روحانی روشنفکر -  م - ا- زائر

 

 

 

 

روحانی روشنفکر

به یاد جمی

م – ا – زائر


 

 

        

 

   بر  تو   خوانم  ز  دفتر   اخـــلاق   

 آيتي در  وفا  و   در بخشش

       هر  كه  بخراشدت جگر   به جفا     

      همچو كان كريم  زر بخشش

كم مباش از درخت، سايه فكن   

       هر كه سنگت زند ثمر بخشش

از  صدف  ياددار نكته  حلم        

         هر كه برد سرت گهر بخشش

امروز دوستان در مسجد ولی عصر " خوزستانیها " جمع شده بودند تا در باره

 

برنامه های هفته آینده سالگرد رحلت حضرت آیت الله جمی سخن بگویند .  این

 

برنامه هفته آینده سوم دیماه برابر با هفتم محرم در حسینیه ثارالله آبادان برگزار

 

می شود. دوستان گزارش دادند و دونفر ازروحانیون هم سخنانی درباره شخصیت

 

حاج آقا جمی ایراد داشتند. من هم حرفی نزدم گوش دادم و از سخنان آقایان

 

استفاده کردم .

 

اما این جلسه بیشترمرا بیاد حاج آقا انداخت وخاطراتی را درذهن من مجسم می

 

کرد .

 

حاج آقا باهرکس به زبان خودش حرف می زد . وقتی من خدمت اومی رسیدم بحث

 

شعر وشاعری ومقالات و خلاصه بحث مطالعه بود. از پروین اعتصامی و ملک

 

الشعرا بهارو حافظ و ...

 

حاج آقا یک دیوان حافظ هم درکنار قران داشت و کتابهای دیگر که دوستان هم می

 

آمدند واستفاده می کردند و من هم کتابهائی ازکتابخانه برمی داشتم می خواندم و

 

دوباره کتاب دیگری ...

 

حاج آقا بااین که بیشتر قران می خواند لکن ازخواندن کتابهای دیگر ازجمله کتب

 

باستانی پاریزی هم غفلت نداشت .

 

یک روز شعر بالا را خواند وگفت  :  به بین این شعر ازکیست ؟  و خودش این

 

شعر راخواند .

 

من از ایمان پسرم که آن وقت در رشته انسانی درس می خواند سئوال کردم و او

 

گفت : این شعر ازحافظ است و باید در اواخر دیوان حافظ باشد.

 

تعجب کرده بودم از این شعر که ازحافظ باشد .  البته ازنظر این که ما حافظ رابه

 

عنوان "غزل سرا"می شناسیم . واین شعربا اشعار او ازنظر شعری ونه مطلب

 

تطبیق نداشت . وبهر حال حاجی آقا این شعر رادوست داشت .

 

 

حاج آقا مراهم  دوست داشت و من هم اورا و به روحیات واخلاق من بیشتر

 

        ازخودم آشنائی داشت .

 

حاج آقا باهمه رفیق بود . همه می آمدند ازهردسته وگروه و هرگونه طرز فکر .

 

محرم وصفر در حسینیه ثارالله برنامه بود . شبها حدود ساعت  10 برنامه ها

 

شروع می شد .

 

تلاوت قران بود وبعد هم من اشعاری را می خواندم تا دوستان آماده سخنرانی

 

شوند .

 

مرحوم آیت الله  سید کاظم دهدشتی و حاج آقاجمی و دیگر دوستان روحانی

 

وفرهنگی و دیگران می آمدند .

 

خانمها هم درطبقه  بالا می نشستند

 

یک روز به حاج آقا گفتم : حاج آقا این مسعود بهنود خیلی قشنگ می نویسه  .

 

مطالبش را می خوانی

 

گفت بله بله  می خوانم .

 

حاج  آقا ازخواندن غفلت نمی کرد . همه مطالب رامی خواند .  شعر حافظ و پروین

 

وبهار . باستانی پاریزی و مسعود بهنود.

 

 

آن درختی که ثمر بخش بود و به سنگ زنندگانش لطف ومرحمت داشت  حاج آقا

 

بود که  پیامبرگونه چنین بود.

 

حاج آقا یک " روحانی روشنفکر " بود .

 

========

 

چند نظر از دوستان درمورد حاج آقا جمی .

 

نویسنده: فرید صلواتی
 
با سلام به استاد گرانقدر . انسان خوب همیشه انسان خوب است .
مهم نیست که افرادی سعی خود را بکنند که او را از چشم مردم بیاندازند . ولی این مرد بزرگ همیشه بزرگ بود با اینکه افرادی
می خواستند او را خرد کنند ولی خود را نابود کردند .روحش شاد

 

 هاشم در وبلاگ زیتون چنین می گوید:

 

یادش به خیرچندماه بسیجی بودم درآبادان پای سخنانش می رفتیم ازوقتی شورای نگهبان بعد

ازرحلت امام اورابرای خبرگان بااینکه درخبرگانِ

اول بود ردصلاحیت کرد مظلوم واقع شدانشاالله خداانتقامش راازفرقه ضاله مصباحیه بگیرد.

 

 یک فرمول بندی برای شناخت روحانیون لازم است

آنها به 2دسته تقسیم میشوند
1- عقل گرایان
2- علم گرایان
که مجمع روحانیون ازعقل گرایان است منظوراین است که استدلالی تر و بادادوستد(تعامل)بیشتربامردم هستند وکلا دغدغه دین ومردم رادارند که روشنفکرمحسوب میشوند + مجمع محققین حوزه
این گروه بادرایت وتدبیرودوراندیشی که دارند که نمونه اش آیت الله طالقانی است که پست اعجازکلام ایشان درزیتون نشان میدهدامروزرا30سال قبل پیش بینی کرده وهشدارداده است
جمی نیزازحامیان مجمع روحانیون بود وآنها ازاوحمایت میکردند نمونه دیگر رفتارعقل گرایان اداره کشور درزمان خاتمی است که دیپلماسی امام موسی صدررااجراوایرانیان عزت داشتند

اما علم گرایان بیشتربه درد تدریس ومشاوره میخورند
 نه مدیریت واداره جامعه
آنها بقول فیلسوف عدالت حضرت آیت الله (البته بدون لباس است)محمدرضاحکیمی صاحب کتاب الحیاه(ت) انسانیت رادرکتابها سرگردان وانسان رادرخیابانها سرگردان کرده اند
روش رای دادن خودمااینطوراست که به این فرمول رای میدهیم همینکه درفهرست مجمع باشد کافی میدانیم نمی پرسیم کی هست کی نیست.
شاخص علم گرایان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند که امام فرموده ناسزاهای نامه اشان به من راکه حذف کنی میشودنامه نهضت آزادی
یعنی تدبیرودوراندیشی ندارند درفضای بسته تصمیم می گیرند واجرامیکنند درواقع به افکارعمومی رجوع نمی کنند به همین خاطردرهمه اداره کشور ناموفق هستند
اگربه اظهارات اینگونه روحانیون که دردستگاه ها هستندبنگریم گاه خودسوزی میکنند برخلاف عقل گرایان که نورافشانی میکنند مشاهده حرف زدن اینها درلینک نارنج سبزاظهارات وزیراطلاعات مصلحی که دفتررفسنجانی گفته دروغ نسبت داده وتحریف کرده - حسینیان نماینده مجلس که گفته رفسنجانی بایدبه دامان اسلام برگردد و...که ازروحانی های طرفدارجامعه مدرسین هستند این طبقه بندی رامشهودمی سازد
البته منطقه تامنطقه هم متفاوت است مثلا جامعه روحانیت تهران هم اغلب علم گرا هستند ولی با مجمع روحانیون بیشترهم پوشانی مثل رنگهای رنگین کمان دارندتاجامعه مدرسین مثلا مهدوی کنی که جامعه روحانیت تهران است منصف ترازامام جمعه شیرازیا اصفهان یا تبریز است که عضو این جامعه هم نیستند
پس همینکه گفتیم آقای جمی گرایش به مجمع روحانیون داشته تمام خصوصیاتی که درباره یک روشنفکرصدق میکند درباره آقای جمی نیزکه پدرمعنوی رزمندگان دفاع مقدس نام گرفته صدق میکند انشاالله
 
ثابت قدم : باتشکر ازوبلاگ زیتون ۵ که پست "روحانی روشنفکر " را لینک کرده اند .
 
 
نویسنده: رضا رئیسی.یکی از خس و خاشاک
 
سلام.چقدر جای این روحانیان اصیل و مردمی که با رافت و روشن بینیشون باعث جذب مردم به سمت
دین رحمانی میشن در ایندوره و زمانه کمه . انسانم ارزوست لذت بردم ممنون از دعوتت و لطف
همیشگیت به ما و طنزیاتمان
 

 پروین از وبلاگ " هوای مشرق ":

 

 با سلام و درود

من اولین باره اسم ایشون را می شنوم

ولی به هر حال خداوند رحمتشان کند و روحشان شاد.

 

سید عباس سید محمدی :

 

سلام علیکم حضرت آقای ثابت قدم.
من حدود یک سال قبل، شماره ای از مجله ی شاهد را

گرفتم که اختصاص داشت به مرحوم آقای جمی.
دوست مشترک ما هم برایم یک مجموعه تمبر فرستاد.

گمانم عکسهای مرحوم آقای جمی بود روی عکس.

شاید یک کتابچه ای چیزی هم بود درباره ی آقای جمی.

 

وحصر....  روزنامه جمهوری اسلامی

 

... و حصر آبادان شكسته شد
 
بمناسبت سالروز شکست حصر آبادان




پيام آيت الله جمي به مناسبت
پيروزي و

 شكست حصر آبادان
و حصر آبادان شكسته شد و فرمان
فرمانده

 كل قوا رهبر انقلاب اسلامي

  • حضرت امام خميني (ره ) روي زمين نماند. طبيعي است كساني كه در

  • طي يك سال در محدوديت و حصر زندگي كرده در برابر هر سختي

  • كمبود و ضيقي صبر ورزيده اند از اين پيروزي خيلي دلشاد شوند. جمعي

  •  از اين دست كساني اند كه در شرايط بحران زده جنگ زده و كاملا در

  • محاصره و با قوت لايموت صبر پيشه كرده و رزمندگان و ماندگان در آبادان

  • را دلداري و بشارت به چنين روزي مي دادند.

  • حال آن روز فرارسيده و پيروزي لشكريان اسلام در شب پنجم مهر با

  • لطف و توجه الهي رقم خورد.

  • آيت الله جمي پس از تحقق پيروزي عمليات ثامن الائمه به راديو رفت و

  • پيام تبريكي را خطاب به رزمندگان مردم مقاوم آبادان و تمامي ملت

  • ايران ايراد كرد و دلايل اين پيروزي را برشمرد و تاكيد كرد كه اين آغاز

  •  راه است و تا پيروزي نهايي فاصله زيادي است . و او در اين پيام به

  • نكته جالبي نيز اشاره كرده است و آن آزادي ملت محروم و مظلوم

  • ستمديده عراق از دست رژيم بعث است و چه خوب او در آن سالها و

  •  در آن شرايط سخت و بحراني حساب مردم عراق را از حاكميتش جدا

  •  مي كند. اين مهم نه تنها در پيام وي بلكه در جاي جاي يادداشتهاي

  • او مشهود است .
    و نكته جالب تر اينكه او نسبت به هر چيز دغدغه دارد و خود را

  • مسئول مي داند دغدغه او را نسبت به غنايم جنگ به دست آمده

  • در پايان اين پيام بخوانيد :

  • بسم الله الرحمن الرحيم
    ملت رشيد و غيور و صبور و قهرمان ايران مبارزان جان بر كف جبهه هاي

  • حق عليه باطل شنوندگان عزيز خواهران و برادران گرامي ! اين پيروزي

  •  الهي كه نصيب ملت اسلامي ايران شده و شرح آن (را) شنيديد به

  • همه شما تبريك عرض مي كنم و از خداي متعال عاجزانه استدعا داريم

  • كه پيروزي نهايي حق عليه باطل را هر چه زودتر نصيب ملت مسلمان

  • بفرمايد. در رابطه با اين پيروزي چند تذكر خدمت شنوندگان عزيز دارم .

  • اولا مقاومت شهر آبادان يكسال از محاصره آبادان گذشت . يك سال

  • مقاومت اين يك سال مقاومت آبادان شايد در تاريخ جنگها بسيار كم

  • نظير باشد كه شهر آبادان در دوازده ماه محاصره چه كشيد و چگونه

  •  مقاومت كرد. بايد اين مقاومت در تاريخ ثبت و ضبط شود.

  • درسي باشد براي دوستان حق و گوشمالي باشد براي دشمنان

  • نكته ديگر عامل پيروزي در اينجا چه بود. يكسال از (محاصره ) آبادان گذشت .

  • بعد از يكسال صدام كه خواب شكست آبادان و سقوط آبادان را مي ديد

  •  و هميشه وعده مي داد و راديوهاي بيگانه هم كه پشتيبان او بودند

  • هميشه سقوط آبادان را پيش بيني مي كردند چه شد كه آبادان

  • پيروز شد عامل اين پيروزي چه بود اگر درست توجه شود عامل اين

  • پيروزي يك چيز است و آن روح الهي ـ اسلامي ـ معنوي روح

  • مظلوميت يك قوم قومي مظلوم واقع شده دفاع از خودش مي كند.

