضابطـــه همخانه ایم

"بند پ" یک قسمت از این ضابطه ست
کــــار مـــا با رشوه هم بی رابطه ست

پول و مولی این وسط گر بوده است
پول آن چائـــــی ِآخر بـــــــوده است

بعد ما، نوبت به آقا زاده است.
هر چه که برما رب اعلی داده است،

می رسد بر او بدون کمّ و کاست
مثل این پُستی که از اموال ماست

 

***

 

"حال ما بد نیست غم کم می خوریم"
ما ربــا و رشـــــوه درهــم مـی خوریم

مســـجد از ایـــن پـــولها، من ساختم
در مسیـــر راه حــــــق، مـــن تـــاختم

شـــاکرم بــر هر چـه از او می رسد
مـــرغ بریـــان یـــا که آهـو می رسد

ای خـــدا مــن قــــانعم بر روزی ات
قـــــــانعم بـــــر روزی ِ هـــرروزی ات

فقـــر مـــردم حاصـل بیکاره گیست
از خـود آنهاست، هر بیچاره گیست

"حال ما بد نیست غم کم می خوریم"
مـــال مـــردم را دمـــادم مــی خــوریم

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 22:11 |

 

دو ناخدا

فروغ ديده آمد، سُرور سينه آمد
ظهور اين دو ايت ، خوش هم قرينه آمد
خزينه رسالت خالى شد از گهرها
والاترين جواهر، از آن خزينه آمد

     دو ناخداى امكان ، بهر نجات انســــــان                                               

        هر يك به جلوه خاص ، در اين سفينه آمد

 

از مطلع رسالت ، و ز مشرق امامت

خورشيد مكه سرزد، ماه مدينه آمد
آن خاتم النبين ، وين صادق الائمه
جبريل كويشان را، عبدى كمينه آمد
احمد كه با ظهورش ، شد دفن بت پرستى
صادق كه عشق رويش ، در دل دفينه آمد
آن تا دهد به عالم ، عشق و اميد برخاست
اين تا برد ز دلها نفاق و كينه، آمد
شكست زين دو قدرت ، بتهاى جهل و الحاد
آنسان كه بارش سنگ بر ابگينه آمد
تنها نشد مويد در مدحشان ثنا خوان
جبريل هم غزلخوان ، در اين زمينه آمد
 
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 14:38 |

 

 

هفدهم ربيع الاول ولادت دو پيشواى عاليقدر اسلام پيامبر ختمى مرتبت حضرت محمد ابن

عبدالله (ص) و حضرت امام جعفرصادق (ع)

 

امروز صفا با دل و جان همراه است

هنگام طلوع آفتاب و ماه است

     
هم جشن ولادت امـــــــــــام صادق

هم عيد محمد ابن عبدالله  است

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 14:26 |

 

 If from this ruined house,homeward bound
And if I arrive there sane and sound
And from this journey, safely return
I promise to enter the first tavern on my round.
I will tell on this path what I found
To the temple I’ll dance, cup in hand, to harp’s sound.
If those upon the path speak of their heartache
Strangers to the path will not see my face frowned.
From now on my hands will only brush Beloved’s locks
My insane heart’s desires, my senses hound.
If I see the brow of my Beloved’s face
I will prostrate, and constantly kiss the ground.
Happy is the moment that like Hafiz with His help
We too are happily with Beloved homeward bound.

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
April 5, 1999

گر از این مـنزل ویران بـه سوی خانـه روم
دگر آن جا کـه روم عاقـل و فرزانـه روم
زین سـفر گر به سلامت به وطـن بازرسـم
نذر کردم کـه هـم از راه بـه میخانـه روم
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
بـه در صومـعـه با بربـط و پیمانـه روم
آشـنایان ره عـشـق گرم خون بـخورند
ناکـسـم گر بـه شکایت سوی بیگانه روم
بـعد از این دست من و زلف چو زنـجیر نـگار
چـند و چـند از پی کام دل دیوانـه روم
گر بـبینـم خـم ابروی چو مـحرابـش باز
سـجده شـکر کـنـم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم کـه چو حافـظ بـه تولای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانـه روم.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 10:41 |
 

تحريم اصلا‌ح‌طلبان در راديو

راديو، گفت‌وگوي برخي از اصلا‌ح‌طلبان كه در برنامه‌هاي اين راديو شركت مي‌كردند را در دور جدي گفت‌وگوهاي خود حذف كرده است. اين اقدامات پس از تغيير مديريت راديو انجام شده است.

‌ دستگيري نماينده سابق مجلس ‌

يكي از نمايندگان سابق مجلس دستگير شد. سايت بازتاب آن‌لا‌ين با انتشار اين خبر نوشته كه اين نماينده سابق مجلس كه از بيستم بهمن‌ماه به جرم جاسوسي براي يكي از كشورهاي اروپايي، توسط پليس امنيت دستگير شده اكنون در بند 209 زندان اوين به سر مي‌برد.

‌ رويكرد تازه صداوسيما نسبت به دولت

به نظر مي‌رسد كه صداوسيماي جمهوري اسلا‌مي ايران هر چند ماه يك بار سياست‌هاي جديدي را مبني بر رويكرد خود نسبت به دولت نهم دريافت مي‌كند. به نوشته سايت پارسينه در تازه‌ترين رويكردي كه مدنظر قرار گرفته است قرار شده بخش‌هايي از سخنان رئيس‌جمهور در هيات دولت از سوي نهاد رياست‌جمهوري در اختيار صداوسيما قرار گيرد تا اين فيلم‌هاي ضبط شده در بخش‌هاي مختلف خبري صداوسيما پخش شود تا مردم در جريان سخنان رئيس دولت قرار گيرند.

‌ توزيع پول نقد به بهانه عيدي ‌

مسوولا‌ن دانشگاه علم و صنعت به بهانه فرارسيدن سال نو به خوابگاه دانشجويان دختر رفته‌اند و به دانشجويان كارشناسي 50 هزار تومان، كارشناسي ارشد 75 هزار تومان و دكتري 100 هزار تومان پرداخت كرده‌اند. به نوشته سايت جمهوريت، توزيع پول نقد ميان دانشجويان دختر علم و صنعت، اعتراض برخي دانشجويان اين دانشگاه و ديگر دانشگاه‌ها را برانگيخته است
 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 10:18 |
 
خبر  »  داخلی
 
22 اسفند 1387 ساعت 1:52

 

بخشنامه به خبرگزاری برای خودداری از انتشار اخبار مربوط به هاشمی

مسوولان يک خبرگزاري نزديک به دولت به دبيران سرويس بخشنامه کرده‌اند از پوشش خبري و تصويري برنامه ها و سخنراني هاي اکبر هاشمي رفسنجاني حتي الامکان خودداري کنند. 

به گزارش اعتماد؛ اين خبرگزاري معروف در همين راستا از پوشش تصويري سفر رئيس مجمع به عراق امتناع کرد و خبر رياست مجدد وي بر مجلس خبرگان را نيز مخابره نکرد. 
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 10:9 |