تبليغاتX
به نام خداوند آسمانها و زمین

 

   

 

 "حرّ زمان " بزن قدش 

 

ثابت قدم : این مطلب رادروبلاگ فریدصلواتی بخوانید.

 

http://www.faridsalavati.blogsky.com/ 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 18:52 |
 
نویسنده: استاذنا
 
سه شنبه 12 آبان1388 ساعت: 23:29
 
سلام؛
روز 13 آبان؛ سال روز مبارزه‌ی با استکبار جهانی است.
 
ما که معتقد به ادامه‌ی مبانی‌ ترسیم شده توسط امام راحل (ره) هستیم باید این روز
 
 مهم را زنده نگه‌داریم و در مراسمی که در این روز تشکیل می‌شود شرکت کنیم.

واقعیّت قضیّه این است که دشمن اصلی ما همچنان ایالات متّحد آمریکاست. او تنها دشمن ما
 
نیست بلکه دشمن اسلام، مکتب و مذهب تشیّع است و تا سر حدّ نابودی این مکتب کمر بسته.
 
چون چنین است باید در راه مبارزه با این دشمن بزرگ مکتب آنی از خودمان غفلت نشان
 
ندهیم.


وعده ی دیدار ما، متحدتر از هر سال در راهپیمایی ضد استعماری.
 
ثابت قدم : این هم دعوت سایت استاذنا . دوستان عزیز ومجتهد ما .
 
البته تخصص برادران وخواهران مادرحوزه ها مورد تردید هیچ
 
یک ازمانیست . اما مسائل سیاسی . مطالعه مربوط به خودرا دارد
 
مبارزه بااستکبار جهانی . آیا استکبار جهانی فقط آمریکاست؟
 
که البته  ما آمریکاراهم مستکبر می دانیم . و آیا شعارمرگ  بر
 
آمریکا برای سرکوب ملت است یابرای رساندن پیام به آمریکا
 
ودرپایان سئوالی دیگر . حضرت امام خمینی ( ره ) سخنان
 
بسیاری را ایراد  فرموده اند . چرا به همه پیامها عمل نمی شود وفقط
 
مرگ برآمریکا گفته می شود وعمل به آن هم که معلوم نیست .
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 13:48 |
 
باسلام به بینندگان عزیز وبلاگ .
 
دریکی ازمطالب وبلاگ مطلبی راجع به نمازشب نوشته بودم . دوستان عزیز
 
در سایت "استاذنا " لطف کرده و مطلب اینجانب را سئوال گونه مطرح
 
کرده وپاسخ داده اند. ضمن درج مطلب از دوستان درسایت "استاذنا"
 
قدردانی می کنیم .
 
=================
 
 
نویسنده: امیر ثابت قدم
 
 
دوشنبه 11 آبان1388 ساعت: 2:38
سلام؛

... نمازشب هم "بهاری بود و بگذشت".

اگر هر شب توفیق داشتم که لازم نبود این چنین خوشحال باشم و مانور بدهم.

البته برای یک پیرمرد 70ساله نماز شب بعد از هر 5 الی 6 ماه یکمرتبه مهم

است. یعنی برای من خیلی مهم بود و دوباره این فرصت را از دست دادم و فقط

برای همان یک شب بود.

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی.

خدانگهدارشما.

البته می دانید که شاید ما تنها وبلاگی هستیم که حدود 90 درصد

مطالب شما را در وبلاگ خودمان می آوریم و البته تخصص شما غیرقابل انکار است.



............. استاذنا: ....................................................................

به طور كلي عامل عدم توفيق در نماز شب دو چيز است:

1. عوامل جسمي؛
گاهي خستگي زياد مغز و اعصاب و وضعيت مزاجي خواب را سنگين و طولاني مي‏كند. پرخوري در شب، خود علّتي ديگر براي خواب طولاني و سنگين مي‏باشد.

2. ضعف اراده:
نماز شب اراده و عزم مي‏خواهد. خواستن تنها كافي نيست، بايد با تصميم جدي خوابيد. ضعفِ اراده جزء مهم‏ترين عوامل محروم ماندن از نماز شب و سحرخيزي مي‏باشد. بايد با اين ضعف و سستي اراده مبارزه كرد.
امام علي (ع) مي‏فرمايند: «ضادّوا التواني بالعزم» (به وسيله عزم، با سستي مبارزه كنيد). ...
... تفكر در اهميت نماز شب و خواندن دعاهاي قبل از خواب، براي تقويت اراده و عزم مفيدند. در هر صورت، اگر گاهي موفق به نماز شب نشديد، قضاي آن را به جا آوريد.
نماز شب بايد از كم شروع شود، با حذف مستحبات طولاني آن، مي‏شود همه آن را در ده دقيقه خواند؛ ولي اگر حال خوشي دست داد، طولاني كردن آن به اندازه كشش حال، اشكالي ندارد.

در آخر سفارش اكيد مي‏شود كه فقط با عمل به اين راهكارها و عزم جزم و اراده محكم مي‏توان هر شب به نماز شب موفق شد. سعي كنيد بدون كوك كردن ساعت بيدار شويد. عادت به نماز شب و سحرخيز، ممكن است حداقل دو سال طول بكشد؛ بنابراين از افت و خيزها بيدار شدن‏ها و بيدار نشدن‏ها، سستي و سردي به خود راه ندهيد. ناگفته نماند پيدايش گوهر در صدف و استحصال طلا از معدن نياز به تلاش‏هاي فراوان و سوز و گدازها دارد. در مسايل معنوي نيز قابليت سعادت را بايد فراهم آورد و اين راه براي همگان گشوده است. اگرچه قابليت سعادت از جهت شرايط محيطي و عوامل ژنتيكي براي برخي بيشتر فراهم است اما آنچه نقش اساسي دارد، اراده و تلاش خود انسان است «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» (و كساني كه در راه ما كوشيده‏اند به يقين راه‏هاي خود را بر آنان مي‏نماييم)

در صورتي كه نشاط عبادت داريد، سفارش شده است كه نمازهاي مستحبي را طولاني كنيد. اما نمازهاي واجب را در حد متعارف برگزار كنيد و دعا و مناجات اگر در مكان خلوت آثار معنوي آن براي خود فرد و اطرافيان بيشتر است و از ايجاد حساسيت و مخالفت‏هاي ناخواسته جلوگيري مي‏شود و در صورتي كه جاي خلوت پيدا نشود. دعا را مي‏توان آهسته و با حالت نجوا خواند.

در خصوص نماز شب توصيه شده است سه آيه آخر سوره كهف را هنگام خوابيدن بخوانيد و ساعت مقرر را در دل بگذرانيد. بهتر است هنگام قرائت و خوابيدن با وضو باشيد تا قابليت قلب فزونتر و رفع حجاب و دفع موانع سريع‏تر به انجام رسد.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 12:32 |

 

 

ثابت قدم: این مطلب را دروبلاگ فرید صلواتی بخوانید.

http://www.faridsalavati.blogsky.com/

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 9:38 |
 
نویسنده: استاذنا
 
یکشنبه 3 آبان1388 ساعت: 1:28
 
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یارب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
و ندر این بازی شکستم داده ای
نیشتر عشقت به جانم میزنی
دردم از لیلاست آنم میزنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم ،مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو،من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی ،گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد عشقش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم...
 
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 13:34 |

 

کاش وجدانی بود. معرفتی و

 

احساسی .

 

ثابت قدم: این مطلب را دروبلاگ فرید صلواتی بخوانید.

http://www.faridsalavati.blogsky.com/

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 9:56 |

شنبه 25 مهر1388 ساعت: 10:57

توسط:استاذنا

اگه کمی نگاهمان را نسبت به محیط اطراف بهتر كنیم خواهیم دید که بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیاد. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید ...

1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 - بیشتردعا كنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9- هر روز چند آیه از قرآن را تلاوت کنیم و در معنای آن بیندیشیم.
10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. (لبته كار مشكلی است!)
12- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
13- گاهی به آسمان نگاه کنیم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم.
16- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
17- در جلوی آینه بایستیم و خدا را به خاطر همه چی شکر کنیم.
18- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
19- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
20- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوییم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!
24- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم.
25- زیر باران راه برویم.
26- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.
29- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.
30- ...

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 11:23 |

 

پشت وعاظ الولایت

نباید به اقامه نماز جماعت ایستاد

عطاء الله مهاجرانی





"مسجد اتشیها" در نزدیکی شاهچراغ، به قول شیرازی ها سردزک، مسجدی بود کوچک، اما گرم و سرشار از حضور جوانان. آیه الله سید محمد علی دستغیب امام جماعت مسجد بود و مسجدش کانون حضور جوانان. برای ما دانشجویان آن روزگار آیه الله دستغیب نشانه ای از همان صمصیت و صداقت و یکرنگی و وفایی بود که از دین و آیین انتظار داشتیم. صدایی آرام و نگاهی مهربان. انقلاب با شعار آزادی و عدالت آغاز شد و آن شعار ها در ساختار قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی به گمان ما شکل گرفت.

بسیاری به علت یا دلیل موقعیت تازه ای که در حکومت یافتند، اندک اندک از آن شعار ها کمتر دم زدند و یا دم فرو بستند. مصلحت نظام مثل جذام ریشه های ان شعار ها را بلعید و هل من مزید زد. جای آرمان، مصلحت نشست و جای ارزش های دینی، حفظ نظام ارج و اعتبار پیدا کرد. مثل همه انقلاب ها، حقیقت انقلاب در برابر واقعیت ها تسلیم شد. آرمان تبدیل به کابوس شد.

مثل همه ما که در برابر کشتار جوانان در سال 1367 ساکت ماندیم. گمان می کردیم شرایط جنگ و تهدید خارجی می تواند مجوزی برای چنان جوان کشی باشد، که در تاریخ ما کمتر نظیری برای آن می توان یافت.

آن روز ها تنها یک صدا از سراسر مسئولان کشور و نظام برخاست. صدای آیه الله منتظری، به جوان کشی اعتراض کرد، و از موقعیت سیاسی که داشت برکنار شد. در برابر اقدامی که او کرد آن موقعیت سیاسی که ارزش و اعتباری نداشت. به تعبیر امام علی علیه السلام حکومت برای احقاق حق است و گرنه بی بها تر از آب بینی بز است!

به قول مولوی:

آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک

شنگینک و منگینک! سربسته به زرینک

آیه الله منتظری برای نسل ما و نسل هایی که از راه می رسند، یک حجت است. حجتی که با صدای رسا می گوید، می توان در برابر ستم ایستاد و کلمه حق را بر زبان آورد.

امروز دیگر صدای آیه الله منتظری- که به تعبیر دقیق و به هنگام دکتر بشیریه، رهبر معنوی جنبش سبز ملت ایران است- تنها نمانده است. صدای آیه الله سید جلال طاهری در اصفهان و صدای ایه الله سید علی محمد دستغیب در شیراز بازتاب هایی از همان فریاد است. این صدا از ژرفای فطرت دینی و انسانی می جوشد. کدام فطرت انسانی ست که ستم را می پذیرد و بدتر از آن توجیه کننده ستم و سرکوب می شود؟

=======

اطلاعیه ای دیدم که عده ای نامه ای به مقام رهبری نوشته اند و از سخنان آیه الله دستغیب برائت جسته اند. آن نام و نشانها که گروه نخستش ائمه جمعه هستند که تماما کارمندان دفتر رهبری محسوب می شوند. گروه دوم فرماندهان سپاه هستند که برخی از آنان با دین و انقلاب در همان مسجد آتشیها و از طریق ایه الله دستغیب اشنا شدند. گروه سوم هم مسئولان دولتی...

به تعبیر قرآن مجید: فاما الزبد فیذهب جفاءا و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض( رعد/17) کف ها به کناری می رود و چهره صاف و تابناک آب پدیدار می شود. در برابر این اطلاعیه، وظیفه مردم شیراز و جوانان شیرازی و دانشجویان است که باز هم مثل همان سال ها مسجد آتشیها را که امروزه رونق بسیاری یافته است، با حضور خود سرشار از گرمی و حماسه کنند. بگذاریم صفوف نماز جماعت مسجد آتشیها تا کوچه و خیایان امتداد یابد. تا همه بدانند، روحانی شجاع و حقیقی که از مردم و آزادی و عدالت حمایت می کند تنها نمی ماند.

در اصفهان پیش از انقلاب، امام جمعه رسمی که نماز می خواند، مامومینش چهار پنج نفر بیشتر نبودند. نماز جمعه آیه الله طاهری در مسجد حسین آباد غلغله جمعیت بود و نیز نماز جمعه آیه الله غروی در خارج شهر اصفهان در کارخانه چوب بری!