  • دفاعي كه نه از شخص خودش هست (بلكه ) از مكتب خودش .

  • از يك مكتب الهي و انساني و اين خود عامل پيروزي است به

  • اضافه جهات ديگر وحدت انسجام و هماهنگي كه در ميان تمام

  • قشرهاي رزمنده بود. در اين نبرد خواهران و برادران چيزهايي ديده شده

  • كه شايد در هيچ جنگي انسان نديده باشد اگر درست مقايسه شود

  • واقعا همان طور كه گفته شد اين حمله و اين پيروزي در جنگها

  • نظير نداشته (است ). اين هماهنگي من به چشمان خود ديدم برادران

  • عزيز ارتشي برادران سپاهي و بسيجي تمام گروههاي رزمنده و

  • جنگنده همه منسجم دست به دست همديگر با يك وحدت و يك

  • اتحاد و يك هماهنگي عجيب افسران ارتشي با برادران فرمانده سپاهي

  •  سربازان و سپاهيان آنها برادروار دست به دست همديگر داده و با

  • توجه به پيام امام و رهنمودهاي امام هماهنگ يكدل و يك جهت

  • مصمم شدند (تا) شر دشمن را از اينجا بكنند. همين هماهنگي و

  •  همين وحدت و همين يكپارچگي باعث اين پيروزي چشمگير و

  • شگرف شد و الا شوخي نيست و عادي هم نيست و نمي شود

  • سريع گذشت از اين مطلب .

  • ارتش عراق با آن تجهيزات و با آن مهمات هم از نظر كيفيت و هم

  • از نظر كميت از هر جهت ارتشي مجهز ارتشي قوي و نيرومند

  • آن همه مهمات آورده اينجا يكباره در عرض چند ساعت شيرازه اش

  • در هم درنورديده شد چه بود برادران ما هماهنگ و متحد چنان حمله

  • بردند كه جز پيروزي يا شهادت ديگر هدفي نداشتند و آن بيچارگان

  • كه هيچ اتكايي نداشتند هيچ پشتوانه اي نداشتند با ترس و لرز

  • تسليم شده يا كشته شدند يا اسير شدند يا همه رو به فرار گذاشتند

  •  و خداي متعال اين نعمت بزرگ اين پيروزي را نصيب ملت مسلمان كرد.

  • اين پيروزي حاصل شد. اين نعمتي بزرگ است . در برابر اين نعمت

  • بزرگ چه بايستي كرد شكر اين نعمت بايستي اين نعمت را شكرگزاري كرد.

  •  بايد اين نعمت را قدر دانست . شكر اين نعمت چيست اين هماهنگي و اين

  •  وحدت و اين يكپارچگي حفظ شود. خدا به ما لطف كرده عنايت فرموده ما

  • تسليم خدا باشيم . اساسا در اين جنگ دست خدا كاملا روشن است .

  • پيداست كه با ماست . چيزهايي در اين جنگ روشن شده كه واقعا انسان

  • خداجو كاملا متوجه مي شود و بالعيان مي بيند و حس مي كند

  • حقيقت را اين جنگ آنچه ناخالص بود پرت كرد. ببينيد بني صدر اين

  • چهره مرموز به وسيله اين جنگ پرت شد. حذف شد. طرد شد. و اين

  •  ملت از شر او راحت شدند و باز ببينيد اين جنگ چگونه حقايق را روشن

  •  مي كند. شما شنيديد از راديو در همين روز پيروزي روز درگيري ما

  • بزرگ ترين پيروزي و مهم ترين درگيري و حمله اي كه نيروهاي ما در

  • آبادان داشتند هماهنگ با اين روز مي بينيد سربازهاي بدون يونيفرم

  • صدام نوكران صدام در جبهه اي دير هم سر در مي آورند. در تهران

  • حادثه آفريدند. در تهران حمله مسلحانه به مردم بي پناه كردند. در

  • تهران اموال مردم را آتش زدند در همچنين روزي . آيا اينها هماهنگ با

  • جبهه آبادان نبودند با صدامياني كه اينجا بود. آيا به اين منظور نبود

  • كه در دو طرف حمله شود. يعني در دو طرف بجنگند. اينجا ما با

  • صداميان در جنگيم آنجا نيز صداميان ديگر. آنجا سر درآوردند كه اگر

  •  صدام در اينجا شكست بخورد كه خورد آنجا جبران شود. يا اينكه به

  • كمك همديگر بتوانند كاري كنند و اين واقعا قابل توجه است . كساني

  • كه هنوز هم خجالت نمي كشند شرم ندارند و سنگ مبارزه با استعمار

  •  به سينه مي زنند چطور نوكر استعمارند پنهان مي كردند اما الان به

  • بركت اين جنگ چگونه روشن شد واضح و آشكار شد كه اين گروهكها

  • اين گروه به اصطلاح مجاهدين و منافقين از كافر بدتر چگونه نوكر صدام اند

  •  و چگونه هماهنگ با صدام اند و چگونه متحد با صدام حمله مي كنند

  • به اسلام و مسلمين و همچنان كه صدام رو به شكست است تمام

  • نوكرهايش هم رو به شكست (هستند) و اين گروهكها نيز عمرشان

  •  به پايان است همچو صدام و ساير نوكرهاي منطقه . اينها همه به

  • بركت اين جنگ است . (بايد) اين حقايق روشن بشود اين پيروزيها.

  • شكر اين نعمت را شنونده عزيز من و تو نبايد فراموش كنيم .

  •  اسلاممان را فراموش نكنيم . ما نجات پيدا كرده ايم . ما در

  • دامن اسلام آمده ايم قدر اين اسلام را بدانيم . وظايف ديني و اسلامي

  • خود را انجام دهيم . غفلت نكنيم . از آن وظايفي كه بر دوش ما هست

  • مخصوصا در اين مقطع حساس از تاريخ كشورمان . خداي متعال رهبري

  •  به ما داده (كه ) از هر جهت در دنياي امروز بي نظير است . قدر اين

  • رحمت و اين نعمت و قدر اين رهبر بزرگ را بدانيم و رهنمودهايش را آويزه

  • گوش خود كنيم . اطاعت از او وظيفه شرعي و انساني ماست .

  • اينها شكرانه اين نعمتهاست .

  • نكته دگري كه در رابطه با اين پيروزي چشمگير بايد به عرض همه

  • شنوندگان برسانم مخصوصا رزمندگان عزيز مخصوصا پاسداران

  •  ارتشيان تمام رزمندگان عزيز به اين نكته كمال توجه (را) داشته

  •  باشند ما پيروز شديم . در روز گذشته پيروزي بسيار چشمگيري

  • نصيب ما شد كه حد تاريخ بسيار كم نظير است . هر نوع پيروزي اي

  • به دنبالش براي آني كه غالب شده و پيروز شده خوشحالي انبساط و

  • هيجان مي آورد. ما هم الان در اين انبساط و خوشحالي و هيجانيم

  • و فرياد الله اكبري كه ديشب بلند شد از همين جا سرچشمه

  • مي گيرد. اما خواهران و برادران اين نكته را توجه داشته باشيد كه

  • ما در وسط راه هستيم . ما تا پيروزي نهايي فاصله داريم . ما تا

  • پيروزي نهايي بايد راههايي را طي كنيم . موانعي را برداريم .

  •  ما رسالتي بر دوشمان هست سرباز عزيز پاسدار عزيز رزمنده

  • عزيز خواهر برادر مسلمانان ايران شما رسالتي بر دوشتان هست

  •  رسالت شما تنها آزاد كردن آبادان نبوده تنها آزاد كردن خونين شهر و

  • زمينهاي اشغالي نيست . وظيفه مهم . ملت محروم و مظلوم و ستمديده

  • عراق بايد آزاد شود از]است [شما و رسالتي كه بر دوش شماست

  • آزاد كردن عراق آزاد]بايد[ آزاد شوند. مسلمانان منطقه ]بايد

  • [اين رژيم كفر و از اين رژيم بعث ملت اردن بايد آزاد شود. مسلمانان

  •  مصر . بنابراين بايد مراقبت كرد. اين پيروزي براي ]است [شوند و

  • بالاتر رسالتتان آزاد كردن محرومان و مستضعفان تمام جهان ما بسيار

  • مسرت بخش است اما ذره اي نبايد از اين رسالت غفلت كنيم و از

  • اين مسئوليت غافل بشويم . مسئوليتي سخت به دوش ماست .

  • با كمال مراقبت و دقت و هوشياري متوجه دشمن باشيم .

  • دشمن خيلي بي حياست . دشمن خيلي بي شرم است .

  • دشمن از وقتي كه با ما درگير است دو سال بيشتر هر چه شكست

  • خورده از رو نرفته است . امريكا شرم ندارد. حيا ندارد. شكست مي خورد

  • بعد از هر شكستي از راه ديگر وارد مي شود. اين است كه همه ما بايد

  •  كمال دقت داشته مراقب اين دشمن غدار مكار خونخوار كه صدام نوكري

  •  از نوكرهاي اوست باشيم . با كمال مراقبت هيچ كجا اجازه نفس

  • كشيدن به اين دشمن ندهيم . با اتحاد و انسجام و وحدت پوزه اش

  • را به خاك بماليم . همچنان كه ما روز گذشته به خاك ماليديم در آينده

  • بايد اين كار جدا تعقيب شود. با آزاد كردن خونين شهر دماغش سوخته شود.

  •  با آزاد]را[پوزه اش كردن شهرهاي دگر سيلي به گوشش نواخته شود.

  • با آزاد كردن همه سرزمينها بيچاره اش بايد كرد. همچنين با آزاد كردن

  • ملت محروم عراق با آزاد كردن ملت محروم مصر با آزاد كردن همه مسلمانان

  • و با آزاد كردن قدس اولين قبله مسلمانها و با راندن اسرائيل غاصب

  • از اين منطقه همچنان كه بعث كافر را اينجا در زمينهاي خوزستان

  • دفن مي كنيم و ان شاالله رژيمش را نيز نابود خواهيم كرد. بايد اين

  • تصميم قاطع من و توي ايراني برادر عزيز و خواهر عزيز داشته باشيم

  • كه از سر اين منطقه كوتاه كنيم و تمام نوكران و جيره خواران امريكا

  • همه ]را[اسرائيل را نيز براي هميشه دفن كنيم و شرش از ميان

  • برداريم تا اين جهانخوار براي هميشه شرش از سر اين ملتها كوتاه شود.

  • اين است كه وظيفه بزرگ ما توجه ]را[ كردن به وظيفه مان هست .


  • يكي از وظايف ما كه اين روزها متوجه ما شده در

  • آستانه اين پيروزي ما بايد پيروزي دگري نيز شاهد

  • باشيم و اين پيروزي در جبهه سياسي و در بعد

  • سياسي است . چند روز ديگر عزيزان شنوندگان روز انتخابات است . انتخاب رياست

  • جمهوري بايد نشان بدهيم همچنان كه متحد و منسجم و هماهنگ در

  • جبهه هاي نظامي حمله بر دشمن مي آوريم و دشمن را تارومار مي كنيم

  • در جبهه سياسي نيز متحد و متفق روز جمعه همه پاي صندوقهاي راي

  • رفته و راي خودمان را به رئيس جمهور مكتبي و به رئيس جمهوري

  • كه درست در خط امام باشد راي خود را بدهيم و همين جا نيز سيلي

  • ديگري به صورت استعمار بنوازيم كه استعمار خيلي وحشت دارد از روز

  • جمعه آينده ما و ما بايد اين جمعه آينده نيز روز پيروزيمان باشد كه

  • استعمار بداند نمي شود با حق درافتاد. نمي شود با خدا مبارزه كرد.

  • نكته ديگر خواهران و برادران شنوندگان دقت كنيد تامل كنيد فكر كنيد

  • خدا را در اين جريانها ببينيد. حق را در اين جريانها ببينيد. خدا شاهد

  • است در اين حوادث چنان خدا پيداست و چنان براي اثبات وجود

  • حق دلايل واضح است و ]كنيد[چنان براي اسلام عزيز برهان هست

  •  كه كتابها از عهده اش برنمي آيند. شما خوب دقت كنيد و فكر در

  • اين جريانها

  • اين مددهاي غيبي الهي است كه به داد ما مي رسد والا بر حسب

  • عادي چطور توجيه بردار است يك نيرويي كه يك سال آمده جاي

  • خود را باز كرده در كنار آبادان استحكامات داشته آن همه قوا و نيرو

  • داشته آن همه مهمات داشته و در عوض چند ساعت چنين تارومار

  •  شود كه متلاشي شود و روبه فرار بگذارد. آيا اينها مددهاي الهي نيست .

