تبليغاتX
به نام خداوند آسمانها و زمین
 

صبح جمعه

علی اکبر لطیفیان

صدای  آمدنت رابه گوش مابرسان

زمان غیبت خودرابه انتها برســــان

نگاه نافذخودرابراین گداانداز

برای درد نهفته کمی دوابرسان

اگرچه بهر ظهورت نکرده ام کاری

بیاوبرلب مافرصت دعـــــــا برسان

به صبح جمعه موعود زائرم فرما

به خاکبوسی روزفرج مرابرسان

برای روز ظهور توکعبه پابرجاست

بیاسرور دوباره به  آن بنــا برسان

کنارتربت زهرابه وقت نـــــــافله ات

دعای خویش به یاری این گدا برسان

نوشته ام به وصیت اگر میســــر شد

بیاومرده مارابه کربلا برســــــــــــــان.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:56 |

 

لایَُکمَلُ العَقلُ الا بِاتّباعِ الَحَّق.

خرد کامل نمی گردد مگرازراه حق پرستی .

           Perfection of wisdom consist in worship of God.

شهوت که ترابردبه راهی  باطــل

دربین تو و عقل تو باشد حــــائل

تاکس نشود به حق پرستی واصل

هرگزخردش نیز نگرددکامـــــــل. 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:34 |

 

تک بیت های ناب

کتاب : برگ سبــــز

تالیف : سید محسن خلیق رضوی

شرو ع ابیات باحرف "  ش "

شاخ که بی میوه بود ناخوش است

مطبخیان رامدد آتش اســــــــــــــت.                       نظامی

شادمانی مکن که دشمن مــــــرد

توهم ازمرگ جان نخواهی بـــــرد.                          سعدی

شاهی که بررعیت خود ظلم می کند

مستی بودکه می کند ازران خود کباب.                    صائب

شرم ازاثرخرد ودین اســــــــــــــــــت

دین نیست ترااگر حیا نیســــــــــــت.                     ناصرخسرو

شیرمردانند درعالم مــــــــــــــــــدد

آن زمان کافغان مظلومان رســـــــــد.                    مولوی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:29 |

 

 O thou, who considers separation of lovers fair
Keep lovers away from your side with your glare
I am thirsty in my desert, lead me to clear waters
With the hope of God's mercy, this path of yours you forbear.
You stole my heart, dissolved my soul, but
Better than you have treated me, of the others take care.
When my foes drink their wine from my cup
I cannot accept it, if fair you declare.
Listen fly; Phoenix's flight-path is not your air
You ruin your own name, and us you tire and wear.
Through your own deeds, you are now poor & bare
From complaints & your cries, I beg you, us spare.
Even kings, through their service fill their chair
Hope for nothing, if you will not do your share.

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
February 1, 2000

ای کـه مهـجوری عـشاق روا می‌داری
عاشـقان را ز بر خویش جدا می‌داری
تـشـنـه بادیه را هـم به زلالی دریاب
بـه امیدی که در این ره به خدا می‌داری
دل بـبردی و بحل کردمت ای جان لیکـن
بـه از این دار نگاهش کـه مرا می‌داری
ساغر ما کـه حریفان دگر می‌نوشـند
ما تحـمـل نـکـنیم ار تو روا می‌داری
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می‌بری و زحمـت ما می‌داری
تو به تقصیر خود افتادی از این در مـحروم
از کـه می‌نالی و فریاد چرا می‌داری
حافـظ از پادشهان پایه به خدمت طلبـند
سـعی نابرده چـه امید عـطا می‌داری.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:3 |

   

          شرمساری

        سعدی شیرازی

خداوندى چنین بخشنــــــــده داریم 

كه با چندین گنه امیــــــــــــدواریم 


كه بگشاید درى كایــــــــزد ببنــدد ؟ 

بیا با هم در این درگـــــــــه بنــالیم 


خدایا! گر بخـــــــــــــوانى ور برانى 

جز انعامت در دیـــــــــــــگر نداریم 


سرافرازیم اگر بر بنـــــــــــده بخشى 

وگرنه از گنه سر برنیــــــــــــــــاریم 


زمشتى خاك ما را آفریــــــــــــــــــدى 

چگونه شكر این نعمـــــــــت گزاریم 


تو بخشیدى روان و عقل و ایمــــان 

وگرنه ما همان مشت غـــــــــــباریم 


تو با ما روز و شب در خلوت و ما 

شب و روزى به غفلت مى گـــذاریم 


نگفتم خدمت آوردیم و طـــــــــــاعت 

كه از تقصیر خدمت شرمساریـــــــم 


مباد آن روز در درگاه لطـــــــــــفت 

به دست ناامیدى ســـــــــــر بخاریم 


خداوندا! به لطفت با صـــــــلاح آر 

كه مسكین و پریشان روزگــــاریم .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:53 |

 

به سوی کوی دوست ۱۰

م-ا - زائر

 

بعداز زیارت حضرت امیرالمومنین (ع) به هتل آمدیم و صبحانه خوردیم ودوستان به

کارهای خودپرداختند و آماده شدیم که بعدازنماز ظهروصرف ناهار به مسجدکوفه برویم.

حدود ساعت ۲ بعدازظهربود که عازم مسجد کوفه شدیم که اولین قسمت آن هم

آرامگاه میثم تمار بود. درآنجا اولین موضوعی که جلب توجه انسان رامی کند این

که کمترازشخصیت وبزرگواری ومنش انقلابی ودینی میثم تمارصحبت می شودو

بیشتر روضه خوانی ونوحه خوانی بوسیله افراد دوره گرد برای کسب درآمد است.

این موضوع را آقا ی مهندس جمی فرزند مرحوم آیت الله جمی گفت و من هم فقط

توانستم یک تابلوی پارچه ای درباره این صحابی بزرگوار به ایشان نشان دهم که رویز

دیوار آرامگاه بود.

حاج آقادهدشتی امام جمعه آبادان درب ورودی بارگاه میثم سخنانی ایرا دداشت که

بطورخلاصه می آوریم.

ایشان سخنان خودرابنام خداو بادرود برپیامبرگرامی شروع کردو اضافه کرد مستحب

است درهر مسجد دورکعت نمازخوانده شود.درروایت است کسی که ازکنارمسجد

بگذردوواردآن نشود ظلم کرده واگرواردشود ونمازنخواند بازهم ظلم کرده است واگر

نمازبخواند خداوند دعای اورامستجاب می کند.درمورد مسجد کوفه هم ازامام باقر

روایت است که " اگر مردم فضیلت این مسجدرا می دانستند ازراه دور توشه بر

می گرفتند وبه آن می آمدند .یک نماز واجب در این مسجد برابر بایک حج است و

یک نمازنافله برابر باعمره است . قبله مسجد بستانی ازبستانهای بهشت

است وقسمت راست آن بستان دیگری از بستانهای بهشت است .

شط کوفه ازنزدیک کوفه می گذردوعلت فاصله محل دفن مولا علی(ع) از کوفه این

بوده است که ایشان وصیت فرموده بودند که پس ازمرگ جلوی تابوت رانگیرند که

جلوی تابوت راملائکه می گیرند و درهر جاتوقف کردند درهمانجا مرادفن کنید که د ر

همین محل فعلی یعنی درشهر نجف مدفون است .

شهرنجف ازاول شهرنبوده است وکوفه شهربوده است وشهرنجف بعدها جنبه

شهریت  پیداکرده است . ولی وادی السلام محل دفن مومنین دروادی السلام

است که پیامبران هود وصالح  نیز درآن مدفون هستند.

مسجد کوفه محل حکومت . عبادت وقضاوت مولا علی (ع) بوده است و محلی

بنام " دکه الطشت " درآن قراردار دکه معجزه ای ازحضرت درآن صورت گرفته است

دکه المعراج نیز محلی است که به پیامبر اکرم وحی شده است که به معراج برود.

پیامبران زیادی درآن نمازخوانده اند. دراین مسجد مقام حضرت ابراهیم ومقام حضرت

سجاد (ع) قرار دارد.این مسجد محل عبادت . مناجاتهای مولاعلی ومحل شهادت

اواست .

                 میثم تمار کیست؟

الف)نسب:
میثم, فرزند یحیى, ابتدا غلام زنى از طایفه بنى اسد بود, حضرت على(ع) او را خرید و آزاد کرد.  وى در زمان پیامبر نیز مى زیست; هر چند در حوادث زمان آن حضرت یادى از او نشده, اما او را از اصحاب پیامبر(ص) به شمار آورده اند.
شیعه وفادار:
میثم تمّار, مسلمانى فداکار و شیعه اى وفادار و خالص بود. گفته اند که شش پسر داشت که همه همچون پدر, در راه ایمان و مسلمانى استوار بودند و از هواداران اهل بیت به شمار مى رفتند. آنها مورد علاقه امامان شیعه بودند. امام حسین, امام باقر و امام صادق  بارها از میثم به نیکى یاد کرده اند.
ب)ارتباط با امام علی علیه السلام
ارتباط میثم با علی درزمان خلافت آن حضرت صمیمی تر وبیشتر شد.
د ر همان زمان بود که حضرت او را از بردگى رهاند و آزاد کرد.
وى شیفته آن بود که از محضر امیر مؤمنان على (ع) علم و حکمت بیاموزد. از این رو دل و جان خود را دربست در اختیار معارف علوم علوى گذاشت. حضرت (ع) نیز که او را لایق و با استعداد یافت, دانش و حکمت هاى فراوانى به وى آموخت, حتى برخى اسرار را که به هر کس نمى توان گفت و آگاهى از حوادث آینده و بلاها و فتنه هاى زمانه را در اختیار او گذاشت. از این رو میثم تمّار را (صاحب سرّ) امیر المؤمنین مى دانند.گاهى میثم تمّار, گوشه اى از آموخته ها و رازهایى را که از امام خود فرا گرفته بود, با مردم در میان مى گذاشت و مایه شگفتى آنان مى شد. این نوع علوم و آگاهى ها را (علم مَنایا و بلایا) مى نامند. میثم تمار, رازدار بود و جز به ضرورت و هنگام نیاز, آنچه را از مولایش فرا گرفته بود, فاش نمى ساخت.
وى در کوفه مى زیست و علی (علیه السلام)گاهى به مغازه خرما فروشى او مى رفت و هم صحبتش مى شد و در این دیدارها از قرآن و حکمت هاى دینى به او مى آموخت.در صحنه هاى مختلف, پا به پاى یاران خالص على(ع) حضور داشت و همچون پروانه اى از فروغ ولایتِ علوى, نور مى گرفت. همراه افراد زبده اى چون (کمیل) در مواقف نیایش و عبادت مولا حاضر مى شد. انیس شب هاى عرفانى آن حضرت و همدم راز و نیازهاى امام بود.
صحنه هایى از عبادت هاى نیمه شب حضرت در صحراهاى بیرون کوفه و رازگویى هاى مولا با چاه, از زبان میثم تمّار نقل شده است.
آگاهی از شهادت
میثم, به واسطه آنچه از زبان مولایش شنیده بود, از شهادت خود آگاه بود. حضرت روزى به او فرمود: اى میثم! چه خواهى کرد آن روز که فرزند ناپاک بنى امیه (ابن زیاد) از تو بخواهد از من بیزارى بجویى؟
میثم گفت: نه, به خدا سوگند, هرگز چنین نخواهم کرد.
امام (ع) فرمود: در غیر این صورت تو را به دار مى آویزند و مى کشند.
گفت: صبر و مقاومت مى کنم. این در راه خدا برایم قابل تحمل است… .
از این رو میثم, پیوسته انتظار شهادت داشت و شهادت بر سر عقیده و ایمان را افتخار مى دانست و با همه خطرها و فشارها, هرگز از دفاع و جانبدارى خاندان رسالت و خط امامت و ولایت دست برنمى داشت.
نشر فضایل ومعارف اهل بیت:
مردم کوفه, در آن دوران خفقان که امویان حکومت را در دست داشتند, فضایل اهل بیت و مناقب امیر مؤمنان را از زبان او مى شنیدند. او به توصیه مولایش على(ع) عمل مى کرد و فضیلت هاى آن حضرت و این خاندان پاک را همه جا نشر مى داد, با آن که مى دانست او را دستگیر خواهند کرد و از شاخه نخلى به دار خواهند آویخت. حتّى آن درخت خاص ّ را هم مى دانست کدام است.
گاهى هنگام عبور از کنار آن درخت که على(ع)به وى نشان داده و فرموده بود که بعداً با این درخت, ماجراها خواهى داشت, مى ایستاد و در پاى آن نخل نماز مى خواند و مى گفت: مبارکت باد اى نخل! مرا براى تو آفریده اند و تو براى من روییده اى. همیشه به آن نخل مى نگریست. ویژگى هاى میثم
میثم تمّار, ویژگى هاى برجسته اى داشت; از جمله:
۱ـ خطابه و سخنورى: میثم, بیانى رسا و نطقى گویا داشت و در بازار کوفه, رئیس صنف میوه فروشان و سخنگوى آنان بود. او هنگام شکایت بازاریان کوفه از ابن زیاد, به عنوان نماینده آنان نزد والى کوفه رفت.
۲ ـ تفسیر قرآن: از آموخته هاى دیگر میثم تمّار از على بن ابى طالب(ع), علم قرآن و معارف کتاب الهى بود. روزى میثم با ابن عباس ـ که او نیز از شاگردان على(ع) در تفسیر قرآن بود ـ در مدینه دیدار کرد و به او گفت: آنچه از تفسیر قرآن مى خواهى بپرس. من تمام قرآن و تأویل آن را نزد على(ع) فرا گرفته ام. ابن عباس, کاغذ و دواتى طلبید تا سخنان میثم را در تفسیر قرآن بنویسد. میثم در باره جزئیات شهادت خویش, طبق آنچه از امیر مؤمنان شنیده بود, با ابن عباس صحبت کرد و او را شگفت زده نمود

۳ ـ راوى حدیث: وى احادیث بسیارى از على(ع) شنیده و آنها را در یک مجموعه گردآورى کرده بود. آنچه در فرصت هاى مختلف از پیشواى خود روایت مى کرد و از حوادث آینده خبر مى داد, اهتمام او را به این موضوع نشان مى دهد. دو تن از پسرانش به نام صالح و یعقوب نیز مطالبى را از نوشته هاى او روایت کرده اند. 
۴ ـ علم به اسرار: همچنان که پیشتر اشاره شد, او علم (بلایا و منایا) داشت; یعنى از حوادث آینده و نحوه مرگ و میر افراد و فتنه هایى که بعداً قرار بود اتفاق بیفتد, خبر داشت. هم نامه سربسته مى خواند و هم راز نشنیده مى گفت و آن همه را از مولایش امام على(ع)فرا گرفته بود; مثلاً شهادت خود را پیش گویى مى کرد, خبر مرگ معاویه را یک هفته قبل از آن به ابو خالد گفته بود, قیام مختار را در کوفه نیز پیش گویى کرده بود, از حادثه جان گداز کربلا هم خبر داشت, با آن که خودش سال ها پیش از آن واقعه به شهادت رسید.
روزى به زنى به نام (جبله مکّى) گفته بود: این امت, پسر دختر پیامبرشان را در دهم محرم مى کشند و دشمنان خدا این روز را مبارک مى دانند; این داستانى است که مولایم امیر مؤمنان(ع)به من خبر داده و فرموده است که همه چیز بر حسین بن على(ع) خواهد گریست.
روزى در مجلس بنى اسد با حبیب بن مظاهر (از شهداى کربلا) دیدار کرد و با او گفتارى مفصل داشت. حبیب, در سخنى اشاره آمیز, خبر از شهادت میثم داد و گفت: گویا پیرمردى را مى بینم که در راه دوستى با خاندان پیامبر, او را به دار مى زنند و بر چوبه دار, شکمش را مى درند (اشاره به شهادت میثم در کوفه).
میثم هم در جوابش گفت: من نیز مردى سرخ رو را مى بینم و مى شناسم که براى یارى فرزند دختر پیامبرش قیام مى کند و کشته مى شود و سرش در کوفه گردانده مى شود (اشاره به شهادت حبیب در کربلا).
مردمى که شاهد این گفت گو بودند, سخنان آن دو بزرگوار را مسخره کردند و دروغ پنداشتند ; اما چند روزى نگذشت که میثم بر دار آویخته شد و چندى بعد نیز حبیب بن مظاهر در کربلا شهید شد و سر او را نیز بر نیزه زده, به کوفه آوردند. فرجام سرخ
وقتى میثم از سفر حج به سوى کوفه برمى گشت, ابن زیاد دستور دستگیرى او را داده بود.
گماشتگان والى, در (حیره) میثم را پیش از آن که به کوفه و خانه خود برسد, دستگیر کردند. وى هنگام دستگیرى, سالخورده و نحیف بود و جز پوستى بر استخوان هایش نمانده بود; هر چند قلبى شجاع و دلى نیرومند داشت.
او را پیش ابن زیاد بردند. حرف هایى میان او و ابن زیاد ردّ و بدل شد. والى کوفه از او پرسید: پروردگارت در کجاست؟ میثم تمار جواب داد: در کمین ستمگران, که تو نیز یکى از آنانى.
گفت: باید از على بن ابى طالب(ع) بیزارى بجویى و به او ناسزا بگویى, و گرنه دست ها و پاهایت را بریده, بر دار خواهم آویخت.
میثم گفت: مولایم على (ع)به من خبر داده که مرا به دار مى آویزى و زبانم را مى بُرى.
ابن زیاد براى ابراز دشمنى خود, گفت: دست و پایت را مى برم و رهایت مى کنم تا دروغ مولایت آشکار شود.
دستور داد او را به دار آویختند. میثم تمار بر فراز دار هم از فضایل على بن ابى طالب(ع) مى گفت و اعلام مى کرد: اى مردم! هر کس دوست دارد حدیثى از سخنان على(ع) را بشنود, پیش از آن که کشته شوم بیاید. من شما را از حوادث آینده تا پایان جهان خبر مى دهم. مردم مشتاقانه براى شنیدن سخنانش گرد آمدند و او از فراز دار بر ایشان سخن گفت و فضایل خاندان پیامبر را به گوش مردم مى رساند.
سرانجام, دشمنان این سخنان را تاب نیاوردند, از این رو به دستور ابن زیاد, زبان او را بریدند و وى را با ضربت نیزه ها بر فراز دار به شهادت رساندند.
مدتى پیکر پاک او بر سر دار بود و ابن زیاد براى زهر چشم گرفتن از مخالفان اجازه نمى داد آن را پایین آورند. هفت نفر از دوستان غیرت مند او با هم هم پیمان شدند و شبى نگهبانان را غافلگیر کردند, جسد را پایین آوردند و آن را به خاک سپردند. مأموران, فردا صبح جنازه را بر دار ندیدند و هر چه گشتند نیافتند.
مرقد مطهر و الهام بخش آن شهید راه عقیده و ایمان, در محلى میان نجف و کوفه است و شیفتگان حق, آن را زیارت مى کنند.

ادامه دارد....

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:35 |

 

به سوی کوی دوست - قسمت نهم

م- ا- زائر

 زیارت انجام شد و حالا می خواهیم آستانه مقدسه راترک کنیم .بنابراین

این دعارا می خوانیم .

 وداع قبر امير المومنين عليه السلام

متن :


حدثنى محمد بن الحسن بن احمد بن الوليد فى كتاب الجامع يروى عن ابى الحسن عليه السلام (قال : اذا اردت ان تودع قبر امير المومنين عليه السلام فقل :
السلام عليك و رحمة الله و بركاته ، استودعك الله و استرعيك ، و اقرء عليك السلام ، آمنا بالله و بالرسل و بما جاءت به ودعت اليه (و دلت عليه ) فاكتبنا مع الشاهدين ، اللهم لا تجعله آخر العهد من زيارتى اياه فان توفيتنى قبل ذلك فانى اشهد فى مماتى على ما كنت عليه فى حياتى ، اشهد انكم الائمة و تسميهم و احدا بعد واحد و اشهد ان من قتلهم و حاربهم مشركون و من رد عليهم فى اسفل درك من الجحيم ، و اشهد ان من حاربهم لنا اعداء و نحن منهم برءاء، و انهم حزب الشيطان ، و على من قتلهم لعنة الله و الملائكة و الناس ‍ اجمعين ، و من شرك فيهم و من سره قتلهم . اللهم انى اسالك بعد الصلاة و التسليم ان تصلى على محمد آل محمد، ولا تجعله آخر العهد من زيارته فان جعلته فاحشرنى مع هولاء المسمين الائمة ، اللهم و ذلل قلوبنا بالطاعة و المناصحة و المحبة و حسن الموازرة .



باب دوازدهم وداع قبر امير المومنين عليه السلام

ترجمه :
(حديث اول )
محمد بن الحسن بن احمد بن وليد در كتاب جامع از حضرت ابو الحسن عليه السلام روايت نموده كه آن جناب فرمودند: هنگامى كه خواستى قبر امير المومنين عليه السلام را وداع كنى بگو:
سلام ور حمت و بركات خداوند بر تو باد، تو را به خدا سپرده و از او خواستار نگاهبانى توام سلام بر تو مى نمايم ، به خدا و به رسولانش و به آنچه آورده و مردم را به آن دعوت كرده اند ايمان دارم پس ما را در زمره گواهان به اين حقائق بنويس .
  
خدايا اين زيارت را آخرين زايرتم قرار مده پس اگر مرا قبل از آن (زيارت ديگر) ميراندى محققا در حال مردنم به آنچه در حال حيات شهادت دادم ، شهادت مى دهم ، شهادت مى دهم كه شما ائمه و پيشوايان من هستيد (در اينجا نام ائمه طاهرين سلام الله عليهم را يكى پس از ديگرى ببر).
و شهادت مى دهم كسانى كه ايشان را كشته و با آنها به حرب برخاسته اند مشرك مى باشند و شهادت مى دهم به اينكه هر كس ايشان را رد كرده جاى گاه اش ، در پست ترين طبقات دوزخ مى باشد.
و شهادت مى دهم به اينكه هر كس با ايشان به حرب برخاست دشمن ما است و ما از او تنفر و دورى مى جوئيم و قطعا در زمره حزب شيطان مى باشد و بر كسانى كه ايشان را كشتند، لعنت خدا و فرشتگان و جميع مردم باد و نيز لعنت خدا و فرشتگان و جميع خلائق بر كسانى كه در خون ايشان شريك شده و همچنين بر كسانى كه از كشته شدن آنان مسرور و خوشحال شدند.
بار خدايا پس از درود قلبى و زبانى از تو مى خواهم كه بر محمد و آل محمد رحمت فرستى و اين زيارت را آخرين زيارتم قرار ندهى و اگر آن را آخر زيارت من قرار دادى پس مرا با اين امامان نامبرده محشور نما.
بار خدايا دلهاى ما را رام ايشان و براى اطاعتشان و خير خواهى و محبت و نيكو پشتيبانى نمودن قابل گردان .
ادامه دارد......