آیه الله دستغیب از ستارگان سبز جنبش ملت ایران است. در برابر تنگناهایی که نظام برای ایشان ایجاد می کند، و این اطلاعیه بروشنی نشان داد که در پس چنین کاری سرانگشت دستگاه های اطلاعاتی و نظامی پدیدارست. وظیفه ماست آیه الله دستغیب را یاری کنیم. با همان نمازی که در مسجد ایشان برگزار می کنیم....با حضورمان می گوییم که او تنها نیست و نویسندگان آن نامه ماموران معذورند.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 11:0 |

 

شعر از : استاد بهمن رافعي

 

 

کدامین چشمه سمی شد ، که آب از آب می ترسد ؟

و حتی ، ذهن ماهیگیر ، از قلاب می ترسد

کدامین وحشت وحشی ، گرفته روح دریا را

که توفان از خروش و موج از گرداب می ترسد  

گرفته وسعت شب را ، غباری آنچنان مبهم

که چشم از دیدگاه و ماه از مهتاب می ترسد 

شب است و خیمه شب بازان و رقص وحشی اشباح

مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب مي ترسد  

فغان ، زین شهر کج باور ، که حتی نکته آموزش

زافسون و طلسم و رمل و اسطرلاب می ترسد  

فضا را آنچنان آلوده ، دود نفرت ونفرين

که موشک هم ، ز سطح سکوی پرتاب می ترسد  

طنین کار سازی هم ، زسازی بر نمی خیزد .

که چنگ از پرده ها وسیم ، از مضراب می ترسد

سخن ، دیگر کن ای بهمن ! کجا باور توان كردن

که غوک از جلبک و خرچنگ از مرداب می ترسد .

 

ثابت قدم : برای دریافت مطلب و آهنگ این شعر به وبلاگ فرید صلواتی مراجعه شود.

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 10:58 |
 
 
نویسنده: یکی از مقلدین عطاالله مهاجرانی
 
دوشنبه 20 مهر1388 ساعت: 9:21
 
آدرس مسجدشان کجاست؟ من می خوام با دوست دخترم در حالی که کفش به پا داریم و پیشانی
 
بند روی پیشانیمان را گرفته در کنارهم عین دوتا خواهر برادر در صف اول مردان پشت حاج آقا
 
 
و دوشادوش با دیگر حامیان جنبش سبز در آن نماز شرکت کنیم.
 
ثابت قدم : این هم نظر یکی ازمخالفان آقای دکتر مهاجرانی که به تمسخر این
 
مطالب رانوشته اند . اما گویا همین دوستان نماز مختلط رادرنمازجمعه آقای
 
رفسنجانی به تسمخر گرفتند و عکس آن را هم درتلویزیون وروزنامه های
 
وابسته نشان دادند . اگر چنین کاری مجاز است بفرمایند فتوایش را از
 
کجا گرفته اند ؟
 
البته گویا دوست عزیز ما شاه چراغ و مساجد حوالی راهم نمی شناسند
 
که اگر می شناختند آدرس نمی پرسیدند. ومطلب دیگر این که این
 
دوست عزیز ما آدرس خودراهم نداده اند. شما که الحمدالله از
 
آزادی بی نظیر فحاشی وکتک زدن بهره مند هستید پس چراحرفهایتان را
 
قاچاقی می زنید.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 10:48 |
 

  سلام؛
 

از حضور شما در "استاذنا" و نظرات ارزشمندتان متشکریم.

شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) را به شما تسلیت عرض می کنیم.

پس از فشارهاي شديد بني اميه، در عهد امامت امام صادق(ع) بر اثر قيام ها و انقلاب هايي

كه در كشورهاي اسلامي بر عليه بني اميه بر پا شده بود و جنگ هاي خونيني كه در نهايت

منجر به سقوط خلافت بني اميه گرديد، و نيز زمينه خوبي كه امام باقر(ع) با نشر حقايق و

معارف اسلامي مهيا كرده بود، براي امام صادق(ع) امكانات بيشتري و محيط مناسب تري براي

نشر تعاليم ديني پيدا شد.

آن حضرت تا اواخر زمان امامت خود كه مصادف با آخر خلافت بني اميه و اول

خلافت بني عباس بود از فرصت استفاده نمود به نشر تعاليم ديني پرداخت و

 شخصيت هاي علمي بسياري در فنون مختلف عقلي و نقلي مانند زراره، محمد بن مسلم،

 هشام بن حكم، جابر بن حيان و... پرورش داد.

در حوزه علمي امام ششم(ع)، چهار هزار نفر محدث و دانشمند شركت مي كردند كه

عده اي از بزرگان و رجال علمي اهل سنت نيز مانند «ابو حنيفه»، سفيان شوري، قاضي

سكوني، قاضي ابوالبختري و... افتخار شاگردي آن حضرت را پيدا كردند. از اين رو، عوامل ذيل

 را مي توان براي اين نامگذاري ذكر كرد:

1- مجال و زمينه مناسبي كه سبب شد مجموعه عظيمي از معارف و تعاليم و احكام ديني در

حوزه علمي امام صادق(ع) تبيين شود.

2 چهره شاخص و سرشناس و شناخته شده حضرت در ميان تمام فرق و گروه هاي مسلمان.

3- با توجه به اين كه برخي از ائمه چهارگانه، شاگرد امام صادق(ع) و برخي شاگرد شاگردان آ

ن حضرت بوده اند، پيروي شيعه از فقه و مذهب اهل بيت با نام «جعفري» نامي شناخته شده و

معتبر، در برابر مذاهب چهارگانه فقهي اهل سنت بوده است.

4- علاوه بر اين كه عنوان «مذهب جعفري» شيعيان پيرو مكتب فقهي اهل بيت را از شيعه

زيديه كه از فقه اهل بيت پيروي نمي كنند جدا مي سازد.

فرصتي كه در عصر امامت امام صادق(ع) به دست آمد در عصر امامان قبلي مهيا نشد.

www.ostazona.blogfa.com

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 18:51 |

 

"زندانی"

 

 

  در این زندان که تاریک است ،  نمناک است ، خاموش است .

نه مرغی میزند پر ، نه صدای رهگذاری میرسد بر گوش.

نه بانکی ، نه خروشی ، نه صدای پای انسانی ، و نه آوای مرغی، نغمه طفلی.

بلی ، تنها صدایی است، صدای آشنا ، اما، صدای پای او،

فریاد خشم و نعره دشنام او،

آهنگ دردآلود باتوم و طنین محکم شلاق و آن دستی که در را، با کلید خویش بگشاید ،

همین ها آشنایان منند و هم سخنهایم.

تو ای جلّاد ! ای دژخیم، ای ظالم، که بر من می زنی شلاق،

و با آن کابلهای محکمت، بر پای من ، بر دست من ، بر جسم من کوبی ،

چرا دست مرا ، پای مرا بر تخت می بندی؟

چه کردم من ؟ چه بوده جرم من آخر؟

ببین از دستهایم خون چسان جاریست ، ببین پایم شده مجروح،

اندامم پر از خون است،

ببین رویم شده زرد و دلم در سینه پر درد است ،

ببین حالم پریشانست ، اندوهم فراوانست،

تو ، بر خود رحم کن ، بر خود و آنهایی که بشکستند بال ما

و در های قفس بستند ،

بترس از من ، بترس از ما،

مگر من نیستم فرزند تو ؟ فرزند شهر تو ؟ و فرزند عزیز آب و خاک تو؟

مگر این مملکت ، این مردم رنجور، آب و نان ، هوا و زندگی بر من نبخشوده؟

بزرگم کرده و اندر کلاس عشق ، داده درس پاکی را ،

و درس رنجها، اندوه و فقر و جان فشانی را

و درس مردی و جانبازی و شور و محبت را.

مرا اندوه انسانها، غم مردم، چنین کرده است،

عصیانم برای اوست، فریادم برای او است.

و شعر و شور و افغانم، تلاشم ، کوششم،

سعی و جهادم در ره حق. از برای اوست.

منم فرزند آگاه زمان تو ، چرا از من چنین در خشم و در رنجی؟

تو ، زندانبان، مفتّش ، بازپرس،ای آنکه در دست تو شلاق است.

چرا با خشم و نفرت اینچنین بر من نظر داری؟

چرا دندان بهم کوبی؟ چرا چشمان تو سرخ است؟

لبان تو چرا لرزان ؟ و سر تا پا وجودت نیز ترسان است؟

زبهر چیست شلاق تو ، اینسان بوی غم دارد؟

مترس از من ، مترس از ما ، بزن محکم، بزن

با قوت و قدرت، سیاهم کن ، به خون و خاک اندازم، بزن

تا نفرتم را بیشتر سازی، بزن

تا این وجود من زخشم و درد پر گردد.برای انتقام از تو.

بزن هر چند می خواهی ، نمی گویم مزن دیگر،

نمی گویم امانم ده، نمی گویم که رحمم کن

و حتی "آخ مردم  "  هم نمی گویم،

قد مردانگی را خم نمی سازم ، ز اوج مردمیها کم نمی سازم

نمی گویم غلط کردم ، نمی گویم که عفوم کن،

نمی گویم که را ه من خطا بوده است،

چون راه خدا بوده است.

و در زیر فشار چکمه هایت ، تسمه هایت ، بانک بر دارم،

که : پیروز است آزادی 

و پیروز است آزادی

فضل الله صلواتی

آبان ماه ۱۳۵۰

اصفهان . زندان شهربانی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 17:42 |
 

راه تحصيل محبت نسبت به خداوند چگونه است؟


الف- توجه به نعمتهاي خدا:

كسب محبت نسبت به خدا موجب دور ساختن انسان از نافرماني خدا و سرپيچي از

دستورات او مي‌شود. چه كنيم كه چنين محبتي نسبت به خدا در دل ما پديد آيد تا اگر

 بلا و گرفتاري به ما روي آورد از او دور نشويم؟ در فقراتي از دعاي ((ابوحمزه))

ذكر شده است، امام سجاد مي‌فرمايد: كه اگر محبت تو از دل من بيرون نمي‌رود به اين

 دليل است كه نعمتهاي تو را در حق خودم فراموش نمي‌كنم، پرده پوشيهاي تو را در

 مورد گناهانم از ياد نمي‌برم. از اين جملات استفاده مي‌شود كه اگر انسان بخواهد محبت

خدا در دلش پايدار گردد، بايد پيوسته به ياد خدا و نعمتهاي فراوان او باشد.

رسول گرامي‌اسلام فرمود:

((اُحبّوا الله لما يَغذوكم بِهِ مِن نِعَمِهِ))

((خدا را دوست بداريد كه او از نعمتهايش شما را غذا مي‌دهد.))

در حديث قدسي, آمده است كه خداي متعال به موسي بن عمران (عليه السلام),

خطاب فرمود: ((اي موسي, مرا پيش مردم محبوب كن)) (كاري كن كه مردم مرا

 دوست بدارند.) حضرت موسي(عليه السلام) عرض كرد: چه كنم؟ خطاب شد: ((نعمتهاي

 مرا به ياد آنها بياور... .)

وقتي انسان بفهمد كه كسي به او لطفي دارد به طور طبيعي, نسبت به او محبت پيدا

 مي‌كند, بخصوص موقعي كه انسان به گرفتاري و بلا دچار شود و راه گريزي

هم نداشته باشد.

يكي از راههايي كه به وسيله آن مي‌توانيم نعمتهاي خود را بهتر بشناسيم اين است كه

خود را با كساني كه فاقد اين نعمتها هستند مقايسه كنيم و از اين راه, متوجه شويم كه

خداوند متعال چه نعمتهاي بزرگي به ما عنايت كرده كه ديگران از آن محرومند. توجه

به اين نعمتها موجب پيدايش محبت نسبت كه خدا مي‌شود و حالت شكرگزاري و اميدواري

 در انسان به وجود مي‌آورد.

ب- توجه به عيب پوشي خدا:

در مورد گناهاني كه دور از چشم ديگران مرتكب شده ايم, خدا زمينه اي فراهم كرده

است كه مردم متوجه آنها نشوند تا رسوا شويم اين نيز از نعمتهاي بسيار بزرگي

است كه خداوند به انسان ارزاني داشته است.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 5:25 |

 

     اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
     

      به نام او كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانید



سلام اى گل نرگس، اى كه شیرین ترین انتظار، انتظار توست

و بهترین منتظر، منتظر توست

مى توانم در یك كلمه پر معنا بگویم

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شیفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزدیك گرداند

ما محتاج یك نگاه گذراى شما هستیم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانیم

خدا كند كه بیایى و ما هم یكى از یارانتان باشیم

-------------------------------------


به انتظار و امیدی نشسته ام که بیائی

بیائی و گره از کار بسته ام بگشائی

دلم گرفته ازین جمعه های خلوت و غمگین

دلم گرفته ازین لحظه های تلخ جدائی

غبار آمدنت را ندید قطره ی اشکی

اشاره ای به ظهورت نکرد دست دعائی

اللهم عجل لولیک الفرج
یاحق....

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 5:20 |

 

سلام؛

امام صادق (ع) فرمود: هنگامي كه وقت نماز مي رسيد, رنگ حضرت <حضرت علی (علیه

السلام)تغيير مي كرد و بدنش مي لرزيد. به اوگفته شد: چه شده است ؟ فرمود: وقت اداي امانتي

رسيده كه خدا آن را بر آسمان ها و زمين عرضه كرد و توان پذيرفتن آن را نداشتند, ولي انسان

با آن همه ضعف و ناتواني اش قبول كرد. نمي دانم آيا مي توانم آن را خوب ادا كنم.