  • آيا اينها مددهاي غيبي نيست كه دست تواناي حق پشت سر ملت

  • ما ارتش ما سپاهيان ما آري اين عزيزاني كه روبه خدا رفته اند خدا

  • نيز چنين با آنهاست . خدا را ببينيم و بشناسيم و قدر توحيد را بدانيم و

  • بيش از پيش به سوي خدا برويم و كار خود را به خدا واگذار و اين به حسب

  •  ظاهر در دنياي ]هستيم در[كنيم . برويم به سوي اسلام . اين يقين است

  • و اين روشن است كه ما الان تنها امروز. كدام دولت با ماست كدام هيئت

  • حاكمه با ماست از كجا ما را كمك مي كنند اين آمريكاست كه كمكي كه

  • نمي كند و ما از او كمك نمي خواهيم و ما اصلا كاري نداريم به او. ما

  • دشمن او هستيم . او نيز شب و روز مشغول . اين انگلستان است .

  •  اين فرانسه است كه مي بينيد مامن تمام دشمنهاي ما شده .

  • مامن ]است [كارشكني و اخلال عليه ما چاقوكشان مامن

  • خونخواران مامن تروريستها مامن خيانتكاران و جنايتكاراني شده كه

  • همه عليه جمهوري اسلامي . اين شرق اين غرب اين حكام مرتجع منطقه

  • كه تسلط بر كشورهاي اسلامي دارند اينها]مي كنند[نقشه دارند و

  • توطئه با ما رفتارشان چگونه است چقدر از همين حكام مرتجع منطقه و از

  •  اين ملت مسلمان منطقه از دسترنجشان به وسيله حكام مرتجع به

  • صدام كمك شده عليه ما پس ما تنهاييم . ماي تنها چه شده كه يك

  • سال است مي جنگيم و بعد از صدام متزلزل است و همين امروز يا فردا كه ]

  • ما[گذشت يك سال الان ما در موضعي از قدرت هستيم كه دشمن قدر

  • بدانيم . كاري كنيم كه هر روز اين عنايات و]است [سقوطش قطعي و حتمي

  •  است جز لطف خدا جز عنايات الهي الطاف الهي بيشتر شامل حال ما شود.

  • هر چه ما بيشتر تسليم حق باشيم و هر چه ما بيشتر طبق فرامين حق

  • متحد و منسجم و برادروار زندگي كنيم دست به دست همديگر دهيم و پشت

  •  سر رهبر عزيزمان باشيم الطاف الهي هم بيش از پيش به سراغ ما مي آيد

  • و با الطاف الهي ديگر هيچ نيرويي از عهده مقابله با ما برنمي آيد. پس

  • ان شاالله فراموشتان نشود هرگز خدا را فراموش نكنيد. اسلام را فراموش

  • نكنيد. وظايف ديني تان را از دست ندهيد. متحد همگي انجام وظايف ديني

  • را نصب العين خود قرار داده تا خدا نيز يار و ياور شما باشد.

  • آخرين سخنم تذكري است مربوط به برادران عزيز منطقه در همين آبادان .

  •  برادران عزيز رزمندگان عزيز و همه شما به ]كه لازم است [برادران و خواهراني

  •  كه در اين منطقه هستيد ضمن عرض تبريك به شما در پايان سخن تذكري

  •  دارم تذكر توجه كامل داشته باشيد و اين تذكر مربوط به غنايم جنگي است .

  • با دفتر امام تماس گرفته ام امام امت چنين فرموده اند كه تمام اين غنايم بايد

  • تحويل سپاه يا ارتش داده شود. برادر خواهر هر چه به دستت آمده از

  • اين غنايم جنگي چه اسلحه و مهمات جنگي و چه اشيا و چيزهاي ديگر

  • وظيفه ديني و الهي تو است كه اين اشيا را تحويل سپاه بدهي يا

  • تحويل ارتش بدهي و رسيد هم از آنها بگيري و من يقين دارم كه اين وظيفه

  • شرعي و الهي را فراموش نمي كني زيرا اگر عمل نكني به اين وظيفه و

  • خداي ناخواسته چيزي از غنايم را برداري و مورد استفاده قرار دهي اين

  • استفاده از نظر شرعي درست نيست . مشروع نيست و همه شما عزيزان

  • تمامتان متشرع هستيد و همه شما از سئوالاتي كه از من مي كنيد من حس

  • مي كنم كه دقيق هستيد كه كاملا امور طبق اسلام به جريان بيفتد و

  •  رهنمودهاي امام هميشه نصب العينتان باشد. در همه غنايم اعم از مهمات

  •  جنگي و چيزهاي ديگر اگر به دستتان آمده وظيفه ]كه [اينجا ان شاالله

  • فراموش نمي كنيد شرعي و انساني و الهي شماست كه اينها را همچنان

  • كه گفته شد تحويل سپاه يا ارتش بدهيد. خداي متعال همه شما را كه به ]

  • باشد[تحت عنايات خود حفظ فرموده و ان شاالله اين پيروزي عظيم طليعه

  • پيروزيهاي چشمگير ديگر بوده از لوث وجود اين كفار پاك كرده و به اميد خدا

  • پيروزي نهايي كه تسلط ]را[همين زودي خاك مقدس ميهن اسلاميمان ايمان

  • بر كفر و حكومت الله بر جهان باشد نصيب همه حق جويان و خداپويان بشود.

  • والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

  • (برگرفته از كتاب : نوشتم تا بماند يادداشت هاي روزانه جنگ آيت الله جمي )
    در اين جنگ دست خدا كاملا روشن است پيداست كه با ماست
    يك سال مقاومت آبادان شايد در تاريخ جنگ ها بسيار كم نظير باشد
    عامل اين پيروزي يك چيز است و آن روح الهي ـ اسلامي ـ معنوي است
    هماهنگي وحدت و يكپارچگي باعث اين پيروزي چشمگير و شگرف شد .

  • چهلمین روز درگدشت آیت الله جمی  - وبلاگ جمی نورچشم  آبادان

    سرویس: سیاسی
    1387/11/18
    02-06-200

    خبرگزاری دانشجویان ایران - اهواز
    سرویس: سیاسی

    آیین چهلمین روز فقدان مرحوم آیت‌الله جمی پیش از ظهر پنج‌شنبه با حضور جمعی از مسئولان و علاقه‌مندان به این مجاهد نستوه در مصلای آبادان برگزار شد.

     

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) ـ منطقه خوزستان ـ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در این آیین گفت: امروز آبادان به سمبل مقاومت و پایداری در کشور تبدیل شده است.

    وی افزود: حضور مردم در چنین مراسمی نشان از این دارد که آنها چهره‌هایی همچون جمی را فراموش نخواهند کرد.

    کروبی با اشاره به بخشی از صفات بنده خوب خدا گفت: رسیدگی به مشکلات و خدمت‌رسانی به مردم از جمله مهمترین صفات مردان بزرگ است. ایمان و اعتقاد و عبادت نیز از دیگر ویژگی‌های این مردان است.

    وی عنوان کرد: جمی زندگی بسیار ساده و معمولی داشت و یکی از پایگاه‌های مقاومت و ایستادگی در دوران ستم‌شاهی برای مبارزه با رژیم بود.

    دبیر کل حزب اعتماد ملی اظهار کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز وی برای دفاع از اسلام، آرمان‌های انقلاب اسلامی و امام در مقابل تفکرات انحرافی ایستاد.

    وی افزود: در دوران جنگ تحمیلی این عالم بزرگوار نیز در کنار مردم آبادان و خرمشهر به مقاومت و پایداری پرداخت و نمازهای جماعت ویژه‌ای در زیر آتش شدید دشمن در آبادان برگزار کرد.

    کروبی یادآور شد: ایشان سوابق درخشان و خدمات ماندگاری در میان مردم دارد و حضور مردم در مراسم ترحیم این عالم، از حق‌شناسی مردم نسبت به نشان دارد.

    وی هم‌چنین با اشاره به شرایط کنونی آبادان گفت: در این شهرستان اقوام مختلف در کنار یکدیگر با دوستی و صمیمیت زندگی می‌کنند. نعمت‌های بسیاری در این سرزمین وجود دارد. حق مردم این سرزمین بسیار بیش از این است و کارهای بزرگی باید برای مردم آبادان انجام شود و علی‌رغم کارهای صورت گرفته، حق مردم ادا نشده است.

    کروبی ادامه داد: باید خاطره این عالم بزرگوار و دفاع مقدس در میان مردم زنده نگه داشته شود و امیدواریم سازمانی برای ایشان ساخته شود.

    همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین دهدشتی، امام جمعه آبادان در این مراسم گفت: ما مدیون چنین بزرگ‌مردانی هستیم که از انقلاب دفاع کردند.

    وی افزود: ایشان اسوه مقاومت و پایداری بود. حضور مردم در مراسم تشییع پیکر این عالم نشان از این دارد که مردم همچون گذشته از ارزش‌ها و آرمان‌های جمهوری اسلامی ایران دفاع می‌کنند.

    به گزارش خبرنگار ایسنا در خوزستان ، همچنین در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین علوی، رییس سازمان عقیدتی ـ سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران به بیان گوشه‌ای از ابعاد شخصیتی این عالم پرداخت.

    در پایان آیین چهلمین روز فقدان مرحوم آیت‌الله جمی، نماز جماعت در مصلای ثامن‌الائمه آبادان برگزار شد.

    نماینده بصیر.

     
    نماينده بصير امام، نقطه قوت آبادان
     
    ايران- محسن کاظمی:
     
    غلامحسين جمي به سال1304 در اهرم (مركز تنگستان) از توابع
     
    بوشهر به‌دنيا آمد.

    كودكي را در فقر گذراند. پدرش احمد، با كشت گندم در زميني كوچك و داشتن چند نخل به‌سختي خانواده را تأمين مي‌كرد. او كه در مكتب‌خانه درس خوانده بود شب‌ها براي فرزندانش قرآن، ناسخ‌التواريخ، دعاهايي از مفاتيح‌الجنان و اشعاري از سعدي مي‌خواند. چشمه ديني و اعتقادي پدر، غلامحسين را به دانستن و تحصيل علم تشنه‌تر كرد لذا مقدمات را در مكتبخانه گذراند و از آنجا به دبستان رفت.

     مدرسه انوشيروان تنها مدرسه اهرم بود لذا جمي پس از پايان تحصيلات ابتدايي بايد راهي ديگر براي علم‌آموزي و اقناع روح و علايق خويش مي‌يافت، پس حاج‌شيخ‌علي ماحوزي كه در همسايگي آنها زندگي مي‌كرد  جامع‌المقدمات و بخشي از سيوطي را از وي آموخت.

    پدر غلامحسين در 40سالگي فوت كرد و مسئوليت اداره مادر، 5 برادر و تنها خواهر بر شانه‌هاي او قرار گرفت. ازطرفي در چنين شرايط سخت و در اوج تنگدستي، او درس و طلبگي را رها نكرد و در 1327 به آبادان مهاجرت كرد تا نزد آيت‌الله شيخ‌عبدالرسول قائمي (1275 ش، اصفهان-  1373 ش، قم) مؤسس تنها مدرسه علميه آن زمان آبادان، تحصيل دروس حوزوي را پي بگيرد. در آبادان و به سن 20 بود كه با يكي از علويه‌هاي بوشهري ازدواج كرد و ثمره آن  4 پسر و 2 دختر است.او پس از چندي به نجف اشرف رفت و در آنجا حاشيه ملا‌عبدالله و مطول را خواند و از محضر آيت‌الله راستي كاشاني و شيخ محمد‌علي مدرس استفاده كرد.

    در هنگامه نهضت ملي‌شدن صنعت نفت و قيام  30تير  1331 كه بنا بر آن، حمايت آيت‌الله كاشاني و قاطبه مردم از نخست‌وزيري مصدق رقم خورد، جمي در نجف بود؛ اما مدت اقامت او 2سال بيشتر طول نكشيد و مجبور شد به‌دليل بيماري به آبادان بازگردد و نزد حضرات آيات قائمي، صدرهاشمي و محمدطاهر شبير خاقاني تحصيل علوم ديني را ادامه دهد. در اين زمان با آيت‌الله شيخ عيسي طرفي هم‌مباحثه شد و رفاقت يافت.جمي پس از پايان درس سيوطي و مغني بخشي از عروه‌الوثقي را نيز به استادي آيت‌الله قائمي خواند؛ بدين‌ترتيب جمي در آبادان ماند، با مردم شهر كاملاً مأنوس شد و در غم‌ها و شادي‌هاي آنها شريك شد و در سردي و گرمي روزگار همواره در كنار مردم اين خطه ماند و تبليغ ديني را پيشه كرد.

    همراهي با نهضت امام

    پس از تبعيد حضرت امام(ره) از كشور در سال  1343، جمي و ديگر روحانيون آبادان در اول آذر   1343 تلگرافي مبني بر اعلام مراتب ناراحتي و تأسف علما و مردم آبادان از اين واقعه(تبعيد) تنظيم و براي امام به تركيه مخابره كردند. بعد ‌از اين زمان، وظيفه و مسئوليت سنگيني بر دوش روحاني سرشناس و مبارز آبادان قرار گرفت.

    جمي اين شهر را به كانون ارتباط ايران با نجف تبديل كرد. مبارزين براي خروج از كشور و ورود به عراق و بالعكس،  از اين منزلگاه عبور مي‌كردند و جمي در سازماندهي، حمايت و همراهي ايشان نقش بسزايي داشت. حتي اعلاميه‌ها و نوارهاي سخنراني و كتب، رساله‌ها و ديگر آثار حضرت امام از نجف ابتدا به اين شهر مي‌رسيد و از آنجا به ديگر كانون‌ها و مراكز انقلابي سراسر ايران گسيل مي‌شد و در اين مسير و گذر اين روحاني نحيف‌الجثه اما بلند‌نظر و مبارز به‌عنوان حامي و هماهنگ‌كننده،  نقش بسياري داشت.