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:29 |

 

به سوی کوی دوست ۸

م- ا- زائر

مقدمات کارزیارت فراهم است . کفشهارابه " کشوانیه " سپردیم وموبایل هاراهم با

محل امانت داری .آداب زیارت راهم گفتیم . زیارت امین الله راهم که انشا الله باهم

خواندیم .

حالا باهم به زیارت حرم مطهرمولاعلی(ع) می رویم . آن موضوعی که برای زائر

مهم است این است که بداند درکجااست ودرحضورچه کسی قرارگرفته است .

برای درک این مطلب از کتاب کامل الزیارات استفاده شد.

باب يازدهم زيارت قبر امير المومنين عليه السلام و كيفيت زيارت و خواندن دعا در آنجا

ترجمه :
(حديث اول )
ابو على احمد بن على بن مهدى مى گويد:
ابو على بن صدقة رقى برايم نقل نموده و گفت :
على بن موسى عليه السلام برايم نقل نموده و گفت :
پدرم حضرت موسى بن جعفر عليه السلام از پدر بزرگوارش حضرت جعفر عليه السلام نقل فرمود كه آن جناب فرمودند:
حضرت زين العابدين عليه السلام قبر امير المومنين على بن ابى طالب عليه السلام را به اين كيفيت زيارت كردند:
ابتداء بالاى قبر توقف نموده و فصلى گريسته و بعد از آن فرمودند:
سلام بر تواى امير مومنان و رحمت و بركات خداوند بر تو باد، سلام بر تواى امين خدا در روى زمين و حجتش بر بنده گان ، سلام بر تواى امير مومنان ، شهادت مى دهم كه تو در راه خدا آن طور كه شايد و بايد جهاد نموده و به كتاب خدا عمل و سنن و احكام پيامبرش صلى الله عليه و آله را پيروى كردى تا حق تعالى تو را به جوار خودش خواند و به اختيار خويش قبض روحت فرمود و به واسطه كشتنت دشمنان را در حالى كه حجت ها و براهين بالغه الهى بر جميع خلايق در دست تو بود حق تعالى بر دشمنان اتمام حجت ها و براهين بالغه الهى بر جميع خلايق در دست تو بود حق تعالى بر دشمنان اتمام حجت نمود، بار خدايا نفس من را به تقديرات خود مطمئن و به قضائت راضى و خشنود به ياد و خواندنت حريص و نسبت به برگزيده گان از دوستانت محب و علاقه مند قرار بده ، خداوندا من را در زمين و آسمانت محبوب ديگران نما و بر نزول بلاء و گرفتارى ها شكيبا و در مقابل نعمتهاى بزرگت شاكر و نسبت به نعمتهاى تامه و كامله ات ذاكر و متوجه و به سرور و شادى ملاقات )مشتاق گردان .
خداوندا تقوى و پرهيزكارى را زاد و توشه ام قرار بده براى روز جزائت ، و مودم كن به آداب دوستانت و بر حذرم دار از اخلاق و سجاياى دشمنانت ، خداوندا از تو مى خواهم كه بواسطه حمد و ستايشت از دنيا منصرفم نمائى .
سپس آن حضرت صورت مبارك بر قبر نهاده و عرضه داشت :
بار خدايا دل هاى خاشعين درگاهت واله تواست ، و طرق و راه هاى مايلين به تو گشاده و باز و نشانه هاى قاصدين تو روشن و آشكار و دلهاى عارفين از توبه فزع آمده ، و صداى خوانندگانت بلند و درهاى اجابت دعاهايشان گشوده و دعاى كسانى كه تو را مى خوانند مستجاب و توبه بازگشت كنندگان به تو پذيرفته مى باشد.
بار خدايا اشك گريه كنندگان از خوفت مورد ترحم تو واقع شده و كمك تو نسبت به آنان كه از تو طلب كمك كرده اند در خارج تحقق يافته و پناهت به پناهندگان به تو بذل و اعطاء گرديده و وعده هايت به بندگان تحقق پيدا كرده و لغزش كسانى كه از تو طلب عفو كرده اند معفو قرار داده شده و اعمال عمل كنندگان نزد تو محفوظ بوده و ارزاق بندگان از نزد تو به ايشان نازل گشته ، و احسان ها و نيكى هاى فراوان بر بندگان از نزد تو به ايشان نازل گشته و احسان ها و نيكى هاى فراوان بر بندگان پشت سر هم بوده و گناهان استغفار كنندگان بخشيده شده و حاجتهاى مخلوقات به تو بر آورده شده و پاداش هاى درخواست كنندگان از تو فراوان و نيكى هاى زياد به آنها رسيده و خوان هاى طالبين طعام آماده و گسترده و آب خورگاه تشنگان نزد تو مملو و پر مى باشد. بار خدايا دعاى من را مستجاب فرما و ستايش من را قبول نما و به من اميد ببخش و بين من و دوستانم جمع فرما به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليه السلام ، همانا تو ولى نعمت من و نهايت اميدم در برگشتن و درنگ نمودنم مى باشى ، توئى خدا و آقا و ولى من ، من و دوستان ما را ببخش و شر دشمنان ، رااز ما بازدار و ايشان را از اذيت به ما روى گردان ، كلمه حق را آشكار و آن را مرتفع و افراشته نما و كلمه باطل را نابود و خوار گردان چه آنكه تو بر هر چيزى قادر و توانا هستى .
متن :


حدثنى محمد بن الحسن بن الوليد رحمه الله فيما ذكر من كتابه الذى سماه (كتاب الجامع )، روى عن ابى الحسن عليه السلام (انه كان يقول عند قبر امير المومنين عليه السلام :
السلام عليك يا ولى الله ، اشهد انك اول مظلوم ؛ و اول من غصب حقه ، صبرت و احتسبت حتى اتاك اليقين ، و اشهد انك لقيت الله ، و انت شهيد، عذب الله قاتلك بانواع العذاب وجدد عليه العذاب ، جئتك عارفا بحقك ؛ مستبصرا بشانك ؛ معاديا لاعدائك و من ظلمك ، القى على ذلك ربى ان شاء الله تعالى ان لى ذنوبا كثيرة فاشفع لى عند ربك يا مولاى ، فان لك عند الله مقاما معلوما، و ان لك عند الله جاها عظيما و شفاعة ، و قد قال الله تعالى : (و لا يشفعون الا لمن ارتضى
).
و يقول عند قبر امير المومنين عليه السلام ايضا:
(الحمد لله الذى اكرمنى بمعرفته و معرفة رسوله صلى الله عليه و آله و من فرض الله طاعته ، رحمة منه لى و تطوعا منه على ، و من على بالايمان ، الحمد الله الذى سيرنى فى بلاده و حملنى على دوابه ، و طوى لى البعيد؛ و دفع عنى المكروه حتى ادخلنى حرم اخى رسوله فارانيه فى عافية ، الحمد لله الذى جعلنى من زوار قبر وصى رسوله صلى الله عليه و آله ، الحمد لله الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا الله ، اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ، و اشهد ان محمد عبده و رسوله ، جا بالحق من عنده ، و اشهد ان عليا عبد الله و اخو رسوله ، اللهم عبدك وزائرك يتقرب اليك بزيارة قبر اخى نبيك ، و على كل ماتى حق لمن اتاه و راه ، و انت خير ماتى ، و اكرم مزور، و اسالك يا الله يا رحمن يا رحيم يا جواد يا واحد يا احد يا فرد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد، ان تصلى على محمد و آل محمد و آل محمد و اهل بيته ، و ان تجعل تحفتك اياى من زيارتى فى موقفى هذا فكاك رقبتى من النار، و اجعلنى ممن يسارع فى الخيرات و يدعوك رهبا رغبا، و اجعلنى لك من الخاشعين ، اللهم انك بشرتنى على لسان نبيك محمد فقلت : (و بشر الذين آمنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم . 
اللهم فانى بك مومن و بجميع انبيائك موقن ، فلا توقفنى بعد معرفتهم موقفا تفضحنى به على رووس الاشهاد، بل اوقفنى معهم ، و توفنى على التصديق بهم ، فانهم عبيدك و انت خصصتهم بكرامتك و امرتنى باتباعهم ).
ثم تدنو من القبر و تقول : السلام من الله و السلام على محمد بن عبد الله امين الله على وحيه و عزائم امره ، و معدن الوحى و التنزيل ، و الختم لما سبق و الفاتح لما استقبل و المهيمن على ذلك كله ، و الشاهد عل خلقه ، السراج المنبر، و السلام عليه و رحمة الله و بركاته ، اللهم صل على محمد و اهل بيته المظلومين افضل و اكمل و ارفع و اشرف ماصليت على احد من انبيائك و رسلك و اصفيائك ، اللهم صلى على على امير المومنين عبدك و خير خلقك بعد نبيك و اخى رسولك و وصى رسولك ، الذى انتجبته من خلقك بعد نبيك ، و الدليل على من بعثته برسالاتك ، و ديان الدين بعدلك ، و فصل قضائك بين خلقك ، والسلام عليه و رحمة الله و بركاته ، اللهم صل على الائمة من ولده القوامين بامرك من بعده ، المطهرين الذين ارتضيتهم انصار لدينك و حفظة لسرك ؛ و شهداء على خلقك ، و اعلاما لعبادك و تصلى عليهم ما استطعت السلام على الائمه المستودعين ، السلام على خالصة الله من خلقه ، السلام على الائمة المتوسمين ، السلام على المومنين الذين قاموا بامرك ، و وازروا اولياء الله ، و خافوا بخوفهم ، السلام على ملائكة الله المقربين ).
ثم تقول : (السلام عليك يا امير المومنين و رحمة الله و بركاته ، السلام عليك يا حبيب الله ، السلام عليك يا صفوة الله ، السلام عليك يا ولى الله ، السلام عليك يا حجة الله ، السلام عليك يا عمود الدين و وارث علم الاولين و الاخرين ، و صاحب المبسم و الصراط المستقيم ، اشهد انك قداقمت الصلاة ، و آتيت الزكاة ، و امرت بالمعروف ، و نهيت عن المنكر، و اتبعت الرسول ، و تلوت الكتاب حق تلاوته ، و جاهدت فى الله حق جهاده ، و نصحت لله و لرسوله ، و جدت بنفسك صابرا محتسبا مجاهدا عن دين الله ، موقيا لرسول الله ، طالبا ما عندالله ، راغبا فيما وعد الله ، و مضيت للذى كنت عليه شهيدا و شاهدا و مشهودا، فجزاك الله عن رسوله و عن الاسلام و اهله افضل الجزاء، لعن الله من قتلك ، و لعن الله من خالفك ، و لعن الله من افترى عليك و ظلمك ، و لعن الله من غصبك حقك ، و من بلغه ذلك فرضى به ، انا الى الله منهم براء لعن الله امة خالفتك ؛ و امة جحدت ولايتك ؛ و امة تظاهرت عليك ؛ و امة قتلتك ؛ و امة حادت عنك و خذلتك ، الحمد لله الذى جعل النار مثواهم ، و بئس الورد المورود، و بئس ورد المواردين ، بئس درك المدرك ، اللهم العن قتلة انبيائك و اوصياء انبيائك بجميع لعناتك ، و اصلهم حرنارك ، اللهم العن الجوابيت و الطاغيت و الفراعنة ؛ و اللات و العزى و الجبت ، و كل ند يدعى من دون الله ، و كل مفتر على الله ، اللهم العنهم و اشياعهم و اتباعهم و اولياء هم و اعوانهم و محبيهم لعنا كثيرا).
و تقول : (اللهم العن قتلة امير المومنين عليه السلام ثلاثا اللهم العن قتلة الحسن و الحسين عليه السلام ثلاثا اللهم عذبهم عذابا اليما لا تعذبه احدا من العالمين ، و ضاعف عليهم عذابك كما شاقوا ولاة امرك ، و اعد لهم عذابا لم تحله با حدا من خلقك ، اللهم و ادخل على قتلة انصار رسولك ، و قتلة انصار امير المومنين ، و على قتلُ انصار الحسن و على قتلة انصار الحسين ، و قتلة من قتل فى ولاية آل محمد اجمعين عذابا قتلُة انصار الحسين ، و قتلة من قتل فى ولاية آل محمد اجمعين عذابا مضاعفا فى السفل درك من الجحيم ، و لا تخفف عنهم من عذابها و هم فيه مبلسون ملعونون ، ناكسوا روسهم عند ربهم ، قد عاينوا الندامة و الخزى الطويل لقتلهم عترة انبيائك و رسلك و اتباعه من عبادك الصالحين ، اللهم العنهم فى مستسر السر و ظاهر العلانية فى ارضك و سمائك ، اللهم اجعل لى لسان صدق فى اوليائك ، و حبب الى مشاهدهم حتى تلحقنى بهم و تجعلنى لهم تبعا فى الدنيا و الاخرة ، يا ارحم الراحمين ).
ثم اجلس عند راسه عليه السلام و قل :
سلام الله و سلام ملائكته المقربين و المسلمين لك بقلوبهم ، و الناطقين بفضلك ؛ و الشاهدين على انك صادق (امين ) صديق ؛ عليك يا مولاى ، السلام من الله عليك و على روحك و بدنك ، اشهد انك طهر طاهر مطهر،
و اشهد لك يا ولى الله و ولى رسوله بالبلاغ الاداء، و اشهد انك جنب الله و انك باب الله ، و انك وجه الله الذى منه يوتى ، و انك خليل الله و انك عبد الله ، و اخو رسوله و قد اتيتك و افدا لعظيم حالك و منزلتك و عندالله و عند رسوله ، اتيتك زائرا متقربا الى الله بزيارتك ، طالبا خلاص نفسى ، متعوذا بك من ناراستحقها مثلى بما جنيته على نفسى ، اتيتك انقطاعا اليك و الى ولدك الخلف من بعدك على بركة الحق ، فقلبى لك مسلم ، و امرى لك متبع ، و نصرتى لك معدة ، و انا عبد الله و مولاك فى طاعتك ، و الوافد اليك ، التمس بذلك كمال المنزلة عند الله ، و انت يا مولاى ممن امرنى الله بطاعته ، و حثنى على بره ، و دلنى على فضله ، و هدانى لحبه ، و رغبنى فى الوفادة اليه و الى اتاكم ، و لا يخسر من يهواكم ، و لا يسعد من عاداكم ، لا اجد احدا افزع اليه خيرا لى منكم ، انتم اهل بيت الرحمة و دعائم الدين و اركان الارض ، و الشجرة الطيبة ، اللهم لا تخيب توجهى اليك برسولك و آل رسولك ، اللهم انت مننت على بزيارة مولاى و ولايته و معرفته ، فاجعلنى ممن تنصره و ينتصربه ، و من على بنصرك لدينك فى الدنيا و الخرة ، الاخرة ، اللهم الحينى على ما حيى عليه عليه على بن ابى طالب عليه السلام ، و امتنى على مات عليه على بن ابى طالب عليه السلام .