 

( پـاورقي 1. محمدي ري شهري , ميزان الحكمة, ج 2 ص 1633)

در روايت ديگر آمده است : هر گاه حضرت علي (ع) مي خواست وضو بگيرد, رنگ صورتش

از ترس خدا تغييرمي كرد.(همان , ص 1634)

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 18:47 |
 

                                       سلام؛

جزء کدام دسته هستیم؛ دوستان یا دشمنان خدا؟

افرادي كه مورد دوستي خدا هستند:

۱ - آن‏ها كه كار نيك و احسان مي‏كنند (بقره، آيه 195)؛

۲ - اهل توبه‏اند (بقره، آيه 222)؛

۳ - پاكيزه‏اند (بقره، آيه 222)؛

۴- اهل تقوا و پرهيزكاران از گناه (آل‏عمران، آيه 76)؛

۵- نيكوكاران (آل‏عمران، 134)؛

۶ - صابران و صبرپيشگان (آل‏عمران، 146)؛

۷ - توكل كنندگان بر خدا (آل‏عمران، 159)؛

۸- عدالت‏پيشگان (مائده، آيه 42)؛

۹ - آنان كه در راه او مبارزه مي‏كنند (صف (61) آيه 4).

اما افرادي كه دشمن خدا هستند و خدا ايشان را دوست ندارد:

۱ - ظالمان و متجاوزان (بقره، آيه 190) ؛

۲ - گناهكار و ناسپاس (بقره، آيه 276)؛

۳ - كافران (آل‏عمران، آيه 3)؛

۴ - ظالمان (آل‏عمران، آيه 57)؛ 

۵- متكبران و فخرفروشان (نساء، آيه 36)؛

۶ - خائنان و گناهكاران (نساء، آيه 107)؛

۷- بلندكنندگان صدا به بدگويي (نساء، آيه 148)؛

۸ - اسراف كنندگان (انعام، آيه 141)؛

۹ - مستكبران و مغروران (نحل، آيه 23)؛

۱۰ - سرمستان (قصص، آيه 76)؛

۱۱ - مفسدان (قصص، آيه 28).

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 21:46 |
 

 

نمی خواهم بخوانیدم .

می خواهم اینبارگوشم کنید

ثابت قدم : برای استفاده ازشعر و

آهنگ " زندانی " به وبلاگ فرید

صلواتی مراجعه کنید.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 20:35 |
 
به نظر شما چه برنامه‌اي را براي رشد متوازن و هماهنگ تمام ابعاد شخصيت انساني مي‌توان در پيش گرفت؟

جواب:
روشهاي رشد هماهنگ:
ا. سرمشق ونمونه عملي: اسلام بهترين سرمشق يعني انسان كامل را الگوي ما قرار داده، كلام، رفتار و سكوت معصوم مي‌تواند معيار خوبي در كارها و حركات و سكناتمان باشد. بعد از معصوم ـ عليهم السلام ـ ما در هر عصر علماء والا مقامي داشته‌ايم كه به معصوم نزديك بوده‌اند و به خاطر مبارزة با نفس و تزكيه آن قابليت الگو بودن را براي ما در تمام ابعاد شخصيتي دارا مي‌باشند. نمونه بارز آن حضرت امام خميني (قدس سره) است.
2. پند و اندرز، قرآن، كلمات معصوم، ادعيه پر است از مفاهيم خيرخواهانه و انسان‌ساز.
3. كيفر و پاداش: دو نظام روان شناسانه تعليم و تربيتي هستند (تشويق و تنبيه).
4. داستان، امثال، تاريخ گذشتگان: قرآن و معصوم با توجه دادن به آنها سير انحرافي برخي از ظالمين و مشركين و منحرفين را به ما گوشزد مي‌كنند مثل پول‌پرستي ودنياخواهي قارون و... .
5. امر به معروف و نهي از منكر.
6. توبه.
7. دعا و نيايش.
8. تمرين و تكرار.
9. روش محبت به گنه‌كار و مردم براي هدايت.
10. روش ابتلاء و امتحان الهي.
11. عادت مثبت و بعد ملكه كردن صفات خوب با تمرين پيوسته.
12. عنايت‌هاي الهي.
13. تربيت و توجه عوامل مؤثر در تحول شخصيت (محيط زندگي، شغلي، آموزشي) اراده، سن.
پس رشد و توازن هماهنگ شخصيت را بايد در تن دادن به پرورش اسلامي يافت، انسان مي‌تواند در اين زمينه مطالعه كند، خود را با الگوهاي زنده و صالح تطبيق دهد. براي خود دوستاني پيدا كند كه تك بعدي رشد نكرده باشند. خود را به الگوي نيكوي كامل امام ولي عصر (عج) نزديك كند. در برنامه‌اي كتبي ابعاد شخصيت را يادداشت كند و روزانه آن را تغذيه كند و از برنامه‌ريزي زيباي مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه هر روز كار خود را رسيدگي نمايد. از جمله كارهاي مفيد در اين زمينه انس گرفتن با ادعيه است كه مثلا ما در صحيفة سجاديه رشد هماهنگ اين ابعاد را در قالب دعا مي‌بينيم و يا در خطبه متقين حضرت ـ عليه السلام ـ (خطبه همام) ترسيمي از يك انسان و شخصيت اسلامي و الهي را به ما ارائه داده‌اند. نكته مهم ديگر اين كه براي رشد هماهنگ شخصيت بايد به كل بحث، ديدي كل نگر داشت، يعني با توجه به كل مباحث انسان برنامه‌ريزي كند و ديگر اين كه همه اين مباحث فرع بر اين است كه ما انسان را موجودي با كرامت، خليفه الله، امانت‌دار الهي مي‌دانيم، موجودي كه سرشار از استعدادهاي بالقوه است و انبياء و ائمه ـ عليهم السلام ـ براي شكوفايي‌ آنها تلاش و تبليغ‌ها كرده‌اند و امكان پرورش آن را به ما گوش كرده‌اند.
رسد آدمي به جائي كه بجز خدا نبيند ×× بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 0:55 |

 

با خر بروزم !!!!

 

ثابت قدم : این مطلب را

دروبلاگ آقای فرید صلواتی

بخوانید.

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 0:16 |

 

از این زانتیا نگرانم !!!!!

ثابت قدم: این مطلب را در وبلاگ

فریدصلواتی به ببینید.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 16:36 |
 

در این زمانه

 

چقدر نبودنش حس می شود

 

کاش که بودی .

 

۱۹شهریور سالگرد عروج بزرگمردیست از تبار مهر، شعور ، انسانیت ، و بزرگمنشی

کسی که گذشته اش را خوب می شناخت ، زمان حالش را درک می کرد،

و آینده را خوب می فهمید .

میدانید که چه کسی را می گویم ، زیرا در این زمان  همچون او کمند .

و به راحتی می شود فهمید که خوبان چه کسانی بودند . او کسی نیست جز

 

سید محمود طالقانی

 

کسی که هیچگاه اندیشه و فکرش را بازیچه خر مقدس های دروغین نکرد.

و کاری انجام نداد تا ملت وقتی به او می نگرند از دین و مذهبشان متنفر شوند .

به همه اندیشه و تفکرات احترام می گذاشت ، و همه را پدر گونه می دید

برای همین هم به او پدر طالقانی می گفتند .

برای همه در ایران پدر بود .برای بی دینها ، مسلمانان ، مسیحیان ، یهودیان

مجاهدین خلق آن دوران ، کمونیست ها ، توده ایها؛ و............

و وقتی از پیشمان کوچ کرد ، خون بود که از چشم ها سرازیر می شد.

با اینکه یک روحانی بود  هیچگاه در جایگاه خداوند  ننشست ،

و خود را هیچ وقت بزرگتر و بهتر از دیگران ندانست

برای مصلحت خود و خانواده اش  و از ترس دیگران

خود را مجبور  نکرد که بله های اجباری بگوید.

زیرا او بر روی زمین زندگی نمی کرد ، چون اندیشه و تفکراتش

خداگونه بود همیشه جلوی زورمداران طاغوت و قلدران مذهبی به راحتی

می ایستاد و هیچگاه دنیایش را به آخرت نفروخت.

برای همین هم ، همیشه و هم وقت و در همه تاریخ ها ،

ابوذر زمان لقب گرفت .

طالقانی به مانند کسانی به گوشه مساجد ها نخزید تا برای

مسلمانان ، تحقیقات علمی کند و بگوید :

این نظر در باره فلان آیه قرآن به نظر من محل تردید است

و یا به نظر من پیقمبر وقتی در جایی وارد می شده است اینگونه می خندید و

یا اینگونه لباس می پوشید. و یا فلان آیه حرف مخرجش از ته حلق  است.

او قرار بود که با تعصباتی که ملت را از دین بیزار کرده است مبارزه کند .

ابوذر  به جای تحقیقات علمی  ، مودبانه و بیطرفانه ، استخوان شتری را از کوچه پیدا می کند

و یکراست به کاخ معاویه میرود و با کوبیدن آن به سر روحانی دروغین چون

کعب الاحبار  ، اینگونه مبارزه با ریاکاران دین و مذهب را آغاز می کند.

و بر خلاف بینش و اخلاق مذهبی ما ملت

حضرت علی  (ع) ابوذر را  که بر سر شخصیت ها محترم آن دوران استخوان

شتر میزند و رسوایی به راه می اندازد و رعایت علما و اشخاص

بزرگ را نمی کند با چنین تعبیری می ستاید که :

شرم و پاکی ابوذر، همچون مسیح ابن مریم است.

مرحوم طالقانی از این جنس مردان بود و  مبارزه خود را اینگونه آغاز کرد و به پایان برد.

چقدر در این زمانه جایش خالی است .

اگر ما مردم در اوایل انقلاب به اندازه یک نخود اندیشه هایش را درک

می کردیم فکر کنم جایگاهمان اینگونه که حالا هستیم نبود .

اولین حرفی که بعد از انقلاب زد این بود.

"برای اینکه دیکتاتوری به وجود نیاید بیاییم شوراها را به راه اندازیم."

و متاسفانه آنقدر انقلابیون ما سرشان گرم تقسیم قدرت بود که هیچگاه نگرفتند این

بزرگ مرد چه می گوید .

در این زمانه چقدر نبودنش حس می شود.

کاش بودی و تسکین می دادی بلبشوی فکریمان را

روحش شاد و با اولیاء خداوند محشور باد.

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 و ساعت 21:25 |

 

.......????!!!!!!!

چند سال پیش برای کاری ، سفری به لبنان داشتم .

چند روزی که آنجا بودم با بسیاری از آدمهای خاص برخورد داشتم.

 البته قرار نیست در این پست .از سفرنامه ام به این کشور صحبتی کنم .

بلکه می خواهم از برخورد با یکی از همین آدمها خاص برایتان بگویم

 که  از آن سال تا کنون عجیب فکرم را مشغول به خود کرده است.

شبی در لبنان در یک رستوران مهمان بودیم .

جمعی از دوستان آنجا بودند و شخصی بلند شد و همه را به هم معرفی کرد.

به من هم که رسید گفت . آقای فرید صلواتی و گذشت.

شام را که خوردیم  با مهمانها مشغول بحث و گفتگو شدیم .

درهمین حین یکی از گارسونها آمد و دست بر روی شانه من زد و گفت :

می توانم چند دقیقه وقتتان را بگیرم .

گفتم : با کمال میل ، بفرمایید.

و با هم شروع به قدم زدن  وسط حیاط  کردیم .

 این آقای محترم ناگهان ایستاد و رو به من کرد و گفت:

داشتم از مهمانها پذیرایی می کردم یک وقت شنیدم که

شما رابا نام فرید صلواتی معرفی کردند ، ببخشید فضولی میکنم همینطوره ؟

با تعجب گفتم : بله چطور؟  مگه شما ایرانی هستید

ایشان گفت: جسارت نباشه  می توانم سوال کنم که :

 آیا شما شخصی به نام دکتر فضل الله صلواتی را  در اصفهان می شناسید؟

راستش کمی جا خوردم .البته خیلی ها در ارتباط با پدرم از من سوال می کنند .

ولی این آقایی که  این سوال را از من کرد کمی برایم تعجب برانگیز بود .

 گارسونی در یک کشور غریب . ضمنا فضای فکری این آقا به آشنایی با پدر من نمی خورد .

به ایشان گفتم : چطور مگه  .

گفت : به من بگویید ایشان را می شناسید یا نه ؟

گفتم  : بله  ، ایشان پدر من هستند .

ناگهان رنگش عوض شد و چند ثانیه ایی ایشان به من خیره شد

و سپس سرش را پایین انداخت و با خود گفت  :

  چقدر این دنیا کوچک است  من باید کجا پسر دکتر صلواتی را ببینم .