    در گرماگرم سال‌هاي منتهي به پيروزي انقلاب، پيرو رهنمود حضرت امام‌ مبني بر برگزاري جلسات روحانيون در شهرستان‌ها براي بررسي اوضاع كشور، روحانيون آبادان همچون صدر هاشمي و قائمي، حاج‌مكي، سنابادي و برهاني و در رأس ايشان غلامحسين جمي نسبت به برگزاري جلسه هفتگي روحانيون مبادرت ورزيدند. اين جلسات هر هفته عصرهاي جمعه و در مساجد مختلف شهر برگزار مي‌شد كه در آن جمي سخنراني مي‌كرد و روحانيون را در جريان آخرين اخبار قيام و نهضت امام‌خميني و اوضاع سياسي كشور قرار مي‌داد و آخرين توصيه‌ها، رهنمودها و اعلاميه‌هاي حضرت امام را براي آنان يادآور مي‌شد.

    در سال1351 جمي به‌سختي بيمار شد و از فعاليت عادي بازماند و براي درمان و جراحي تومور مغزي به بيمارستان نمازي شيراز اعزام شد. پس از عمل جراحي پيچيده، سخت و سنگين، از بيماري و مرگ نجات يافت اما وضعيت عادي و ظاهري صورتش تغيير كرد. اين عمل جراحي به‌هيچ‌روي سبب نشد كه او دست از مبارزه و سخنراني‌هايش بردارد بلكه پس از طي دوره نقاهت ادامه مسير زندگي را صرف فعاليت‌هاي انقلابي‌اش كرد.

    فعاليت‌ها و سخنراني‌هاي جمي در آبادان سبب شده بود تا او سكاندار و چهره پيشرو انقلاب در آن خطه باشد؛ ازاين‌رو وقتي روحانيون مبارزي چون سيد‌عبدالكريم هاشمي‌نژاد، محمد مفتح، هاشمي رفسنجاني و هادي غفاري و... براي سخنراني به آبادان مي‌رفتند جمي وظيفه حمايت و پشتيباني ايشان را در آنجا به‌عهده داشت و تداركات لازم را مهيا مي‌كرد و حتي اسباب و وسايل سفر ايشان را به نجف اشرف و ديدار با حضرت امام(ره) فراهم مي‌آورد.

    وضعيت او و سخنراني‌هايش براي رژيم‌شاه مشكل‌ساز شد و وي را از بردن نام امام‌خميني(ره) بر بالاي منابر سخنراني‌اش منع كردند.برادرش عبدالرسول نيز از جمله مبارزاني بود كه با سازمان‌ها و مراكز انقلابي در ارتباط بود. در سال1355 ساواك در پي به‌دست‌آوردن مداركي دال بر اين ارتباط و فعاليت عليه رژيم شاه، او را دستگير و به‌شدت شكنجه كرد و تا 1357 وي را در زندان نگهداشت.

    پس از پيروزي انقلاب اسلامي

    با پيروزي انقلاب اسلامي، مسئوليت بر دوش روحاني انقلابي، مبارز و پيشرو شهر آبادان سنگين‌تر شد. ريزش‌ها و خيزش‌ها منحصر به آبادان نبود. در سراسر كشور عوامل و سرسپردگان رژيم مسئوليت‌ها را واگذاشته  فراري يا مخفي و يا دادگاهي شدند. نيروهاي پرشور انقلابي با كم‌‌ترين سازماندهي و تجربه عهده‌دار هدايت و اداره دستگاه‌ها و سازمان‌هاي لشكري و كشوري شدند. در آبادان نيز نيروهايي تازه نفس عهده‌دار وظايف اداره شهر شدند و يا به هدايت و خدمت در نهادهاي برآمده از دل انقلاب پرداختند.
     در راس اين تغيير و تحول‌ها،  جمي بود كه بر اين فرآيند كنترل و نظارت داشت. او به همراه چند نفر از علاقه‌مندان انقلاب، شوراي انقلاب آبادان را شكل داد و بعد كميته انقلاب اسلامي را راه‌اندازي كرد.

    جمي علاوه بر برپايي و اقامه نماز جمعه در آبادان، تحولات و تحركات سياسي شهر را بادقت و وسواس زير نظر داشت، تا در اين شرايط از فضاي به دست آمده سوء استفاده نشود و گروه‌هاي ضد انقلاب نشو و نما نكنند. تقريبا تمامي اركان اداره‌كننده شهر با او در ارتباط بودند و با او مشورت مي‌كردند.

     با شروع جنگ تحميلي شهر آبادان كه به هيچ وجه مانند بسياري از شهرهاي مرزي آمادگي ورود به جنگ را نداشت، در وضعيتي بحراني قرار گرفت و يك سال در محاصره به سر برد. در چنين شرايط و وضعيت آشوب‌زده‌اي، با تمام محدوديت‌ها و تنگي‌هاي موجود، جمي در شهر ماند و نقطه قوتي براي مقاومت آن شد. جمي در زير باران بمب و خمپاره در آبادان ماند و نمازهاي جمعه آن را در چنين شرايطي اقامه كرد. نماز و نماد عبادي سياسي‌اي را كه بسيار مورد توجه حضرت امام بود در اين شهر زنده نگه‌داشت.

    او در آذر 1361 در انتخابات اولين دوره مجلس خبرگان به نمايندگي از مردم خوزستان برگزيده شد اما درانتخابات دومين دوره اين مجلس به دليل شركت نكردن در آزمون وضع شده از سوي شوراي نگهبان از صحنه رقابت بازماند. غلامحسين جمي نه تنها در دوران مبارزه و طول جنگ بلكه در زمان بازسازي نيز در كنار مردم آبادان ماند و بعد از جنگ نيز سنگر نماز جمعه آبادان را ترك نكرد تا آنكه در سال 1382 به دليل كهولت سن و ضعف جسمي از اين جايگاه كناره گرفت.

    جمي سرانجام شنبه هفتم دي‌ماه جاري  در پي عارضه تنفسي و مغزي رحلت كرد.

    برليان دفاع مقدس

    اكبر‌هاشمي ‌رفسنجاني كه سال‌ها مديريت جنگ 8ساله را بر عهده داشت، در تجليل از شخصيت والامقام آيت‌الله جمي، وي را ‌قطعه مشعشع برليان در تاريخ دفاع مقدس خواند.

    آنچه در پي ‌مي‌خوانيد بخشي از سخنان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بزرگداشت امام جمعه فقيد آبادان است كه سال گذشته در مراسم نكوداشت آيت‌الله جمي، امام جمعه سابق آبادان در محل سالن همايش‌هاي سازمان صدا ‌و سيما بيان كرد.  در تاريخ ايران دوره‌اي به عظمت دوران دفاع مقدس را نمي‌توان پيدا كرد. دوره‌اي كه ملت ما روي پاي خود در برابر همه شروران عالم غرب و شرق و ارتجاع و عامل آنها يعني صدام مقاومت كرد و در تاريخ، يك سابقه مهمي‌ثبت شد. همه موفقيت‌هاي جمهوري اسلامي‌معجزه تاريخ است.
    كساني كه در اين ميدان ايثار و فداكاري كردند و جنگيدند، تاريخ ايران و بلكه دنيا آنها را هيچ وقت فراموش نخواهند كرد. از سوي ديگر نقطه درخشان دوره دفاع مقدس را بايد در آبادان و خرمشهر جست‌وجو كرد.

    همان روزهايي كه خرمشهري‌ها، ارتش مغرور عراق را دم دروازه‌هاي خرمشهر معطل كردند، سرنوشت جنگ قابل پيش‌بيني شد. مقاومت و پايداري مردم آبادان نيز ديگر مولفه مهم در طول تاريخ دفاع‌مقدس بود كه در ماندن مردم آبادان براي دفاع از خاك ايران اين روحاني بزرگ(آيت‌الله جمي) نقش اول را دارد، هرچند كه نماندن براي او آسان بود، اما آنجا ماند چون تشخيص دادند و مي‌دانستند كه هويت آبادان با بودنش محفوظ مي‌ماند.در آنجا نماز جمعه بر پا كردند و براي مذاكره با رزمندگان و مردمي‌كه در آبادان مقاومت مي‌كردند، جلساتي تشكيل مي‌دادند. پس اين حماسه را بايد بيش از اين در تاريخ و فضاي آينده كشور بگنجانيم.

    با سقوط خوزستان، ادامه انقلاب اسلامي‌حياتش مشكل مي‌شد چون منابع حياتي ما در آن منطقه وجود داشت و با همان منابع محدود تخريب‌شده تا آخر جنگ توانستيم زندگي اقتصادي خود را بچرخانيم. دشمن در چندقدمي‌ مراكز حياتي ما بود، از كارون عبور كرده بود و محاصره جدي براي آبادان به‌وجود آورده بود اما خوزستان، كه در تاريخ هميشه پشتيبان كل ايران بوده است، پشتيباني خود را در جنگ خيلي خوب نشان داد و مردم صبور اين منطقه قهرماني كردند و مركز الهام‌بخشي نظام بودند.

    نوشتم تا بماند

    آيت‌الله غلامحسين جمي (1304ـ 1387) پس از پيروزي انقلاب اسلامي با حكم حضرت امام(ره) به‌عنوان نخستين امام‌جمعه آبادان معرفي شد و از چهره‌هاي ماندگار و مظهر مقاومت شهر آبادان در دفاع مقدس بود. مردم آبادان  چند روزي است  با پير مقاوم خود كه در سن 83سالگي بر اثر بيماري راهي خانه ابدي شد، وداع كردند. در اين كوتاه بر مهم‌ترين آثاري كه در باره وي منتشر شده‌اند، مروري خواهيم داشت.

    «كتاب نوشتم تا بماند» بيست و چهارمين كتاب از مجموعه يادداشت‌هاي جنگ تهيه و منتشر شده توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت، به اهتمام محسن كاظمي، مهم‌ترين كتاب درباره آيت‌الله جمي‌است. فصل نخست اين كتاب يادداشت‌هاي روزانه آيت‌الله‌غلامحسين جمي ‌در جنگ را از تاريخ 24 مهر 1359 تا 19 مهر 1360 دربرمي‌گيرد.

     فصل دوم شامل يادداشت‌هاي پراكنده آيت‌الله غلامحسين جمي ‌با عناوين دوران مبارزه، جمي ‌و بيماري، در ميان بحران، پايداري تا پيروزي، بدرقه خاموش و آواي توحيد است.
    در فصل سوم با عنوان پيوست‌ها آثار شفاهي آيت‌الله غلامحسين جمي ‌و از جمله خطبه نماز جمعه و سخنراني‌ها و گفت‌وگو با مطبوعات گردآمده است.

    كتاب نوشتم تا بماند در قطع وزيري و 855 صفحه، با شمارگان 2500 نسخه و قيمت11000تومان و جلد گالينگور تاكنون توسط انتشارات سوره مهر به چاپ دوم رسيده است. چاپ نخست اين اثر سال 1386 با شمارگان 2200 نسخه روانه بازار كتاب شده بود.«خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسين جمي» كتاب ديگري درباره وي است كه وقايعي مانند؛ كشف حجاب، نهضت ملي شدن صنعت نفت و نقش علما و فداييان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خميني(ره)، فعاليت‌هاي آيت‌الله قائمي و وقايع شتاب‌بخش به پيروزي انقلاب اسلامي را شرح مي‌دهد.

    در پايان اين كتاب، فصل جداگانه‌اي از خاطرات آيت‌الله جمي ‌از جنگ تحميلي به‌صورت روزشمار آمده است. كتاب خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسين جمي در قطع رقعي و 295 صفحه و با شمارگان3000 نسخه و قيمت 19000ريال، سال ‌1385 توسط انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي تدوين و منتشر شده است. شماره بيست و سوم ماهنامه تاريخي- فرهنگي شاهد ياران نيز كه با موضوع زندگي و سرگذشت آيت‌الله جمي است، مهرماه 1386 توسط نشر شاهد  منتشر شده است.

    نماد صبر و استواری

    عاطفه و همت بسياري متوجه تجليل از او در مراسم تشييعش بود. تا آخرين روزهاي عمر خود بسان روزهاي حصر آبادان، اطرافيان را ميهمان محبت، آرامش و وقار خود مي‌ساخت. چشمان زلالي كه آيينه ضمير تابناك و صيقل خورده او بودند، بيش از هر چيز، بيننده را به عالم معنا و جهاد فرا مي‌خواند و صحنه‌هاي ناب و بي‌بديل روزهاي خون و آتش را تداعي مي‌كرد. آنچه در پي مي‌آيد چكيده‌اي از شايد آخرين گفت‌وشنود با اوست كه در نشريه شاهد ياران به چاپ رسيده است.