ترجمه :
(حديث دوم )
محمد بن حسن بن وليد رحمة الله عليه در كتابى كه نامش را (كتاب الجامع ) نهاده مى گويد:
از حضرت ابى الحسن عليه السلام روايت شده كه آن جناب هنگام زيارت قبر امير المومنين عليه السلام مى فرمودند:
سلام بر تو اى ولى خدا، شهادت مى دهم كه تو اولين مظلوم و اولين كسى كه حقش غصب شده مى باشى ، صبر و تحمل نمودى تا هنگامى كه اجل تو را دريافت و شهادت مى دهم كه خدا را ملاقات نمودى در حالى كه شهيد بودى ، عذاب كند خداوند متعال كشنده تو را به انواع عذاب ها و تجديد نمايد بر او، آن به آن ، عذاب را، نزد تو آمدم در حالى كه حقت عارف و به شان و مامت مستبصر و نسبت به دشمنان و ظالمينت دشمن مى باشم انشاء الله ، خداوند را با همين مرام و عقيده ملاقات خواهم نمود، بدرستى كه گناهان زيادى بر عهده من است پس اى مولاى من نزد پروردگارت شفيع من باش چه آنكه نزد خدا براى شما مقام و مرتبه اى معلوم و مشخصى بوده و جاه و جلال عظيمى ثابت مى باشد و خود خداوند فرموده : و لا يشفعون الا لمن ارتضى .
و نيز حضرت هنگام زيارت قبر امير المومنين عليه السلام مى فرمودند:
حمد سزاوار خداوندى است كه به واسطه معرفت پيدا كردن به او و به رسولش صلى الله عليه و آله و به كسانى كه حق تعالى طاعتشان را واجب گرداند ، بر من اكرام نمود و اين رحمتى است از ناحيه حضرتش بر من و فضيلتى است كه نصيبم فرموده و همچنين ستايش شايسته ذات مقدسش بوده كه به واسطه ايمان بر من منت نهاد، حمد و ثناء خداوندى را سزد كه من را در شهرهاى روى زمينش سير داد و بر پشت حيواناتش سوار نمود و راه هاى دور را براى من درهم پيچيد و هرگونه گزند و ناراحتى را از من دور ساخت تا به حرم برادر رسول گراميش داخلم نمود و آن را به من نشان داد در حالى كه با عافيت و سلامتى مى باشم ، حمد سزاوار خداوندى است كه من را از زائرين قبر وصى رسولش صلى الله عليه و آله قرار داد، حمد شايسته ذاتى است كه من را به اين معنا هدايت فرمود و اگر او هدايتم نمى كرد ابدا به آن را نمى يافتم .
شهادت مى دهم كه معبودى غير از حق تعالى كه تنها و بدون شريك است وجود ندارد و شهادت مى دهم كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده او است حق را از ناحيه خدا آورده است و شهادت مى دهيم كه حضرت على عليه السلام بنده خدا و برادر رسول او است .
بار خدايا، بنده ات و زائرت به واسطه زيارت قبر برادر پيغامبرت به سوى تو تقرب مى جويد در حالى كه بر هر مزور و زيارت شده اى حقى است كه بايد آن را نسبت به زائر اداء كند و تو بهترين و كريم ترين مزورها مى باشى ، و از تو درخواست مى كنم اى الله واى رحمن واى رحيم واى جواد واى واحد و اى احد واى فرد واى صمد واى كسى كه نمى زايد و زائيده نشده و احدى همتايش نيست اينكه رحمتت را بر محمد و آل محمد و اهل بيتش نصيب گردانى و اينكه پاداشى كه در قبا اين زيارت به من مى دهى آزاداى من از آتش جهنم باشد، خداوندا من را از كسانى قرار بده كه در كارهاى خير شتاب كرده و در حال خوف و رجاء تو را مى خواند، خدايا من را از خاشعين درگاهت قرار بده ، خداوندا تو با لسان پيامبرت به من بشارت داده و فرموده اى :
و بشر الذين آمنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم .
بار خدايا من به تو ايمان داشته و به تمام فرستادگانت يقين دارم از اين رو انتظار دارم بعد از معرفت داشتن به ايشان من را در جائى نگه ندارى كه به طور علن و آشكار مقابل خلائق رسوايم نمائى بلكه تقاضايم اين است كه با اين ذوات محترم من را نگاه داشته و در حالى كه آنها را تصديق دارم از دنيا ببرى چه آنكه انبياء عظام بنده گان تو بوده و تو ايشان را به كرامت خود اختصاص داده و به من امر كرده اى كه اطاعتشان كنم سپس به قبر نزديك شو و بگو:
سلام از خدا به تو و سلام بر محمد بن عبد الله كه امين خدا است بر وحى امور لازمه او از قبيل احكام واجبه و محرمه و مركز وحى و نزول آيات و پايان دهنده گذشتگان و گشاينده آيندگان است ، قائم بر تمام اينها و شاهد بر تمام خلق بوده و چراغى فروزان و فروزنده مى باشد سلام و رحمت و بركات خدا بر او باد.
بار خدايا رحمت واسعه ات را بر محمد و اهل بيتش كه مظلومين در اين سرا هستند بفرست رحمتى برتر و كامل تر و بالاتر و گران قدرتر از هر رحمتى كه بر انبياء و فرستادگان و برگزيدگانت فرستادى .
خداوندا رحمت خود را بر حضرت على امير المومنين عليه السلام بفرست ، وجود مباركى كه بنده تو و بهترين مخلوقات بعد از نبى و برادر رسول گراميت و جانشين آن حضرت است ، آقا و سرورى كه بعد از پيامبرت از ميان خلوقات انتخاب نموده و حضرتش را دليل و نشان بر كسى كه مسئول رساندن پيام هايت به خلق است قرار دادى ، رهبرى كه سياست مدار دين با عدالت تو بوده و فرجام و پايان دهنده داورى تواست در بين خلق ، سلام و رحمت و بركات حقتعالى بر او باد.
خداوندا رحمت واسعه خود را بر پيشوايانى كه فرزندان امير المومنين عليه السلام هستند نصيب گردان ، ايشان پس از حضرتش عليه السلام متصدى امر تو مى باشند، آنان پاكيزه گانى هستند كه تو به عنوان انصار دين و حافظين سر و شاهدين بر خلق و شاخص ها براى بنده گانت انتخابشان نمودى ، بار خدايا به مقدارى كه قدرت و توان دارى رحمتت را بر ايشان نازل گردان ، سلام بر پيشوايانى كه امين ها محسوب مى گردند، سلام بر آنان كه انتخاب شده گان خداوند متعال از ميان خلق مى باشند، سلام بر پيشوايانى كه صاحبان فر است هستند، سلام بر مومنين كه به امر تو قيام نموده و دوستان خدا را نصرت و كمك كرده و بواسطه خوف آنها ايشان نيز خائف هستند سلام بر فرشتگان مقرب خداوند.
سپس بگو:
سلام و رحمت و بركات خدا بر تواى امير مومنان ، سلام بر تواى دوست خدا، سلام بر تواى برگزيده خدا، سلام بر تواى ولى خدا، سلام بر تواى حجت خدا، سلام بر تواى ستون دين و وارث علم گذشتگان و آينده گان و دارنده وسيله گذاردن داغ و نشان و صاحب راه مستقيم . شهادت مى دهم كه تو نماز را به پا داشته و زكات را اداء نموده و به معروف امر و از منكر نهى فرموده و رسول را متابعت كرده و كتاب خدا را آن طور كه شايسته است تلاوت و در راه خدا به جهاد برخاسته و حق آن را اداء كرده و براى رضاء خدا و رسولش نصيحت نموده اى .
شهادت مى دهم كه نفس شريف و جان عزيزت را در راه خدا ايثار كرده در حالى كه بر بلايا و سختى ها صابر و فرازها را آزموده و رسول خدا را حافظ و نگهدار و خواستار آنچه رضاء خدا است بوده و در آنچه بارى تعالى وعده داده خود را مايل و راغب قرار داده و در طريق حق وصوابى كه بودى گام برداشتى و در اين راه شهيد گشته در حالى كه بر آنچه از امت صادر گرديده شاهد و ناظر بوده و حقتعالى و رسول گراميش و فرشتگان نيز شهادت مى دهند كه راه تو حق بوده و آنچه مى بايد اداء مى كردى ، اداء نمودى پس خداوند منان به خاطر رسول عزيزش و اسلام و اهل آن را به تو جزاء دهد آن هم برترين جزاها را.
خداوند متعال لعنت كند كسى را كه تو را كشت و آنكه مخالفت تو را نمود و همچنين لعنت كند كسى كه بر تو بهتان بست و به تو ظلم و ستم نمود و نيز لعنت كند كسى را كه حق ، را غصب نمود و آنكه وقتى اين خبر به او رسيد خشنود گرديد، خدايا شاهد باش كه من از ايشان متنفر و بى زارم .
خداوند متعال لعنت كند امت و گروهى را كه با تو مخالفت كردند و طائفه اى را كه ولايت تو را منكر شدند و قومى را كه بر عليه تو تظاهر نمودند و جماعتى را كه تو را كشتند و دسته اى را كه از تو روى بر تافته و خوارت نمودند، حمد و سپاس خدا را كه دوزخ را جاى گاه ايشان قرار داد و محققا محل ورود ايشان به موضعى است و محل ورود واردين نيز بد مكانى بوده و درك كه طبقه زيرين دوزخ است و جايگاه ايشان مى باشد نيز جايگاه بسيار بدى است .
خداوندا قاتلين انبياء و اوصياء ايشان را با تمام انحاء لعن ، لعنت كن و گرماى آتش دوزخ را به ايشان برسان ، خداوندا جبت ها (بت ها و ساحرها و كاهن ها) و طاغوت ها (شيطان ها) و فرعون ها و لات و عزى و جبت و هر رقيب و ضد خداوندى كه بجاى حق تعالى خوانده مى شود و تمام آنان كه بر خداوند افتراء بسته اند لعنت نما، خداوندا تمام ايشان و تابعين آنها و پيروان و دوستان و كمك كنندگان و علاقه مندان ايشان را لعنت فراوان نما و بگو:
خداوندا قاتلين امير المومنين عليه السلام را لعنت بفرما (سه بار).
خداوندا ايشان را عذابى دردناك نما كه احدى را چنين عذابى نكرده باشى ، و عذاب خود را بر ايشان دو چندان كن همان طورى كه اولياء امورت را به مشقت و رنج انداختند و عذابى را كه بر هيچ كس نكردى بر ايشان آماده نما.
خداوندا بر قاتلين انصار رسولت و كشندگان انصار امير المومنين و قاتلين انصار امام حسن و امام حسين عليه السلام و كشندگان كسانى كه در راه ولايت و دوستى آل محمد عليه السلام كشته شده اند عذابى وارد نما كه برابر دو چندان عذاب ديگران بوده و آنها را در جايگاه زيرين جهنم قرار بده و هرگز در عذابشان تخفيف مده در حالى كه به شدت در حسرت بوده و از رحمتت به دور مانده و نزد پروردگارشان سر افكنده هستند، ايشان به واسطه كشتن عترت انبياء و پيامبران و بندگان صالح ندامت و ذلت طولانى را معاينة حس ‍ خواهند نمود.
خداوندا ايشان را در اخفى الخفاء و اظهر الظهور، در زمينت و آسمانت لعنت خداوندا نسبت به دوستانت براى من زبانى صادق و راستگو قرار بده و حب و دوستى زيارت مشاهدشان را نصيبم گردان تا اينكه به ايشان ملحقم نموده و در دنيا و آخرت تابع و دنباله رو آنها قرارم دهى اى مهربان تر
از هر مهربانى .
سپس بالاى سر آن حضرت بنشين و بگو:
سلام خدا و سلام فرشتگان و سلام آنان كه با قلبشان تسليم تو بوده و به فضل تو گويا و مقر بوده و شهادت مى دهند كه تو راست گو و بسيار راستگو مى باشى ، بر تو اى آقاى من ، سلام خدا بر تو بر روح و جسم تو، شهادت مى دهم كه تو پاكيزگى و پاك و پاك شده مى باشى .
شهادت مى دهم اى ولى خدا و ولى رسولش كه تو آنچه را مامور به رساندنش بودى رساندى و امانتى كه نزدت بود اداء كردى و شهادت مى دهم كه تو نزديك ترين خلق به خدا بوده و باب الله (يعنى از راه تو بايد به خدا نزديك شد) هستى و وجه الله مى باشى (يعنى اگر كسى بخواهد روى به خدا كند بايد به تو روى نمايد) و شهادت مى دهم كه دوست خالص خدا و بنده او و برادر رسولش مى باشى .
همانا از راه دور به نزد تو آمده ام زيرا حال و منزلتت نزد خدا و رسولش بسيار عظيم و عالى است .
به نزدت آمده ام به حال زيارت در حالى كه بواسطه اين زيارت به حق تعالى تقرب جسته و رهائى نفسم از زندان شهوات را طلب نموده و از آتش دوزخى كه همچون من به واسطه جنايت بر نفس و ظلم بر خود استحقاقش را دارم به تو پناه مى برم .
به نزدت آمده ام در حالى كه از ديگران جدا و به تو فرزندانت كه در هدايت مردم و رفع شبهات و ازاله جهل از ايشان جانشيانان بعد از تو هستند متعصل و مايلم لذا دل و قلبم تسليم و افعال و اعمال تابع و كمك و نصرتم براى تو آماده مى باشد و من بنده خدا و در طريق طاعت و فرمان برداى غلامت بوده و در كوچ و سفر نمودن توجهم به تو مى باشد و بواسطه اين معنا كمال منزلت و نهايت مرتبه را در نزد خدا طلب مى كنم اى آقاى من تو آن كسى هستى كه حق تعالى فرمان به اطاعتش را به من داده و بر احسان به او وادارم كرده و بر فضل و شرافتش دلالت و به حب و دوستيش هدايتم نموده و در پيمودند راه به سويش و نيز به طلب حوائج نزدش ترغيبم كرده اى ، شما خاندانى هستيد كه آن كس كه شما را دوست بدارد سعادت مند گشته و آنكه نزدتان آيد را نا اميد نكرده و كسى شما را دوست بدارد سعادت مند گشته و آنكه نزدتان آيد را نا اميد نكرده و كسى شما را دوست بدارد سعادت مند گشته و آنكه نزدتان آيد را نا اميد نكرده و كسى شما را دوست بدارد سعادت مند گشته و آنكه نزدتان آيد را نا اميد نكرده و كسى كه هواى شما را داشته باشد زيان ننموده و آنكه با شما دشمنى كند سعادت مند نمى گردد، هر گز سراغ ندارم كسى را كه خير رساننده تر باشد از شما به من ، شما خاندان رحمت و ستون هاى دين و ركن هاى زمين و شجره طيبه مى باشيد.
خداوندا اميدى كه از ناحيه توجهم به تو به واسطه رسول و آل او مى باشد را به نا اميدى مبدل مكن .
خداوندا به واسطه زيارت آقايم و دوستى و معرفتش بر من منت نهاده اى پس من را از كسانى قرار بده كه او را كمك كرده اى .
خداوندا با كمك نمودنت دين خود را بر من در دنيا و آخرت منت بگذار. خداوندا من را زنده بدار بر آنچه على بن ابى طالب عليه السلام بر آن زنده بود و بميران بر آنچه على بن ابى طالب عليه السلام بر آن از دنيا رحلت فرمود.
متن :


حدثنى محمد بن يعقوب عمن حدثه عن سهل بن زياد، عن محمد بن اورمة . و حدثنى ابى ، عن الحسين بن الحسن بن ابان ، عن محمد بن اورمة عمن حدثه عن الصادق ابى الحسن الثالث عليه السلام قال : تقول عند قبر امير المومنين عليه السلام :
(السلام عليك يا ولى الله انت اول مظلوم و اول من غصب حقه ، صبرت و احتسبت حتى اتاك اليقين ، و اشهد انك لقيت الله و انت شهيد، عذب الله قاتلك بانواع العذاب ، و جدد عليه العذاب ، جئتك عارفا بحقك ، مستبصرا بشانك ، مواليا لاوليائك ، معاديا لاعدائك و من ظلمك ، القى على ذلتك ربى ان شاء الله تعالى ، (يا ولى الله ) ان لى ذنوبا كثيرة ، فاشفع لى الى ربك ، فان لك عند الله مقاما معلوما، و ان لك عندالله جاها و شفاعة ، و قال : لا يشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشيته مشفقون
.
حدثنى محمد بن جعفر الرزاز القرشى ، عن محمد بن عيسى بن عبيد عن بعض اصحابنا عن ابى الحسن الثالث مثله .


ترجمه :
( حديث سوم )
محمد بن يعقوب از كسى كه برايش نقل كرده و او را از سهل بن زياد و او از محمد بن اورمه و نيز پدرم از حسين بن حسن بن ابان و او از محمد بن اورمه و او از كسى كه برايش نقل نموده و او از امام صادق عليه السلام يا از حضرت ابى الحسن الثالث عليه السلام نقل نموده كه آن حضرت فرمودند:
نزد قبر امير المومنين عليه السلام بگو:
سلام بر تواى ولى خدا، تو اول مظلوم و اول كسى هستى كه حقش غصب شده ، صبر نموده و تحمل كردى تا موت تو را دريافت و شهادت مى دهم كه خدا را ملاقات نمودى در حالى كه شهيد بودى ، خدا قاتل و كشنده تو را به انواع عذاب ها معذب نموده و آن را بر او تجديد نمايد، به نزدت آمده در حالى كه به حقت آگاه و به شان و مرتبه ات مطلع و نسبت به دوستانت دوست و دشمنان و آنانكه به تو ظلم كرده اند دشمن مى باشم ، خدا را با همين حال ملاقات خواهم نمود ان شاء الله تعالى .
همانا گناهان زيادى در عهده من بوده پس نزد پروردگارت من را شفاعت فرما زيرا براى تو نزد او مقام و مرتبه اى معلوم بوده و در درگاهش شوكتى عظيم و حق شفاعت دارى و خداوند خود در قرآن كريمش فرموده :
ولا يشفعون الا لمن ارتضى و هم من خشيته مشفقون .
محمد بن جعفر رزاز قرشى از محمد بن عيسى بن عبيد و او از برخى اصحاب و او از حضرت ابى الحسن ثالث عليه السلام مثل همين زيارت را نقل نموده است .

ادامه دارد.....

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:23 |

 

به سوی کوی دوست ۷

م- ا- زائر

شب گذشته فراموش کردیم درمورد وقت اذان صبح سئوال کنیم . شاید هم این

سئوال نکردن ازجهت مطمئن بودن خودمان بود که گاهی اوقات این مطمئن بودن

ممکن کار دست آدم بدهد . به هرحال سپیده زده بود نماز راخواندیم وعازم حرم

مطهرامیرالمومنین (ع) شدیم .

قبل ازورود به حرم لازم است اطلاعاتی هم درمورد آداب زیارت داشته باشیم .

۱- غسل قبل ازهرسفرزیارتی.

۲- ترک کلام بیهوده ولغوومخاصمه درراه.

۳- غسل برای زیارت هرامام وخواندن دعای وارده .

۴-طهارت کامل .

۵- پوشیدن لباسهای پاکیزه ونو.

۶- هنگام حرکت به طرف ضریح گامهاراکوتاه شمرده برداشتن.

۷-خوشبو نمودن خود غیراززریارت امام حسین (غ).

۸-  هنگام ورود به حرم تکبیر وصلوات فرستادن .

۹-  اذ ن دخول خواستن .

۱۰- بوسیدن آستانه مقدسه .

۱۱- مقدم داشتن پای راست هنگام ورود وچپ هنگام خروج.

۱۲- رفتن به نزدیکی ضریح .

۱۳- دروقت زیارت پشت به قبله ورو به حرم ( مخصوص زیارت معصومین ).

۱۴-  ایستادن هنگام زیارت درصورت بیمارنبودن .

۱۵- گفتن تکبیر درنزد قبرمطهر وگفتن لا اله الا الله وحده لاشریک له .

۱۶- خواندن زیارت نامه وارده .

۱۷- بجای آوردن نماز های وارده .

۱۸- خواندن سوره یس دررکعت اول و الرحمن دررکعت دوم وطلب حاجات دنیوی

واخروی .

۱۹- تقدم نماز جماعت برزیارت.

۲۰- تلاوت قر آن وهدیه به  ارواح مطهر.

۲۱- ترک سخنان بیهوده .

۲۲- بلند نکردن صدا هنگام زیارت.

۲۳- وداع هنگام خروج ازحرم.

۲۴- توبه واستغفارنمودن .

۲۵- انفاق بر فقراومساکین .

۲۶-  ...

زائران می توانند قبل ازسفرزیارتی به کتاب ارزشمند مفاتیح الجنان تالیف شیخ عباس

قمی برای دریافت این مطلب وسایرمطالب مربوط به زیارت مراجعه نمایند.

                                                           ادامه دار د.....

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:15 |
 
نویسنده: دنيا
 
پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 ساعت: 11:41
 
سلام دوست عزيز ( از لينك باكس هديه دار دنيا مزاحم ميشم )
وبلاگ بسيار قشنگي درست کردي
همونطور که خود شما هم ميدونين براي استفاده بيشتر از مطالب شما
بايد بازديد بيشتري داشته باشيد !!!
 
ثابت قدم : بااین دوست عزیز قبلا هم تماس گرفتیم . بازهم از تماس ایشان تشکر
 
می کنیم .
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:32 |

 

رنج امام خمينى از متحجرين مقدس مآب

امام خمينى (قدّس سرّه ) در آن هنگام كه به نجف اشرف تبعيد بود و در حدود پانزده سال در آنجا بودند، از گروههاى مختلف ، رنجهاى فراوان ديدند (گاهى از قاسطين (طاغوتها) و گاهى از ناكثين (ليبرالهاى وابسته ) و گاهى از مارقين كه همچون خوارج زمان حضرت على (ع ) در لباس مذهب ، آن بزرگوار را رنج مى دادند و سد راه گسترش نهضت او مى شدند).
از جمله : امام خمينى (ره ) به عنوان طرح حكومت اسلامى ، مساءله ولايت فقيه و حكومت اسلامى را در جلسات درس خود به بحث و بررسى كشيدند و بعد كتاب شريف ((حكومت اسلامى و ولايت فقيه )) را نوشتند.
افرادى از مقدس مآبها و روحانى نماهاى مرموز به خانه امام مى آمدند و با خواهش و تقاضا، به عنوان اينكه مى خواهيم كتاب حكومت اسلامى را در بغداد و بصره و ساير بلاد منتشر كنيم ، آن كتابها را مى گرفتند و مى بردند.
بعد معلوم شد در شهرهاى بغداد و بصره و...از آن كتابها خبرى نيست ، و آن دوست نماهاى كوردل آن كتابها را مى بردند به چاههاى نجف يا در ميان شط فرات مى ريختند تا به دين وسيله جلو افكار امام را بگيرند خبائث و بد جنسى را ببينيد تا كجا؟ آنگاه متوجه مى شويد كه امام خمينى (ره ) حدود پانزده سال در چه محيطى زندگى كرد، ولى همانند كوه در برابر آنها استوار ماند و سرانجام پيروز شد.


+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:6 |

میرحسین در اجتماع نمایندگان قومیت ها:

نگاه امنیتی به اقوام را ازبین  می برم .

پی گیری مطالبات اقوام هیچ تضادی باعظمت انقلاب  ندارد.

نظارت استصوابی یورد صلاحیت ها به نفع کشورنیست .

بهترین راه رفع تبعیض اجرای قانون اساسی است .

ازتمام توان خود برای تعامل بانهادهای نظام استفاده می کنیم.

هیچ نابغه ای را نمی شناسم که بتواند  خودراجای همه ملت بگذارد.

 
 
رئیس بازرسی کل کشور: بسیاری ازآمارهای دولت قابل اتکانیست .
دری نجف آبادی : بازاردیگران آباد وبازارماخراب شده است .
سید علیرضابهشتی خطاب به حامیان دولت :
اگرشما خوانندگان داستان شهادتید ،  ما نویسنده آنیم .
هاشمی رفسنجانی درسال 84:
کسانی که خودراقیم مردم  می دانند درانتخابات دخالت کردند.
زنان رد صلا حیت شدند.
 
حمایت استاد عزت الله انتظامی ازمیرحسین موسوی
 محجوب : میرحسین کارگران را فراموش نخواهد کرد.
 
 
انسداد مرزهاي شرقي کشور تا سال آينده
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:16 |

 

         شرمساری

      سعدی شیرازی

خداوندى چنین بخشنــــــــده داریم 

كه با چندین گنه امیــــــــــــدواریم 


كه بگشاید درى كایــــــــزد ببنــدد ؟ 

بیا با هم در این درگـــــــــه بنــالیم 


خدایا! گر بخـــــــــــــوانى ور برانى 

جز انعامت در دیـــــــــــــگر نداریم 


سرافرازیم اگر بر بنـــــــــــده بخشى 

وگرنه از گنه سر برنیــــــــــــــــاریم 


زمشتى خاك ما را آفریــــــــــــــــــدى 

چگونه شكر این نعمـــــــــت گزاریم 


تو بخشیدى روان و عقل و ایمــــان 

وگرنه ما همان مشت غـــــــــــباریم 


تو با ما روز و شب در خلوت و ما 

شب و روزى به غفلت مى گـــذاریم 


نگفتم خدمت آوردیم و طـــــــــــاعت 

كه از تقصیر خدمت شرمساریـــــــم 


مباد آن روز در درگاه لطـــــــــــفت 

به دست ناامیدى ســـــــــــر بخاریم 


خداوندا! به لطفت با صـــــــلاح آر 

كه مسكین و پریشان روزگــــاریم .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:16 |
 
نویسنده: س
 
چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 ساعت: 23:13
 
سلام دوست گرامی وبلاگتون بسیار خوب و پر محتواست داستان زیبایی انتخاب

کردید.
 
ثابت قدم . به سوی کوی دوست در۴۰ قسمت است که یک باربه اتمام رسیده
 
وتکرارآن برای بینندگانی است که به قسمت هائی ازآن نرسیده اند ویاشروع
 
نکرده اند. بهرحال امیدوارم شما و سایر بینندگان بنحو احسن ازاین سفر
 
زیارتی استفاده کرده وباهمراه باشید.
 
من وبلاگ شما "دردانه " رادیدم جالب بود خصوصا استفاده ازخط زیبای
 
فارسی ولی متاسفانه به قسمت نظرات نتوانستم وارد شوم . موفق باشید.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 23:37 |

 

به سوی کوی دوست ۶

م-ا- زائر

ساعت ۶ در مسافرخانه ای بنام فندق القبطان بودیم . این مسافرخانه یا بقول

خودشان هتل ُ ۴ طبقه داشت و ماهم درطبقه چهارم اتاق ۴۰۳ مستقرشدیم

من - روح الله و یک برادربسیارخوب ومومن وشریف بنام  آقای حیات  داود ی که

ازآبادانی های قدیمی بود واخلاق خوبی داشت و خصوصادرامانت ورعایت حال

همسفران دقت زیادی داشت ۰ مسافرخانه آسانسور داشت که می توانستیم

گاهی استفاده کنیم و درپشت بام هم لباسهایمان را روی  بند بیانداریم .

من خسته بودم . راهی طولانی آمده بودیم وازصبح خیلی زود هم آماده شده بودیم

دوش گرفتم . شام خوردم وخوابیدم و زیارت رابه فرداصبح موکول کرد م .

البته گفتندکه ازمسافرخانه تا حرم حضرت امیرالمومنین (ع)حدود۲۰دقیقه پیاده روی

است وقرارشده بودکه دریکی ازشهرها فاصله مسافرخانه تاحرم دور ودریکی دیگر

هم نزدیک باشد. 

اولین چیزی که در نجف موردتوجه ماقرارگرفت موتورهای برق بسیاری بودکه هرچند متر

به چندمتر نصب شده وسروصدای زیادی هم داشت و درموقع قطع برق شهر  استفاده

می شد. تیرهای چراغ برق هم نامرتب بود و سیم ها مثل تار عنکبوت بر آنها قرارد اشت .

خیابانها خاک گرفته بود . به ماهم گفته شده بود که عراق امنیت ندارد وبهداشت هم

ندارد . آب را فقط آب معدنی مصرف می شد و بعضی ازهمسفران هم برای جلوگیری از

نفوذ آلودگی هوا ماسک زده بودند.

 زوار باعلم به همه این مشکلات وحتی خطرات احتمالی می آیند تابه زیارت  عزیزانی نائل

شوند که همه زندگی وهستی وعزیزان خودرا درراه خدا اهداکرده بودند و چقدرنادانند آن

کسانی که فکر می کنند باگذاشتن بمب وشهادت چند نفر شیعه عقب نشینی می کند و

اززیارت  عزیزان صرف نظر می نماید.