  حرف این آقا عجیب فکرم را مشغول کرد. به ایشان گفتم مگر شما پدر مرا می شناسید؟

 رویش را به من کرد ، دیدم بغضی  گلویش را گرفت و گفت :

پسرم ، من ۴۵ سال پیش شکنجه گر پدرت درکمیته مشترک تهران بودم

و اگر هم نام ایشان را به یاد دارم برای اینه که  آنقدر ایشان را شکجه کردم دریغ از اینکه

نام یک نفر را لو بدهد .

ببین حالا روزگار با من چکارکرده است که باید با پسر او برخورد کنم و خاطرات وحشتناک آن

  دوران برایم تداعی شود . به راستی من باید تاوان اشتباه کاریهای چه کسی را پس دهم.

دیدم بنده خدا شروع کرد به گریه و دائم از من و پدرم حلالیت می طلبید.

 می گفت .من باید تاوان امثال پدر تو را که شکنجه کردم پس دهد . ولی به چه جرمی؟

در دلم گفتم : به جرم مزدوری.

خیلی تحت تاثیر این فضا قرار گرفته بودم . حتی دوستانی که با من بودند نیز برایشان

 تعجب برانگیز بود. سپس از من خداحافظی کرد و به کارش مشغول شد .

 به اتفاق دوستان ، رستوران راترک کردیم  در بین راه یکی از دوستان از من سوال کرد که :

 فرید فلانی با تو چکار داشت؟

 من هم قضیه را برای برایش شرح دادم و گفتم مگه شما این آقا را می شناسید ؟

دوستم گفت .آره بابا طرف سالهاست که اینجا کار میکنه و در ضمن زندگی دردناکی هم داره .

همه خانوادش متلاشی شدن

 بعد از انقلاب با زن و دختر و پسرش از ایران فرار کردن سوریه و از آنجا به اسراییل رفتن

و در به در به دنبال کار می گشته  تا در یک فاحشه خانه مشغول کار میشه

  سالها آنجا بوده  ودر آنجا عاشق یک فاحشه میشه

و زنش  قضیه را می فهمه و طلاق می گیره.

و مجبور میشه دختر و پسرش رو خودش بزرگ کنه . 

به مرور بچه هاش  بزرگ میشن و متاسفانه دخترش در همان فاحشه خانه

  مشغول کار میشه و یک روزهم پی می بره که پسرش جذب کلوپ های

همجنس گرایان شده است و این مرد تا این مسائل را می بیند

وضعیت روحیش به هم می ریزه  و از  اسرائیل خارج می شه

 و به لبنان کوچ می کنه  ، حالا هم در همین رستوران گارسونی می کنه .

به دوستم گفتم تنها زندگی می کنه ؟

دوستم گفت : نه با دو تا بچه های دخترش که از راه نامشروع به دنیا آمدند زندگی می کنه.

براستی که در این چند سال عجیب این مرد فکرم را مشغول کرده است تا حال

براستی که خدا چگونه در زندگی انسانها عبرتهایی را می گذارد که

شاید دیر یا زود داشته باشد . ولی سوخت و سوز نخواهد داشت .

فکر می کنید چرا این خاطره را برایتان تعریف کردم  .

برای این بود که وقتی این دادگاهای نمایشی را دیدم و شکنجه ها و تجاوزاتی که

بر سر جوانان این کشوررفته است را شنیدم . نمی خواهم سالهای بعد کسی دیگر پیدا شود

وآخر وعاقبت زندگیش همچون گارسون لبنانی باشد و در به در به دنبال حلالیت باشد .

در هر صورت کسانی که  مزدور و بازیچه و ملعبه ظالمین قرار می گیرند .

 بدانند و هشیار باشند که :

خدا جای حق نشسته است . و دیر یا زود سزای اعمالشان راپس خواهند داد .

آنموقع است که به جایی می رسند که کسی نیست جوابگوی اشتباهات و اعمالشان باشند .

و خود باید جوابگوی اعمال و رفتار خود باشند.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 5:2 |

 

پنجشنبه 12 شهریور1388

ساعت: 20:35

توسط:مریم

دكتر شریعتی انسان ها را به 4 دسته تقسیم میكند:

1-آنهایی كه وقتی هستند هستند و وقتی هم نیستند نیستند(عمده ی آدم ها ،حضورشان مبتنی بر فیزیك است،تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست كه قابل فهم میشوند بنابر این اینها فقط هویت جسمانی دارند) .

2-آنهایی كه وقتی هستند نیستند و وقتی هم نیستند نیستند(مردگانی متحرك در جهان،خود فروختگانی كه هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند،بی شخصیت هستند و بی اعتبار،هرگز به چشم نمی آیند، مرده و زنده بودنشان یكی است) .


3-آنهایی كه وقتی كه هستند هستند و وقتی هم كه نیستند هستند(آدمهای معتبر و با شخصیت،كسانی كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند،كسانی كه همواره به خاطر ما می مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قایل هستیم)

4-انهایی كه وقتی هستند نیستند، و وقتی هم نیستند هستند (شگفت انگیز ترین آدمها، در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند،كه ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی كه از پیش ما میروند نرم نرم و آهسته آهسته درك میكنیم،بازمیشناسیم،میفهمیم كه آنان چه بودند،چه میگفتند و چه میخواستند،ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم، هزار حرف داریم داریم برایشان اما وقتی در برابرشان می ایستیم قفل به زبانمان میزنند، اختیار از ما سلب میشود سكوت میكنیم و غرقه در حضورشان مست میشویم و درست در زمانی كه میروند یادمان می آید چه حرفها داشتیم و نگفتیم، شاید تعداد این افراد در زندگی هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد) .

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 21:44 |

 

سلام دوست عزیز

آیا می دانید رمز موفقيت در زندگي چيست؟
1ـ اراده و خواست انسان
2- ذوق و استعدادهاي طبيعي
از اديسون پرسيدند: چرا اغلب جوانان موفق نيستند؟ گفت: براي اين كه راه خود را نمي شناسند و در جاده ديگري گام بر مي دارند.
3ـ ايمان به هدف و اعتماد به نفس
4ـ كار و تلاش
نابرده رنج گنج ميسّر نمي شود ***مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
قرآن كريم مي‌فرمايد: "ليس للاءنسان إلاّ ما سعي؛[ نجم (53) آيه 39] براي انسان بهره و نصيبي جز سعي و كوشش او نيست".
پيامبر اكرم(ص) فرمود: "آرميدن در آغوش تنبلي و گذران عمر به بطالت، دوري جستن از خوشبختي و سعادت است".
بزرگمهر مي‌گويد: بايد لب فرو بست، بازو گشود و كار كرد و دم نزد و يقين نمود كه كليد طلايي كاميابي، كار و كوشش است.
5ـ ثبات قدم، صبوري و اميدواري
علي (ع) مي‌فرمايد: "صبر و شكيبايي، كليد كاميابي و موفقيت است".
علي (ع) مي فرمايد: لا يعدم الصبور الظفر، و ان طال به الزمان؛بيروزي و موفقيت از انسان صبور و شکيبا جدا نشدني است، اگر چه زمان زيادي بر او بگذرد، (نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، کلمات قصار ش 145)
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود ***رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود
6ـ آگاهي و شناخت
7ـ برنامه ريزي يا داشتن نظم و انظباط
اميرالمؤمنين(ع): اوصيکما بتقوي الله و نظم امرکم.[نهج البلاغه، وصيت حضرت به امام حسن (ع) و امام حسين (ع) نامه شماره 47]
8 - همت بلند نقشه بزرگ و قدمهاي کوچک
همت بلند دار كه مردان روزگار***از همت بلند به جايي رسيده اند
9ـ توجه به نبوغ هاي زود رس و ديررس:
10ـ نهراسيدن از شكست ها
قرآن مي‌فرمايد: "إنّ مع العسر يسراً"؛[انشراح (94) آيه 5 و 6] اين آيه دوبار پشت سر هم تكرار شده است. دقت كنيد: نفرمود: بعد از دوران عسر و سختي،‌ روزگار رفاه و آسايش مي آيد، بلكه فرمود: اصلاً موفقيت، رفاه و آسايش، درون سختي ها و مشكلات قرار دارد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 13:58 |
 
سفرنامه کرمان
قسمت هشتم
۲۷مرداد ۸۸
م - ا- زائر
 
امروز خیلی پرکاربودیم مسافرت به بم وبازگشت ازبم . زیارت
امامزاده حسین درجوپارو حالاهم درخدمت شاه نعمت الله ولی .
 
مسافران زیادی در مجموعه شاه نعمت الله ولی حضور داشتند وعده
زیادی هم از کرمانی ها .
 
بعداززیارت . به غرفه ها رفتیم . موزه هم درشب بسته بود. غرفه ها
اجناس مختلف را عرضه می کردند که معمولا گران بود. درقسمت
کتابفروشی یک کتاب که شامل اشعارپیشگوئی  شاه
 
نعمت الله بود خریدم که فقط حدود ۲۱ صفحه داشت و به قیمت 
هزارتومان فروخته می شد .
 
البته بعدا هم آن را دقیقا نگاه کردم و همین ۲۱صفحه هم ۲۴ غلط
چاپی وشعری داشت و ویرایش نشده بود. تلفنا با انتشارات آن کتاب 
تماس  گرفتم و گفتم کسانی که به دیدار شاه نعمت الله
 
ولی  می آیند معمولا افراد باسواد ومطلع هستند وخوب است دقت
 
شود که قرارشد آن کتاب رابه انتشارات آن بفرستم .
 
درمورد شاه نعمت الله ولی بازهم سخن خواهیم گفت . شرح زندگی او
و قسمتی هم ازاشعارش.
 
واین هم  مطلبی تکمیلی که از یک سایت مربوط به گردشگری  گرفته شده است .
 
دراویش نعمت اللهی که پیروان این عارف  هستند در خانقاه این بقعه معتکف بوده اند و به انجام مراسم می پرداخته اند. بناي اصلي آستانه ماهان متعلق به نيمه اول قرن نهم هجري قمري (840 هجري قمري) است که بعدا ساختمان هايي به بناي اوليه اضافه شده است. اين الحاقات بيشتر متعلق به دوران شاه عباس اول صفوي و محمد شاه و ناصرالدين شاه قاجار مي باشد؛ که به عرفا و بزرگان شیعه ابراز ارادت می کرده اند.


 کشکولی بزرگ درآرامگاه شاه نعمت الله ولی؛ ماهان


قديمي ترين قسمت آستانه، گنبدي است که بر مزار شاه قرار دارد، اين گنبد در سال 840 هجري قمري به هزينه و دستور احمد شاه بهمني دکني که از ارادتمندان شاه نعمت الله بود، ساخته شده است. آستانه شاهکاري است از هنر معماري شش قرن اخير با تلفيقي از فضاي معماري مقبول و باغسازي بسيار فرح انگيز و صفايي عارفانه. بارگاه شاه نعمت الله از ورودي شمالي شامل صحن اتابکي، صحن وکيل الملکي، رواق شاه عباسي، چله خانه، صحن ميرداماد (حسينيه) و سردر محمد شاهي مي باشد.

 
فضای درونی آرامگاه شاه نعمت الله ولی؛ ماهان


گنبد زيرين مزار شاه نعمت، داراي کاربندي بسيار زيباست و گنبد روئين با کاشيکاري فيروزه اي مزين شده و بر گريو گنبد عبارت "يا مقلب القلوب و الابصار و سبحان الله و الحمدالله و لااله الا الله و الله اکبر" با خط بنايي از کاشي به چشم مي خورد. سه طرف مرقد را رواق وکيل الملکي احاطه نموده و در طرف جنوب گنبد رواق شاه عباسي قرار دارد. درهاي زيباي مقبره ساخته "عليشاه نجار" مي باشد. بر بدنه شمالي سردر ورودي به حرم، داخل رواق شاه عباسي، سنگ زيبايي مزين به نام دوازده امام (ع) نصب است که شخصي به نام قطب الدين، نذر شاه نموده است. در زاويه جنوب شرقي حرم، دري خاتم کاري است که به چله خانه باز مي شده و اکنون چله خانه جزو رواق شده است.


یکی از تابلوهای درون آرامگاه تابلو ورودی


چله خانه احتمالا قبل از عصر صفويه ساخته شده که در زمان احداث رواق آن را حفظ نموده اند. تزئينات داخل آن بنا به تنوع رنگها مربوط به دوران بعد از تيموريان است. چله خان نيز مانند گنبد از قديمي ترين آثار ساختماني مجموعه است. در شرقي، رواق شرقي، به صحن دلگشايي باز مي شود که سي و دو متر عرض و چهل و چهار متر ارتفاع دارد. باني اين صحن، محمد اسماعيل خان وکيل الملک مي باشد.
از ملحقات آستانه کاروانسرائي است از دوره قاجاريه که کنار ضلع غربي آستانه قرار گرفته است. اين کاروانسرا که ورودي آن در جهت شمال واقع شده از شاه نشين و صحن و حجره هائي در اطراف تشکيل مي شده است. اين کاروانسرا به مرور به صورت نيمه مخروبه در آمده و عملا استفاده اي از آن نمي شد تا اينکه برنامه تعميرات و احياي کامل کاروانسرا انجام گرديد. قبر "امير نظام گروسي" در جنوب ايوان وکيل الملکي قرار دارد.
در این آستانه موزه اي نیز ایجاد شده است که در آن اشياي نفيسي به خصوص اشیایی مربوط به عرفا و متصوفه مانند کشکول و تبرزین و شمعدان و... وجود دارد. دراين موزه دو صفحه از قرآني باقي مانده که به خط کوفي است و سبک نگارش آن، تاريخ کتاب را مطمئنا از هشتصد سال پيشتر مي برد.
 