    • بخش اعظم شهرت شما در ميان مردم ايران، مقاومتي است كه در روزهاي جنگ نشان داديد و در تقويت و پايداري نيروهاي رزمنده در آبادان نقشي تعيين‌كننده را ايفا كرديد. از خاطرات شيرين آن روزها، نكاتي را بيان كنيد.

    من واقعاً نمي‌دانستم سرانجام ما چه خواهد بود. در نمازهاي جمعه به مردم وعده پيروزي مي‌دادم، ولي خودم نمي‌دانستم سرانجام كارمان چه خواهد شد. در ايام حصر آبادان و با وجود تمام اخبار بدي كه به ما مي‌رسيد، از جمله اخبار انفجارها و ترور شخصيت‌هاي بزرگي چون شهيد بهشتي و 72 تن ياران انقلاب، به‌حمدالله روحيه ما تضعيف نشد. اين يك توان خدايي بود. خدا اين روحيه را به ما داده بود كه در اثر شنيدن اين خبرها روحيه‌مان را از دست نمي‌داديم.

    با وجود اينكه آبادان، شهري محاصره شده بود، من مردم را تشجيع مي‌كردم كه به مقاومت ادامه بدهند. هر جا چند تا رزمنده جمع مي‌شدند، در آنجا حاضر مي‌شدم و آنها را به مبارزه ترغيب مي‌كردم و سخنان قوي مي‌گفتم، اما خودم در درونم حال ديگري داشتم و نمي‌دانستم چه مي‌شود. همه ارتش‌هاي جهان براي جنگ با ما كه بي‌سلاح بوديم، آمده بودند. من رزمنده‌ها را دلداري مي‌دادم و تشجيع مي‌كردم و خودم هم در درونم به خدا پناه مي‌بردم و خدا هم حفظ فرمود.

    • در ايام حصر رابطه عاطفي شما با امام و پيام‌هايي كه ايشان براي شما مي‌فرستادند تا چه‌حد در حفظ روحيه‌تان تاثير داشت؟

    امام هميشه به ما وعده نصرت و پيروزي مي‌دادند. البته همه به ما نظر موافق داشتند. شرايطي بود كه حتي يك ساعت در آبادان ماندن هم مشكل بود، اما هنگامي‌كه رزمنده‌ها مي‌ديدند كه من مانده‌ام، انگيزه پيدا مي‌كردند كه بمانند و مقاومت كنند.

    • در آن روزها چه عاملي سبب مي‌شد كه حرف شما اين همه روي مردم تاثير داشته باشد؟

    البته من خودم را لايق اين صفات نمي‌دانم. اولاً كه لطف و عنايت خدا بود. از سوي ديگر مي‌ديدند كه ما اراده كرده‌ايم به آنچه مي‌گوييم عمل كنيم و صداقت داريم. در موقع جنگ، من واقعاً در آبادان تنها بودم و روحاني ديگري در آنجا نبود. اينها مي‌آمدند و پس از مدت كوتاهي مي‌رفتند. بهترين و خوش‌ترين ايام من همان روزهايي بود كه در حصر آبادان قرار داشتيم. كساني را ديدم كه حقاً از اولياي خدا بودند.

     در آن ايام بسياري از رزمنده‌هايي كه به جبهه آمده بودند، هنوز نابالغ بودند، اما با شور و تحركي عجيب و اراده‌اي خلل‌ناپذير و بدون ذره‌اي چشمداشت تلاش مي‌كردند و زحمت مي‌كشيدند. يادم هست در يكي از بازديدهايي كه از جبهه  داشتم، يك نوجواني كه تازه بالغ شده بود، هنگامي‌كه مي‌خواستيم عبور كنيم، از ما جواز عبور خواست.

    با وجود اينكه ما را مي‌شناخت، چون جواز نداشتيم، اجازه عبور نداد. من از ديدن اين صحنه واقعاً مشعوف شدم.

    • پس از شكسته شدن حصر آبادان، خاطره شيرين شما كدام است؟

    اينكه مملكت بلافاصله پس از رحلت امام، رهبر پيدا كرد و آن هم شخصيتي چون رهبر معظم انقلاب، از خاطرات خوش من است. من در آن جلسه خبرگان حضورداشتم و وقتي تاييدات امام نسبت به ايشان نقل شد، به ايشان رأي دادم و بعد از آن هم يك روز به اتفاق آقاي جزايري و عده‌اي از مردم خوزستان خدمتشان رفتيم. ابتدا ما صحبت كرديم و بعد هم ايشان صحبت كردند. آن روز هم از اوقات خوش زندگي ماست.

    • بزرگ‌ترين آرزوي شما چيست؟

    خوشبختي ما روزي است كه ببينيم در اين مملكت چيزي جز اسلام نيست و جز به منويات اسلام عمل نمي‌شود.

    هدف ما و همه ملت از همه اين تلاش‌ها تحقق اسلام بود و طبعاً آن روز بيش از هر زمان خوشحال خواهيم بود كه شاهد اسلامي‌باشيم كه همه ملت براي تحقق آن تلاش كردند و امام راحل تمام هم خود را مصروف آن كرد و طبعاً تمام مؤمنين و مجاهدين در اين كشور هرگاه كه ببينند اين كشور، قدمي‌به سوي تحقق اهداف اسلامي‌پيش مي‌رود، شادمان‌تر خواهند بود. آرزوي ما هم جز اين نيست.

    مراسم بزرگداشت آیت الله جمی درقم .

     

    خبرگزاري فارس: مراسم بزرگداشت آيت‌الله جمي امام جمعه آبادان با حضور مراجع عظام تقليد در حسينيه شهدا قم برگزار شد.

    به گزارش خبرگزاري فارس از قم، رئيس سازمان عقيدتي ارتش پنج‌شنبه شب در اين مراسم در سخناني اظهار داشت: در دين مبين اسلام جهل سرچشمه تمام بدي‌ها و علم منشا خير و بركت است و به همين دليل اسلام توجه بسيار زيادي به علم و علما دارد.
    حجت‌الاسلام سيدمحمود علوي تصريح كرد: رسول گرامي اسلام تحصيل علم را بر هر مومن واجب و ضروري مي‌داند و اسلام وقتي بر هر سرزميني مي‌تابد خواستگاه دانشمندان مي‌شود.
    وي در ادامه گفت: علما همواره در طول تاريخ راه پيامبران را دنبال كرده‌اند و به عنوان وارثان انبيا چراغ‌هاي روشني براي هدايت مردم هستند.
    رئيس سازمان عقيدتي ارتش با بيان اينكه علما سنگربانان جامعه بشري هستند، خاطرنشان كرد: حيات اسلام در گرو زحمات اسلام است و عالمان از نظر اسلام داراي جايگاه متعالي هستند.
    وي با بيان اينكه حتي نگاه كردن به عالم عبادت محسوب مي‌شود، تاكيد كرد: نقش علماي اسلام در تاريخ شيعه انكارناپذير است و هميشه علما پشتوانه حركت و عزت اسلام بودند.
    علوي با اشاره به حضور هميشگي علما در صحنه بيان داشت: علما جز پيروزي و عزت اسلام انگيزه‌اي از حضور در صحنه ندارند.
    وي ادامه داد: به تعبير رسول گرامي اسلام جبران خلأ يك عالم امكانپذير نيست و با ارتحال آيت‌الله جمي كه به واقع مصداق حق بود، ستاره‌اي خاموش شد و خلايي غيرقابل جبران پيش آمد.
    رئيس سازمان عقيدتي ارتش تصريح كرد: آيت‌الله جمي عمر خود را صرف تربيت انسان‌ها، مبارزه، مقاومت و ايستادگي كرد.
    وي ادامه داد‌: آيت‌الله جمي در جريان پيروزي انقلاب و مبارزات منطقه خوزستان نقش محوري داشت.
    بر اساس اين گزارش در مراسم بزرگداشت آيت‌الله جمي، آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي، آيت‌الله العظمي نوري‌همداني، آيت‌الله سبحاني، اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، اعضاي مجلس خبرگان رهبري، علما،‌ روحانيون و مردم قم حضور داشتند.

    نیم قرن مجاهدت ...  سایت تابناک

     
    بيش از نيم قرن مجاهدت و مقاومت
     
    صدر هاشمي
     
    جمي از ميان ما رفت، با كارنامه‌اي افتخارآميز از مبارزه، مقاومت و ايثار در راه تحقق آرمان‌هاي بلند ديني و انقلابي. من او را از سال‌هاي دور مي‌شناسم. آنچه از دوران نوجواني و جواني از شخصيت او در ذهن من نقش بسته، آميزه‌اي از شجاعت، متانت و صداقت است. من او را به دليل نزديكي كه با مرحوم پدرم ـ كه فقيهي پارسا بود ـ داشت، خوب مي‌شناسم؛ كلام و كردار او حتي نگاه او براي من در آن سال‌ها، پرجذبه بود و در دل و جان من مي‌نشست.

                         

    جمي در سال‌هاي پس از قيام 15 خرداد در متن تحولات نهضت امام خميني(ره) بود و در راه استمرار نهضت و تبيين انديشه و مكتب فقهي سياسي رهبر آن، كوشش‌ها مي‌كرد. در نشست‌هاي هفتگي كه به همت او و عده‌اي از روحانيون شهر تشكيل مي‌شد، متهورانه و باورمندانه از امام سخن مي‌گفت. در همين جلسات بود كه شهيد مفتح نيز كه هر از چند گاهي به آبادان مي‌آمد، سخنراني مي‌كرد و به افشاگري عليه رژيم پهلوي و دفاع از نهضت امام مي‌پرداخت. اينها همه در حالي بود كه جلسات هفتگي روحانيون آبادان، از اركان مؤثر بر استمرار نهضت در سال‌هاي دهه 40 در شهر آبادان بود.

    جمي در سال‌هاي مبارزه و به ويژه در ماه‌هاي نزديك به پيروزي انقلاب، پناه جوانان متدين و انقلابي شهر بود، به آنان اميد مي‌داد، وضعيت را تبيين مي‌كرد و البته بر توكل به خدا تأكيد داشت. او ركن اصلي تحولات و همواره در تب و تاب بود و كمتر به توصيه‌ها و تهديدات عوامل رژيم و حكومت نظامي توجه مي‌كرد. البته جانب حزم و احتياط را نيز از دست نمي‌داد.
     

                               

    جمي در فراز و فرودهاي تحولات آن روزها، همواره در كنار فرهنگيان، بازاريان، كاركنان ادارات، دانشجويان و ... بود و به دليل ويژگي‌ها و جاذبه‌هاي شخصيتي، كلامش مورد پذيرش قرار مي‌گرفت. همچنين وي در جريان اعتصابات پالايشگاه آبادان كه به زودي همه بخش‌هاي صنعت نفت را در بر گرفت و با همت والاي كاركنان متدين و انقلابي تا سقوط رژيم ادامه يافت و البته با فشارها و تهديدهاي بسياري هم همراه بود، او نقش تأثيرگذاري داشت.

    با پيروزي انقلاب و فروپاشي نظام شاهنشاهي، محور انتظام امور شهر در هم ريخته شد، اما وي به همراه گروهي از ياران انقلاب با عزمي جزم با تشكيل كميته انقلاب به رتق و فتق امور پرداخت. او در استقرار نظام نوپاي برخاسته از انقلاب، سر از پاي نمي‌شناخت و از همه توان و اعتبار خود همچون سال‌هاي پيش از پيروزي، مايه مي‌گذاشت. وقتي اوضاع به طور نسبي تثبيت شد، نماز جمعه را در محل دانشكده نفت آبادان - كه يكي از مراكز تجمع فعاليت‌هاي انقلابي در ماه‌هاي پيش از پيروزي بود - اقامه كرد.

    در آخرين روز تابستان سال 1359 با فرود نخستين گلوله‌هاي دشمن و بمباران فرودگاه و برخي مراكز صنعتي و نفتي، شهر كه خود را براي بدرقه فرزندانش به كانون‌هاي تعليم و تربيت آماده مي‌كرد، به يك‌باره در آتش و خون گرفتار شد. شعله‌هاي دود و آتش از پالايشگاه كه نماد زندگي و پويايي شهر بود، به آسمان برخاست، قامت نخل‌هاي سبز، يكي پس از ديگري در هم شكست و مردم مظلوم شهر، گروه گروه به خاك و خون غلتيدند. بسياري از مردم نيز ناگزير از ترك خانه و كاشانه خود شده و با اندك وسايل ضروري همراه، راهي ديار غربت شدند. روزها طول كشيد تا باور كنيم فصلي ديگر از تاريخ پرفراز و نشيب اين سرزمين آغاز شده است و بايد خود را براي زندگي در شرايط جديد و مقاومت در برابر مهاجمان آماده كنيم.

     

    جمي در چنين شرايط پرخطر و غمناكي نمي‌توانست شهر و فرزندان را به حال خود رها كند. او كه بهاي ماندن را مي‌دانست، ماند تا در كنار فرزندان شهر كه آنان نيز توان دل كندن از شهرشان را نداشتند، از حيثيت و كرامت يك ملت دفاع كند. او كه بهانه‌ها براي رفتن داشت، ماندن را برگزيد و نقشي نانوشته را در آن اوضاع نفسگير بر عهده گرفت.