     

 زيارت امين الله

 زيارت معروفه به امين اللَّه است  در نهايت اعتبار است و در تمام كتب مَزارِيَّة ومصابيح نقل شده است و علامه مجلسى ره فرمود كه آن بهترين زيارات است از جهت متن و سند و بايد كه در جميع روضات مقدّسه بر اين مواظبت نمايند و كيفيّت آن چنان است كه به سندهاى معتبر روايت شده از جابر از امام محمد باقر عليه السلام كه امام زين العابدين عليه السلام به زيارت اميرالمؤ منين عليه السلام آمد و نزد قبر آن حضرت ايستاد و گريست و گفت :

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

سلام بر تو اى

اءمينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ

امانتدار خدا در زمين او و حجتش بر بندگان او سلام بر تو اى امير

الْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ اَنَّكَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ

مؤ منان گواهى دهم كه تو در راه خدا جهاد كردى چنانچه بايد و رفتار كردى به كتاب خدا (قرآن )

وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ حَتّى دَعاكَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ

و پيروى كردى از سنتهاى پيامبرش صلى اللّه عليه و آله تا اينكه خداوند تو را به جوار خويش

فَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ

دعوت فرمود و به اختيار خودش جانت را قبض نمود و ملزم كرد دشمنانت را به حجت و برهان با حجتهاى

الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ

رساى ديگرى كه با تو بود بر تمامى خلق خود، خدايا قرار ده نفس مرا آرام به تقديرت

راضِيَةً بِقَضاَّئِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعاَّئِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِياَّئِكَ

و خوشنود به قضايت و حريص به ذكر و دعايت و دوستدار برگزيدگان دوستانت

مَحْبُوبَةً فى اَرْضِكَ وَسَماَّئِكَ صابِرَةً عَلى نُزُولِ بَلاَّئِكَ شاكِرَةً

و محبوب در زمين و آسمانت و شكيبا در مورد نزول بلايت و سپاسگزار

لِفَواضِلِ نَعْماَّئِكَ ذاكِرَةً لِسَوابِغِ آلا ئِكَ مُشْتاقَةً اِلى فَرْحَةِ لِقاَّئِكَ

در برابر نعمتهاى فزونت و متذكر عطاياى فراوانت مشتاق به شاد گشتن ديدارت توشه گير پرهيزكارى

مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى لِيَوْمِ جَزاَّئِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِياَّئِكَ مُفارِقَةً

براى روز پاداشت پيروى كننده روشهاى دوستانت دورى گزيننده

لاَِخْلاقِ اَعْدائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَناَّئِكَ

اخلاق دشمنانت سرگرم از دنيا به ستايش و ثنايت

پس پهلوى روى مبارك خود را برقبر گذاشت وگفت :

اَللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ

خدايا براستى دلهاى فروتنان درگاهت بسوى تو حيران است

وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ واضِحَةٌ

و راههاى مشتاقان به جانب تو باز است و نشانه هاى قاصدان كويت آشكار و نمايان است

وَاَفْئِدَةَ الْعارِفينَ مِنْكَ فازِعَةٌ وَاَصْواتَ الدّاعينَ اِلَيْكَ صاعِدَةٌ

و قلبهاى عارفان از تو ترسان است و صداهاى خوانندگان بطرف تو صاعد

وَاَبْوابَ الاِْجابَةِ لَهُمْ مُفَتَّحَةٌ وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ وَتَوْبَةَ مَنْ

و درهاى اجابت برويشان باز است و دعاى آنكس كه با تو راز گويد مستجاب است و توبه آنكس كه

اَنابَ اِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ وَعَبْرَةَ مَنْ بَكى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ وَالاِْغاثَةَ

به درگاه تو بازگردد پذيرفته است و اشك ديده آنكس كه از خوف تو گريد مورد رحم و مهر است و فريادرسى تو

لِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ وَالاِْعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ

براى كسى كه به تو استغاثه كند آماده است و كمك كاريت براى آنكس كه از تو كمك خواهد رايگان است

وَعِداتِكَ لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَكَ مُقالَةٌ وَاَعْمالَ

و وعده هايى كه به بندگانت دادى وفايش حتمى است و لغزش كسى كه از تو پوزش طلبد بخشوده است و كارهاى

الْعامِلينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ وَاَرْزاقَكَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ

آنانكه براى تو كار كنند در نزد تو محفوظ است و روزيهايى كه به آفريدگانت دهى از نزدت ريزان است

وَعَواَّئِدَ الْمَزيدِ اِلَيْهِمْ واصِلَةٌ وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرينَ مَغْفُورَةٌ

و بهره هاى بيشترى هم بسويشان مى رسد و گناه آمرزش خواهان (از تو) آمرزيده است

وَحَواَّئِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ وَجَواَّئِزَ السّآئِلينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ وَ

و حاجتهاى آفريدگانت نزد تو روا شده است و جايزه هاى سائلان در پيش تو شايان و وافر است و

عَواَّئِدَ الْمَزيدِ مُتَواتِرَةٌ وَمَواَّئِدَ الْمُسْتَطْعِمينَ مُعَدَّةٌ وَمَناهِلَ الظِّماَّءِ

بهره هاى فزون پياپى است و خوانهاى احسان تو براى طعام خواهان آماده است و حوضهاى آب براى تشنگان

مُتْرَعَةٌ اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَاقْبَلْ ثَناَّئى وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْنَ

لبريز است خدايا پس دعايم را مستجاب كن و بپذير مدح و ثنايم را و گردآور ميان من

اَوْلِياَّئى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ اِنَّكَ وَلِىُّ

و دوستانم به حق محمد و على و فاطمة و حسن و حسين كه براستى تويى صاحب

نَعْماَّئى وَمُنْتَهى مُناىَ وَغايَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ

نعمتهايم و منتهاى آرزويم و سرحد نهايى اميدم و بازگشتگاه و اقامتگاهم

و در كامل الزِّيارة بعد از اين زيارت اين فقرات نيز مسطور است :

اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ

تويى معبود و آقا و مولاى من

اِغْفِرْ لاَِوْلِياَّئِنا وَكُفَّ عَنّا اَعْداَّئَنا وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا وَاَظْهِرْ كَلِمَةَ

بيامرز دوستان ما را و بازدار از ما دشمنانمان را و سرگرمشان كن از آزار ما و آشكار كن گفتار

الْحَقِّ وَاجْعَلْهَا الْعُلْيا وَاَدْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى اِنَّكَ

حق را و آنرا برتر قرار ده و از ميان ببر گفتار باطل را و آنرا پست گردان كه براستى تو

عَلى كُلِّشَى ءٍْ قَديرٌ

بر هرچيز توانايى

پس حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمود كه هر كه از شيعيان ما اين زيارت و دعا را نزد قبر اميرالمؤ منين عليه السلام يا نزد قبر يكى از ائمة عليهم السلام بخواند البته حقّ تعالى اين زيارت و دعاء او را در نامه اى از نور بالا برد و مهر حضرت محمد صلى الله عليه و آله را بر آن بزند و چنين محفوظ باشد تا تسليم نمايند به قائم آل محمد عليهم السلام پس استقبال نمايد صاحبش را ببشارت و تحيّت و كرامت انشاء اللَّه تعالى مؤ لّف گويد: كه اين زيارت شريفه هم از زيارات مُطلقه محسوب مى شود و هم از زيارات مخصوصه روز غدير و هم از زيارات جامعه كه در جميع روضات مقدّسه ائمه عليهم السلام خوانده مى شود.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 23:15 |

 

به سوی کوی دوست ۵

م- ا- زائر

    ازشهرهای جنوبی عراق گذشتیم و حدود ساعت ۴ به وقت عراق نزدیک شهرنجف

بودیم ۰ حاج آقا صادقی یکی ازروحانیان همراه ما هم زیارت امین الله ومرثیه ای را

خواندند وماراآماده ورود به نجف نمودند و بالاخره ساعت ۵ بعدازظهرهم درنجف بودیم.

 

نجف اشرف

اين شهر كه در 160 كيلومترى جنوب غربى بغداد و در كناره دشت‏بى آب و علف صحراى شام (بادية الشام) واقع است،داراى آب و هواى بسيار گرم و زمينى خشك و كم آب مى‏باشد.در منابع شيعه،روايات فراوانى درباره فضيلت و قداست‏سر زمين نجف آمده است،به همين جهت هر مؤمنى آرزوى زيارت اين سرزمين و زندگى و دفن شدن در آن را دارد،زيرا بنا به گفته روايات،هر كس در اين سرزمين مدفون شود،از عذاب قبر در امان است.امروزه اين شهر مركز يكى از استانهاى عراق و از شهرهاى مهم اين كشور بشمار مى‏رود.

جايگاههاى زيارتى اين شهر عبارتند از:

1-حرم مطهر امير المؤمنين على عليه السلام

آستان مقدس حضرت على عليه السلام در مركز شهر قرار دارد كه از يك گنبد طلايى عظيم و يك گنبد خانه و رواقهاى متعدد و يك صحن،با برخى ضمائم تشكيل شده است.نخستين ساختمان حرم مطهر در دوران هارون الرشيد عباسى بنا گرديد و پس از آن همواره در حال تجديد و عمران و توسعه بوده است.ساختمان امروزى از آثار صفويه است.گنبد عظيم و ايوان‏روحبخش آن،به دستور نادرشاه افشار با خشتهاى طلايى تزيين شده.آيينه كارى حرم به وسيله هنرمندانى از اصفهان در سالهاى دهه چهل شمسى انجام گرفت.قبر مطهر حضرت، درون صندوقى از خاتم و ضريحى نقره‏اى قرار دارد،صندوق خاتم از ساخته‏هاى دوران شاه اسماعيل صفوى است و از نفايس روزگار بشمار مى‏رود.ضريح مطهر توسط هنرمندان هندى و چينى درسال 1345 ه.ق.در هند به همت رهبر شيعيان اسماعيلى ساخته و تقديم حرم مطهر گرديده است.گرداگرد مرقد منور را از چهار سو رواق در بر گرفته است كه همگى به زيباترين شكل توسط هنرمندان ايران تزيين يافته است.حرم مطهر داراى صحن بسيار بزرگ و دلگشايى است كه اطراف مرقد مطهر را در بر گرفته است.اين صحن از ساخته‏هاى دوران صفوى است كه نماى آن با كاشيهاى‏خشتى زيبايى تزيين يافته و داراى دو ويژگى منحصر بفرد است:

نخست آن كه:در تمام فصول سال،هنگام ظهر شرعى،سايه از سمت‏شرق از ميان مى‏رود.

دوم آن كه:همواره نخستين اشعه آفتاب هنگام بامداد از ميان بازار بزرگ شهر گذشته و پس از عبور از دروازه صحن به ضريح مقدس مى‏تابد.

در گرداگرد صحن مطهر اتاقهايى قرار دارد كه همگى آرامگاه بزرگان است.صحن داراى چهار دروازه اصلى است كه بزرگترين آنها در سمت‏شرق واقع شده و به‏«باب الذهب‏»شهرت دارد. دومين دروازه در سمت‏شمال قرار گرفته و به‏«باب الطوسى‏»معروف است.

سومين دروازه در جنوب است‏به نام‏«باب قبله‏»و چهارمين آن در سمت غرب واقع شده و به‏«باب سلطانى‏»مشهور است.

حرم مطهر،داراى برخى بيوتات ضميمه است كه عبارتند از:

الف-مسجد عمران بن شاهين،كه در دالان منتهى به باب الطوسى قرار گرفته است.اين مسجد كهن،از بناهاى عمران بن شاهين،حاكم جنوب عراق در نيمه قرن چهارم هجرى است.

ب-مسجد خضراء،در زاويه شمال شرقى صحن است كه داراى تاريخ كهن مى‏باشد.اين مسجد در سال 1385 ه.به طرز زيبايى بازسازى گرديده و دهها سال يكى از مراكز اصلى تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مى‏رفت.

ج-تكيه بكتاشيها،اين تكيه در دوره حاكميت عثمانيان بر عراق ساخته شده و محل تجمع و برگزارى مراسم صوفيان بكتاشى ترك بوده است.ساختمان اين تكيه كه امروزه به انبار آستانه تبديل شده در شمال غرب صحن واقع است.

د-مسجد بالاسر،در دالان سمت غربى صحن قرار گرفته و در محراب آن قطعاتى از كاشيهاى خشتى متعلق به قرن ششم هجرى به چشم مى‏خورد.

2-قبرستان وادى السلام‏اين قبرستان يكى از مقدسترين گورستانهاى مسلمانان و شيعيان است و در روايات آمده:«هر مؤمنى در شرق يا غرب جهان ديده از جهان بر گيرد به روح او ندا مى‏رسد كه به وادى السلام ملحق شو»و بدين منظور فرشته‏اى است‏به نام‏«ملك نقاله‏»كه ارواح مؤمنان را از سرتاسر جهان به اين گورستان مى‏آورد.

3-مقام حضرت حجت (عج)

اين مقام گورستان وادى السلام قرار دارد و جايگاه مقدسى است كه به آن حضرت نسبت داده مى‏شود.از اين رو مردم به زيارت و نمازگزاردن در آن مى‏پردازند.

4-آرامگاه حضرت هود و حضرت صالح عليهما السلام

اين آرامگاه در بخش آغازين گورستان وادى السلام واقع شده است.بنابر روايات اين دو پيامبر در اين‏سرزمين مدفون‏اند.

5-مقام حضرت زين العابدين عليه السلام

بنا به گفته روايات،جايگاهى است كه امام سجاد عليه السلام هنگام زيارت قبر جد خود،در آنجا به نماز ايستاده است،و اين مقام در مغرب شهر نجف واقع است.

6-صافى صفامسجدى است كه گفته مى‏شود امير مؤمنان عليه السلام در آنجا نماز گزارده و در گوشه‏اى از آن مدفن يكى از ياران حضرت قرار دارد.

7-مسجد حنانه‏اين مسجد در محله‏اى بدين نام،در ميانه بزرگراه نجف-كوفه قرار دارد،و جايى است كه بنا بر گفته‏روايات،هنگامى كه سر امام حسين عليه السلام در آن قرار داده شده،به ناله پرداخته و يا تعظيم كرده است،از اين رو به حنانه مشهور است.

8-آرامگاه كميل بن زياد نخعى‏اين آرامگاه در ميان بزرگراه نجف-كوفه قرار گرفته وداراى صحن وسيع و گنبد بزرگى است.كميل از ياران با وفاى حضرت على عليه السلام بود و دعاى كميل كه حضرت آن را به وى آموخت،مشهور است.

9-آرامگاه شيخ طوسى‏او كه يكى از مشاهير فقهاى امامية و مؤسس حوزه علميه نجف است، در سال 460 ه.وفات يافت و در خانه خود مدفون گرديد،اين مكان پس از مدتى تبديل به مسجدى گرديد كه طى ده قرن گذشته يكى از مراكز تدريس حوزه نجف شمرده مى‏شود. امروزه اين مسجد به نام‏«جامع الشيخ الطوسى‏»در شمال حرم مطهر و به فاصله كوتاهى از آن قرار دارد و نيز در گوشه‏اى از اين مسجد آرامگاه علامه آية الله سيد محمد مهدى بحر العلوم قرار گرفته كه از مشاهير علماى اماميه و متوفاى 1212 ه.است.

10-همانطور كه پيشتر گذشت،نجف آرامگاه جمع بسيارى از عالمان بزرگ است كه برخى از آنان عبارتند از:

×علامه حلى،در اتاقى كه در راهروى جنب گلدسته شمالى قرار دارد،مدفون است.

گفتنى است كه قبر حاج آقا مصطفى خمينى رحمة الله در همين مقبره قرار دارد.

×مقدس اردبيلى،در اتاقى كه در ايوان طلا و جنب گلدسته جنوبى واقع شده،مدفون است.

×سيد محمد كاظم يزدى،قبر او در مقبره بزرگى‏است كه در سمت‏شمال صحن مطهر قرار دارد.

×شيخ مرتضى انصارى،قبر وى درون اتاقى است كه در سمت غرب راهرو و دالان باب القبله قرار دارد.

×ميرزاى نائينى،مدفون در دومين مقبره پيش از زاويه جنوبى است.

×آخوند خراسانى،در مقبره جنوبى واقع در دالان باب الذهب قرار دارد.در نزديك او مدفن فقيه مشهور ميرزا حبيب الله رشتى و سيد ابو الحسن اصفهانى واقع است.

×آية الله بهبهانى،وى از رهبران مشروطيت‏بود كه به دست مخالفان و عوامل بيگانه ترور شد. قبر او در دومين مقبره پس از دروازه باب السوق،به سمت‏شمال قرار گرفته است.

×علاوه بر اين بزرگان،كه داراى مقابر مشهورى هستند،در صحن و حجره‏هاى اطراف آن نيز گروه زيادى از شخصيتهاى دينى مدفون‏اند كه برخى از آنان عبارتند از آيات عظام سيد محمد سعيد حبوبى،شربيانى،شيخ محمد حسن آشتيانى،سيد ابو القاسم خويى،سيد محمود شاهرودى،حاج آقا حسين قمى،شيخ الشريعه اصفهانى،سيد عبد الحسين شرف الدين.آقا ضياء الدين عراقى شيخ محمد حسين غروى اصفهانى،حاج محمد حسين امين الضرب و جز اينها.

11-مساجد مشهور نجف عبارتند از:

مسجد شيخ طوسى،كه در كنار مقبره ايشان واقع است‏و همچنان محل تدريس اساتيد حوزه نجف مى‏باشد.

مسجد شيخ انصارى،مشهور به مسجد تركها كه امام خمينى قدس سره در آن به اقامه نماز جماعت و تدريس مى‏پرداخت.

مسجد هندى،كه از مساجد بزرگ و مشهور نجف و يكى از مراكز تدريس در حوزه علميه نجف و در كنار آن كتابخانه آية الله حكيم و آرامگاه او قرار دارد.

مسجد خضراء،از مساجد مشهور نجف است كه سالها محل تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مى‏رفت.

مسجد جواهرى،كه به علت دفن مرحوم صاحب جواهر رحمه الله در آن،بدين نام مشهور است.

12-مدارس دينى نجف

از آنجا كه شهر نجف از ده قرن پيش تا كنون،بزرگترين حوزه دينى بوده است،مدارس بسيارى در آن به هدف سكونت و تدريس طلاب ساخته شده كه مشهورترين آنها عبارتند از: مدرسه قوام،مدرسه آخوند،مدرسه سيد يزدى،مدرسه قزوينى،مدرسه سليميه،مدرسه جامعة النجف الدينية،مدرسه بخارائى،مدرسه صدر اعظم،مدرسه بادكوبى،مدرسه مهديه، مدرسه آية الله بروجردى،مدرسه ايروانى،مدرسه معتمد،مدرسه هندى،مدرسه شربيانى مدرسه خليلى،و مدرسه يزدى.

توضیح :  اطلاعات درمورد شهرهای زیارتی عراق ازکتاب " اماکن سیاحتی وزیارتی

عراق " نوشته  محمدرضاقمی است .

                                            ادامه دارد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 23:7 |
 

بارای به موسوی

صداقت آری  دروغ نه

شفافیت آری   آمار غلط نه

تامین اجتماعی آری  گداپروری نه

عزت ملی آری ماجراجوئی نه

شایسته سالاری آری باجناق سالاری نه

صاحب سرمایه معنوی وسواد آری

وزیرمیلیاردی ومدرک جعلی نه .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 20:10 |
 
نویسنده: ثنا
 
چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 ساعت: 17:36
 
درد این است :وقتی گفت و گو تعطیل می شود، پرس و جو هم تعطیل می شود.
 
وقتی گفت و گو تعطیل می شود، جست و جو هم تعطیل می شود. وقتی گفت و گو
 
تعطیل می شود، همه ی چیزهای خوب تعطیل می شوددر افق این پندار، تولید
 
کنندگان دانش سیاسی می بایست با باز کردن پنجره های ذهن خود به وسعت
 
جهان جدید و پرهیز از رفتارهای تدافعی  راه را برای کلید خوردن یک گفتمان زنده،
 
سالم و پویا در پهنه های مختلف باز کنند. با سپاس
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 19:34 |

`

http://2nya.ir/linkbox/index.php

 

ثابت قدم : یکی ازدوستان وبلاگ با آدرس بالا چند تماس باماداشته اندکه

متاسفانه موفق به ارتباط باایشان نشدیم . بدین وسیله ازایشان معذرت

می خواهیم .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 19:25 |
 
نویسنده: .............
 
چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 ساعت: 15:12
 
یکی از فضایل انسانی و از مهم ترین ارکان ایمان ،صبر است که نقش مهمی در زندگی
 
انسان و ایجاد آرامش روح و روان او دارد.صبر راه حل بسیاری از مشکلات است.

صد هزاران کیمیا حق آفرید ---- کیمیایی همچون صبر آدم ندید


خداوند در قرآن با مژده به صابران،اجر و پاداش آنان را نا محدود می داند و می فرماید:

صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند(زمر10)

انسان مومن در برابر مشکلات مقاومت می کند و از حوادث و سختی های زندگی شکوه نمی کند.

او در پناه صبر وجود خود را آرامش می بخشد.هر گونه بی صبری باعث به وجود آمدن
 
اضطراب و استرس در او خواهد شد

امام صادق می فرمایند:

بسیار اتفاق افتاده که یک ساعت صبر و شکیبایی سبب شادی طولانی شده و چه بسیار
 
لذت کوتاهی در یک ساعت غم و اندوه طولانی به بار آورده است.
 
ثابت قدم : این هم مطلب ارزشمندی ازیک دوست خوب که مایل به معرفی خود نبوده اند.
 
امیدواریم دوستان عزیز ازآن بهره مند شوند.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 15:45 |

 

چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 ساعت: 15:11

توسط:غریبه ی آشنا

سلام...خسته نباشید...
مطالبتون....خیلی ارزشمنده...
موفق باشید

دعا وسیله قرب و نزدیکی بنده به پرورگار منان،تسلی بخش دل های خسته و روشنی بخش جان انسان در برابر سختی ها و مشکلات زندگی است.

از این رو خداوند متعال همواره بندگان را به دعا کردن در پیشگاه خود دعوت می نماید و وعده اجابت آن را می دهد:

و زمانی که بندگان من از تو درباره من سوال کنند،من نزدیکم دعای دعا کننده را هنگامی که من را بخواند اجابت می کنم.پس باید دعوت مرا استجابت کنندو به من ایمان آورند تا شاید هدایت شوند(بقره186)

انسان پاک ترین حالات را در دعا و توسل به خداوند پیدا می کند.او به وسیله دعا به قدرت لایزال خداوند متصل می شود و حل مشکلات مادی و معنوی خود را از خدا می خواهد و اجابت آن را از جانب آن بخشنده بزرگ باور دارد.