              این هم تابلویی که سرگذشت شاه نعمت الله ولی را به زبان ونگارشی خاص مطرح می کند و در زیارتگاه نصب شده است.
ادامه دار د.....
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 10:25 |
 

سلام؛

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه خودسازی و مبارزه با نفس بر شما مبارک باشد.

 يكي از بهترين روشهاي در اختيار گرفتن،‌ عنان نفس، روش محاسبه نفس است،

 بدين صورت كه انسان اعمال و رفتار خود را در هر شبانه روز مورد ارزيابي قرار دهد.

 و مشاهده كند كه در شبانه روز چند درصد وقتش صرف امور غريزي گرديد و چند در

صدصرف امور اخروي (بايد توجه داشت كه صرف پرداختن به امور غريزي نمي تواند

مذموم باشد. بلكه اگر قبل از ارضاء غرائز فكر مي كنيم و سپس تصميم مي گيرم و تأثير

 اين رفتار در روح و سرنوشت خويش و رابطه با خدايمان مورد توجه قرار داديم،

 چنين تصميمي، پيروي از نفس نيست،‌ ولي اگر هدف از ارضاء غريزه صرفاً لذت آني

باشد و هيچ تفكري در آن نباشد مي شود پيروي از هوي)

در روايات زيادي نيز انسان توصيه به محاسبه نفس شده است. امام صادق ـ

عليه السّلام ـ در اين زمينه مي فرمايد: «بر هر مسلماني كه ما را مي شناسد

لازم است كه هر شبانه روز اعمال خود را به نفس خود عرضه كند و آنرا محاسبه كند

اگر حسنه بود آنرا زياد كند و اگر گناهي بود استغفار كند. تا روز قيامت رسوا

 نگردد.»

مراحل محاسبه نفس:

1. مشارطه: از اوّل صبح با خود شرط كند كه آن روز وظايفش را به خوبي انجام دهد.

2. مراقبه: مراقب اعمال خود باشد.

3. محاسبه: در آخر شب به حساب كارهاي خود برسد كه تا چه اندازه به وظائف خود عمل

كرده است .

4. معاتبه:‌ اگر دچار لغزش و اشتباه بود. به نحوي آن را جبران كند. با صدقه دادن، روزه

گرفتن.

نكاتي مهمي كه در محاسبه نفس بايد به آنها توجه داشت:

1. اجتناب از جميع گناهان.

2. توجه به كميت گناهان. (چقدر از وقت ما صرف گناه شد)

3. توجه به كيفيت گناهان. (برخي از گناهان به قدر هفتاد سال ارتكاب نوع ديگر گناه عظمت

دارد)

4. انجام همه واجبات.

5. توجه به شروط صحت اعمال.



+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 9:14 |
 

 

       یک خبر خوش !!!!!!

                 ثابت قدم :  این مطلب را دروبلاگ فرید صلواتی بخوانید.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 18:46 |

 

"یا مرگ یا کهریزک"

 

آقای کروبی چرا خوراک بدست دشمن می دهید ؟  چرا نامه دروغ تو مملکت پخش می کنید.

 مگه شما مثل خیلی های دیگه که ادعا می کنند با امام زمون ارتباط دارند ، خدارو نمی شناسید.

چرا مملکت  گل و بلبل را به چالش می کشید . این حرفهای زشت و بی تربیتی چه بود که تو

نامه از خودتون نوشتید . و همه مسئولین بی گناه این کشور را ناگهان آزار دادید و شوکه کردید

؟آنها که شب و روزشان  را وقف این ملت کرده اند را چرا عذاب میدهید .

مگر شما نیز مانند آنها خدا را نمی شناسید. ما کم کم می خواهیم این انقلاب را

به کشورهای دیگر صادر کنیم . بعد شما می آیید در نامه تان می گویید که به زندانیان تجاوز

شده.  شما فکر کردید که  در جنگل زندگی می کنید .اینجا حرف اول را قانون می زند.حالا ببینید

که چگونه با خاطیان برخورد می کنند.

ما شاالله هزار ماشاالله چقدر شما فراموش کارید آقای کروبی.

مگر ندیدید مسئولین این کشور با قاتل دکتر سامی چه کردند و او را به سزای اعمالش رساندند.

راستی فراموش کردید که قاتلین زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب  چه بروزشان آمد.

شما واقعا ناشکرید که نمی توانید ببینید که قاتلین قتلهای زنجیره ای مثل داریوش فروهر ،

 پوینده ، مختاری،سیرجانی ، و هزاران روشنفکر این مرزو بوم که برای اندیشه هایشان به

قتل رسیدند ، در دادگاه علنی  محاکمه و  به سزای اعمالشان رسیدند.

 چرا شما به یاد نمی آورید در دادگاه ، رئیس وقت آموزش دانشگاه همدان که به دختر دانشجو

تعرض کرد ، چگونه جوابگوی اعمالش بود و شر شر اشک می ریخت و ابراز ندامت می کرد.

 واقعا از شما آقای کروبی بعید است که فراموش کنید حکم دادگاه را برای رییس وقت پلیس

تهران که آن فساد اخلاقی را در کرج به وجود آورد .

 حالا چند نفر هم به چهار تا بی تربیت تجاوز جنسی کردند .حالا مگه دنیا به  آخر رسیده

که شما اینگونه آبروریزی کردید . مگر روحانی تویسرکانی نبود که تجاوز به زن شوهردار کرد

و فیلمش در موبایلها پخش شد ، مگر چه اتفاقی افتاد .حالا نمی شد شما هم دندان روی جیگر

می گذاشتید و تجاوز به زندانیان را ندید میگرفتید .

آقای کروبی کمی از بعضی مسئولین یاد بگیرید . ببینید چقدر زیبا چشمشان را روی مسائل می

بندند و آبروی کسی را نمی برند. حالا بیچاره یک جوانی به نام سعید عسکر پیدا شده با یک

اسلحه بی عقلی کرده  و رفته سعید حجاریان را  ترور کرده ، حالا حجاریان نمرده که . ما که

نباید آبروی این جوان آبرومند را ببریم . ایشان باید یک عمر در این کشور زندگی کند.

شیخ مهدی عزیز مگر باید در این کشور همه جوابگوی اعمالشان باشند. پس آبروی مردم را

چه کنیم ؟چند تا هواپیما در این روزهای اخیر سقوط کرد .خوب کرد که کرد .

همه جای دنیا هواپیما سقوط می کنه .

حالا درسته ما بیاییم و آبروی وزیر راه و ترابری را برای چند تا سقوط ببریم.

و وقت گران بهایش را بگیریم و سوال پیچشان کنیم و فکرشان را مشغول کارهای بیهوده کنیم .

 آقای کروبی بروید و از خدا طلب عفو کنید  اگر شما جای بعضی از مسئولین خدوم این زمان

بودید ..فکر کنم هر روز باید آبروی هزاران نفر را می بردید. مگر میلیاردها پول این  ملت از

خزانه گم شد.کسی جوابگو بود و مسئولی آمد آبروی خلق خدا را ببرد.

حالا یک جایی به چند جوان در زندان تجاوز شده .شده که شده .

به نظر شما مسئله زندان کهریزک مهمتره یا آن بسیجی که کتک خورده .نمی خواد به من جواب

دهید.صد درصد مسئله کتک خوردن آن بسیجی مهمتر است و باید در بوق و کرنا کرد و

عواملش را رسوا کرد.

 آقای کروبی مسئولین این مملکت که بیکار نیستند صبح تا شب ببینند، کی به کی تجاوز کرده.

پس کی به مملکت داری برسند؟ واقعا بی انصافی است که نبینیم قوه قضاییه را که چقدر زود

 به دادگاه اغتشاشات اخیر رسیدگی کرد . همه پرونده هایی که سالهای سال است بدانها رسیدگی

نمی شود و محکومینشان علاف هستند را رها کرد و به این موضوع حیاتی پرداخت.

آقای شیخ مهدی کروبی بروید و ازخدا طلب عفو کنید که آبروی این کشور را در جهان بردید.

هیچکس از موضوع تجاوز به جوانها خبر نداشت . راستی حالا که موضوع تجاوز در زندان لو

رفت جناب آقای کروبی  اگر همجنس بازان بریزن تو خیابان و شعار بدهند

"یا مرگ یا کهریزک"

ما چه خاکی به سرمون کنیم ؟

البته زبونم لال ما که تو این کشور بر خلاف همه جای دنیا

خدا را شکر اصلا همجنس باز نداریم . منظورم همجنس بازان آمریکا و انگلیس است

که مشتاق انقلاب مخملی هستند راستی چکار کنیم اگرهمه همجنس بازان دنیا به این کشور حمله

کردند و درخواست کنند که ما را به زندان بیاندازید ما اغتشاشگریم .

آیا به راستی ما برای همه این ها جا داریم.؟

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 22:21 |


 

نویسنده: آق میتی

دوشنبه 26 مرداد1388 ساعت: 0:43
یک پرسش و چند پاسخ پیرامون جنبش سبز
پرسش خبرنگار : تحلیل شما از
جنبش سبزچیست؟

تحلیل بورژوازی ملی
جنبش میخوای ؟ ایناها . آخرشه .بزنیداین اجنبی پرستها رو خلاص بشیم از دستشون ، زدن بازار رو ترکوندن.نه روسیه نه چینی مرگ به جنس چینی

تحلیل بورژوازی کمپرادور(وابسته)
جنبش سبز و آبی نداره .بیا یه جنبش چینی تازه وارد کردیم با برق و باطری روسی کار میکنه هر رنگی هم بخوای در میاد. بچاپید بچاپید ،علی تنها نماند.

تحلیل علمای شیعه
دست چپیهاش
آقا اینا زدن مملکت امام زمان رو ترکوندن . ای داد ای بیداد وامصیبتا وا اسلاما .رای علما رو پس بدین.

دست راستیهاش
آقا اینها میخوان مملکت امام زمانو بترکونن .ای داد ای بیداد وامصیبتا وا اسلاما. رای اونا رو پس ندین.

تحلیل ریاست جمبوری
ای آقا چه جنبشی ، اگه به تکون یه مشت سبزه هست که ما تو ولایت خودمون یونجه زار داریم تکون میخوره بیا به تماشا.

تحلیل نظامی
شلوغ پلوغش نکنید بابا بگذارید ما حواسمون جمع باشه یکدفعه از دستمون در میره بمبه میترکه ها ؟.

تحلیل یالثارات ...
یه دفعه ی دیگه ازین سوالها کنی چهار دست و پا میبرمت صدای خر بدی ها.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 11:8 |
 
انقلاب جهانی ، خوابهای دوره ی جوانی .
 
نویسنده : آق میتی 
 
از سالها پیش ، زمانی که هنوز نوجوان بودم آرزوی انقلابی بودن و انقلابیگری بد
 
جوری یقه ام را چسبیده بود

و خدا خدا میکردم تا اتفاقی در مملکت ، نشد در استان ، اونم نشد در شهرمون ،
 
 اونم نشد سگخور در دهی که در اون زندگی میکردم بیفته تا ما هم جنم انقلابیمون
 
رو یه جورایی به همه، خصوصا لیلا دختر آتیش پاره ی همسایمون نشون بدیم و اسمی
 
تو اسما در کنیم. اسمهایی مثل مارکس ،مطهری ، انگلس ، عبده ، شریعتی ، مارکوزه ،
 
خصوصا چه گوارا. هر شب بعد از کلی فک زدن با برو بچه ها همچین که سرمون
 
رو روی بالش میگذاشتیم که به ترتیب عینهو بختک مینشستند رو سینه مون و در
 
حالیکه ریش بعضیهاشون رفته بود توی دهنمون با توپ و تشر ازمون بازخواست
 
میکردن که چرا امروز ازشون یادی نکردیم و تا قسم حضرت عباس نمیخوردیم که
 
روز بعد پوزه ی طرف رو بخاک میمالیم ولکن ما نبودند ، بعد میفرمودن شب
 
خوش مومن.

زد و انقلاب شد و ما هم انقلاب کردیم توی شهرمون .چند روز بعد از انقلاب بود
 
 که فهمیدیم اون حرفهایی که اون کچل روسی* زده بود همه اش کشکه و اون
 
خائن مرتد ** حرف های درستتری زده که انقلاب تا مداوم و پی در پی نباشه
 
اصلا انقلاب نیست .یه چیزمهم دیگه ای هم که حالیمون شد این بود که یکهو از دهن
 
امام حسین حرفهای چه گوارا رو میشنیدیم و مات و مبهوت میموندیم ، وقتی هم سوال
 
 میکردیم میگفتند انقلاب انقلابه ، باس فکر توسعه اش بود وگرنه از دس میره.نیتت
 
 رو صاف کن مومن.
 