    پيگيري‌هاي او در آن روزهاي پرحادثه، در كنار تلاش‌هاي مجدانه و ايثارگرانه مسئولان شهر، آرامشي نسبي به ارمغان آورد و شهر در هيأت يك شهر كاملا جنگي سامان گرفت. گروه‌هايي از جوانان شهر در كنار ديگر جواناني كه از شهرهاي دور و نزديك آمده بودند، پيرامون شهر مستقر شدند.

    با تشكيل ستادهاي گوناگون همچون فرمانداري، بهداشت و درمان، ارزاق، عشاير عرب، راديو آبادان، شهرداري، آب و برق و مساجد، امكان مقاومتي قهرمانانه و افتخارآميز ـ و چه بسا طولاني ـ فراهم شد. جمي به اين ستادها سر مي‌زد، با رزمندگان ديدار و گفت‌وگو مي‌كرد و آيات جهاد و اميد و نصرت را بر آنان مي‌خواند و بدينسان، انگيزه مقاومت را در آنان دوچندان مي‌كرد. پيام‌هاي او از فرستنده راديو آبادان ـ كه آن روزها، صداي مقاومت شهر بود ـ مخاطبان بسياري در آبادان و جبهه‌هاي اطراف آن داشت. او به بيمارستان‌ها مي‌رفت و از مجروحان عيادت مي‌كرد، به بدرقه شهيدان مي‌رفت و محور انسجام امور شهر بود و طرفه آن‌كه در آن اوضاع و احوال شهر كه صداي انفجار و صفير گلوله، لحظه‌‌اي قطع نمي‌شد، خطبه عقد هم جاري مي‌كرد.
    نماز جمعه شهر، گاه در زير چتري از آتش و دود، گاه نيز در فاصله نزديكي از خطوط رويارويي با دشمن برگزار مي‌شد و نمازگزاران كه مسئولان شهر مقاومت و رزمندگان بودند با انگيزه‌اي قوي و بدون هراس از گلوله‌هاي دشمن، نماز را به امامت او اقامه مي‌كردند.

    پخش خطبه‌هاي جمعه جمي از راديو آبادان، دل‌هاي هزاران انسان را از فراسوي حصار شهر به آنجا مي‌كشاند.

    نماز جمعه شهر در محاصره نه تنها نماد مقاومت آبادان كه نشان اراده يك ملت براي پايداري و دفاع از سرزمين و آيين خود بود. خطبه‌هاي نماز جمعه جمي در آن سال‌ها، آميزه‌اي از معناي شهادت، اراده مقاومت، رنگ صداقت، حلاوت ايمان و حس شعور و آگاهي را داشت.
    جمي همواره براي نجات شهر با مسئولان كشوري در تماس بود و اوضاع را براي آنان تشريح مي‌كرد و براي رفع مشكلات و كمبودها، از آنان ياري مي‌طلبيد و به ويژه ضرورت شكستن محاصره آبادان را به آنان يادآور مي‌شد. او هر از چندي، گزارشي از وضعيت شهر را براي استحضار امام امت(ره) ارسال مي‌كرد.

    جمي در سفري به تهران، ضمن ملاقات با امام راحل(ره) و ارايه گزارشي از اوضاع و درخواست از حضرت ايشان براي جلب توجه بيشتر مسئولان نظامي و دفاعي به آبادان، در مراسم نماز جمعه دانشگاه تهران حضور يافت و در سخنراني كوتاهي، پيام مظلوميت شهري را كه در محاصره بود، اما هنوز نفس مي‌كشيد و مقاومت مي‌كرد، به گوش نمازگزاران آن روز و همه مردم ايران رساند و توجه بيشتر مسئولان را خواستار شد.
     
    در نتيجه پيگيري‌هاي او و مسئولان شهر، نمايندگان مجلس و فرماندهان نظامي و به دنبال صدور فرمان تاريخي امام(ره) مبني بر ضرورت شكسته شدن حصر آبادان، به زودي در عملياتي غرورآفرين و حماسي،‌ محاصره يك ساله شهر در هم شكست.

    با شكسته شدن محاصره آبادان و فراهم آمدن امكان رفت‌وآمد به شهر، خطبه‌هاي جمي نيز مخاطبان حضوري بيشتري يافت؛ رزمندگان جبهه‌هاي جنوب، گروه‌هاي دانشجويي، اصناف، فرهنگيان، مسئولان كشوري، روحانيون و ديگر اقشار ملت كه از سراسر كشور براي ديدار از جبهه‌هاي جنوب به اين خطه مي‌آمدند، روز جمعه، ميهمان نماز جمعه بودند. نمازهاي جمعه آبادان در آن سال‌ها، صحنه‌هاي زيبايي از پيوند جبهه‌هاي جنگ و دفاع با آحاد جامعه را به نمايش مي‌گذاشت.

    پذيرش قطعنامه و پايان جنگ براي جمي به معناي پايان سختي‌ها نبود؛ مهاجران جنگ با كوله‌باري از درد و رنج زندگي در غربت به شهر بازمي‌گشتند؛ در حالي كه شهر هنوز خسته و مجروح بود.

    اين بار هم جمي بود كه بايد مي‌ماند و ‌ماند و حضورش مرهمي بود بر رنج‌ها و زخم‌هاي دل مردم خسته و وامانده. او در كنار مردم ماند و در كار بازسازي خانه و كاشانه‌شان گره‌گشايي كرد. ديدن دردها و مشقت‌هاي مردم مظلوم و جنگ‌زده در اين سال‌ها، به مراتب از تحمل سختي‌ها و خطرهاي سال‌هاي جنگ و محاصره بيشتر بود. هرچه بود اما با تن خسته خود صبر كرد، او رضايت خداوند را مي‌خواست و گره‌گشايي از كار خلق را عبادت مي‌دانست.

    در سال‌هاي اخير، بيماري‌هاي متعدد به دنبال آن همه سختي، توان را از جمي گرفت و پيكر او را فرسود و سرانجام در شامگاه روز شنبه، هشتم دي ماه، روح بلند او از دنياي فاني ما به ملكوت اعلي پر كشيد تا همنشين صالحان و شهيدان باشد.

    آيت‌الله حاج شيخ غلامحسين جمي، امروز در ميان ما نيست، ياد و خاطره او كه در همه سال‌هاي زندگي، ساده زيست، مردمي ماند و دل در گرو دنيا ننهاد، اما جاودانه خواهد ماند.
                                       عاش سعيدا و مات سعيدا

    مجلس یادبود-  

     

    به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، مجلس یادبود حضرت آیت‌الله جمی نماینده امام(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و امام جمعه ‌آبادان در سال‌های دفاع مقدس و نماینده مردم خوزستان در اولین دوره مجلس خبرگان رهبری، امروز با حضور همرزمان وی و خانواده‌های معظم شاهد و ایثارگر و امیر دریابان علی شمخانی رئیس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی و عضو شورای راهبردی روابط خارجی، حجت الاسلام کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی، محمد خاتمی رئیس بنیاد باران، محمدباقر ذوالقدر معاونت بسیج ستادکل نیروهای مسلح و حجت الاسلام علوی نماینده ولی فقیه در ارتش در مسجد ولی عصر (عج) (خوزستانی‌های مقیم مرکز) برگزار شد.
    در این مراسم برخی از همرزمان آیت‌الله جمی در ایام دفاع مقدس به بیان خاطرات خود از وی پرداختند

     

    وکاری بیش ازانتظار- نویسنده آیت الله اکبرهاشمی رفسنجانی

     

    شخصیت مرحوم آقای جمی بیشتر در دوران جنگ و زمانی که آبادان به آن شکل در معرض خطر قرار گرفت، جلوه کرد. قبلاهمه علمای منطقه، فعال بودند و ما تفاوت زیادی را بین آنها نمی دیدیم. البته آقای قائمی از لحاظ مدیریت، بزرگ تر آنجا بودند. سایر آقایان را هم نمی توانم رتبه گذاری کنم که به فعالیت های کدام یک می توان بیشتر بها داد. ما از مجموعه شان راضی بودیم و اینها هر وقت به قم می آمدند، از سوی نیروهای موثر حوزه مورد تکریم قرار می گرفتند. اولین باری که شخصیت آقای جمی برجسته شد، در همان مقطع بود. اعتصاب شرکت نفت در سراسر خوزستان و به ویژه پالایشگاه عظیم آبادان که بخش اعظم سوخت کشور از آنجا تامین می شد، در پیروزی انقلاب تاثیر بارزی گذاشت. من هر وقت که درباره عوامل موثر و تسریع کننده پیروزی انقلاب فکر می کنم، نمره بالایی به آبادان و کارکنان شرکت نفت می دهم، چون رژیم بقیه چیزها را به یک نحوی تحمل می کرد، ولی مشکل صادارت نفت و سوخت که پیش آمد، تحمل رژیم تمام شد و لذا به روحانیت و به امام متوسل شد. در حالی که ما با آنها در حال مبارزه بودیم و شعار سقوط آنها را می دادیم اما سران رژیم به قدری مستاصل شدند که به امام و روحانیت متوسل شدند و همین، نشانه اهمیت نفت و نقش آبادان است و این نقش را هم تا به آخر حفظ کردند. من که همراه گروه اعزامی از سوی امام به آبادان رفتم، باز همان ارتباط های سابق را با علما داشتم اما آقای جمی را در آن مقطع خیلی جدی تر و فعال تر یافتم. قبلاضرورتی برای شاخص شدن ایشان پیش نیامده بود ولی این مرحله، مقطع خطرناکی بود و رژیم پیوسته از سوی مردم و مبارزان در معرض تهدید بود و افراد شاخص، قطعا نشان می شدند که بعدا از آنها انتقام گرفته شود. من در آنجا از بروز شخصیت آقای جمی به عنوان یک مجاهد مبارز، بیشتر مطلع شدم. قبل از رفتن ما به آبادان، آقای حبیبی به آنجا رفته و با ادبیات جبهه ملی و لیبرالی با آنها صحبت کرده بود و کارگر ها ترسیده بودند که این هیات می خواهد برود و اعتصاب را بشکند. کار دشوار شده بود و ما با یک پیشداوری غلط مواجه بودیم و بسیار مهم بود که چه کسی زمینه شکستن این تفکر را در کارگران ایجاد کند. یکی از مراحلی که آقای جمی در آن نقش بارزی داشتند، این بود که با نفوذی که در کارگران داشتند، زمینه یک گردهمایی بسیار باشکوه و خوب را در پالایشگاه فراهم آوردند. ما در آن مقطع، کمتر می توانستیم در جاهای گوناگون، به خصوص پالایشگاه، چنین گردهمایی هایی داشته باشیم. تظاهرات بود و همه جا در خطر بود. البته در آنجا از طرف رژیم تهدید نمی شدیم، چون با برنامه رفته بودیم و آنها به ما نیاز داشتند، ولی جلسه بسیار باشکوهی بود و با صحبتی هم که من کردم، همه نگرانی های نیروهای مبارز رفع شد و متوجه شدند که برنامه به آن شکلی که دیگران القا کرده بودند، نیست و ما در مسیر مبارزه، جدی هستیم.
        باید در تاریخ نقش مهمی برای ایشان ثبت شود و البته برای ثبت این نقش باید وارد جزئیات شویم و موردی بررسی کنیم که ایشان در کدام مرحله چه گفته اند و چگونه عمل کرده اند و این دیگر کار خود شماست که به شکلی میدانی وارد عمل شوید، ولی آنچه که ما شاهد بودیم این بود که ما در سراسر کشور برای ادامه مبارزات و حفظ انقلاب، به روحانیت و نیروهای متدینی که در اطراف آنها بودند، اتکا داشتیم، چون پایگاه مبارزه هم همان ها بودند. جبهه ملی ها و چپی ها و التقاطی ها و توده ای ها هم بودند، ولی آنها خیلی رونق نداشتند. نیروی اصلی مبارزه، مردم بودند و محور آن هم روحانیت بود.

    بزرگداشت آیت الله جمی -  وبلاگ جمی نورچشم آبادان

     

    از سوی بنیاد شهید و امورایثارگران،

     

    مراسم بزرگداشت «آیت الله جمی» برگزار می شود

    تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: مراسم بزرگداشت آیت الله «غلامحسین جمی»، نماینده امام (ره) و امام جمعه فقید آبادان در سال های دفاع مقدس، به همت بنیاد شهید و امورایثارگران برگزار می شود.

    به گزارش روز شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" این مراسم فردا (یکشنبه پانزدهم آذرماه) ساعت 14:30 تا 16:30 در مسجد حضرت ولی عصر(عج) برگزار می شود.
    حاج شیخ غلامحسین جمی که چندی پیش بر اثر عارضه مغزی درگذشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حکم حضرت امام خمینی (ره) به عنوان نخستین امام جمعه آبادان معرفی شد و تا سال 1383 که به علت بیماری دربیمارستان بستری شد، نماینده رهبرمعظم انقلاب اسلامی در آبادان بود.
    وی از روحانیان مبارز دوران انقلاب اسلامی در آبادان بود و هدایت مردم آبادان را در مبارزه با رژیم ستمشاهی به عهده داشت.
    به گزارش ایسکانیوز به نقل از ایثار، مرحوم جمی در انتقال پیام ها و اعلامیه های حضرت امام از نجف اشرف به آبادان و سپس ارسال آنها به قم، تهران و سایر شهرستان ها بسیار تلاش کرد و بارها به دست ساواک دستگیر، شکنجه و زندانی شد.
    مسجد حضرت ولی عصر(عج) در خیابان خالد استانبولی (وزراء سابق)، جنب پارک ساعی واقع است.