خداوند در قرآن درباره تاثیر دعا و توسل برآرامش انسان و رهایی از اضطراب و افسردگی می فرماید:

از دارایی هایشان صدقه بستان تا آنان را پاک ومنزه سازی و برایشان دعا کن ،زیرا دعای تو مایه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست.

دعا باعث تخلیه هیجانات فرد و از بین بردن ناراحتی های او می شود.

انسانی که با دعا سر و کار دارد هرگز دچار یاس و نا امیدی نمی شود و به آرامش و نشاط می رسد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 15:37 |
 
نامه ي موسوي در اعتراض به عملکرد رسانه ي ملي :
 
گویی قرار نیست انتخابات ریاست جمهوری صحنه ي رقابت
 
گویی قرار نیست انتخابات  ریاست جمهوری صحنه ي رقابت جدي باشد 

 

 

 
جدی باشد.
 
سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۴۶
 
  
  نامه ي زير در اعتراض به عملکرد رسانه ي ملي از سوي مهندس موسوي خطاب به سران قوه ي مقننه و قضائيه و هم چنين دادستان کل کشور منتشر     شد :                                              

   بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوة قضاییه
حضور محترم جناب آقای دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
حضور محترم جناب حجت الاسلام و المسلمین دری نجف آبادی دادستان کل کشور

با سلام، همانگونه که استحضار دارید در آستانة یکی از مقاطع حساس تاریخ سرزمینمان قرار داریم که در آن مردم شریف ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وظیفة دینی و ملی خود را در تعیین سرنوشت کشور ایفا می کنند. اهمیت نقش رسانه های عمومی در این عرصه خطير بر كسي پوشيده نيست. مع‌الاسف تاكنون نحوة اطلاع رسانی رسانة ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دوره های قبل تنزلی آشکار داشته است و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دورة ریاست جمهوری صحنة برابر و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بی‌طرفی از سوی بخش‌های خبری خاص و نیز کم‌مایه بودن برنامه‌هایی که بايد با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شوند به طور اساسی با ایدة انتخاب آزادانه، آگاهانه و مسؤلانه یکایک شهروندان در تعارض است.
از جنابعالی انتظار می‌رود با توجه به وظیفة قانونی خود در قبال نظارت بر اجرای دقیق قانون انتخابات، نسبت به پیگیری امر اقدام مؤثر مبذول فرمایید.
با احترام
میرحسین موسوی 29/2/88
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 15:28 |
 

لایَُکمَلُ العَقلُ الا بِاتّباعِ الَحَّق.

خرد کامل نمی گردد مگرازراه حق پرستی .

           Perfection of wisdom consist in worship of God.

شهوت که ترابردبه راهی  باطــل

دربین تو و عقل تو باشد حــــائل

تاکس نشود به حق پرسی واصل

هرگزخردش نیز نگرددکامـــــــل. 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 12:14 |
 

تک بیت های ناب

کتاب : برگ سبــــز

تالیف : سید محسن خلیق رضوی

شرو ع ابیات باحرف "  ش "

شاخ که بی میوه بود ناخوش است

مطبخیان رامدد آتش اســــــــــــــت.                       نظامی

شادمانی مکن که دشمن مــــــرد

توهم ازمرگ جان نخواهی بـــــرد.                          سعدی

شاهی که بررعیت خود ظلم می کند

مستی بودکه می کند ازران خود کباب.                    صائب

شرم ازاثرخرد ودین اســــــــــــــــــت

دین نیست ترااگر حیا نیســــــــــــت.                     ناصرخسرو

شیرمردانند درعالم مــــــــــــــــــدد

آن زمان کافغان مظلومان رســـــــــد.                    مولوی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 11:54 |

 

  Disheveled hair, sweaty, smiling, drunken, and

With a torn shirt, singing, the jug in hand
Narcissus loudly laments, on his lips, alas, alas!
Last night at midnight, came and sat right by my bed-stand
Brought his head next to my ears, with a sad song
Said, O my old lover, you are still in dreamland
The lover who drinks this nocturnal brew
Infidel, if not worships the wine's command
Go away O hermit, fault not the drunk
Our Divine gift from the day that God made sea and land
Whatever He poured for us in our cup, we just drank
If it was a cheap wine or heavenly brand
The smile on the cup's face and Beloved's hair strand
Break many who may repent, just as Hafiz falsely planned.

© ShahriaShahriari
Los Angeles,

Car December 22, 2001

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسـش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشسـت
سر فرا گوش مـن آورد بـه آواز حزین
گفـت ای عاشق دیرینه من خوابت هست
عاشـقی را کـه چنین باده شبگیر دهـند
کافر عـشـق بود گر نـشود باده پرسـت
برو ای زاهد و بر دردکـشان خرده مـگیر
کـه ندادند جز این تحفه به ما روز السـت
آن چـه او ریخت بـه پیمانـه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مـسـت
خـنده جام می و زلـف گره گیر نـگار
ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکسـت.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 11:39 |
 
نویسنده: مخلص شهدا رهبری
 
سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت: 20:2
 
سلام . فقط احمدی نژاد
 
ثا بت قدم : این هم نظریک دوست اما نظرما .
 
۱- همه ملت ایران مخلص شهدا ورهبرهستند. وآقایان موسوی - کروبی و
 
محسن رضائی بیش از آقای احمدی نژاد در انقلاب وجنگ سهیم اند. رهبرهم
 
بخاطر فداکاری شهدا رهبراست وگرنه نه رهبری درکاربود ونه ایران.
 
۲- شعار فقط هم مارابه یاد " فقط بنی صدر " می اندازد و این یک شعار
 
تحمیلی است ومردم باید انتخاب کنند پس "فقط " نمی شود.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:49 |
    

                            به سوی کوی دوست   - ۵      

                                     م - ا- زائر

                        

                            

ازشهرهای جنوبی عراق گذشتیم و حدود ساعت ۴ به وقت عراق نزدیک شهرنجف

بودیم ۰ حاج آقا صادقی یکی ازروحانیان همراه ما هم زیارت امین الله ومرثیه ای را

خواندند وماراآماده ورود به نجف نمودند و بالاخره ساعت ۵ بعدازظهرهم درنجف بودیم.

 

نجف اشرف

اين شهر كه در 160 كيلومترى جنوب غربى بغداد و در كناره دشت‏بى آب و علف صحراى شام (بادية الشام) واقع است،داراى آب و هواى بسيار گرم و زمينى خشك و كم آب مى‏باشد.در منابع شيعه،روايات فراوانى درباره فضيلت و قداست‏سر زمين نجف آمده است،به همين جهت هر مؤمنى آرزوى زيارت اين سرزمين و زندگى و دفن شدن در آن را دارد،زيرا بنا به گفته روايات،هر كس در اين سرزمين مدفون شود،از عذاب قبر در امان است.امروزه اين شهر مركز يكى از استانهاى عراق و از شهرهاى مهم اين كشور بشمار مى‏رود.

جايگاههاى زيارتى اين شهر عبارتند از:

1-حرم مطهر امير المؤمنين على عليه السلام

آستان مقدس حضرت على عليه السلام در مركز شهر قرار دارد كه از يك گنبد طلايى عظيم و يك گنبد خانه و رواقهاى متعدد و يك صحن،با برخى ضمائم تشكيل شده است.نخستين ساختمان حرم مطهر در دوران هارون الرشيد عباسى بنا گرديد و پس از آن همواره در حال تجديد و عمران و توسعه بوده است.ساختمان امروزى از آثار صفويه است.گنبد عظيم و ايوان‏روحبخش آن،به دستور نادرشاه افشار با خشتهاى طلايى تزيين شده.آيينه كارى حرم به وسيله هنرمندانى از اصفهان در سالهاى دهه چهل شمسى انجام گرفت.قبر مطهر حضرت، درون صندوقى از خاتم و ضريحى نقره‏اى قرار دارد،صندوق خاتم از ساخته‏هاى دوران شاه اسماعيل صفوى است و از نفايس روزگار بشمار مى‏رود.ضريح مطهر توسط هنرمندان هندى و چينى درسال 1345 ه.ق.در هند به همت رهبر شيعيان اسماعيلى ساخته و تقديم حرم مطهر گرديده است.گرداگرد مرقد منور را از چهار سو رواق در بر گرفته است كه همگى به زيباترين شكل توسط هنرمندان ايران تزيين يافته است.حرم مطهر داراى صحن بسيار بزرگ و دلگشايى است كه اطراف مرقد مطهر را در بر گرفته است.اين صحن از ساخته‏هاى دوران صفوى است كه نماى آن با كاشيهاى‏خشتى زيبايى تزيين يافته و داراى دو ويژگى منحصر بفرد است:

نخست آن كه:در تمام فصول سال،هنگام ظهر شرعى،سايه از سمت‏شرق از ميان مى‏رود.

دوم آن كه:همواره نخستين اشعه آفتاب هنگام بامداد از ميان بازار بزرگ شهر گذشته و پس از عبور از دروازه صحن به ضريح مقدس مى‏تابد.

در گرداگرد صحن مطهر اتاقهايى قرار دارد كه همگى آرامگاه بزرگان است.صحن داراى چهار دروازه اصلى است كه بزرگترين آنها در سمت‏شرق واقع شده و به‏«باب الذهب‏»شهرت دارد. دومين دروازه در سمت‏شمال قرار گرفته و به‏«باب الطوسى‏»معروف است.

سومين دروازه در جنوب است‏به نام‏«باب قبله‏»و چهارمين آن در سمت غرب واقع شده و به‏«باب سلطانى‏»مشهور است.

حرم مطهر،داراى برخى بيوتات ضميمه است كه عبارتند از:

الف-مسجد عمران بن شاهين،كه در دالان منتهى به باب الطوسى قرار گرفته است.اين مسجد كهن،از بناهاى عمران بن شاهين،حاكم جنوب عراق در نيمه قرن چهارم هجرى است.

ب-مسجد خضراء،در زاويه شمال شرقى صحن است كه داراى تاريخ كهن مى‏باشد.اين مسجد در سال 1385 ه.به طرز زيبايى بازسازى گرديده و دهها سال يكى از مراكز اصلى تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مى‏رفت.

ج-تكيه بكتاشيها،اين تكيه در دوره حاكميت عثمانيان بر عراق ساخته شده و محل تجمع و برگزارى مراسم صوفيان بكتاشى ترك بوده است.ساختمان اين تكيه كه امروزه به انبار آستانه تبديل شده در شمال غرب صحن واقع است.

د-مسجد بالاسر،در دالان سمت غربى صحن قرار گرفته و در محراب آن قطعاتى از كاشيهاى خشتى متعلق به قرن ششم هجرى به چشم مى‏خورد.

2-قبرستان وادى السلام‏اين قبرستان يكى از مقدسترين گورستانهاى مسلمانان و شيعيان است و در روايات آمده:«هر مؤمنى در شرق يا غرب جهان ديده از جهان بر گيرد به روح او ندا مى‏رسد كه به وادى السلام ملحق شو»و بدين منظور فرشته‏اى است‏به نام‏«ملك نقاله‏»كه ارواح مؤمنان را از سرتاسر جهان به اين گورستان مى‏آورد.

3-مقام حضرت حجت (عج)

اين مقام گورستان وادى السلام قرار دارد و جايگاه مقدسى است كه به آن حضرت نسبت داده مى‏شود.از اين رو مردم به زيارت و نمازگزاردن در آن مى‏پردازند.

4-آرامگاه حضرت هود و حضرت صالح عليهما السلام

اين آرامگاه در بخش آغازين گورستان وادى السلام واقع شده است.بنابر روايات اين دو پيامبر در اين‏سرزمين مدفون‏اند.

5-مقام حضرت زين العابدين عليه السلام

بنا به گفته روايات،جايگاهى است كه امام سجاد عليه السلام هنگام زيارت قبر جد خود،در آنجا به نماز ايستاده است،و اين مقام در مغرب شهر نجف واقع است.

6-صافى صفامسجدى است كه گفته مى‏شود امير مؤمنان عليه السلام در آنجا نماز گزارده و در گوشه‏اى از آن مدفن يكى از ياران حضرت قرار دارد.

7-مسجد حنانه‏اين مسجد در محله‏اى بدين نام،در ميانه بزرگراه نجف-كوفه قرار دارد،و جايى است كه بنا بر گفته‏روايات،هنگامى كه سر امام حسين عليه السلام در آن قرار داده شده،به ناله پرداخته و يا تعظيم كرده است،از اين رو به حنانه مشهور است.

8-آرامگاه كميل بن زياد نخعى‏اين آرامگاه در ميان بزرگراه نجف-كوفه قرار گرفته وداراى صحن وسيع و گنبد بزرگى است.كميل از ياران با وفاى حضرت على عليه السلام بود و دعاى كميل كه حضرت آن را به وى آموخت،مشهور است.

9-آرامگاه شيخ طوسى‏او كه يكى از مشاهير فقهاى امامية و مؤسس حوزه علميه نجف است، در سال 460 ه.وفات يافت و در خانه خود مدفون گرديد،اين مكان پس از مدتى تبديل به مسجدى گرديد كه طى ده قرن گذشته يكى از مراكز تدريس حوزه نجف شمرده مى‏شود. امروزه اين مسجد به نام‏«جامع الشيخ الطوسى‏»در شمال حرم مطهر و به فاصله كوتاهى از آن قرار دارد و نيز در گوشه‏اى از اين مسجد آرامگاه علامه آية الله سيد محمد مهدى بحر العلوم قرار گرفته كه از مشاهير علماى اماميه و متوفاى 1212 ه.است.

10-همانطور كه پيشتر گذشت،نجف آرامگاه جمع بسيارى از عالمان بزرگ است كه برخى از آنان عبارتند از:

×علامه حلى،در اتاقى كه در راهروى جنب گلدسته شمالى قرار دارد،مدفون است.

گفتنى است كه قبر حاج آقا مصطفى خمينى رحمة الله در همين مقبره قرار دارد.

×مقدس اردبيلى،در اتاقى كه در ايوان طلا و جنب گلدسته جنوبى واقع شده،مدفون است.

×سيد محمد كاظم يزدى،قبر او در مقبره بزرگى‏است كه در سمت‏شمال صحن مطهر قرار دارد.

×شيخ مرتضى انصارى،قبر وى درون اتاقى است كه در سمت غرب راهرو و دالان باب القبله قرار دارد.

×ميرزاى نائينى،مدفون در دومين مقبره پيش از زاويه جنوبى است.

×آخوند خراسانى،در مقبره جنوبى واقع در دالان باب الذهب قرار دارد.در نزديك او مدفن فقيه مشهور ميرزا حبيب الله رشتى و سيد ابو الحسن اصفهانى واقع است.

×آية الله بهبهانى،وى از رهبران مشروطيت‏بود كه به دست مخالفان و عوامل بيگانه ترور شد. قبر او در دومين مقبره پس از دروازه باب السوق،به سمت‏شمال قرار گرفته است.

×علاوه بر اين بزرگان،كه داراى مقابر مشهورى هستند،در صحن و حجره‏هاى اطراف آن نيز گروه زيادى از شخصيتهاى دينى مدفون‏اند كه برخى از آنان عبارتند از آيات عظام سيد محمد سعيد حبوبى،شربيانى،شيخ محمد حسن آشتيانى،سيد ابو القاسم خويى،سيد محمود شاهرودى،حاج آقا حسين قمى،شيخ الشريعه اصفهانى،سيد عبد الحسين شرف الدين.آقا ضياء الدين عراقى شيخ محمد حسين غروى اصفهانى،حاج محمد حسين امين الضرب و جز اينها.

11-مساجد مشهور نجف عبارتند از:

مسجد شيخ طوسى،كه در كنار مقبره ايشان واقع است‏و همچنان محل تدريس اساتيد حوزه نجف مى‏باشد.

مسجد شيخ انصارى،مشهور به مسجد تركها كه امام خمينى قدس سره در آن به اقامه نماز جماعت و تدريس مى‏پرداخت.

مسجد هندى،كه از مساجد بزرگ و مشهور نجف و يكى از مراكز تدريس در حوزه علميه نجف و در كنار آن كتابخانه آية الله حكيم و آرامگاه او قرار دارد.

مسجد خضراء،از مساجد مشهور نجف است كه سالها محل تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مى‏رفت.

مسجد جواهرى،كه به علت دفن مرحوم صاحب جواهر رحمه الله در آن،بدين نام مشهور است.

12-مدارس دينى نجف

از آنجا كه شهر نجف از ده قرن پيش تا كنون،بزرگترين حوزه دينى بوده است،مدارس بسيارى در آن به هدف سكونت و تدريس طلاب ساخته شده كه مشهورترين آنها عبارتند از: مدرسه قوام،مدرسه آخوند،مدرسه سيد يزدى،مدرسه قزوينى،مدرسه سليميه،مدرسه جامعة النجف الدينية،مدرسه بخارائى،مدرسه صدر اعظم،مدرسه بادكوبى،مدرسه مهديه، مدرسه آية الله بروجردى،مدرسه ايروانى،مدرسه معتمد،مدرسه هندى،مدرسه شربيانى مدرسه خليلى،و مدرسه يزدى.

توضیح :  اطلاعات درمورد شهرهای زیارتی عراق ازکتاب " اماکن سیاحتی وزیارتی

عراق " نوشته  محمدرضاقمی است .

                                            ادامه دارد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:29 |
 
 
بخش هايي ازنامه امام(ره) به موسوي پس از نخست وزيري:
الان نيز شما را تاييد و حمايت مي کنم
الان نيز شما را تاييد و حمايت مي کنم
 
دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۴۵
 
  
 
زمان: 3 آذر 1367/13 ربیع الثانى 1409
 
... از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بى‏شائبه و طاقت فرساى شما را خصوصا در مساله جنگ خدشه‏دار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى مى‏دانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمى‏کنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت مى‏کنم.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:30 |
انتشار روزنامه كلمه‌سبز

 
 
روزنامه‌نگاری- گروه اجتماعي:
روزنامه «كلمه‌سبز» با مشي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي در 16 صفحه تمام رنگي، با صاحب امتيازي ميرحسين موسوي و مدير مسئولي سيدعليرضا حسيني بهشتي منتشر شد.

سيدعليرضا حسيني بهشتي ـ مدير مسئول روزنامه كلمه‌سبز ـ در سر مقاله اين روزنامه با عنوان«كلام اول» آورده‌است: «... ما كه در 30سالگي انقلاب قرار داريم كه به نام خدا آغاز شد و با داعيه تحقق مطالبات برحقي كه آيينه بيش از يك قرن آرزومندي در انديشه و دل هر ايراني بوده، امروزه راه طي شده را مي‌كاويم و از خود مي‌پرسيم كه تا چه اندازه به جامعه‌اي آزادتر، عادلانه‌تر، مستقل‌تر و پيشرفته‌تر نزديك شده‌ايم و باورها، رفتارها و نهادهاي اجتماعي‌مان تا چه حد تجسم‌كننده نگرش توحيدي به عالم است؟

كلمه سبز در پي نياز به اين خودكاوي است كه پا به عرصه دنياي رسانه گذاشته و هدف آن ايجاد رسانه‌اي است كه همچون آينه‌اي تمام‌نما، آنچه هستيم را بنماياند و همچون چراغي فروزنده، ما را در يافتن راه آينده ياري رساند و بالاتر از همه، كلمه‌سبز بايد به ترجمان الگوي زيست مسلماني در اكنون و اينجا بپردازد.

گفتني است هيات نظارت بر مطبوعات، 12 اسفندماه سال گذشته با درخواست ميرحسين‌موسوي براي انتشار روزنامه كلمه‌سبز موافقت كرده بود.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:29 |

 

 به سوی کوی دوست  - ۴

م-ا- زائر

یکشنبه  ۱۶فروردین ۸۸

ساعت ۱۰ صبح ۶ اتوبوس به همراه یک ماشین گشت پلیس عازم بصره ونهایتا

نجف اشرف شد که ۳ اتوبوس شامل کاروان آبادان بود وتعدادی از دوستان که

دراهواز سکونت دارند . مدیر کاروان ماهم آقای حزباوی بود که عرب خوزستانی

بودوبه زبان عربی تسلط خوبی داشت واین موضوع هم کارما را آسانترمی کرد.

درخاک عراق چند فکر دروحله اول به ذهن انسان خطورمی کند.

۱- این که این کشورهمیشه صحنه جنگ ونبردواشغال بوده است وامروز هم زیر

نفوذو تسلط بیگانگان است .

۲-  این که هیچ کس بفکر آبادی این کشورنیست و آنها هم که آمده اند که بقول

خودشان عراق را ازدیکتاتوری صدام نجات بدهند بفکر دوشیدن منابع این کشور

هستند و توجهی  به آبادانی این کشور ندارند.

۳- مقایسه ای است که مرتبا در ذهن می آید و شهر های آن باشهرهای خودمان

وگاهی روستاها مقایسه می شود که کدام بهتراست والبته نتیجه هم معلوم است

که بحمدالله ما بااستقلالی که داریم و تسلط  بیگانه برمانیست پیشرفت هائی را

داشته  ایم . البته اشکالاتی هم داریم که درقسمت آبادان خلاصه ای ازآن گذشت

به سرعت ازشهرهای جنوب عراق عبور کردیم وظهر راهم دریکی ازرستورانهای

بین راهی نمازخواندیم و ناهارخوردیم وعازم نجف اشرف شدیم .

                                               بصره

بصره نخستين شهر اسلامى ساخته شده در عراق در سال 14 ه.است.اين شهر تاريخ اسلامى كهن دارد و نقش مهمى در تاريخ و علوم اسلامى ايفا كرده و مركز يكى از مدارس مهم فقه و كلام و زبان عربى به شمار مى‏رفته است.

مراكز ديدنى بصره:

1-مسجد جامع بصره،كه به‏«مسجد الامام على عليه السلام‏»شهرت دارد و نخستين مسجد ساخته شده در عراق است.حضرت على،امير المؤمنين عليه السلام پس از واقعه جمل در اين مسجد نماز گزارد و در باره آن پيش گويى نمود كه صدها سال بعد به وقوع پيوست و جزو غيب گوييهاى آن حضرت شمرده مى‏شود.امروزه از اين مسجد،تنها قسمتى از گلدسته و باروى آن باقى مانده است.

2-آرامگاه زيد بن صوحان،او از ياران با وفاى امير المؤمنين عليه السلام بود كه در سال 36 ه. در جنگ جمل به شهادت رسيد.آرامگاهش در«كوت الزين‏»بصره قرار دارد.