.خلاصه افتادیم تو کار توسعه و هی نظریات انقلابی رو توسعه میدادیم . تا اینکه
 
اومدن گفتند چه نشستید که اینها همه اش روشنفکر بازیه و اون دنیا به قیمت نیم
 
کیلو پشم هم از ما قبولش نمیکنند ، و اینکه الآن تئوری کیلو چنده و پراتیکو بچسب
 
.گفتیم پس اونها چی میشن ؟گفتند روشنفکرهای کافه نشین رو وللش .
 
درد مستضعفا رو بچش . چشائیتو قوی کن کن مومن .

.باری ، اینجوری شد که مام رفتیم تو کلاس پراتیک و تئوری مئوری رو بوسیدیم
 
 گذاشتیم بغل قرآن رو طاقچه اطاق مهمونخونه. خب اول بسم الله خواستیم انقلابمون
 
 رو به دنیا صادر کنیم . اما بی مروتا ، این جهانخوارها نگذاشتن . هی سوسه
 
اومدن هی زیر پای ما رو خالی کردن .خواستیم با شعار صادر کنیم ، نشد. با تیر
 
و تفنگ ، نشد . با آدمهامون ، نشد . با کتاب ، نشد.با سیمینار ، نشد. بافوتبال ،
 
نشد.
 
 با والیبال ، نشد . با بسکتبال ، نشد. فقط تو وزنه برداری قد یک یا ابالفرض
 
تونستیم جلو بریم. خب اونم بدرد نمیخورد.یعنی اگه قرار بود هر آدم انقلابی
 
اونور آب اندازه ی این چیفتن ما بشه که شما بگید میشد تو اون مملکت
 
انقلاب کرد ؟.
 
رفتیم گفتیم آقا نشد ، فرمودن بشونش مومن.

قید اونور آب رو زدیم و گفتیم حالا که صادرات انقلاب به دنیا نشد، به
 
مملکت خودمون که میشه .
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 22:56 |
 

سلام؛

در ابتداي يك زندگي مشترك دانستن مسائلي و انجام دادن كارهايي زندگي را زيباتر مي كند

که اگر همة ما انسانها از ابتدا شروع هر كاري، عوامل سعادت و پويايي آن را شناخته و به

كار ببنديم هرگز در گذر زمان گرفتار ناملايمات و شكستها نخواهيم شد، و به نظر يكي از

بزنگاههاي مهم تربيتي همين شناخت است.

1. بهره مندي از بينشي روشن و بصيرتي آسماني است.

2. با همسرتان با مهرباني و صداقت صحبت كنيد.

3. نقش يك الگو را بازي كنيد و با همسرتان همان طور رفتار كنيد كه دوست داريد

با شما رفتار شود.

4. زوجين بايد در برخورد با رفتار ناشايست همسرشان صرفاً همان عمل را تقبيح نمايند

 نه كل وجود را.

5. در مورد كارهاي خوب همسرتان اظهار نظر كنيد

6. كلامي كه ما در ارتباط با ديگران به زبان مي آوريم، بسيار بيشتر از آنچه تصور مي كنيم

داراي پيام و معنا هستند، حجم و آهنگ صدا، نوع نگاه كردن، وضعيت ايستادن و حتي

نفس كشيدن ها، همگي به شنونده كمك مي كند تا كلمات ما را تفسير كند و پيام آنرا دريابد.

بنابراين اگر چه ممكن است ناخود آگاه مراقب اين موارد در هنگام ارسال پيام خود نباشيم،

اما بايد توجه داشته باشيم كه به هر حال شيوة دريافت و استنباط يك سخن دقيقاً به

شيوة ابراز آن برمي گردد. از اين روست كه بسيار اتفاق مي افتد كه يك پيام به آساني،

 مغاير با منظور ما دريافت مي شود. گفتار فقط«7 الي 24» درصد از كل پيام ما را تشكيل مي

دهد.

7. از وضعيت روحي همسرتان درك درستي داشته باشيد و متناسب با آن رفتار كنيد.

8. در رابطة با برآوردن توقعات، آنچه مهم است چگونگي خواستن است. (نحوة بيان ما،

از لحن آمرانه و دستور به دور باشد و جمله ها، بياني گرم و زباني صميمي داشته باشد.)

9. گوش دادن يكي از دشوارترين رفتارهايي است كه انسان بدان احتياج دارد. مي توان

يكي از لوازم زندگي مشترك شيرين را«هنر گوش دادن» دانست و فراگيري آن ضروري است.

10. از كاه، كوه نسازيد و مسايل را بزرگ نكنيد.

11. به همسرتان اجازه دهيد بعضي مواقع با خودش تنها باشد.

12- ...

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 21:58 |
 

سلام؛
گناه به معناي «خلاف» است. و در اسلام هر گونه كاري كه بر خلاف فرمان خداوند باشد، گناه است، گناه هر چند كوچك باشد، چون نافرماني خداست، بزرگ است.

راه كاهش لذّت بردن از گناه:
معرفت پيدا كردن نسبت به باطن گناه
اين شناخت از چند راه حاصل مي‎گردد:
1. از طريق توجه به كلام خداوند متعال كه علمش به همه چيز احاطه دارد. در قرآن كريم، باطن بسياري از گناهان را بيان فرموده است. مثلاً باطن غيبت را؛ خوردن گوشت برادر مرده مي‎داند.(سوره حجرات، آية 12) در جائي ديگر خوردن مال يتيم را به خوردن آتش توصيف مي‎كند(سوره نساء، آية 10)
2- در روايات منقول از ائمه اطهار و رسول مكرم اسلام ـ عليهم آلاف التحية و السّلام ـ هم، باطن بسياري از گناهان بيان شده است از جمله امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد باطن نظر به اجنبي مي‎فرمايد: «النظرة سهم من سهام ابليس مسموم، من تركها لِلّه عزوجل لا لغيره اعقبه الهه ايماناً يجد طعمه» (نظر به نامحرم تيري زهر آگين از شيطان است، كسي كه آن را تنها بخاطر خدا ترك كند خداوند ايماني در قلب او جايگزين مي‎كند كه لذت آن را بچشد.)
بنابراين كسي كه به خداوند متعال و صدق كلام او ايمان دارد و مي‎داند كه نواهي الهي به خاطر مفاسدي است كه در آن عمل وجود دارد و قول صادق مصدق را بپذيرد و به حقانيت آن ايمان آورد، كم‎كم از گناه پرهيز مي‎كند و واقعاً وقتي كه مرتكب گناهي مي‎شود مي‎ترسد و از آن بيزار مي‎شود.
3. ديدن باطن گناه از راه تقوي بعنوان.
مثال: حضرت علي ـ عليه السّلام ـ باطن رشوه را مانند غذائي مي‎داند كه يك افعي، آن را بلعيده باشد، با زهر درون او مخلوط گشته باشد و سپس آن را برگرداننده باشد و اكنون فردي بخواهد، اين استفراغ افعي را تناول كند. باطن استفادة ناصواب از بيت المال را چون آهني گداخته در آتش مي‎داند. (نگاه کنید به خطبه 224/ و در بعضي نسخ 215)
بنابراين براي پائين آمدن لذت گناه يا از راه ايمان به غيب و تصديق كلام خدا و معصومين ـ عليهم السّلام ـ كه صادقان تصديق شده‎اند بايد تعبداً بپذيريم كه باطن گناه، آلودگي و آتش است و از آن بپرهيزيم يا بايد بر اثر مخالفت هواي نفس و طي طريق تقوي به جايي برسيم كه خود باطن گناه را ببينيم كه اين هم بدون طي طريق اوّل امكان پذير نيست.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 23:3 |

 

در انتظار نشستم خدا کند که بیاید

 زتار و پود گسستم خدا کند که بیاید

عبور ثانیه‏ها را که قطره قطره شمردم

 و دانه دانه شکستم خدا کند که بیاید

میان این همه عاشق چنین صبور و شکسته

به انتظار که هستم؟ خدا کند که بیاید

به شوق اینکه ببینم، سوارْ آمدنش را

کنار جاده نشستم خدا کند که بیاید

نیامده ست و به یادش شکسته قفل دلی را

به پشت پنجره بستم، خدا کند که بیاید.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 10:9 |

 

 انتظار بیشتری هم از شما نیست.

به به جناب آقای  شریفی نیا .

پارسال دوست .امسال دشمن

کم پیدا هستید . تو آسمانها دنبالتان می گشتم ، ولی تو جاهایی می بینیمتون که

به قیف تون نمی خوره.

وللش .چه خبر ؟

 راستی رفتن شما به تنفیذ احمدی نژاد هم جزءبازی بود یا راست راسکی بود؟

می دونی چرا این سوال رو میکنم ؟

چون تمام نقش شما تو فیلمهایی که بازی کردید .

یه جورایی نقش آدمهای دورو و هیزه .یه هو ناخودآگاه فکرم رفت یه سمت دیگه.

بگذریم ،یادته اولین بار که باهم تو یه فیلم همکار بودیم .

فیلمی به نام" افسانه شهر لاجوردی"

نقش شاه سلطان حسین را بازی می کردی .بهم گفتی .باید هرکس  برای بازی

آنچنان در نقش فرو برود که حتی خودش هم باورش نشه که  داره فیلم بازی می کنه.

حالا می خوام بدونم ، وقتی برای تنفیذ رفتی چه حسی داشتی ؟

راستی وقتی مجری برنامه های دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد بودی

چه حس و حالی داشتی؟

سوالی برایم پیش آمده : آن کتابهای که در اوائل انقلاب در انتشارات سبز

منتشر کردی و بوی فکر و اندیشه می داد .در این زمان جایگاهش کجاست؟

اگر دروغ بود و امروزه اعتقادی به آنها نداری .

کلا باید به شما شک کرد چون آدم روراست و منطقی نیستی.

باید هم امثال آقای احمدی نژاد و ایادیشان از شما در این مراسم دعوت کنند.

محمد رضا شریفی نیای عزیز.

بودن و معروف شدن به هر قیمتی می ارزد؟

واقعا خدا را شکر می کنم که در جایگاه تو نیستم

که برای موقعیت کاذب خودم دست به هر کاری بزنم

کاش اقلا به اندازه احمدی نژاد بر روی اعتقاداتت

می ایستادید.

و در آخر حکایتی را برای  خالی نبودن عریضه بگویم که :

روزی معاویه زن امام حسن به نام جعده را خواستش

و گفت اگر حسن را بکشی ، تو را برای پسرم یزید خواهم گرفت .

و جعده نیز امام را مسموم کرد وبعد از چند روز رفت پیش معاویه

و گفت ماموریتم را انجام دادم تو نیز به قولت وفا کن.

و معاویه او را به بیرون انداخت و گفت زنیکه تو کسی

که یک عمری با او زندگی کردی را به راحتی کشتی

من چطور می توانم به تو اطمینان کنم و یک آدمکش را برای پسرم بگیرم.

 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 10:35 |

 

درس‌هايي از تاريخ؛

سياه ‌كاري‌هاي بني‌اميه را

در این وبلاگ بخوانید.


http://www.fazlollahsalavati.blogfa.com

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 19:10 |

 

بیاییم دنیا را به لجن بکشیم تا منجی بیاید.

 

 

امروز می خواهم روی موضوعی دست بگذارم که به راستی یکی از مشکلات اصلی این کشور است

که متاسفانه مردم عامی هیچ گاه نخواستند بفهمند که چیست و سر منشاءش  از کجاست.

آیا هیچگاه نام انجمن حجتیه به گوشتان خورده است؟

انجمنی که در اوائل پیروزی انقلاب ، امام خمینی خطرش را برای این کشور احساس کرد

و آن را به کل رد و مردود دانست .ولی براستی  این گروه از بین رفت؟

به خاطر شرایط اجتمایی پدرم  سالهای سال است که با این فرقه آشنایی دارم .

و با آنها و ایادیش آشنایی کامل دارم .البته نمی خواهم به دوستان با اخلاصی که

در این گروه همت می کردند و به فکر کارهای خیر بودند بی احترامی کنم.

 در این پست قرار نیست که تاریخچه این گروهک را بگویم ، بلکه می خواهم برداشت خودم

را در این دورانی که با این اشخاص تا حدودی آشنا بوده ام را بازگو کنم .

تفکراتشان چیست؟

هدف این است که شرایطی به وجود آوریم که هر چه زودتر آقا امام زمان ظهور کنند.

این دوستان اعتقاد دارند که در شرایط خوب ومساعد که ما احتیاج به ظهور نداریم .

و کسی در شرایط عادی که احتیاج به منجی ندارد ، پس بیاییم شرایطی را بوجود آوریم

که ظهور آن حضرت معنا پیدا کند، و بدین معناست که

بیاییم آنچنان دنیا را به فساد و تباهی و لجن بکشیم  که حضرت رغبت کنند که بیایند.