     

    مردی که خوزستان .... سایت خبری فردا

    مردی كه خوزستان مديون او بود
    جام جم: به كوچكي اين يادداشت نگاه نكنيد، 20 ساله است. آن روزها هر دويشان جوان بودند؛ هم هدايت‌الله بهبودي و هم مرتضي سرهنگي. وقتي در آخرين روزهاي تيرماه 1367 عراقي‌ها دوباره مرزهاي ايران را نديده گرفتند و آمدند، بازهم نتوانستند از صف دليري مردم ايران رد شوند.

    آن روزها هردويشان براي تهيه گزارش از اين دفاع به صفحات جنوب و غرب رفته بودند، در اين هول‌و‌ولا به ديدار آيت‌الله جمي، امام جمعه آبادان هم رفتند. مردي كه خوزستان مديون پايداري و مردم‌داري او در روزهاي سخت جنگ است.

    آنچه مي‌خوانيد، بريده‌اي از گزارش نسبتا بلند اين دو خبرنگار از آن روزهاست. روزهايي كه آيت‌الله جمي سرحال و قبراق بود و هنوز همسايه شهداي خرمشهر و آبادان نشده بود؛ شهدايي كه آسمان، اندازه كف دستشان بود.

    اين بار صداي طبل جنگ، آهنگ ديگري داشت ، صدايي كه رستاخيز تازه‌اي را در انقلاب ما به وجود آورد. انبوه داوطلبان به پا خاسته مي‌رفتند تا دايره وجود خود را با جلگه خوزستان و بلندي‌هاي غرب مماس كنند.

    بعد از تحولات سياسي كشورمان كه با پذيرش قطعنامه 598 به وجود آمد، احتمال فروكش كردن شعله‌هاي جنگ در ذهن بالا رفت، ولي دست صدام ، با به خطر انداختن موجوديت دو استان بزرگ ما، بار ديگر خوانده شد و اين بار ملت بزرگ ايران هر كلمه اين اشغال دوباره را براي مردم دنيا هجي كرد. به همين خاطر فرزندان اين ملت رفتند تا با خط‌كش ايمان، خطوط پاك شده مرزي از سوي صدام را دوباره ترسيم كنند تا جغرافياي ايران دست نخورده باقي بماند.

    با اين‌كه نخود هر آشي نيستيم ولي بايد گزارشي از اين رستاخيز بزرگ تهيه مي‌كرديم.

    در يك اتاق ساده - كمي بزرگ‌تر از 4 * 3 - نشسته بوديم. پيرمردي نحيف براي ما دستور چاي داد. با اينكه خودش به پنكه سقفي قناعت كرده بود ، اما به خاطر ما كولر گازي را روشن كرد.

    او كسي است كه شانه به شانه جنگ زندگي مي‌كند و جز عمل حرفي براي گفتن ندارد، با اين حال برايمان گفت: وقتي خبر تجاوز مجدد عراق به خاكمان را شنيدم برايم بسيار تلخ بود، زيرا بعد از 8 سال زندگي در كنار رزمندگان و مشاهده پيروزي‌هاي بزرگ آنها ، چطور مي‌توانستم باور كنم كه بار ديگر همان ارتش اشغالگر براي خوزستان دهان باز كرده است.

    امام جمعه آبادان خيلي ساده و روان صحبت مي‌كرد: من جزو مهاجرين جنگي هستم كه با شنيدن اين خبر فورا خود را به اهواز رساندم.

    آقاي جمي كه با اولين درخواست مصاحبه ، به ما جواب مثبت داده بود در ادامه حرف‌هايش گفت: در اهواز همان چيزي كه به ذهنم مي‌رسيد واقع شده بود؛ بسيج عمومي.

    مسلمانان به اقتضاي مسلماني و غير مسلمانان به واسطه علاقه به آب و خاك خود به حركت درآمدند و در مدت كوتاهي گردان‌هاي متعددي آماده دفاع شدند. همه مردم به هيجان آمده بودند. اين حال، در طول جنگ بي‌سابقه بود، ولي شباهت زيادي به حالت مردم در اوايل جنگ داشت.

    وقتي حجت‌الاسلام جمي از اوايل جنگ مي‌گفت، تابلوهاي آشناي جاده اهواز، نام آنها را از پيش چشمانمان عبور مي‌داد؛ موسيان، دشت‌عباس، دهلران، شوش، عين‌خوش و....

    ايشان اشاره‌هاي فراواني درباره نگارش زمينه‌هاي بروز و تحميل جنگ داشتند، هچنان‌كه تجاوز مجدد عراق در چند روز اخير را يك مقطع بزرگ از تاريخ جنگ تلقي مي‌كردند.

    بعد از خداحافظي از آقاي جمي احساس مي‌كرديم تاريخ‌نويسان جنگ براي نگارش اين حادثه بزرگ با درك محضر چنين بزرگاني تا چه حد به موفقيت خود خواهند افزود.

                                                مرتضي سرهنگي

    پیام تسلیت سیدحسن خمینی

     

     متن پیام سیدحسن خمینی بمناسبت رحلت آیت الله جمی  

     

     ار تحال جانسوزعالم ربانی ومجاهد خستگی ناپذیرویاروهمسنگرشهیدان وایثارگران

     

    والگوی کم  نظیردفاع ازسرزمین عزیزوپیرو راستین ا مام عظیم الشان وخدمتگزار

     

    بی ادعای مردم ومحرومان ، مرحوم آیت الله حاج شیخ غلامحسین جمی  موجب تاثر

     

    وتالم گرد ید.

     

    بی شک نام این مرد بزرگ درتاریخ افتخارات روحانیت جاودانه خواهد ماند.

     

    اینجانب ضمن تسلیت این مصیبت به رهبرمعظم انقلاب اسلامی . فرزندان

     

    خانواده وبستگان بزرگوار ایشان وبه قاطبه روحانیت وحوزه های علیمه و

     

    تمام ایثارگران ومردم عزیزو شریف خوزستان وآبادان ازخدای تعالی درخواست

     

    می کنم که اورابامولای متقیان حضرت علیه السلام محشور فرماید. 

     

    درسوک...سایت فردا

    در سوگ امام جمعه غيور آبادان
    دكتر غلامعلي رجايي
    هر کس بخواهد بداند که در آن روزهای سخت بر جمی و یاران او چگونه گذشت، کافی است اخبار و تصاویر وحشتناک دیروز غزه را از رسانه ملی و غیرملی دیده باشد تا بداند همه روزها و ماه های نخست جنگ بر جمی و یاران مقاوم او در آبادان، اینگونه گذشت و او در اقتدا به امام خویش که امام مجاهدان روزگار بود، این ایستادگی و مقاومت تا پایان جان را به دیگران آموخت و در روزهایی که هیچ کس حتی برای یک ساعت احتمال ادامه عمر و زنده ماندن خود را نمی داد، جمی و مردان او مردانه ایستادند و آبادان قهرمان را سرپا نگه داشتند.


    جمي ، همان كه در آبادان محاصره شده درمعرض سقوط در اقتدا به مجاهدان صدر اول اسلام كه در ركاب رسول خدا مي جنگيدند و از كيان و حرمت دين خدا و رسول او جانانه دفاع مي كردند در زير گلوله باران هر روز و هر ساعت آبادان توسط نيروهاي ارتش بعثي عراقي مردانه ايستاد و به رزمندگان آباداني و غيرآباداني درس مقاومت و ايستادن داد. اگر كسي در آن روزهاي اول آتش و خون به آبادان سري زده باشد، مي داند در آن زير زمين كميته ارزاق شهر، رزمندگان اسلام با چه شور و اشتياقي به نماز جمعه آبادان مي آمدند و به سخنان جمي گوش مي دادند. سخناني كه معمولاً با صداي اصابت گلوله هاي توپ و خمپاره به اطراف محل برگزاري نماز جمعه همراه بود، نماز جمعه اي كه حضرت امام كه خود امام ايستادگان بود با حساسيت خاصي برگزاري آن را دنبال مي كرد و وقتي آقاي جمي به دلايلي يكي دو هفته اي نتوانسته بود نماز جمعه را اقامه كند و خطبه بخواند، در ديداري كه با امام داشت، امام در اولين عبارات به او فرموده بودند: شما مثل اينكه چند هفته اي است در آبادان نيستيد.

    نماز جمعه اي كه دشمن بعثي هم با غيظ و غضب خاصي نظاره گر مستمر برپايي آن بود و با تمام توان مي كوشيد اقامه آن را متوقف كند، ولي حتي براي يك هفته هم به اين هدف پليد خود توفيق نيافت و هر جمعه رزمندگان اسلام و كساني كه به دليلي در آبادان محاصره شده - كه در مقطعي فقط از طريق يك جاده خاكي در زير آتش شديد دشمن و راه آبي به عقبه خود وصل بود - مانده بودند، با اشتياق بيشتري در نماز حاضر مي شدند و به خطبه هاي شورآفرين جمي گوش مي دادند، خطبه هايي كه اگر چه در ظاهر خطبه و سخنراني بود، اما در واقع نماد برپايي پرچم بلند هميشه در اهتزاز عزت و سرفرازي حاكميت نظام مقدس جمهوري اسلامي در شهري بود كه كمتر در شهرهاي جنگي نظير آن را مي توان يافت. علت اين تفاوت ، نزديكي بيش از حد تصور دشمن به آبادان بود، تا جايي كه مي توانست از آن سوي اروندرود با يك تفنگ كلاشينكف شهر را ناامن كند.
    من که توفیق حضور مکرر در آبادان را در سال های نورانی جنگ داشته ام، هرگز نتوانسته ام پس از گذشت بیش از بیست و چند سال شیرینی و حلاوت حضور در نماز جمعه آبادان را در زیر آتش بی امان دشمن از یاد ببرم و خوب به یاد دارم که در اثنای ایراد خطبه های حضرت جمی که با آن اندام کوتاه، مانند کوهی مقاوم، سلاح در دست ایستاده بود و مانند شیری می غرید و به جمع نمازگزاران روحیه می بخشید. انتظار شهادت در لحظاتی که تصور اصابت گلوله ای به مکان اقامه نماز می رفت، از ذهن کمتر کسی دور می شد.
    خوب به ياد دارم در هفته هاي نخست جنگ كه در فرمانداري ماهشهر بودم، يكي از آن شب هاي پراضطراب و حادثه شاهد تلفن يكي از كارمندان محلي فرمانداري به آبادان بودم كه داشت با فاميلش در اطراف آبادان صحبت مي كرد. تلفن را كه گذاشت، سرش را ميان دو دستش گرفت و ساكت ماند. وقتي پرسيدم چه خبر شد؟ گفت فاميل ما مي گفت همين الان كه با شما صحبت مي كنم عراقي ها داخل روستاي ما شده اند و وارد تك تك خانه ها مي شوند و اولين عكس العمل آنها با ورود به اتاق هاي خانه ها اين است كه تمثال قاب گرفته حضرت امام خميني(ره)را با عصبانيت از ديوار به زير مي كشند و مي شكنند و تيراندازي هاي بيهوده مي كنند تا به خيال خام خود در دل ما رعب و وحشت بيندازند.


    جمي در اين شرايط در آبادان ماند و به عنوان حلقه وصل نيروهاي مسلح كه در آن زمان هماهنگي مابين آنها به دليل تنوع وظايف آنها از مشكلات و خاص اول جنگ و در عين حال از ضروريات ايستادگي بود، عمل مي كرد. جمي با صبر و حلم و هوشياري مثال زدني سعي در نزديكي هرچه بيشتر حوزه عمل نيروهاي شهرباني ژاندارمري ، كميته و سپاه ، ارتش داشت تا در پرتو اين هماهنگي شهر بهتر بتواند در محاصره به مقاومت سرفرازانه خود ادامه دهد. جمي در آن هفته ها و ماه هاي نخست جنگ كمتر مجال استراحتي داشت. به نقاط مختلف شهر سر مي زد، در جلسات مهم نظامي شركت مي نمود و گاه فراغت سري به راديو نفت آبادان مي زد و براي رزمندگاني كه در جبهه هاي جنوب و به ويژه در اطراف آبادان و خرمشهر مي جنگيدند، پيام راديويي مي فرستاد.


    يادداشت هاي روزانه اي كه وي در طول اين روزها نوشته و خوشبختانه چاپ هم شد، بهترين سند و دليل پركاري و خستگي ناپذيري اين روحاني مجاهدي است كه رزمندگان اسلام از محورهاي مختلف براي استماع خطبه هاي وي، به آبادان غرق در گلوله و آتش و انفجار مي آمدند. مي آمدند تا در كارنامه مقاومتشان در جبهه ها، حضور در نماز جمعه آبادان به امامت جمي، اين يار انقلابي امام هم ثبت و ضبط شود. همان جمي اي كه در دوران مبارزه ، ساواك در بدر به دنبال دستگيري وي بود و نتوانست او را كه مخفيانه از آبادان به تهران آمده و در منزل علامه شهيد مطهري يك ماه تمام مخفي بود، پيدا كند.