3-قبر حسن بصرى،او از تابعين و مشايخ مشهور صوفيه است كه در سال 21 ه.در مدينه متولد گرديد و درسال 110 ه.در بصره در گذشت و بر گور او ساختمانى كهن از قرن هفتم با گنبدى مخروطى قرار دارد.

4-ملا صدراى شيرازى،در يكى از اتاقهاى پيرامون قبر حسن بصرى،آرامگاه فيلسوف شهير ملا صدراى شيرازى قرار دارد كه در سفر حج در گذشت و در اين بقعه دفن گرديد.

5-قبر زبير بن عوام،او عمه زاده پيامبر صلى الله عليه و آله كه در جنگ جمل شركت فعال داشت ليكن در ميانه جنگ پشيمان گرديد و در هنگام فرار از ميدان جنگ به دست مردى به نام‏«ابن الجرموز»به هلاكت رسيد.حكومت عثمانى براى گور او كه در بيابان بود،ساختمانى ساخت كه پيرامون آن،امروزه شهرى است‏به نام‏«الزبير»كه در 30 كيلو مترى بصره قرار دارد.

افزون بر آنچه گذشت،سر زمين عراق،كه مهد يكى از كهن‏ترين تمدنهاى بشرى و از پايگاههاى نخستين اسلام و تشيع بشمار مى‏رود،صدها اثر تاريخى و بويژه آرامگاههاى امام زادگان والا مقام و علما و سادات را در خود جاى داده است.شايد كمتر روستايى در عراق باشد كه در داخل يا پيرامون آن،زيارتگاهى وجود نداشته باشد كه بخش عظيمى از آنها صحيح النسب و داراى تاريخى كهن مى‏باشند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:51 |
 

     نکته ای برای توجه همه مسئولان انتخابات

این روزها بحث انتخابات گرم شده است واز یکی دوروز دیگرتبلیغات بصورت علنی

قانونی است .

امروز ۲۸ اردیبهشت ماه دریکی ازمساجد نشریه ای بنام گفتمان و ازطرف جامعه

اسلامی دانشگاهیان  به تابلو اعلانات نصب بود که دراین نشریه به همه حمله شده

بود حتی به دکترمحسن رضائی ودیگران که البته بیشتر وبدتروفقط ازآقای احمدی نژاد

حمایت شده بود. این  چندمین باراست که این نشریات در مساجد د یده می

شوودرنمازهای جمعه . خوب است ائمه محترم  جمعه که درسخنرانیها نمازگزاران

رابه رعایت اخلاق انتخاباتی توصیه  می نمایند این مطلب را هم در خطبه ها

بفرمایندکه مسجد جای تبلییغ برای یک فرد یاگروه نیست . مسجد متعلق به همه

است ونمازگزاران هم ازطیف های مختلف  فکری تشکیل شده اند. وقتی مسجد که

بایدجای آموزش باشد بصورت باشگاهی برای تبلیغ یک گروه تبدیل می شود. تکلیف

بقیه جاها روشن است . این مطلب رابرای توجه همه مسئولان

خصوصادفترامورمساجد. مسئولان وزارت کشور- و قوه قضائیه نوشتم که یاعمل

کنندویا خودرابرای جواب درمحضر خدا آماده کنند وبدانند دراین صورت نمی تواننددعای

وجود یک انتخابات آزاد را داشته باشند زیرا انتخابات آزاد بدین معنی است که همه

گروهها وافکارمختلف امکانات برابر داشته باشند.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:17 |
 
نویسنده: علی کرد
 
دوشنبه 28 اردیبهشت1388 ساعت: 14:58
 
آدم کشی های جمهوری اسلامی در ایران و بیرون ایران را یادت رفت!!؟

یا انها آدم کشی نیست؟
 
ثابت قدم: آقای علی کرد بدون آدرس وناشناس مطلبی را برای این وبلاگ
 
فرستاده اند . درپاسخ ایشان البته اگر مجددا به وبلاگ مامراجعه کنید عرض
 
می کنیم  آنچه ایشان بنام "آدم کشی جمهوری اسلامی " نام نهاده اند.
 
ارتباطی بانظام جمهوری اسلامی ندارد و بخشی ازافرادی که درحکومت نفوذ
 
کرده اند انجام داده اند  که قتلهای زنجیره ای نام گرفت و بساط آن بوسیله
 
سید بزرگوار ما " سید محمد خاتمی " بر چیده شد و آن چه اصلاح طلبان بر
 
آ ن تاکید دارند حفظ حقوق شهروندی و آزادی بیان ومطبوعات واقعی ونه نمایشی
 
است .
قطعا هرجناحی درایران رای بیاورد با دولت غاصب اسرائیل ارتبا ط برقرارنخواهد کرد
 
ودوستی بااسرائیل ویاملت اسرائیل  شعاری بود که بوسیله ملت ایران خفه شد.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:14 |

             مسألة مَبدأ

            شعراز:احمدمطر شاعرعراقی

                 سایت :جن وپری

                       قالَ لزوجهِ : أُسکُتي .

و قالَ لإبنهِ : انکِتِم .

صَوتُکُما يَجعَلُني مُشَّشَ التفکير

لا تنبِسَا بکلمةٍ

أُريد أن أکتُبَ عن

حُرّيَّةِ التعبير!

 

مطلبی اساسی

 

همسرش را گفت: ساکت باش

و به فرزندش گفت: خفه شو

صدايتان پريشان می‌کند انديشه‌ام را

يک کلمه هم به زبان نياوريد

می‌خواهم در باره‌ی آزادی بيان بنويسم!

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 9:39 |

 

به سوی کوی دوست ۳

م- ا- زائر

بی مناسبت نیست که  اطلاعات مختصری درمورد کشورعراق  وشهرهای

زیارتی تقدیم کنم که درخلال خاطرات زیارت خواهدآمد.  

                                                                                                        عراق

سرزمين‏«عراق‏»يا«بين النهرين‏»بنا بر كاوشهاى باستان شناسان:يكى از كهنترين جايگاههاى سكونت انسان و تمدن بشرى است و پيشينه تاريخى آن به هزاران سال پيش از ميلاد مسيح عليه السلام باز مى‏گردد.نام‏«عراق‏»،بنا به گفته مورخان بر گرفته از موقعيت جغرافيايى آن، يعنى نزديكى و مجاورتش با آب است،زيرا عرب هر سرزمينى را كه داراى صحرا و درخت‏باشد و در مجاورت دريا يا رودخانه قرار گيرد عراق گويد،و يا آنكه بر گرفته از نام فارسى‏«ايران شهر»يا«ايراك‏»به معناى سرزمينهاى پست است كه پس از تعريب،عراق گرديده است.برخى از مستشرقان،نام اين سرزمين را بر گرفته از كلمه آرامى‏«آراكا»مى‏دانند كه به معناى سرزمين مقدس مى‏باشد.

همسايگان عراق عبارتند از:تركيه در شمال،ايران در شرق،اردن و سوريه در غرب و عربستان و كويت در جنوب.

مساحت عراق 713/446 كيلومتر مربع و معادل يك‏سوم (3/1) ايران است.اين كشور از دو بخش‏«كوهستانى‏» و«دشت و صحرا»تشكيل شده و (بجز شمال آن) داراى آب و هواى

سرد و خشك و گزنده در زمستان و گرم و سوزان در تابستان است.ملت عراق از

همزيستى چندين قوم تشكيل يافته كه عبارتند از:

عرب،كه اكثريت‏ساكنان اين سرزمين را تشكيل داده است.

كرد،كه در بخش شمالى اين كشور سكونت دارند و طبق برخى آمار،17%جمعيت عراق را تشكيل مى‏دهند.

ايرانى،كه در شهرهاى مذهبى عراق و مناطق مرزى ميان ايران و عراق سكونت دارند.

ترك،كه در برخى استانهاى شمالى هم مرز با تركيه زندگى مى‏كنند.

همچنين ارامنه و آشوريان،اقليتهاى بسيار كوچكى را در اين كشور تشكيل مى‏دهند.

دين مردم عراق عبارت است از اسلام (سنى حنفى-شيعه) ،مسيحى،يهودى،صابئه،و...ليكن اكثريت مردم عراق را مسلمانان شيعه تشكيل مى‏دهند و بر اساس برخى آمار غير رسمى، شيعيان متجاوز از 60%مردم عراق‏اند.

در عراق دو رودخانه مهم،يعنى دجله و فرات وچندين رود كوچك،مانند غراف،ديالى،خابور، زاب كبير و زاب صغير جريان دارد،از اين رو سرزمينى حاصلخيز و داراى كشاورزى گسترده است.عراق دشتها و صحراهاى بزرگ ديگرى نيز دارد كه بخش عمده غرب و جنوب غربى اين كشور را در بر گرفته و اين سرزمينها قسمتى از صحراى بزرگ‏«بادية الشام‏»را تشكيل مى‏دهد.

گفتنى است كه اروندرود نيز مرز مشترك ايران و عراق در منطقه جنوب ايران است.

 

دولت جمهورى عراق

در سال 1958 م.سرهنگ عبدالكريم قاسم اقدام به كودتاى نظامى كرد و رژيم سلطنتى را سر نگون نمود و آنگاه رژيم جمهورى را در عراق بر قرار ساخت كه تا به امروز ادامه دارد.

اماكن زيارتى و سياحتى عراق

سرزمين عراق يكى از كهن‏ترين تمدنهاى بشرى از آغاز تاريخ تا دوران اسلامى را در خود جاى داده است،از اين رو در جاى جاى عراق مى‏توان مراكز دينى و مذهبى و باستانى فراوانى را يافت كه ما در دو بخش:«مراكز دينى و زيارتگاههاى مذهبى‏»و«آثار تاريخى و باستانى‏»به معرفى آن مى‏پردازيم:

بخش اول

مراكز دينى و زيارتگاههاى مذهبى

عراق نخستين كشورى بود كه از سوى لشكريان مسلمان در سال 16 ه.ق.فتح گرديد و به دستور خليفه دوم،دو شهر بصره و كوفه پايه‏ريزى و بنياد نهاده شد.امير مؤمنان عليه السلام نيز كه براى سركوب نمودن غائله جمل از مدينه به عراق آمده بود،شهر كوفه را تا پايان عمر مركز حكومت قرار داد.بعد از آن نيز عباسيان پس از دستيابى به خلافت اسلامى،نخست‏شهر هاشميه (در نزديكى كوفه) و بعد شهر بغداد و سپس شهر سامراء و مجددا بغداد راپايتخت ‏خود برگزيدند.از اين روست كه در جاى جاى اين سرزمين،مدفن و آرامگاه امامان بزرگوار شيعه،صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله،تابعين،امامان مذاهب سنى،رؤساى فرقه‏هاى و گروهها و طوايف ديده مى‏شود.

ادامه دارد....

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:45 |

 

              آیت الله بهجت به ملکوت اعلی پیوست

27 ارديبهشت 1388  17:45
 
آیت الله بهجت از مراجع تقلید دار فانی را وداع گفت و به ملکوت اعلی پیوست.
 
به گزارش شبکه خبر، حضرت آیت الله بهجت ساعت 15 و 10 دقیقه امروز به
 
علت ایست قلبی به بیمارستان حضرت ولی عصر قم منتقل شد كه تلاش پزشكان
 
برای احیای ایشان موثر واقع نشد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 19:6 |


 

مراشمسی شبیه مولــــــوی بود

دل آرائی که آرائش قوی  بــود

یکی پرسید شمست کیست گفتــــــم

مرادم میرحسین موسوی بـــــــــــود.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:46 |
 
كواكبيان:
 
به پيروزي قاطع ميرحسين موسوي ايمان داريم


موسوي ساده‌زيست واقعي و تداوم‌بخش راه شهيد رجايي است،درد مردم را به خوبي
 
مي‌شناسد و براي درمان آن راه حل ارايه مي‌كند.


رييس ائتلاف مردمي حاميان ميرحسين موسوي با اشاره به نتايج نظرسنجي‌هاي استان‌هايي كه تاكنون ميزبان مهندس موسوي بوده‌اند، گفت: ما به پيروزي قاطع ميرحسين موسوي در 22 خرداد ايمان داريم.
به گزارش ايلنا، مصطفي كواكبيان در اجتماع پرشور نخبگان كرج با تاكيد بر ضرورت مشاركت حداكثري در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: حضور بيش از 60 درصد مردم در پاي صندوق‌هاي راي علاوه بر اين‌كه پشتوانه قوي‌تري براي رييس‌جمهور خواهد بود، فايده ديگري هم دارد. زيرا مطالبات اكثريت مردم را شفاف‌تر بيان مي‌كند و مفهوم واقعيت مردم‌سالاري و راي اكثريت مردم واضح‌تر تبيين مي‌شود، همچنين موجبات افزايش ضريب امنيتي ملي كشور را فراهم مي‌كند و كشور را از گزند انواع تهديدها نيز حفظ خواهد كرد.
دبيركل حزب مردم‌‌سالاري با اشاره به شعار اصلي موسوي يعني ايران پيشرفته با قانون، عدالت و آزادي تاكيد كرد: 12 سال است كه بر حضور ميرحسين موسوي تاكيد داشتيم و حزب مردم‌سالاري از حدود يك سال قبل در تمامي جلسات و در كنگره هفتم خويش نام وي را مقدم بر ساير عزيزان مطرح كرده است اما ايشان در طول اين مدت نمي‌پذيرفتند و امروز در عرصه رقابت حاضر شده است و دليلش جز احساس نگراني و دغدغه خاطر براي اصل انقلاب و كشور و نظام نبوده است و همانگونه كه ايشان بارها و بارها تاكيدكرده است از وضعيت قانون‌گريزي بايد نگران بود.
عضو كميسيون امنيت‌ملي و سياست‌خارجي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به موارد عديده تخلف از قانون بودجه بر اساس گزارش ديوان محاسبات و همچنين استفاده از ذخاير ارزي توسط وزارت نفت بدون مجوز از مجلس و عدم احياي شوراهاي تخصص علي‌رغم مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام و .... گفت: هرچند تخلفات به عنوان دلسوزي هم صورت گرفته باشد مي‌تواند زمينه‌ساز تخلفات بيشتر گردد.
كواكبيان با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در جمع مردم سنندج گفت: ما با قاطعيت مي‌گوييم كه قطعا وزيران مهندس موسوي ميلياردر نخواهند بود و زندگي ايشان در نهايت ساده‌زيستي شكل گرفته است و در طول 30 سال نيز با ايمان و تعهد مثال‌زدني زندگي كرده است و اگر همسر شهيد رجايي الگوي صداقت و ساده‌زيستي را در مهندس ميرحسين مي‌بيند ما مي‌توانيم بفهميم كه ساده‌زيست واقعي و تداوم‌بخش راه شهيد رجايي و به دور از هياهو چه كسي مي‌باشد؟
كما اين‌كه اگر مهم‌ترين درد جامعه تورم و بيكاري باشد، مشخص است كه چه كسي درد مردم را به خوبي مي‌شناسد و براي درمان آن راه حل ارايه مي‌كند.
مديرمسوول روزنامه مردم‌سالاري با اشاره به سخنان سروش در مورد موسوي نيز گفت: البته احترام دكتر سروش را لازم مي‌دانم هرچند از لحاظ اخلاقي نقد يك‌جانبه ديگران كار شايسته‌اي نيست، اما بر اين باورم كه ايشان چون در خارج از كشور نشسته‌اند قطعا نمي‌توانند ارزيابي دقيقي از اوضاع داخلي داشته باشند. با اين حال اينجانب به عنوان يك دانشگاهي بر اين نكته تاكيد دارم؛ اگر دانشگاهيان بخواهند اندوخته‌هاي علمي خود را صرفا بر سر كلاس‌هاي درس تكرار كنند و در عمل نتوانند آن را تحقق بخشند، از عمل آنان، مردم بهره‌اي نمي‌برند؛ لذا روشنفكري ديني اقتضا دارد كه به فكر كمك به كشور از مشكلات فراوان در مقابل مردم سرافراز خودمان باشيم و به دنبال كساني بگرديم كه هم عمل‌گرا بوده و هم با نگرش علمي و روزآمد مي‌توانند مشكلات را حل كنند و ميرحسين موسوي بدون شك سرآمدچنين شخصيت‌هايي است.
رئيس ائتلاف مردمي حاميان ميرحسين با اشاره به ديدگاه‌هاي موسوي در مورد فرهنگيان نيز گفت: شكي نداشته باشيد كه ايشان مي‌تواند مشكلات فرهنگيان را در قالب يك سازمان نظام معلمي يكي پس از ديگري حل كند و وزير آموزش و پرورش ايشان قطعا يكي از كساني خواهد بود كه خودش سال‌ها در سنگر تعليم و تربيت و در مدارس مختلف آموزش و پرورش تدريس داشته است.
نماينده سمنان در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به پرداخت مطالبات معوقه فرهنگيان گفت: هيچ‌كس حق ندارد اين پرداخت‌ها را به نام خودش تمام كند، بلكه دولت موظف است براساس مصوبات مجلس شوراي اسلامي اين مبالغ را پرداخت نمايد.
شايان ذكر است در اين مراسم 20 نفر از نخبگان به صورت تريبون آزاد در مورد علت حمايت از ميرحسين موسوي نكاتي را بيان نمودند كه مورد توجه حاضران قرار گرفت.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:29 |

 

به سوی کوی دوست ۲

         م- ا- زائر    

 

 عصر فرصتی پیداکردیم که سری به شهر بزنیم از احمد آباد وطبق معمول از لین یک شروع کردیم اولین کسی که از  دوستان را د ید یم  آقای حاج سعید انصاری نماینده سابق آبادان بود که تامرا دید به شوخی گفت : شما که تهرانی بودید آبادان چکارمی کنید ؟ گفتم نگو تهرانی بگو " ری شهری " . واین جوابی بودکه به همه دوستانی که بامن شوخی می کنند می دهم  و آن هم بخاطر رفت وآمد زیاد به شهر ری برای زیارت و گاهی هم تدریس دارم.   جریان راگفتم و ایشان هم التماس دعا داشتند و تقاضای خواندن دورکعت نمازدرحرم اباعبدالله (ع). وبعد به طرف شهر یعنی بقول قد یمی ها بطرف آبادان . یادم هست مثلا حدود 50 سال قبل ازهر نقطه ای که به خیابان امیری و قسمت شهرمی رفتیم اگر ازما می پرسیدند کجا بودید میگفتیم  رفتیم آبادان و آبادان منظورهمان خیابان امیری و زند بود.

 درراه بایکی از مربیان برخورد  کردیم بعدازسلام واحوالپرسی واین که از مهاجرت ما ازآبادان مطلع شدگفت آقا راحت شد ی خصوصا ازاین آب آبادان که الان حتی برای حمام کردن هم مناسب نیست و ازشوری چشم آدم را می سوزاند وبعد هم اضافه کردکه نمی دانم این نماینده ها چه می کنند؟ البته درآبادان یک رسم هم هست که همه چیز را ازنماینده توقع دارند ازگرفتن وام یعنی مسائل شخصی تا مسائل ومشکلات شهری وگاهی هم شهردارشهروبه دیگران کاری ندارند . البته تعدادکثیری ازمردم این چنین هستند.

 تاخیابان امیری وزند رفتیم . درمسجد النبی هم نمازخواندیم . یک اذان شل وول . اما دعاهاوقران را درآبادان زیبا و بدون غلط می خوانند و باتلفظ عربی .

 باچند تن از دوستان دیگرهم برخورد کردیم اولین سئوالی که دارند این است که کجا هستید و چانچه جا ومکانی ندارید منزل تشریف بیاورید و این تعارف نیست وقطعا صادقانه است . برخلاف بسیاری ازشهرستانهاکه یا چنین تعارفی رانمی کنندویا این تعارف فقط تعارف است وخاصیت دیگری ند ارد .

بعدهم برگشتیم ومن دروضع خیابانها وکوچه ها دقت می کردم .  چیز خاصی ندیدم مغازه ها خلوت بودروشنائی درشهربه اندازه کافی نبود. تغییر عمده ای رادرشهر ندیدم . نشاط و شور آبادان سالها ی قبل ازانقلاب وحتی اوایل انقلاب راهم مشاهده نکردم . اگر تغییراتی درشهر بود بوسیله خود شهروندان وباساخت وساز ایجادشده بود. دریکی ازسایت ها مطلبی نوشته شده بود خوزستان 100 سال به جلو رفته است و آن هم باتوجهات دولت نهم . نمی دانم این  تغییرات کجابود ؟ آیا آبادان هم شهری ازشهرهای خوزستان  است یاخیر؟  بهر حال من که  تغییری درحد یک سال هم ندیدم .  ای کاش کسی بود که می گفت این تغییرات درکجابوده است   ازاهوازهم کم وبیش خبرداریم . بهرحال برگشتیم . شب راباتعدادی ازدوستان در دفتر مرحوم آیت الله جمی سپری کردیم . من و دوستان در دواتاق و یک اتاق هم که مشرف به  آشپزخانه و حیاط بود دراختیارتعدادی ازرانندگان بود که تانیمه های شب به صحبت کردن  آن هم باصدای بلند مشغول بودند وساعت 4 صبح هم که من عازم دستشوئی بود م یکی ازآقایان که ماشاء الله قد  بلندی هم داشت جلوی درب ورودی را باپاهای بلند خود ش سدکرده بود چندباراوراصدازدم وگفتم اخوی ما می خواهیم به دستشوئی برویم وپشت سرمن  هم آقای صدرهاشمی آمدندوبعد ازمدتی هم آن آقائی که پشت  درخوابیده بود پاهایش راجمع کرد وما بسلامتی وارد حیاط شدیم.ودربرگشت هم مقداری معطلی . کمی درازکشیدم تا زمان اذان صبح  برسد .که ساعت 5 و چهل وپنج دقیقه بود . فکرکردم  که این برای برای وضو به دستشوئی های حسینیه بروم . حسینیه ثارالله هم که مرکزنمازها وجلسات حاج آقاجمی بود حالا به خوابگاه راهیان نور تبدیل شد ه بود که معلوم نیست چرا؟وآیادرآبادان جای دیگری نبود که به این آقایان بدهند . ؟  بهرحال به  دستشوئی های حسینیه رفتم . چشمتان روز بد نبیند . شل وگل و شلنگ ها ی افتاده درکف توالت ها وبهرحال درآمدیم ونمازی که خدا قبول کند خواندیم وتاسفی براین که جوانانی که بحمدالله همه رشید وبالغ  ومومن هستند چرانسبت به این مسائل دقت ندارند . البته اگر جای حرف شعارباشد همه علامه دهرند و حدیث ها وسخنان بزرگان راهم حفظند.ساعت 6 صبح  کاروانها عازم مرز شلمچه شدند و از آبادان خارج شدیم و به خرمشهررسیدیم وبعدهم مرزشلمچه . اتوبوسهای دیگری هم همراه 3 اتوبوس ما بودند و گفتند که6 اتوبوس را باهم اعزام می کنند.خوشحال بودیم وکمی هم نگرانی و دغدغه . اگر درمرز معطلمان نکنند خوب است . گفتند وقت اداری آقایان ساعت 9 صبح به وقت عراق است . ساعت 9 صبح رسید گی به گذرنامه ها و بازرسی از زائران بکندی وآهستگی شروع و انجام می شد. جوانان را سخت گیری بیشتری می کردند و چشم آنها را" اسکن "می نمودند و ان هم بوسیله سربازان آمریکائی که مانند رباط بودند هیچ احساس انسانی  وعاطفی درآنهادیده نمی شد . فقط یک جسم ویک تفنگ . وخد ابداد مردم عراق برسد که باید  این یانکی ها رامانند خاری درچشم تحمل کنند . ساعت 10 صبح بازرسی و رسیدگی به گذرنامه هاومهر پایان یافت . هیچ جای اعتراض نبود باکوچکترین اعتراض برخوردی شدید وخشن انجام می شد وامکان داشت که کار شما انجام نشود . بهرحال اتوبوسها آماده وراهی بصره برای گذشتن ازآن شهرو شهرهای جنوب عراق وبعدهم نجف شدیم .