تا به یاد دارم این اندیشه در انجمن حجتیه حاکم بوده و هست. اگر به جلسات این دوستان رفته باشید

 می بینید که ازاندیشه هایشان  تعصبات خاص و من درآوردی نشات می گیرد.

در زندگیشان از علی (ع )و رنجهایش صحبت می کنند و شما را به این مراسمات دعوت می کنند

ولی وقتی می روی  می بینی که چگونه است که طرف زندگیش همچون عبدالرحمان عوف است

و دم از علی (ع)  می زند.  با چند تا از دوستان که در مدارسی تحصیل می کردند که  مسئولینش

با تفکرات انجمن حجتیه  اداره می شد صحبت می کردم .شنیدم که این دانش آموزان در آن شرایط

 تحصیل به قدری باید تعصب می داشتند که بنده خداها وقتی از آن مدارس فارغ التحصیل می شدند

از آن طرف پشت بام  می افتادند و به یکباره از هر چه دین و مذهب بود گریزان می شدند.

یکی از دوستانی که خدا رحمتش کند و جایز نیست نامش را ببرم و یکی از سینه چاکان این فرقه بود .

وقتی نام ائمه و مخصوصا حضرت ولی عصر میامد چشمانش پر از اشک می شد

و چه سخنرانی ها ی آتشینی جهت تبلیغات  تفکرات  انجمن حجتیه می کرد .

و هر وقت که با هم بودیم  ایشان چندین مورد به من گفتند که:

با فسادی که در جامعه می بینم کم کم شرایط برای ظهور امام زمان مهیاست.

ایشان همیشه دوست داشت که جامعه هر چه بیشتر به فساد کشیده شود .

البته ناگفته نماند که هیچگاه ایشان تبلیغ فساد نکرد و حتی جلسات قرآن و نهج البلاغه ایشان

ترک نشد . ولی چه می شود کرد که متاسفانه دو سه تا از بچه های ایشان

قربانی همین فسادی که ایشان به دنبالش بود شدند و دو پسر ایشان قربانی اعتیاد به مواد مخدر

و دختر ایشان نیز به بیماری افسردگی دچار شد.

و دیگر مورد که چند وقت پیش برخورد داشتم این بود که :

یکی از فرزندان این آقایون متعصب که پدرش عمر خود را بر روی مبارزه با بهاییت  گذارده

و فکر میکند خیلی بر روی افکار فرزندش کار کرده تا شخصی مذهبی شود .

در ارتباط با این موضوع صحبت می کرد که  با دختری آشنا شدم که دینش بهاییست و واقعا به حد مرگ

هم او را دوست دارم به نظرت چگونه با خانواده ام مطرح کنم؟ واقعا هیچ جوابی برایش نداشتم.

اگر این پدر آنقدر که وقت خود را برای  چیزی که حتی نتوانسته تاثیر بر روی فرزند خوش بگذارد

برای دوستی ها و نداشتن کینه و نفرت  در جامعه می گذاشت

شاید اوضاع و احوال خود و خانواده اش بهتر از این بود.

به راستی چرا نباید شرایط خوب را برای ظهور مهیا کنیم . این چه اندیشه ایست که هر چه این جامعه

 کثافت تر باشد بهتر است. راستی چه کسانی از ترویج خرافات در این کشور سود می برند.

راستی چرا در زمان امام خمینی جمکران  آنقدر در اوج نبود  .

و ناگهان این مکان آنقدر مقدس شده است که حتی مرقد حضرت معصومه را تحت الشعاع قرار داده است.

تا خطر بیش از این کشورمان رانابود نکرده است .به فکر باشیم

تفکرات خرافی در جامعه مان به شدت در حال رخنه کردن است.

 این اندیشه ها حتی به قدری پیش رفته است که جای دین ومذهب را گرفته .

و حتی برای خودش یک دین شده است

اندیشه های  انجمن حجتیه در حال رخنه کردن در جامعه هستند به هوش باشید.

دوستی و محبت در این اندیشه جایی ندارد .بلکه حرف اول را کینه و نفرت می زند.

باید با همه بد باشی. به همه لعنت و نفرین کنی .

 این تفکر می خواهد به تو ثابت کند که حکومت اسلامی بهتر از جمهوریت است .چون در این

شرایط است که می شود آنقدر تعصبات خشک وبی اساس به راه انداخت که همه را از دین زده کرد.

و در آن موقع است که شرایط برای منجی مهیاست .

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه چهارم مرداد 1388 و ساعت 11:16 |

 

 هر روز به سه نفر اظهار ادب کن
• سالروز تولد دیگران را به خاطر بسپار
• با صمیمیت دست بده
• در چشم دیگران نگاه کن
• از عبارت «متشکرم» زیاد استفاده کن
• دیگران را ببخش
• قرض هایت را زودتر پس بده
• روز تولدت درختی بکار
• راز نگه دار باش
• نگذار بد خلق شوی
• رای بده
• شادیها را به فردا نینداز
• اشتباهاتت را بپذیر
• سلامتی را دست کم نگیر
• تایپ کردن را یاد بگیر
• ازگفتن کلمات کنایه آمیز اجتناب کن
• قانون اساسی کشورت را بخوان
• روزی سی دقیقه سریع پیاده روی کن
• هرگز تقلب نکن
• هرگز به مقدسات کسی اهانت نکن
• نام مردم را به خاطر بسپار
• برای خودت رفیق ورزشی انتخاب کن
• میز کار ومحیط کارت را مرتب نکه دار
• از افراد منفی دوری کن
• تمیز وآراسته باش
• شرافتمند باش

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 18:49 |

 

بر سرنیزه می توان تکیه کرد

ولی بر روی آن نمی توان نشست!

ثابت قدم : این مطلب را ازطریق پیوندها ی ما دروبلاگ

"جهل مرکب " به ببینید.

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و ششم تیر 1388 و ساعت 22:54 |

 

خوش باش ، ای عزیز

 

که امروز عید ماست.

 

 

روز جمعه است  هیچ حال و احوال خوبی ندارم .می دانی چرا ؟

چون هدف مشخصی ندارم. رفتم سراغ کتابها تا بلکه کتابی پیدا کنم

برای وقت گذراندن . بخوانمش . نمی دانم چه شد که ناگهان چشمم خورد به

کتاب اشعار پدربا نام "نوای آزادی" اشعار این کتاب را ایشان در دهه پنجاه  و

در زندان و تبعید نوشتند.

گذری به کتاب نگاه کردم که این شعر ایشان به چشمم خورد و دیدم بد نیست

برای شما هم بگذارم تا بخوانید و وقتی را با حقیر بگذرانید.

 

 

دیروز

وقت ظهر

یکدفعه باز شد در سلول تنگ و تار

دژخیم بر خلاف همیشه  ، با لطف و مرحمت ، پرسید حال من

آرام گفت:

زندانی عزیز ، در بندیِ خموش و فداکار و خوب من

دانی که دوست می دارمت؟

من معدن سخاوت و لطف و محبتم !!!!!!!!

من کان مهر و دوستی و صفا و کرامتم!!!!!!!!!!

از صبح تا کنون ، همه جا را قدم زدم ، در گوشه و کنار

در شهر و روستا، این تازیانه را برایت خریده ام

زیباست ، نه ؟

جالب و سر سخت و محکم است.

آرام و بی صداست. پیوسته من به فکر توام ، دوست دارمت.

امید هست که عاقل و با فهم بینمت

دستور داده ام که نگهبان و پاسدار

هر روز جامـه خود را عوض کنند

کفش تمیز جمله به پاهای خود کنند.

فرموده ام که بیشتر از روزهای پیش

تحویلشان دهند خشاب و گلوله را

گفتم تفنگها و مسلسلها را ، روغن زنند و صیقلی و پاکشان کنند

از بهر آنکه فکر تو آسوده تر شود.

دستور داده ام که همه سطح بام را، با سیم خاردار بپوشانند

گفتم که دستبند تو را صیقلی دهند.

گفتم پیاز هم بدهندت کنار نان، گفتم که عکس  هم بگذارند در اطاق

بر تو نشان دهند ز دور آفتاب را، باید سپاس این همه لطف ما کنی !!!

زندانی عزیز.

گر سایه محبت ما بر سرت نبود، شاید که ضمن راه پای تو می شکست

شاید که زیر چرخ ترن خورد می شدی، زیر اتومبیل و یا زیر پای فیل

مرگ تو می رسید.

یا آنکه می گرفت سگ هار پای تو، از پشت بام ، و یا از فراز کوه،

گشتی تو واژگون، یا آنکه در میان یکی  چاه، سرنگون

یا در خروش و جوشش امواج پر خطر، دریای بیکران، تو غرق گشته

و یا سوء قصدها ، می شد ز ناحیه ناشناسها.

زندانی عزیز

از لطف ماست که دائم کشی نفس ، از مهر ماست که تو آب می خوری!!!

این از گذشت ماست که نان بر تو می دهند

ما مظهر عدالت و انصاف و قدرتیم!!!!!!!!!!

ما معدن سخاوت و مهر و مروتیم!!!!!!!!!!!

بخشش ز ما بخواه، تقاضای عفو کن

دیگر مکن لجاجت و یکدندگی بس است

مردانگی ، فتوت و بخشندگی ز ماست

خوش باش ، ای عزیز

که امروز عید ماست.

زندان پادگاه اصفهان

آذر ماه 52

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 10:58 |
 
نویسنده: استاذنا
 
یکشنبه 21 تیر1388 ساعت: 10:44
 
پرسش :
چه راهي وجود دار كه ايمانمان از اينكه داريم بيشتر شود؟

پاسخ :
به منظور تقويت ايمان توجه شما را به رعايت نكات زير جلب مي‌كنيم:

1- در ابتدا لازم است شناخت كافي از ايمان، درجات آن و آثار و پيامدهاي آن داشته باشيد. زيرا بدون شناخت و درك صحيح از ايمان و مراحل و مراتب آن نمي‌توان پله‌هاي آن را درنورديد.

2- برداشتن موانع راه مرحلة ديگري است كه سالك بايد بپيمايد. اجتناب از گناهان و رذايل اخلاقي سبب تصفيه دل مي‌شود و زمين نفس را آمادة پذيرايي از فضايل اخلاقي و كمالات معنوي مي‌كند و تا روح و روان انسان از زشتي‌ها و لغزش‌ها پاك و منزه نشود قابليت لازم براي رشد و كمال را پيدا نمي‌كند. قلب آلوده چگونه مي‌تواند مركز تابش انوار الهي باشد و درجات بالاي ايمان را درك كند. پس بنابراين با برنامه‌ريزي دقيق و به تدريج پس از شناسايي گناهان و رذايل اخلاقي خود به از بين بردن و يا كاستن آن بپردازد. لازم به ذكر است حركت در اين مسير به اراده‌اي محكم و همت بلند و تلاش مستمر نيازمند است. تا بتواند به طور جدي از محرمات مختلف دوري گزيند و تمام جوارح خويش را بر كنترل عقل درآورد.

3- با تحصيل معارف صحيح و كسب فضايل و مكارم اخلاقي و انجام واجبات و وظائف شرعي حركت خويش در اين مسير را عمق بيشتري بخشد. همانطور كه قرآن د سورة فاطر آية 10 مي‌فرمايد: «اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه» براي رسيدن به اوج كمال و حركت در مسير معنويت و ايمان، بايد به عمل صالح همت گمارد

اينك با توجه به اين 3 نكتة كلي بهتر است به بعضي راهكارهاي عملي در اين زمينه اشاره‌اي داشته باشيم:

1- به نمازهاي واجب اهميت بيشتري داده سعي كنيد در اول وقت بخوانيد و حضور قلب در نماز را تقويت نماييد.

2- سعي شود به نمازهاي نافله به خصوص نافلة شب توجه شود (زمينة‌ساز رسيدن به مقام محمود).

3- هر شب قبل از خوابيدن به محاسبة نفس بپردازيد.

4- در انتخاب دوستان خود دقت زيادي داشته باشيد.

5- با قرآن مأنوس باشيد و هر روز پس از قرائت قرآن در آيات آن تدبّر و تفكر كنيد.

6- ذكر خدا و حضور حضرت حق در تمام اوقات را مورد توجه خود قرار دهيد.

7- در مجالس مذهبي. مراسم سوگواري ائمة اطهار عليهم السلام، و جلسات تفسير قرآن و نهج البلاغه ... شركت نماييد.

8- در تمام مراحل اخلاص در عمل فراموش نشود.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 10:52 |
 
نویسنده: شاهین
 
جمعه 19 تیر1388 ساعت: 17:5
 
اووووووووووه ، چین کجا و ما کجــــا ؟
وزارت امور خارجه ( وزارتخونه ای هستش که به امور خارجی ها رسیدگی میکنه ) در باب جواب به سوال خلایق در مورد اوضاع چین و کشته شدن مسلمانان اویغور در 8 بند فرموده اند که:

اولا
چین کشور بزرگی است که روابط بسیار عمیقی با ما دارد.حتی حدیث داریم که گفته اند اطلبو العلم ولو بالصین.ازین نظر امکان ندارد که کشوری که 1400 سال پیش مهد علم بوده دست به کشتار شهروندانش بزند و اینها از شایعات استکبار است.

