شعرفرزدق دروصف حضرت سجاد (ع)
هذا الذى تعرف البطحاء وطاءته والبيت يعرفه والحل والحرم
او که تو نمی شناسی همان کسی است که سرزمین بطحا جای
گامهایش را می شناسند. و کعبه و حل و حرم در
شناسائیش همدم و هم قدمند.
هذا ابن خير عباد الله كلهم هذا التقى النقى الطاهر العلم
او فرزند بهترین تمامی بندگان خداست، او همان شخصیت منزه
از هر آلودگی و رذیلت و پیراسته از هر عیب و علت، و مبرا از
هر تهمت و منقصت و کوه بلند علم و فضیلت و
نور افکن عظیم هدایت است.
هذا ابن فاطمة ان كنت جاهله بجده اءنبياء الله قد ختموا
او فرزند فاطمه است. اگر تو نسبت به نسب او جهل داری
بدان همان کسی است که باجدّ او سلسله شریفه انبیاء
ختم گردیده است.
وليس قولك من هذا بضائره العرب تعرف من اءنكرت والعجم
این که گفتی: این کیست؟ رونق و عظمت و جلوه
جلال و شکوه شخصیت او را فرو نمی کاهد،
زیرا آن کسی که تو او را نمی شناسی عرب و عجم هر
دو او را به خوبی می شناسند.
كلتايديه غياث عم نفعهما تستو كفان و لا يعروهما عدم
هر دو دستش ابری فیاض و رحمت گستر است، که
رگبار فیض را فرو می بارد و جود و
عطایش هیچگاه کاستی نمی پذیرد.
سهل الخليقة لاتخشى بوادره يزينه اثنان حسن الخلق والشيم
خوئی نرم و سازگار دارد و مردمان از خشمش در امانند
و همیشه دو خصلت حلم و کرم،
شخصیت او را همی آرایند.
حمال انفال اءقوام اذا افتدحوا حلو الشمائل تحلو عنده نعم
او به دوش کشنده بار مشکلات اقوامی است که زیر
سنگینی آن بار، به زانو در آمده اند،
چنانکه خوئی ستوده و روئی گشوده دارد و اعلام پذیرش
حوائج مستمندان در مذاق جانش شیرین و
خوشآیند است.
ما قال لاقط الا فى تشهده لولا التشهد كانت لاءه نعم
او نیاز نیازمندان و خواهش سائلان را همیشه با
چهره گشوده و منطق مثبت استقبال کرده است
و هیچگاه جز به هنگام تشهد کلمه «لا » بر زبان نرانده است و
اگر ذکر تشهد نمی بود «لای »
او نیز «نعم » همی بود.
عم البرية بالاحسان فانقشعت عنها الغياهب والاملاق والعدم
خورشید فروزان احسان او گرمی و روشنی بر همگان افشانده
و از این رو در برابر اشعه نیرومندش، تاریکی از فضای
اندیشه و دل گمراهان و ظلمت فقر از محیط
زندگی مستمندان و ستم از آفاق حیات ستمزدگان
رخت بر بسته است.
اذا راءته قريش قال قائلها الى مكارم هذا ينتهى الكرم
هر زمان که قبایل قریش به سوی او بنگرند، شعرا و
خطبای ایشان به مدح و ثنایش زبان
همی گشایند و بی اختیار اذعان و اقرار کنند که هر گونه
جود و احسان به او همی پیوندد و
کاروان کرم در منزلگاه مکارم او رخت همی کشاند.
يغضى حياء و يغضى من مهابته فمايكلم الا حين يبتسم
او از فرط آزرم، دیدگان خود را فرو می نشاند و حاضران
حضرتش تحت تاثیر هیبت و
عظمتش دیدگان فرو می پوشند و جز به هنگامیکه که
لب به تبسم بگشاید، سخنی در حضور او بر
زبان نمی آید.
بكفه خيزران ريحه عبق من كف اءروع فى عرنينه شمم
در دستش عصای خیزرانی که عطر می پراکند، و
بویش دل انگیز است. او بیننده را از
زیبائی و تناسبی که در چهره دارد، به شگفت آورد.