 

                                                                   ادامه دارد......

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:45 |

 

 

      «عَلَیَ العالِمِ اَن يَعمَلَ بِِما عَِّلّمَ،ﺛُمَّ يَطلُبَ تَعَلُّمَ مالَم يَعلَم»

 

عالم بايد بدان چه مي داند عمل کند،سپس در صدد دانستن آنچه

 

نمی داند برآيد.

 

چو دانش بياموزی آور بکار                         نباشد درخت تو بی برگ و بار

از آن پس بياموز مجهول را                         فراگيـــر معقول و مـــــنقول را

 

****

Le savant doit pratiquer ses acquis et puis il tente de savoir

 

ce qu'il ne sait pas.

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:49 |
             

                            به سوی کوی دوست .  قسمت اول

    نوشته  : م – ا – زائر

 

 

 عشق به معنویت  درنهاد همه انسانها نهفته است ودرهرقوم وملتی به نحوی بروز می کند ، حتی آنان که بظاهر به خدا اعتقادندارند درحقیقت به خداوند اعتقاددارند لکن ممکن  است  چیز دیگری راجایگزین آن کنند .این همان کلمه ای است که بنام " فطرت " درانسان است . خداراشکر که ما ( شیعه علی و فرزندان )  راه راست ودرست راانتخاب کرده ایم ورحمت برپدران ما بادکه این راه درست وصراط مستقیم را به ما نشان داده اند.

تاریخ  شیعه نشان می دهد که  شیعه وخصوصا ایرانیان عزیز در ادوارگذشته نیز همواره به راحتی به مطلوب ومعشوق خود نمی رسیده اند و دراین راه سختی های بسیاری را متحمل می  شدند.که گاه این مشکلات بوسیله حکام ستمگر ایجاد می شد و گاهی هم زایران  برای رسیدن  به محبوب سختی هائی رامتحمل میشدند . که د رمورد اول می توان دوران حجاج ابن یوسف را نام بردکه زائران برای زیارت امام حسین (ع)  باید یک دست خودرا برای یک بار زیارت امام حسین اهدا می کردند و درمورد دوم هم علی ابن مهزیاراهوازی که 20 بار باپای پیاده عازم حج شد تا به حضور  امام زمان ( عج )  برسد که دربیستمین بار به مقصود خود ناثل شد.

من هم  بخاطر آن عشقی که همیشه دردلم شعله وراست . مدت زیادی اززندگی خودرا درزیارتها گذرانده ام ازشاه چراغ و آستانه سید علاء الدین حسین درشیراز دردوران جوانی و حضرت عبدالعظیم وحضرت معصومه (س) . وحالا دوستان برنامه ای راترتیب داده بودند که به زیارت عتبات  نائل شویم وبانی این  زیارت هم فرزند بزرگوار حاج آقا جمی -  حاج  احمد جمی بود که ماضمن زیارت عتبات به زیارت حضرت آیت الله جمی که دروادی السلام نجف اشرف دفن است  برویم .

تقریبا از اسفندماه سال 87 این بحث ومقدمات شروع شد .. مسیرحرکت هم از شلمچه بود . وبهرحال من وفرزندم  روح الله هم جزو این کاروان بودیم  و روز 15 فرور دین عازم آبادان شدیم که روز16 فرودین باکاروان به عتبات برویم .

من دراین که این سفر باموفقیت انجام شود درترد ید بودم  البته خانواده می دانستند لکن من به تعداد کمی ازدوستان این مطلب راگفتم واین مسبوق به  مسافرتهای تعدادی از دوستان بود که تامرز شلمچه رفته ولی واردخاک عراق نشده بودند وآنهم به دلایل شخصی ویا محدودیت های مرزی بود.

ساعت 6ونیم صبح روز 15فرورین هواپیما ازتهران به سوی آبادان پرید و طبق وقت معمول هم  بالای شهرآبادان بود وما شهر را به وضوح می دیدیم . لکن بعدازیکی دو دور خلبان اعلام کردکه  بعلت  مه آلودگی هوا واین که نمی تواندباند فرودگاه رابه بیند به تهران برمی گردد . آه ازنهاد مسافران برآمدوخصوصا ازماکه 3 نفربودیم و ازاین که بتوانیم خودرا به آبادان برسانیم مایوس شدیم زیرا فردا یکشنبه  ساعت 6صبح قراربود ازآبادان به طرف شلمچه حرکت کنیم و هواپیما برگشت ، اما د ر فرودگاه مهرآباداعلام شد.چنانچه هوا مساعد باشد دوباره به آبادان  خواهیم رفت . نوری دردل ماروشن شد ومن درهمانجا متوسل به ابوالفضل العباس (س) شدم ونذرکردم که چنانچه به کربلا برسیم نذرخودرا اداکنم . پس ازنیم ساعت که حدود ساعت 10 صبح بود هواپیما مجد دا عازم آبادان شد . ساعاتی رادردلهره بودیم لکن بالطف  خدانگرانی برطرف شد و هواپیمااین بارموفق درفرودگاه آبادان نشست . دوستان دیگر هم هرکس بنوعی خودررسانده بود که بعضی با قطار ازتهران آمده بودند و مسافران آبادانی هم که درآبادان منتظربودند .

ظهر وشب رامیهمان آقامهدی فرزند حاج آقاجمی بودیم وامکاناتی فراهم شده بودکه دوستان راحت باشنددرآبادان خیلی خوشحال بودم و دلایل  آن هم چنین بود.

 ۱-     زیارت مولا علی (ع)  وشهدای کربلا و شهید اعظم و افضل حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

 ۲-     دیدار ازکشور ی که روزی دشمن ما بود وامروز دوست مااست و آشنائی با مسائل سیاسی  واجتماعآن خصوصا بعد ازجنگ تحمیلی ۳-     این که دوستان درنظر داشتند نزد محبوب وعزیز دیگری هم بروند که حضرت آیت الله جمی بود که حق ز یادی به گردن انقلاب و آبادان داشت .

۴-  این که دوستان قدیمی – خانواده شهدا – تعدادی ازجانبازان و – امام جمعه شهر سید بزرگواردهد شتی و عده ای از برادران روحانی عزیز همراه ما بودند واین مساله سختی سفر را بسیار آسان می کرد. هم زیارت  اهل بیت وامام حسین (ع)  وهم زیارت غلام حسین -  غلامحسین جمی .

                                                             ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:10 |

 

 My fantasy of thy vision, my inner sight takes a peek

None like thee could anyone ever draw or speak.

Although in thy pursuit I ride the Northern wind
Left behind in your dust, however I try and seek.
Gave up hope of union, at least in this lifetime
Let go of heart’s desires, wanting to kiss thy cheek.
For thy life-giving spring, many tears I shed
And to thy wine-bearer, I paid the price at its peak.
In thy love, cupid’s arrows pierced my heart
Somber, laden on the path, I was the only freak.
O morning breeze, bring the aroma of His house
For in that aroma, my bleeding heart will reek.
Your sin was to enchant the heart of every man
Now I am the wild doe, from men heading for the creek.
That aromatic breeze coming from His house
My heart rent, and then left a bloody streak.
Upon whatever you touch and Hafiz’s sight, he swears
Without Thy face, all sights remain dark and bleak.

© Shahriar Shahriari
Los Angeles, Ca
April 5, 1999

خیال نـقـش تو در کارگاه دیده کـشیدم
بـه صورت تو نـگاری ندیدم و نـشـنیدم
اگر چـه در طلبـت همعنان باد شـمالـم
بـه گرد سرو خرامان قامـتـت نرسیدم
امید در شـب زلفـت به روز عمر نبسـتـم
طـمـع بـه دور دهانـت ز کام دل بـبریدم
به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم
ز لعـل باده فروشت چه عشوه‌ها کـه خریدم
ز غـمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گـشادی
ز غـصـه بر سر کویت چه بارها که کـشیدم
ز کوی یار بیار ای نـسیم صـبـح غـباری
کـه بوی خون دل ریش از آن تراب شـنیدم
گـناه چـشـم سیاه تو بود و گردن دلـخواه
کـه مـن چو آهوی وحـشی ز آدمی برمیدم
چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نـسیمی
کـه پرده بر دل خونین بـه بوی او بدریدم
بـه خاک پای تو سوگـند و نور دیده حافـظ
کـه بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:52 |

بقره : شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ    ﴿ 185 ﴾     جزء 2  

ماه رمضان[ همان ماه ]است که در آن ، قرآن فرو فرستاده شده است ،[ کتابى ] که مردم را راهبر، و[ متضمن ]دلایل آشکار هدایت ، و[ میزان ]تشخیص حق از باطل است .پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد، و کسى که بیمار یا در سفر است[ باید به شماره آن ، ]تعدادى از روزهاى دیگر[ را روزه بدارد .]خدا براى شما آسانى مى خواهد و براى شما دشوارى نمى خواهد، تا شماره[ مقرر ]را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمونیتان کرده است به بزرگى بستایید، و باشد که شکرگزارى کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

The month of Ramadan in which was revealed the Quran, a guidance for mankind, and clear proofs of the guidance, and the Criterion (of right and wrong). And whosoever of you is present, let him fast the month, and whosoever of you is sick or on a journey, (let him fast the same) number of other days. Allah desireth for you ease; He desireth not hardship for you; and (He desireth) that ye should complete the period, and that ye should magnify Allah for having guided you, and that peradventure ye may be thankful.

بودماه روزه همان نیـــک مــــــــاه

که قرآن فرستاد یکتــــــــــــــا اله

که سازد هدایت عموم بشــــــــر

نماید جداراه نیکو زشــــــــــــــــر

چوخودماه روزه بیایـــــــــــــد زراه

هرآنکس کند درک آن نیــــک ماه

بباید که خود روزه گیــــرد مگـــــر

کسی کاومریض است یا درسفر

به تعداد روزی که خوردست حال

همی روزه گیرد به ایام ســــــال

خداوند آسان بگیر د نه سخـــت

که باشید درطاعت آسوده بخت

بباید که سی  روز کامل کنیــــد

چه ایام دیگر چه ماه سعیــــــد

خدارانمائید پیوسته یـــــــــــــاد

که راه هدایت شماراگشــــــاد

سزد آن که گویید اوراسپــــاس

چنین  لطف ونعمت بداریدپاس . 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:42 |
 

لَو رَاَیتُم المَعروفَ رَجُلا لَرَایتُمُوهُ حَسَناجَمیلا یُسرُ النّاظِرین .

اگرنیکوکاری بشکل بشری ظاهرمی شد می دیدید که زیباروئی او مایه شادی

بینندگان می شود.

             If beneficence could be  embodied  in the form of a

human being , the resulting  beauty of  the person would fill

its  observcers with delights.

نیکوکاری اگر به شــــکل بــــــــــشری

ظاهرشودو کنی به رویش  نظـــــــری

اقرارکنی بدان که در زیبائـــــــــــــــی

چشم تو ندیده ست از او خو ب  تری.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:13 |
 

تک بیت ها ی ناب

کتاب : برگ سبز

تا لیف : سید محسن خلیق رضوی

 شروع ابیات باحرف " س "

سعی ناکرده دراین راه بجائی نرسی

مزد اگر می طلبی طاعت استاد  ببر.                حافظ

سخن گفته دگر بار نیاید به دهــــــان

اول اندیشه کند مرد که عاقل باشـــد.               سعدی

سفلگان رانزند چرخ چو نیکان برسنگ

محک سیم وزر زبهر مس و آهن نیست .         صائب

سخن گفتن نرم فرزانگی اســــــــت

درشتی نمودن زدیوانگی اســــــــت .                نظامی

سیاهی لشکر نیاید به کـــــــــــــــــار

یکی مرد جنگی به ازصد هـــــــزار.                 فردوسی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:55 |

به سوی کوی دوست ۴۰

م- ا-زائر 

زاده آزاده رضا (ع)

محمدموحدیان

 كوبم در سراى جوادالائمه را

تا بشنوم صداى جوادالائمه را

سربر نگيرم از دولتســــــراى او

بس ديده ام سخاى جوادالائمه را

دلداده ام به زاده آزاده رضــــــــا

دارم به سر هواى جوادالائمه را

تا زنده ام به دولت حب على و آل

دارم به لب ثناى جوادالائـــــمه را

حاشا اگر به قيمت هستى دهم زكف

سرمايه ولاى جواد الائمـــــــــــه را

نشناخت آنكسى كه مقام ولايتـــــش

نشناخته خداى جوادالائمـــــــــه را

ماه رجب كه كرده مصفا جهان حسن

دارد بخود صفاى جوادالائمــــــــه را

گاه طلوع صبح دهم زين مه آفتاب

بوسيده خاك پاى جوادالائمـــــه را

روزيكه نيست غير عمل دستگير خلق

دل بسته ام عطاى جوادالائمــــــــه را

 

دارم (اميد) اينكه ز اخلاص بندگى

حاصل كنم رضاى جوادالائمـــه را.

 

 

 

              دلبند على

          ژولیده نیشابوری

كيستم من شاهكار ملك ذات كبريايم

دهّمين مسند نشين از بعد ختم الا نبيايم

گوهرى ارزنده از گنجينه ‏ى جود جوادم

نهمين فرزند دلبند على مرتضايم

مصرعى از شعر ناب عصمت كبراى حقم

هشتمين پرورده‏ ى ايمان و صبر مجتبايم

پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى

هفتمين سنگر نشين نهضت خون خدايم

دُرّ عبادت فارغ التحصيل درس عابدينم

ششمين زينت فزا از بهر محراب دعايم

در نايابى ز بحر دانش بحراالعلومم

پنجمين گنجينه‏ ى اسرار كل ماسوايم

صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم

چارمين استاد دانشگاه تكوين ولايم

وارث موسى بن جعفر در مسير پايدارى

سومين نور دل آن پيشواى مقتدايم

محور چرخ زمانم، حجت روى زمينم

دومين گل از گلستان على موسى الرضايم

در مسير حق پرستى بعد آباء گرامم

اولين هادى خلق از بعد مصباح الهدايم

در شجاعت بى قرينم، در سخاوت بى نظيرم

حق پرستان را حبيبم، دردمندان را دوايم

من وصيم، من وليم، من نقيم، من سخيم

زانكه همنام على معنىِ، هاى هل اتایم

آيه‏ ى تطهير را مصداق و از امر الهى

آيه‏ اى از شاخسار نصِ نون انّمايم

غم مخور (ژوليده) فردا پاى ميزان عدالت

شافعت در نزد حق هنگام پاداش و جزايم.

 
                                                آفتاب مهر

سیدرضا موید

اى آفتاب مهر تو روشنگر وجــــود

 در پيشگاه حكم تو ذرات در سجود

اى مير عســـــــــكرى لقب اى فاطمى نسب

 آن را كه نيست مهر تو از زندگى چه سود

علمت محيط بر همه ذرات كاينـــــــــــــــــات

فيضت نصيب، بر همه در غيب و در شهود

تاريخ تابناك حياتت، گر اندك است

 بر دفتر مفاخر اسلاميــــــان فزود

عيسى دمى و پرتو رأى منــــير تو

 زنگار كفر از دل نصرانيان زدود

اين افتخار گشته نصيبت كه از شرف

در خانه تو مصلح كل ديده برگشــــود

اى قبله مراد كه در بركة السّـــــــــباع

 شيران به پيش پاى تو آرند سر فرود

قربان ديده اى كه به بزم تو فاش ديـــــــــد

 جاى قدوم عيسى و موسى و شيث و هود

قرآن ناطقى تو و قرآن پــــــــــــاك را

 الحق مفسّرى، ز تو شايسته تر نبود

دشمن بدين كلام ستايد ترا كه نيســـــــــــــت

در روزگار، چون تو به فضل و كمال و جود

شادى به نزد مردم غمديده نارواســـــــت

 جان ها فداى لعل لبت كاين سخن سرود

مدح شما، ز عهده مردم برون بود

 اى خاندان پاك كه يزدانتان ســـتود

از نعمت ولاى شما خانــــدان وحى

 منّت نهاد بر همگان، خالق و دود

اى پورهادى، اى حسن العسكرى ز لطف

 بپذير، از «مؤيد» دلخسته ايـــــــن درود.

 

             

                         انتظار...

                       حسین اسحاقی

 

در دفترم هزار معما نوشتــــــه ام 

یعنی که باز نام شما را نوشته ام 


خورشید پشت کوه! ببین دفتر مرا 

امشب هزار مرتبه فردا نوشته ام 


هر چند مرده ام، به امید کمی نفس 

این نا مه را برای مسیحا نوشته ام 


اصلا قبول، دیر رسیدم ســـــرکلاس 

اما اجازه؟! مشق شبم را نوشته ام 

...
عمریست روی تخته سیــــــاه نگاه من 

تصمیم...نه!که غیبت کبری نوشته ام
... 

پشت در کلاس فقط گفته ای و من 

از درس انتظار تو املا نوشته ام 


جان مرا بگیر و بیا! من در این غزل 

خود را برای روز مبــــــادا نوشته ام 


از توی چشمها تمام مــرا بخوان! 

من نامه ای بلند ولی نا نوشته ام
..... 

زنگ کلاس ... بغض تو... موضوع انتظار 

از جمعه های غم زده انشا نوشتــــــــــه ام .


آقا ببخش! در ورق خیـــــس زندگی

خطم بدست و باز شما را نوشته ام 


سرتاسر حروف الفبات عشق بود 

آقا نگو! بدون الفبا نوشتــــــــه ام .

                           

                                                         

                                                        پایان

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:40 |

           

 به سوی کوی دوست ۳۹

                 م- ا- زائر                             

                                         قرار كل ما فيها

جمادى غرق شادى بود آنشب
بشارت را منادى بود آنشب
خدا را شهر مكه ، شهر قرآن
به تاييد قضا شد نور باران
حرم سر تا قدم شور و شعف بود
شكوه راز خلقت را هدف بود
منا و مروه اذينى دگر داشت
خم كيسوى شب چينى دگر داشت
كمان ركن را تيرى دگر بود
صفا را سعى و تكبيرى دگر بود
مقام از بى مقامى داد مى زد
شرر بر كاخ استبداد مى زد
شفق ، شعر طلوع فجر مى خواند
حديث ايه هاى قدر ميخواند
فلق معراج شب را ساز مى كرد
گره از كار رجعت باز ميكرد
سحر سوداگر شور و طرب بود
طرب چشم انتظار مرگ شب بود
قمر گيسوى خود را تاب ميداد
قضا لوح قدر را اب ميداد
سپيده اخم خود را باز ميكرد
افق را سينه چاك ناز مى كرد
موذن دم بدم تكبير ميگفت
به ما از ايه تطهير ميگفت
غلم بر قاف شب كوبيد خورشيد
مى از جام فلق نوشيد خورشيد
زمين ابستن نص علق بود
زمان ائينه دار لطف حق بود
وجود واجب استاد هستى
تجلى كرد در ابعاد هستى
خديجه تا زهستى نيست گرديد
ز هستى نمره او بيست گرديد
به روز بيست از ماه جمادى
ندا برخاست از ناى منادى
خديجه ثروت خود را فدا كرد
فنا شد و ز فناكسب بقا كرد
ز كارش موشكافى كرد خالق
گذشتش را تلافى كرد خالق
در رحمت به رويش نيز واكرد
به او زهراى اطهر را عطا كرد
طريقت را دليل راه آمد
حقيقت را تجليگاه آمد
شريعت صورت و معناست زهرا
حقيقت قطره و درياست زهرا
چه زهرائى كه هستى هست . مستش
كليد هستى عالم بدستش
چه زهرائى ، على را پاك همسر
كه مادر هست بر شبير و شبر
پدر او را نه ختم مرسلين است
كه او بر خاتم خاتم نگين است
خدا را شاهكار خلقت آمد
كه بر اسرار هستى علت آمد
شكوفا شد به امر وحى سرمد
گل بى خار گلزار محمد
به مدح او قلم درمانده گردد
به وصفش واژه ها شرمنده گردد
ورا ذرات عالم مى شناسند
زادم تا به خاتم مى شناسند
نه تنها دم زند ادم ز وصفش
زند دم خالق اعظم ز وصفش
شكوه رمز يا زهراست زهرا
قرار نوح در درياست زهرا
به زهرا تا توسل كرد آتش
به ابراهيم حق شد سرد آتش
چه نامش برد موسى ، موسوى شد
كليم حق ز فيض معنوى شد
مسيحازد چو بر دامان او دست
گسست از فرش دل ، در عرش بنشست
بلى صديقه كبرى است زهرا
قرار كل ما فيهاست ، زهرا
سفاعت در جزا پابست زهراست
نجات ما همه در دست زهراست

                             خانه زاد حق

                           کتاب . عاشوراتاغدیر 

آن شب فضاى كعبه اذينى دگر داشت
گوئى خم گيسوى شب چينى دگر داشت
استاره ها بر گرد مه پروانه بودند
چشم انتظار جلوه جانانه بودند
ان شب غم از مرز ولايت دور شد دور
ام القرى را سينه همچون طور شد طور
با يورشى ظلمت اسير نور گرديد
چشم كج انديشان عالم كور گرديد
آن شب زنى را، راز دلها با احد بود
بيت احد خلوتگه بنت اسد بود
بنت اسد در زير لب رازى مگو داشت
در نيمه شب با احد اين گفتگو داشت
ائينه دار راز او، اسرار شب بود
وز شدت دردى نهان در تاب و تب بود
غرق عرق گرديده بود از بار دارى
صبر و قرارش رفته بود از بى قرارى
در كارگاه شب در اسرار مى سفت
اسرار دل را با خداى خويش ميگفت :
در خلوت دل جز تو دلدارى ندارم
با كس به غير از تو سروكارى ندارم
دستم بگير از مرحمت ، كز پا فتادم
وز ناتوانى خسته در اينجا فتادم
درد مرا درمان دواى توست يا رب
خوان مرا نعمت عطاى توست يا رب .
ناگه جدار خانه حق باز گرديد
وز اين شكفتن ، رازها ابراز گرديد
در دل فتاد از جنب و جوش ، جوش و خروشش
آمد نداى ادخلى از حق بگوشش
شد فاطمه مهمان و حق شد و خروشش
بنت اسد گل گشت و ايزد باغبانش
بعد از سه شب مهمانى و مهمان نوازى
آمد برون از بيت حق با سرفرازى
تنها اگر وارد به بيت دادگر شد
خارج زبيت دادگر، با يك پسر شد
از نور حق آغوش گرمش منجلى بود
زيرا تجليگاه قنداق على عليه السلام بود
اى نام تو ائينه دار ملك هستى
اى مهر تو قانون گذار حق پرستى
اى جاودانه مرد ميدان شجاعت
اى رهنمورد سنگر و محراب طاعت
اى خانه زاد حق ، درون خانه حق
وز نام حق نام دلاراى تو مشتق
ميلاد تو ياد اور حكم جليل است
يا اور حكم عنايت بر خليل است
راز بناى كعبه شد ابراز از تو
شد باب رحمت بر رخ ما، باز از تو
يعنى خدا را مظهر كل صفاتى
از ذات بگذشته حق را عين ذاتى
با نام تو ديوان هستى را نوشتند
با مهر تو، اب و گل ما را سرشتند
اينك فضاى كشور ما منجلى كن
اكنده از اواى گرم يا على كن
ما عاشق و مشتاق فتح كاظمينيم
ديوانه كوى دل اراى حسينيم
ما ارزوى شهر سامراء داريم
بر اين اميد، راه نجف در پيش داريم
تا در جوارت منزل و ماوا بگيريم
ما جشن ميلاد تو را آنجا بگيريم
                                    شهادت نامه .
                                   