ثانیا"
ما هرچه در نقشه ی چین گشتیم جایی و مردمی بنام اویغور ندیدیم.

ثالثا "
حتی اگر مسلمانانی در آنجا زندگی کنند با توجه به کمونیست و نجس بودن حکومت چین این مردم حکما" از جنس خلق مسلمان هستند که ما در اول انقلاب خودمان حزبش را داشتیم و کمک به آنها شرعا حرام بوده و هست.

رابعا"
ما اگر بیل بزن بودیم باغچه ی خودمان را بیل میزدیم و اول فکری بحال کشته های درگیریهای خودمان میکردیم بعد به آنها میپرداختیم.با وجود اینکه از قدیم گفته اند که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ، قربتا" الی الله تعدادی از برادران لباس
شخصی را به آنجا اعزام کردیم تا اگر ممکن بود حی و حاضر در صحنه حضور یابند و آموزش ضمن خدمت ببینند.

خامسا"
در حدیث امده است که ظلم بالسویه عین عدل است . خوب ما مگر به چچنی ها و آذربایجانیها کمک کردیم ؟ والله و بالله نه . حالا اگر بر فرض محال در چین اویغوری هم باشد و به آنها کمک کنیم آن برادران کشورهای دیگر از ما رنجیده خاطر میشوند.

سادسا"
بر فرض محال که ما به چین رفتیم (با این پیش فرض که کره ی زمین به این بزرگی حالا کی بیاد چین رو توش پیدا کنه ؟!!) و اویغوری هم دیدیم و او مسلمان هم بود و برادران لباس شخصی چینی هم داشتند او را ارشاد میکردند ، خوب ما چه کمکی از دستمان ساخته است ؟ ما حتی نمیتوانیم به زبان آنها حرف بزنیم.

سابعا"
ما ام القرای جهان اسلام را ول کنیم به امان خدا برویم به آن سر جهان که چه ؟ نمیگویید اینهمه حکومتهای جهانخوار مترصدند چشم ما چپ نگاه کند بپرند بیضه ی اسلام را هاپولی کنند ؟ آنوقت روز قیامت کی جواب آقا را خواهد داد ؟
.
ثامنا"
شما را به سر جدتان قسم ما همین چند تا دوست و رفیق هم مسلک را داریم که برایمان موشک و توپ و ماهواره و ساعت دیجیتال و قبله نما و شورت و قاب عکس و کاندوم چندبار مصرف و .... میسازند و میفرستند .ببینیم میتونید یک کاری کنید همینها رو هم از دست بدیم ؟

نتیجه ی پولتیکال :
مالت رو سفت بچسب همسایه ات رو دزد نکن.

نتیجه ی اخلاقی :
نوحه ی قاسم رو بچسب ، مسلمانهای اویغور و چچن و آذربایجان پیش کش، میخواستند نرن اون دور دوراها مسلمون بشن.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 19:44 |
 

پرسش :

چرا نگاه به نامحرم در اسلام تحريم شده است؟

پاسخ:

اسلام براي اين كه با تعاليم و دستوراتش، انسان را به كمال و سعادت انساني‎اش برساند، تمام مقدمات طريق كمال را براي او هموار كرده و همه‏ي موانع را از سر راهش برداشته است؛ به همين جهت مي‎توان گفت كه بهترين راه رسيدن به كمالات انساني، عمل به تعاليم آسماني اسلام است. اين مطلب آن قدر آشكار و روشن است كه بسياري از مفسران مسلمان گفته‎اند كه: اگر كسي مسلمان نباشد ولي به تعاليم اسلام عمل نمايد، در حيات و زندگي مادي به كمال و سربلندي مي‎رسد. اين نكته را علامه‌(ره) در موارد متعددي ادعا كرده‎اند. يكي از موانع اصلي رسيدن به كمال انساني براي زنان، عدم رعايت حجاب، و براي مردان رها كردن چشم در مقابل نواميس ديگران است. اين دستور صريح قرآن است كه:
مسلمانان چشم خود را از نامحرمان بپوشانند و عورت خود را حفظ نمايند كه اين كار، ايشان را پاك‌تر مي‎كند.( سوره‌ي نور، آيه‌ي 31 ـ 30)

اين كه نگاه به نامحرم براي زن و مرد در اسلام حرام شمرده شده، به خاطر اين است كه نگاه حرام خلاف فلسفه‏ي وجودي چشم در انسان است و كسي كه اين نعمت بزرگ الهي را در راه خدا به كار نگيرد، حق آن را انجام نداده است، ضايع نمودن اين حق، ظلم بزرگي است و هر ظلمي نيز معصيت به شمار مي‏آيد. به همين دليل است كه در روايات بر مواظبت از چشم تأكيد شده است.
امام صادق (ع) فرموده‎اند:
و فُرِضَ عَليَ الْبَصَرِ اَنْ لا يَنْظُرَ اِلي ما حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِ؛
و بر چشم واجب است كه به چيزي كه خداوند نظر كردن بر آن را حرام كرده است نظر ننمايد.( تفسير صافي، ج 2، ص 165)
و نيز حضرت علي(ع) عفت چشم را موجب دوري از هلاكت دانسته و فرموده‎اند:
هر كه چشم‎پوشي كند تأسفش كم و از هلاكت بركنار است. هيچ جوان‏مرديي‏ مانند چشم‎پوشي نيست. (غررالحكم، لفظ «بصر»)
همه‏ي اين تأكيدها در محافظت از چشم، براي اين است كه نگاه حرام، علاوه بر اين كه نوعي ظلم به آن است، موجب آلودگي قلب و پليدي باطن نيز مي‎گردد.
پس براي اين كه بتوانيم در مسير عدالت گام برداشته، از طهارت باطن برخوردار باشيم، بايد بتوانيم از اين عضو، همانند ساير اعضا محافظت نموده، آن را در همان طريقي به كار گيريم كه خداوند براي آن هدف خلق كرده است.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 14:45 |

 

خونخواهی شهدای قبل را از که بگیریم

 

آقای حسین شریعتمداری ؟

ثابت قدم : برای دریافت این مطلب به

وبلاگ فرید صلواتی مراجعه شود.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 22:48 |
 
 
نویسنده: ..غریبه....
دوشنبه 25 خرداد1388 ساعت: 22:33
سلام آقای ثابت قدم.....
خسته نباشید....

دكتر شريعتي انسان ها را به چهار گروه زير دسته بندي كرده است:

دسته اول ؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم ؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم ؛ آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم ؛ آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هستند

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.


خدانگهدار
یاعلــــی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:38 |
 
 
 
دوشنبه 11 خرداد1388 ساعت: 23:33
 
سلام آقای ثابت قدم
 
نگین سبز ما شاهزاده مراد در 150 کیلومتری استان اصفهان۱۰کیلومتری شهرستان
 
اردستان و 3 کیلومتری شهر شهید پروره زواره و بالاخره روستای ما تلک آباده
 
و ...بارگاه مقدس.امامزاده خالد ابن عون ابن موسی ابن جعفر
 
(ع)شاهزاده مراد.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 23:57 |
 

وقتی به دنیا اومدیم تو گوشمون اذان گفتن و وقتی می میریم برامون نماز می خونن...زندگی چه کوتاست...فاصله اذان تا نماز...


ای خدای مهربان درنابسامانی ها تورا آرام جان می دانم ودرگرفتاری هابه تو پناه می برم.
ای که از هر عیب ونقصی پاک و منزهی. تمام موجودات روزی خورتواند وتو روزی بخش تمام آن هایی.
ای بهترین مقصود! ای همدم غریبان! ای سامان بخش هر پریشان! ای محبوبتر از محبوب! ای پروردگار من!
آن هنگام که تنهایم انیسم تویی.
آنجا که وامانده ام دستگیرم تویی.
دردریای لطف و مهربانی تو غرقه ام.
به هر سومی نگرم تورا می بینم.
چگونه از تو غافل شوم وقتی که تو با منی؟
چگونه از توروی گردانم در حالی که همواره روی بر من داری؟
ای آفریدگار ما!
صحرای عطشان دل های مارا به بارش سحاب رحمتت سیراب سازوحیات طیبه ای به ما کرامت فرما که با یاد تو برای تو و به سوی تو زندگی کنیم تنها به تو و دوستان تودل بندیم و از غیر تو دوری کنیم.
*در وصف تو چه بگویم؟ تو را چگونه بخوانم؟ وشعر بندگی ام را چگونه سرایم؟*

* ای برتراز خیال وقیاس وگمان ووهم

وز هرچه دیده ایم وشنیدیم وخوانده ایم*

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 23:12 |
 
نویسنده: غریبه ی آشنا
 
یکشنبه 10 خرداد1388 ساعت: 19:15
 
من: چقدر احساس تنهايي مي‌كنم
 
خدا: فاني قريب
 
.:: من كه نزديكم (بقره/۱۸۶) ::.


من: تو هميشه نزديكي؛ من دورم... كاش مي‌شد بهت نزديك شم
خدا: و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.
:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پيش خودت، با خوف و تضرع، و با صداي آهسته ياد
 
كن (اعراف/۲۰۵) ::.


من: اين هم توفيق مي‌خواهد!
 
خدا: ألا تحبون ان يغفرالله لكم
.
:: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

من: معلومه كه دوست دارم منو ببخشي
 
خدا: و استغفروا ربكم ثم توبوا اليه
.:: پس از خدا بخوايد ببخشدتون و بعد توبه كنيد (هود/۹۰) ::.


من: با اين همه گناه... آخه چيكار مي‌تونم بكنم؟
 
خدا: الم يعلموا ان الله هو يقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمي‌دونيد خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول مي‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.


من: ديگه روي توبه ندارم
 
خدا: الله العزيز العليم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولي) خدا عزيزه و دانا ، او آمرزنده‌ي گناه هست و پذيرنده‌ي توبه (غافر/۲-۳) ::.


من: با اين همه گناه، براي كدوم گناهم توبه كنم؟
 
خدا: ان الله يغفر الذنوب جميعا
.:
: خدا همه‌ي گناه‌ها رو مي‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

من: يعني بازم بيام؟ بازم منو مي‌بخشي؟
 
خدا: و من يغفر الذنوب الا الله
.
:: به جز خدا كيه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

من: نمي‌دونم چرا هميشه در مقابل اين كلامت كم ميارم! آتيشم مي‌زنه؛ ذوبم
 
مي‌كنه؛ عاشق مي‌شم! ... توبه مي‌كنم
 
خدا: ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين
.
:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونايي كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهي و ربي من لي غيرك
 
خدا: اليس الله بكاف عبده
.
:: خدا براي بنده‌اش كافي نيست؟ (زمر/۳۶) ::.

من: در برابر اين همه مهربونيت چيكار مي‌تونم بكنم؟
 
خدا:يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا هو الذي يصلي
 
عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمؤمنين رحيما.
.
 
:: اي مؤمنين! خدا رو زياد ياد كنيد و صبح و شب تسبيحش كنيد. او كسي هست كه
 
خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت مي‌فرستن تا شما رو از تاريكي‌ها به
 
سوي روشنايي بيرون بيارن. خدا نسبت به مؤمنين مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
 
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 19:27 |

 

فرید  آمد.  فرید بااین کامیون سئوالات و عکسها آمد. وبعد هم قراراست که

دنباله داستان رابرای ما بگوید . ماهم منتظرمی مانیم . ازطریق پیوندهای ما

به وبلاگ ایشان برسید. 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بعد از چند روز دوری از دوستان، سلام

 

فعلا به این عکس ها نگاه کنید .

 

تا بعدا"بگم داستان چیه؟

 


+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 17:37 |

نویسنده: استاذنا
 
یکشنبه 10 خرداد1388 ساعت: 0:27
 
با سلام و درود به شما دوست گرامی؛

12 مطلب اخیر "استاذنا" به شرح ذیل می‌باشد:
 
۱-.....

آدرس ما:
 
 
ثابت قدم : این هم پیام یک سایت مفید با آدرسی که داده  شده است . ضمنا از
 
طریق پیوندهای همین وبلاگ هم می توانید از مطالب این سایت استفاده کنید.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 0:36 |
 
نویسنده: دنيا
 
شنبه 9 خرداد1388 ساعت: 19:48
 
سلام دوست عزيز ( از لينك باكس ما هديه بگيريد ! رايگان و آنلاين دريافت كنيد !)
 
وبلاگ بسيار قشنگي درست کردي
همونطور که خود شما هم ميدونين براي استفاده بيشتر از مطالب شما
 
بايد بازديد بيشتري داشته باشيد !!!
 
ثا بت قدم : این هم یکی دیگراز مشتریان پروپاقرص وبلاگ ماکه بقول معروف
 
پاشنه دررا ازجاکنده .  فکر می کنم ایشون وآقای سینا اگر برای خواستگاری
 
هردخترخانمی بروند حتی دختر پادشاه هندوستان موفق باشند.
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 23:33 |