يكاد يمسكه عرفان راحتة ركن الحطيم اذا ماجاء يستلم
جود و عطای کف بخشاینده او چنان است که چون به
آهنگ دست سودن بر رکن حطیم
(حجر الاسود) گام فرا نهد، گوئی که رکن می خواهد تا او
را نزد خود نگاه دارد و از جود و عطایش برخوردار گردد.
الله شرفه قدما و عظمه جرى بذاك له فى لوحه القلم
خدای او را شرافت بخشیده است و برتری داده و قلم قضا
درتحقیق این مشیت بر لوح قدر روان گشته است.
اى الخلائق ليست فى رقابهم لاولية هذا اءوله نعم
کدامین گروه از خلایق الهی است که نیاکان این شخصیت
عظیم یا از خود این شخص کریم،
منتی و نعمتی بر ذ مّه خود نداشته باشد.
من يشكرالله يشكر اءولية ذا فالدين من بيت هذا ناله الامم
هر کس خدا را شکر بگذارد، نیاکان این امام را
همی شکر بگذارد به حکم ضرورت زیرا
مردم جهان، دین خدا را از خانه او بدست آورده و در پرتو
هدایت این خاندان از کفر
و شرک رسته اند.
يتمى الى ذروة الدين التى فصرت عنها الاكف و عن ادركها القدم
او به اوج عزتی قدم نهاده که عرب و عجم در اسلام
به آن قله پر افتخار عظمت و جلال نرسیده اند.
من جده دان فضل الانبياء له وفضل اءمته دانت له الامم
او فرزند کسی است که فضل پیامبران، دون فضل او
و فضل امتهاشان دون فضل امت اوست.
مشتقه من رسول الله نبعته طابت مغارسه و الخيم والشيم
شاخه نیرومند شخصیت او از پیکره شخصیت پیامبر
صلی الله علیه و آله وسلم
بر دمیده است.
از این رو عناصر وجودش و اخلاق و سجایایش پاک و پاکیزه است.
ينشق ثوب الدجى عن نور غرته كالشمس تنجاب عن اشراقها الظلم
نور پیشانیش پرده ظلمت را می درد، چنانکه
خورشید با اشراق او ظلمتها را نابود می گرداند.
من معضر حبهم دين و بعضعهم كفر و قربهم منجى و معتصم
او از گروهی است که دوستیشان دین و دشمنیشان
کفر است و قرب جوارشان ساحل نجات و
پناهگاه امن و امان است.
مقدم بعد ذكرالله ذكرهم فى كل بدء و مختوم به الكلم
پس از نام خدا، نام ایشان بر همگان مقدم است و هر
کلام بنام ایشان زیبا فرجام است و
حسن ختام همی پذ یرد.
ان عد اءهل التقى كانوا اءئمتهم اءوقيل من خير اءهل الارض قيل هم
اگر اهل تقوی شمرده شوند، ایشان پیشوایان ایشانند، و
اگر از بهترین اهل زمین باز پرسند،
نام ایشان به میان همی آید.
لا يستطيع جواد بعد جودهم ولا يدانيهم قوم و ان كرموا
هیچ بخشایشگر به قله کرم و منتهی جود ایشان
نمی رسد و هیچ قوم به هر پایه از
کرم که باشد، قدرت همسری و همسنگی ایشان را ندارد.
هم الغيوث اذاما اءزمة اءزمت والاسد اءسد الشرى والباءس محتدم
بزرگان این خاندان به روزگار سختی و قحط سالی، باران
رحمتند و به هنگام جنگ، شیران بیشه شجاعتند.
لاينقص العسر بسطا من اء كفهم سيان ذلك ان اثرواءوان عد موا
در عصر معیشت و سختی زندگی، دستهای بخشایشگر آنها را
از جود و عطا نمی بندد و
این گشوده دستی در هر دو حالت توانگری و درویشی،
برای ایشان یکسان است.
يستدفع الشرو البلوى بحبهم ويسترب به الاحسان والنعم
ناگواریها و گرفتاریها به یمن محبتشان دفع می شود و
احسان نعمتها به برکت آن محبت فزونی همی گیرد.