                           حسان
 
امشب شهادتنامه عشاق امضا مى شود
فردا ز خون عاشقان ، اين دشت دريا مى شود
امشب كنار يكديگر، بنشسته آل مصطفى
فردا پريشان جمعشان ، چون قلب زهرا مى شود
امشب بود بر پا اگر، اين خيمه ثار الهى
فردا به سمت دشمنان ، بر كنده از جا مى شود
امشب صداى خواندن قرآن بگوش آيد ولى
فردا صداى الا مان زين دشت بر پا مى شود
امشب رقيه حلقه زرين اگر دارد به گوش
فردا دريغ اين گوشوار از گوش او وا مى شود
امشب به خيل تشنگان ، عباس باشد پاسبآن
فردا كنار علقمه ، بى دست ، سقا مى شود،

امشب كه قاسم زينب گلزار آل مصطفاست
فردا ز مركب سرنگون ، اين سرورعنا مى شود
امشب بود جاى على ، آغوش گرم مادراش
فردا چو گلها پيكرش ، پامال اعداء مى شود
امشب گرفته در ميان ، اصحاب ، ثار الله را
فردا عزيز فاطمه ، بى يار و تنها مى شود
ترسم زمين و آسمان ، زيروز بر گردد (حسان )
فردا اسار تنامه زينب چو اجرا مى شود
                          آسمانا تو ندارى قمرى بهتر از اين

                                     ژولیده نیشابوری


بزم ما را نبود زيب و فرى بهتر از اين
نيست ما بى خبران را خبرى بهتر از اين
بهر پرواز به كاشانه قاف ملكوت
حق نداده است مرا بال و پرى بهتر از اين
هر كسى را اثرى هست گرانمايه و من
بين اشعار ندارم اثرى بهتر از اين
آمد اين مژده بگوشم سحر از عالم غيب
كه نباشد شب ما را سحرى بهتر از اين
شب ميلاد همايون بهين رهبر ماست
كه بشر را نبود راهبرى بهتر از اين
از گريبان زمين سرزده خورشيد مگر
كه نديده است بخود زيب و فرى بهتر از اين
جاى دارد كه بگويد به دوصد جلوه زمين
آسمانا تو ندارى قمرى بهتر از اين
صادق آل نبى را پسرى داد خدا
كه نباشد پدرى را پسرى بهتر از اين
بعد صادق زره لطف نداده است بما
صدف بحر ولايت گهرى بهتر از اين
بخدائى خدا نيست در اقليم وجود
بهر زيب سر ما تاج سرى بهتر از اين
بهترین روز صفر هفتم ماه صفر است
نيست ما هم سفران را سفرى بهتر از اين
بهر نابودى هارون ستمگر نبود
خفته در بيشه دين شير نرى بهتر از اين
بهر پرپر شدن زهر ندارد به يقين
شجر گلشن دين برگ و برى بهتر از اين
گوئيا خلق نكرده است بدين حسن و خصال
بين ابناء بشر، حق ، بشرى بهتر از اين
چشم خورشيد چو افتاده به او گفت نداشت
كلك ذات احديت هنرى بهتر از اين
اى شه ملك خراسان پسر شير خدا
چون تو نبود پسرى را پدرى بهتر از اين
نيست در گردش ايام بدين جلوه گرى
مهر و مه را شب و روز دگرى بهتر از اين
حاجت خويش طلب كن كه ندارد پس از اين
تير جانسوزدعايت اثرى بهتر از اين
من ژوليده چه گويم كه ز يمن قدمش
بزم ما را نبود زيب و فرى بهتر از اين
                                                                   ادامه دارد ....
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:33 |

 

به سوی کوی دوست 38

 

        م – ا- زائر

 

                   ساعت 11 شنبه شب 22 فرور دین ماه – فرودگاه آبادان

 

  حود ساعت 10 شب آماده شدیم که به فرودگاه آبادان برویم از آقامهدی و بقیه دوستان

 

خداحافظی  کردیم وعازم شدیم تابه ببینیم وضع بلیط ماچه می شود.

 

آقای صد رهاشمی وبقیه دوستان هم بودندکه قبلا بلیط برگشت راتهیه کرده بودند. من

 

دراینجا لازم است از دونفر دیگر دوستان آبادانی هم بخاطر زحماتشان خصوصا برای انجام

 

مقدمات سفر تشکر کنم . آقایان عباسی ووطن خواه که آقای عباسی گذرنامه هاراجمع

 

آوری کرده  وبه آبادان فرستادند و آقای وطن خواه هم خبرهای سفروکیفیت  وتاریخ آنرا

 

به دوستان آبادانی ساکن تهران می رساندند.

 

 

بارسیدن به فرودگاه بطرف دفترفرودگاه رفتم و جریان راگفتم که مابلیط نداریم واحتیاج به

 

دوبلیط داریم .

 

یکی ازکارمندان گفت به آقای عریفی درقسمت مدیریت سربزنید ومطلب رابگوئید . ماهم

 

خدمت ایشان رسید یم و جریان راگفتیم . ایشان هم قول مساعدراباتوجه به تاخیر هواپیما

 

دادند.

 

هواپیما قراربود ساعت 11 درفرودگاه آبادان به زمین بنشیندکه  تاخیر داشت وکار فرود

 

هواپیما به ساعت12ونبم کشید .

 

بااقای جعفری فرماندار اسبق آبادان درزمان جنگ دوباره به دفتر رفتیم .  کارمند دفتر

 

فرودگاه گفت شماراشناختم شما آقای  ... ومن هم شاگرد شما دردبیرستان فرخی بودم و

 

برادرم هم شهید است شهید کماند ارویکی دیگر از آقایان فرهنگی هم بنام آقای مالکی که

 

بازنشسته شده بود درآنجابود و کمی نشستیم وصحبت کردیم وآقبای  جعفری هم نشستند

 

و دوستان به ایشان احترام گذاشتند .

 

آقای کماندار گفت : اگر امشب بلیط برای شما تهیه نشد فرداصبح ساعت 9 شمار ا می

 

فرستم .اشکالی هم وجود داشت اینکه یک پروار " کنسل " شده بود وتعدادی ازمسافران

 

می خواستند بااین هواپیمابه تهران بیایند .

 

بهرحال هواپیما حدود ساعت یک نیمه شب درفرودگاه آبادان به زمین نشست و لیست

 

انتظاری ها هم انتظا رشان تمام شد و بلیط برای آنها تهیه شد که من هم جزو آنها بودم و

 

ساعت 3 ونیم ازشب گذشته درتهران بودیم . اهسته وبدون سروصدا که بچه ها

 

بیدارنشوند . که بیدارهم شدند ومن هم مجبوربودم باتمام خستگی نخوابم که نمازصبح

 

قضانشود و بهرحال تاساعت 5 صبح بیدارماندم نمازخواندم وبعد خوابیدم که درطول روز

 

هم بطورمتناوب استراحت کردم وعصرهم اولین گروهی که آمدند خانواده عیال روح الله

 

بودند که ازسادات بزرگوارند .

 

به عنوان حسن ختام این زیارت زیارت ائمه اطهاروبزرگان مجاور خصوصا حضرت ایت الله

 

جمی چند شعر را درمورد اهل بیت (ع) از بانوی دوعالم حضرت زهرا(س) تا حضرت

 

مهدی (عج)تقدیم می دارم . بیاد آن عزیزان وبیاد شبهای حسینیه ثارالله درماه محرم وصفر

 

که اشعارمناسب رادرحضور بزرگواران شهرمان وکشورمان مرحوم حضرت آیت الله سید

 

کاظم دهدشی و آیت الله جمی وبقیه برادران روحانی و همشهریان خود می خواندم .

 

                                                                              ادامه دارد....

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 18:55 |

 

به سوی کوی دوست 37

       

          م- ا- زائر

 

حالا بطرف آبادان می رفتیم درحالی که هنوز تصویر نجف . کربلا وزیارتگاهها ازنظرم محو

 

نشده بود.  چندمو ضوع در این زیارت برای من جالب بود .

 

اول اینکه خصوصا درنجف گویا مغازه ها انبار نداشتند و تمام اجناس خودرا بیرون

 

ازمغازه ها درپیاده روهامی گذاشتند .البته قطعا نباید این طور باشد ولی این دلیل رعایت

 

همدیگر وخداترسی این مردم داردکه احتیاج به پلیس و قفل وبند ندارند ما می بینیم دراینجا

 

حتی قفل وزنجیر هم شکسته می شود تا سرقت انجام شود وگاهی به قتل وجنایت هم می

 

انجامد .

 

دوم – درتمام شهرهای عراق حتی بغداد یک زن بی حجاب و بدحجاب راندیدم .همه با عبا

 

ویا  مانتو وروسری بودند که  تام بدن وموها پوشیده شده بود.

 

سو م-  پسران عراقی درتمام شهرها موهای کوتاه داشتند وگویا این یک فرهنگ بود که

 

موی آنها بلند نباشد لباسهای  زننده هم نداشتند .

 

چهارم – مزاحمت های خیابانی برای زنها ودختران دیده نمی شد . و زدوخورد برای

 

مسائل مادی و غیره هم مشاهده نمی شد.

 

پنجم – تخلفات رانندگی وترافیک هم درکل این شهر هاندیدیم . بوق زدنهای بی مورد .

 

سبقت های بیجا .حالت تمسخر ومزاحمت دررانندگی وجودنداشت .

 

ششم - درتمام شهرهائی که ما دیدیم نجف - کاظمین وکربلا موضوع تکدی گری و

 

گدائی بسیار ضعیف وناچیزبود شاید یک  صدم ویک هزارم ایران.

 

هفتم -مساله اعتیاد بطورعلنی مشاهده نشد و بطورپنهانی هم نشنیدیم . 

 

درکربلا ونجف با افرادی روبروشدیم وصحبت کردیم که آنها در زمان جنگ  ازطرف

 

صدام به جبهه فرستاده شده بودند و آن طورکه می گفتند مجبور بودند وخصوصا صدام

 

از شیعیان استفاده بیشتری می کرد زیراکشته شدن آنها هم برای اواهمیتی نداشت . منته

 

شیعیان زیرنظر فرماندها ن سنی و بعثی بودند .حالا به  آبادان رسیدیم . قبل ازورود به 

 

آبادان تصمیم داشتیم به اهوازبرویم وازآنجا عازم تهران شویم حس کردیم که بسیارخسته

 

هستیم  ضمنا درتهران هم  کارهائی داشتیم و خانواده منتظر بودند پارچه خیرمقدم آماده

 

شده بود و سفارش گوسفند هم داده شده بود بنابراین برنامه را تغییر دادیم و تصمیم به

 

برگشت گرفتیم اماگویا قراربود جریان آمدن ما ازتهران به آبادان به نحو دیگری

 

تکرارشود. زیرا دوستان بلیط برگشت راگرفته بودند ولی ما بلیط نداشتیم و باید که درلیست

 

انتظارمنتظرمی ماندیم تاچه شود؟

 

 مهدی جمی مطمئن بود که بلیط گیرما می آید ومی گفت همانطورکه بامشکلاتی ازتهران به

 

آبادان آمدید حالا هم به تهران می روید .

 

ارفرصت استفاده کردم دوباره هم سری به اطراف دفترامام جمعه واحمد آبادزد م بازهم

 

همان موضوعات که درشماره 2 خاطرات به بعضی از  آنهااشاره شد.

 

 درقسمت ورودی دفتر امام جمعه  عکس هائی از شهدای آبادان بود که روبروی مسجد

 

موسی ابن جعفر(ع)همین طور بود این عکسها بااین که سالیان سال از تصویر کشیدن آنها

 

گذشته است متاسفانه کمرنگ و پاک شده است . درآبادان قطعا ارگانهای فرهنگی  هستند

 

که می توانند اینهارا احیا کنند و خوب مسائل دیگر هم هست. که بطوراختصار درشماره 2

 

خاطرات گفتیم .

 

بااین ترتیب تا ساعت 11 شب باید صبرکنیم به بینیم چه پیش خواهد شد ؟

 

                                                                 ادامه دارد....

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:17 |
 

اگرخوب بنگری .... 

نویسنده :         غریبه  آشنا

تقدیم به تو ای چشمان همیشه منتظر

اگر خوب بنگری امام تو در همین نزدیکیهاست...

او تو را می بیند وگريه هايت را مي شناسد...

گاهی نیز از کنارت رد می شود بی آنکه او را بشناسی.کافیست چشم دل را باز کنی تا بتوانی به عیان یوسف زیبای زهرا را بنگری..

او با ماست...از ماست و به خاطر ماست که این همه سالهای رنج و فراق را تحمل می کند .

بیا و ذره ای با خلوص از او یاد کن.

برای آسانی فرجش دعاکن ....دعای فرج..

کسی چه می داند شاید امشب نوبت توست که

مولای سبز پوش را ببینی....

کافیست همت کنی.و چشم دلت را باز کنی ...

آنگاه است که خود را در خیمه او خواهی یافت.

او همین نزدیکیست....

لای شب بوهای خوشبو ی نیاز ....

در فراسوی افق چشم به راه ست...

خواهد آمد زرهی دور و دراز...

عشق ،عرفان،و خلوص باشدت توشه این راه طویل انتظار است .

وه چه زیباست که من و تودر آن روز ظهور ،سبز خواهیم شد در آن وادی نور.

الهم عجل لولیک الفرج

خبرت هست كه بي روي تو آرامم نيست..

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:42 |

 

 به سوی کوی دوست ۳۶

م - ا-زائر

   شنبه ۲۲ فروردین ۸۸

نمازصبح رادرحرم ابوالفضل العباس (س) خواندیم  و به مسافرخانه  آمدیم که اثاثیه راجمع کنیم وعازم وطن شویم . گاری ها هم فعال بودند و بهرحال به طرف  "بستان " حرکت کردیم و تا همه چیز آماده شد ساعت ۶ بود که از کربلا خارج شدیم واتوبوس به طرف ایران حرکت کرد  که مسیر هم همان شهرهای جنوبی و خرمشهر بود. 

همه زیارتهاانجام شد . تاجه قبول افتد وچهدرنظر آید . دراین قسمت شعری ازاستاد شهریار می آوریم انشا الله که مورد قبول آن بزرگواران و دوستان عزیز بیننده ماباشد .                                                    

عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين « شعر استاد شهریار »

شيعيان در سر هواى نينوا دارد حسين        خون دل با كاروان كربلا دارد حسين

از حريم كعبه و جدش به اشكى شست دست        مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين

بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است        ورنه اين بى حرمتى ها كى روا دارد حسين

آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند        عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين

دشمنش هم آب مى بندد به روى شاه دين        داورى بين با چه قوم بى حيا دارد حسين

دشمنانش بى امان و دوستانش بى وفا        با كدامين سركند مشكل دوتا دارد حسين

رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند        تا به جايى كه كفن از بوريا دارد حسين

اشك خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار        كاندرين گوشه عزاى بى ريا دارد حسين

این شعر شهریار رادوست دارم بخاطرمحتوای آن واما یک روز هم که غیر ازروزجمعه بود و بجزروزهائی که دوستان آبادانی خدمت حاج اقا جمی درتهران می رسیدند به حضور ایشان رسیدم واین شعررا برای ایشان خواندم وعشق وعلاقه من وجمی عزیز قسمت عمده ای ازآن بخاطر همین تفکرفرهنگی هردوی ما بودوالبته بحثهای دیگری هم بود . آنچه ازآن بزگوارهم باید اضافه کنم که هرگزجلوتروسریعتراز رهبری حر کت نکرد و تندروی نداشت  ومن بی مناسبت نمی دانم که ایشان را یک " روحانی روشنفگر "بدانم .

بهرحال اتوبوس ازکربلاحرکت وازشهرهای جنوبی بطرف ایران راه افتاده بود ودوستان هم مشغول صحبت بودند . آقای شمس که از نیروهای مخلص وافرادی بود که در زمان جنگ  خدمات ارزنده ای به رزمندگان درمسجد قدس ارائه کرده بودو ارادت خاصی هم به حاج آقاجمی داشت . از پیاده روی شیعیان در روزهای عزاداری به سوی کربلا صحبت کرد که خیلی جالب بود واین که افراد مخلص وعاشقی صدها کیلومتررامی پیمایند تا به کوی دوست برسند.

 یادم می آید یکی از دوستان ماکه خدارحمتش کند گفت : من نمی توانم قبول کنم که امام زمان (عج)آنطورکه بعضی می گویند بیاید ومثلا باکسی تماس بگیر دبه اول پول بدهد و این موضوعاتی که بعضی می گویند . درجواب به او گفتم همانطوری که من که معلم هستم ازکارشما که " انباردار" هستید سر درنمی آورم ونمیدانم کارانبارداری چیست ؟ بنابراین دلیلی نداردکه همه این موضوعها رادرک کنندوبه آن برسند و البته خودماهم این چنین اعتقاد داریم که حالات روحانی ومعنوی هست اما برای همنیست . قطعا  افرادی هستند که مقرب درگاه خدا و ائمه اطهارهستند ومورد توجه هستند. حافظ هم این حالت روحانی راازخدا درخواست می کند ومی گوید:

آنان که خاک رابه نظرکیمیا کنند                          آیا شودکه گوشه جشمی بما کنند؟

تلاش برای رسیدن به مراحل معنوی کاروزحمت می خواهد که بسیاری ازبزرگان به  آن رسیده اند.

ولی برای ما چه عرض کنم .

آب دریارا اگرنتوان کشید                                هم بقدرتشنگی باید چشید.

 ظهر هم به بصره رسیدیم  .  و ساعت ۵ عصرهم مرز شمچه بودیم . بخاطر عدم رعایت بعضی ازکاروانها مقداری بی نظم بود . البته مدیران کاروانها هم با توجه به رفت وآمدها ی مد اوم آشنا شده بودندو درتسریع کارها موثر بود .

 در ورودی شلمچه هزاران نفر درگوشه وکنارنشسته بودند که آآخرین مرحله کارآنها که مهر خروجی باشد انجام شود . متاسفانه وضع بهداشت بهیج  وجه مناسب نبود .

برای این چندهزارنفر فقط ۳ عدد توالت وجود داشت البته  چند تا هم بود که پر ازآشغال و غیرقابل استفاده بود  . بازهم تاسف . پس فرمانداری خرمشهر چه می کند ؟  سوال کردم گفتند  گویا بین فرمانداریو منطقه آزاد دراین مورد یعنی درمورد توجه به این منطقه اختلاف است . خوب مردم چه گناهی کرده اندوچه تقصیری کرده اند . خصوصا که عده ای از این بندگان خدا که برای زیارت عزیزان خدا به کربلاونجف رفته اند پیرمردان وپیرزنان ناتوان هستند .

 من دریادداشت های خودم گفتم که یکی ازوبلاگها بنام" جامعه مدنی " که فعلا بنام "جامعه " است

ادعاکرده بود که دولت نهم خوزستان را ۱۰۰سال جلو انداخته است . خوب این ۱۰۰ سال پیشرفتکجاست ؟ خوب است ما انصاف داشته باشیم وانصاف یعنی خوب رابگوئیم وبدراهم و این نیست کهآن که دوست داریم همیشه نمره ۲۰ بدهیم وآن که دوستش نداریم نمره اش همیشه صفراست .

البته من از آن وبلاگ محترم  سئوال کردم بفرمائید این ۱۰۰ سال پیشرفت خوزستان درکجاست ؟ که ایشان سئوال بنده راهم بلاجواب گذاشتند .

                                                                     ادامه دارد.....

                                                                  

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:35 |