    همان جمي كه نمي شود و نبايد و نمي توان تاريخ نوراني هشت سال دفاع مقدس را كه مرتبط با خوزستان و آبادان مقاوم است نوشت، ولي به نام و ياد و حضور و تاثير و عملكرد او توجهي نداشت . همان جمي اي كه اكنون فصلي از تاريخ مقاومت ايران و خوزستان و آبادان به او تعلق گرفته است و الحق از شخصيت ها و مشاهير برجسته كشور و از چهره هاي ماندگار اين ملك و آيين بود و اكنون ديگر در ميان ما نيست.

    همان جمی که با پایداری مثال زدنی خود در راستای تحقق فرمان حضرت امام که حصر آبادان شکستنی است و باید این محاصره شکسته شود، روز و شب نشناخت تا سرانجام آبادان از محاصره نیروهای بعثی به درآمد و گل لبخند بر لبان همه نقش بست.

    همان جمی که تا صدای خطبه ها و پیام های او به شهرها و مرزها رسید، همگان و به ویژه آن هایی که بالاجبار شهر خود را مظلومانه ترک کرده و به شهرها و استان های اطراف مهاجرت کرده بودند، نفس راحتی می کشیدند که آبادان ایستاده چون جمی ایستاده است.

    همان جمی که هرگز اندیشه ترک آبادان در محاصره به رغم خیرخواهی و نصیحت خواهی و مصلحت اندیشی بعضی بزرگان و غیربزرگان در ذهن او خطور نکرد و ماندن مردانه او در شهری که از هر سو در محاصره و زیر آتش بی امان دشمن بعثی بود به دیگران توان و امکان و انگیزه ماندن و مقاومتی سرخ را بخشید. از این همه منزلت و سابقه درخشان مقاومت و ایستادگی اگر چه قرار است تقدیر شود و مقام جمی پاس داشته شود، اما هیهات که فداکاری ها و تلاش های خالصانه جمی و امثال جمی با چنین رویکردهائی قابل تقدیر و سپاس باشند. اجر جمی با خدای جمی است در روزی که نامه اعمال خلایق را به دست آن ها می دهند و خلایق سه دسته اند و من شک ندارم که چنین عالم مجاهد مقاوم و متواضعی که در تمام عمر از خصلت مردمی بودن خود یک لحظه هم دور نشده است، در زمره السابقون خواهد بود؛ همان گونه که در دوران نورانی جنگ، وی از با برکت ترین اصحاب امام و انقلاب اسلامی بود.


                                              روحش شاد.

                                               منبع: آینده

    نوشتم تابماند...

     
    يادداشت‌هاي آيت‌الله جمي به چاپ دوم رسيد

    خبرگزاري فارس: «نوشتم تا بماند» براساس يادداشت‌هاي روزانه جنگ آيت‌الله جمي، امام جمعه فقيد آبادان به كوشش محسن كاظمي در دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري به چاپ دوم رسيد.


    به گزارش خبرگزاري فارس، پايگاه خبري حوزه هنري، اين كتاب مجموعه يادداشت‌ها و خاطرات يكسال از دوران دفاع مقدس را (از 24 مهر سال 59 تا 19 مهر سال 60 ) در برمي‌گيرد.
    آيت‌الله جمي نخستين امام جمعه آبادان كه ملقب به مظهر مقاومت آبادان بود و چندي پيش به ديدار معبود شتافت، در يادداشت‌هاي كوتاه خود از مقاومت مردم، سلحشوري رزمندگان، اتفاقات جبهه در روزهاي آغاز جنگ سخن ‌گفته است.
    ديگر بخش‌هاي اين كتاب را يادگشت‌ها، پيوست‌، تصاويريادداشت‌هاي روزانه جنگ، اسناد و عكس‌ها، تشكيل مي‌دهد.
    آيت‌الله جمي به واسطه بيماري نتوانست بيشتر از يك سال در جبهه‌ها بماند اما همواره با ارسال پيام‌هاي راديويي و غيره قوت قلب رزمندگان بود.
    اين كتاب در شمارگان 2 هزار و 200 نسخه درقطع رقعي، در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.

    پیام تسلیت آیت الله منتظری

     
    ‏پيام تسلیت آيت الله العظمى منتظرى

    به مناسبت درگذشت حجةالاسلام والمسلمین حاج شیخ غلامحسین جمى ‏
     

    ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
     
    ‏( انا لله و انا اليه راجعون )‏
     
      ‏با كمال تأسف خبر درگذشت عالم مجاهد و روحانى خدمتگزار مرحوم‏ ‏حجة الاسلام
     
    والمسلمين آقاى حاج شيخ غلامحسين جمى امام جمعه‏ ‏سابق آبادان را دريافت و متأثر
     
    شدم .
    ‏ ‏
     
    عالم بزرگوارى كه در راه مبارزه با رژيم سابق در آبادان نقش مهم و اساسى‏ ‏داشت و در
     
    حمايت از انقلاب اسلامى و رهبر بزرگوار و فقيد آن ساعى و‏ ‏كوشا بود. و در كمك به
     
    رزمندگان عزيز در منطقه خوزستان در دوران جنگ‏ ‏تحميلى از هيچ خدمتى دريغ
     
    نداشت .
     
    ‏ ‏اين جانب اين مصيبت را به حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه‏ ‏الشريف - و حوزه
     
    هاى علميه و حضرات ائمه جمعه كشور و خانواده و همه ‏ ‏بازماندگان محترم آن مرحوم
     
    تسليت مى‎گويم ; و از خداوند قادر متعال براى‏ ‏ايشان علو درجات و حشر با ائمه طاهرين
     
    - سلام الله عليهم اجمعين - و‏ ‏براى همه بازماندگان و علاقه مندان صبر جميل و اجر جزيل
     
    مسألت‏ ‏مى‎نمايم .
     
    ‏والسلام على جميع عباد الله الصالحين .
    ‏اول محرم الحرام 1430 - ‏1387/10/9‏‏
     
     
    ‏حسينعلى منتظری             

    حاشیه های تشییع..

     
     
    حاشيه‌هاي تشييع پيكر مطهر آيت‌الله جمي

     

    خبرگزاري فارس: تشييع تاريخي پيكر پاك آيت‌الله غلامحسين جمي با حاشيه‌هاي خواندني همراه بود.


    به گزارش خبرگزاري فارس از آبادان، خيل جمعيت مشتاق براي بدرقه پيكر آيت‌الله جمي از ساعات اوليه صبح در مقابل مصلاي ثامن‌الائمه آبادان حضور پيدا كردند و لحظه به لحظه بر جمعيت افزوده مي شد.
    - حضور جانبازان و خانواده معظم شهدا در بين جمعيت شركت‌كننده در مراسم تشييع چشمگير بود، به‌طوري كه بعضي از جانبازان و يادگاران دفاع مقدس كه به وسيله ويلچر در مراسم تشييع حاضر شده بودند به ياد مقاومت و جانفشاني‌هاي روحاني جانباز و مجاهد آيت‌الله جمي به شدت مي‌گريستند.
    - حضور فرمانداران و نمايندگان مردم آبادان در دوره‌هاي مختلف در اين مراسم چشمگير بود.
    - ائمه جمعه شهرهاي مختلف استان خوزستان در آيين تشييع پيكر مطهر آيت‌الله جمي حضور پيدا كردند.
    - در خلال مراسم بدرقه و تشييع پيكر آيت‌الله جمي مردم با سردادن شعارهايي بر عليه دولتمردان آمريكا و رژيم جعلي صهيونيستي، جنايت نظاميان جنايتكار اسرائيلي در نوار غزه را به شدت محكوم كردند.
    - تمام بازار‌ها و مراكز دولتي و خصوصي به جز سازمان منطقه آزاد اروند كه نسبت به اعلام تعطيلي بي‌اعتنا بود، امروز يكپارچه تعطيل بود و در اكثر معابر شهر آبادان و خرمشهر پارچه‌نوشته‌هاي تسليت و همچنين پوستر آيت‌الله جمي در لباس رزمندگان به چشم مي‌خورد.
    - در لحظه آخر خروج پيكر پاك و مطهر آيت‌الله جمي، تشييع كنندگان فرياد " يا حسين" سردادند.
    - تعدادي از روحانيون شهر بصره در مراسم استقبال از پيكر مرحوم آيت‌الله جمي در نقطه صفر مرزي شلمچه حضور يافته بودند.
    - طبق اعلام خانواده آن مرحوم، پيكر آيت‌الله جمي امشب در بصره مستقر خواهد بود و فردا صبح مراسم خاكسپاري در قبرستان وادي‌السلام نجف اشرف برگزار خواهد شد.

    مراسم تشییع

    مراسم تشییع پیکر حجت الاسلام جمی در آبادان برگزار شد

    اهواز - خبرگزاری مهر: پیکر مطهر حجت الاسلام غلامحسین جمی، اولین امام جمعه آبادان بر دوش هزارن تن از مردم شهرهای آبادان، خرمشهر، اروندکنار، مینوشهر و سایر شهروندان خوزستان در آبادان تشییع شد.

    به گزارش خبرنگار مهر در آبادان، این مراسم پس از سخنرانی آیت الله سید محمد علی موسوی جزایری در مصلای نمازجمعه ثامن الائمه آبادان آغاز و سپس پیکر حجت الاسلام جمی به مسجد قدس که در گذشته محل برگزاری نمازجمعه شهر آبادان بوده منتقل و پس از توقفی کوتاه به شلمچه منتقل شد.

    پیکر حجت الاسلام جمی پس از انتقال به شلمچه به نجف اشرف منتقل می شود تا پس از طواف ضریح مطهر نخستین پیشوای شیعیان حضرت علی (ع) در قبرستان وادی السلام آرام گیرد.

    در این مراسم پیام تسلیت مقام معظم رهبری نیز قرائت شد.

    در مراسم تشییع پیکر این روحانی مبارز، حجت الاسلام  سیدرضا تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور، غلامحسین نوذری وزیر نفت به نمایندگی از هیئت دولت، محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام، جمعی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و بسیاری از مدیران محلی حضور داشتند.

     

    برادرم... شهادت مبارک

     

    خاطره اي از مرحوم آية ا... جمي نماد مقاومت آبادان ؛برادرم! نوش جان نعمت شهادت



    خرمشهر- خبرنگار قدس: روز شمار زندگي و خاطرات مرحوم غلامحسين جمي، يكي از مستندترين آثار به جا مانده در خصوص دفاع مقدس بويژه روزهاي سخت جنگ و تجاوز صداميان به كشور است.
    مركز اسناد و خاطرات مركز فرهنگي دفاع مقدس با اداي احترام به روح اين روحاني مقاوم در بزرگداشت ياد و خاطره آن پير بسيجي، يكي از اين خاطرات را مرور مي كند.
    «روز 13 آبان 1359 است به اتفاق برادرم رسول به راديو رفتم، آنجا اندكي نشستم و يك فنجان چاي خوردم، سپس به استوديو راديو رفته و پيامي درباره 13 آبان دادم. ساعت حدود 12 بود كه از راديو آمديم ستاد هماهنگي فرمانداري. عبدالرسول پايين ايستاد، من رفتم بالا سري بزنم، ديدم آقاي دكتر شيباني نشسته و مشغول صحبت با تلفن است. پيش او نشستم شايد دقيقه اي طول نكشيد كه صداي انفجاري وحشتناك تمام شيشه هاي در و پنجره فرمانداري را خرد كرد، بي اختيار از اتاق بيرون پريديم، در خيابان فرياد آقاي حجازي از شهروندان آباداني بلند بود، بسرعت پايين آمدم، خيابان وضع اسفباري داشت سطح خيابان مملو از شيشه هاي خرد شده بود.
    آقاي صابري يكي از اعضاي فعال جهاد سازندگي را ديدم كه تركش بمب به او خورده و پشت فرمان ماشين در حال اغماست، آمدم كنار اتومبيل برادرم رسول، ديدم رسول افتاده است، غرق در خون و دل و روده هايش بيرون ريخته است؛ مثل اينكه يك دستش قطع شده و در دم جان داده است. نگاهي به برادر شهيدم كردم و استرجاعي بر زبان جاري كردم، نوش جانش باد نعمت شهادت !چند دقيقه اي جسد بي جان و غرقه به خون برادرم در سطح خيابان افتاده بود تا ماشيني آمد و او را به سردخانه انتقال داد.
    حقيقتي كه غيرقابل انكار است اينكه مرگ برادرم رسول آن هم به اين وضع، فوق العاده تأثر زاست. او را با خمسه خمسه زده بودند. از وضع برادرم رقت انگيزتر آن پيرزن و پيرمرد و اطفالي هستند كه در خانه هايشان خوابيده بودند و در حال خواب، خانه هايشان بر اثر اصابت راكتهاي صدام كافر بر سرشان خراب مي شود و اين مرام صدام خبيث است.
    برادرم رسول را خيلي دوست داشتم بسيار رفيق و صميمي بوديم هميشه سعي مي كرد كه كوچكترين حركتي را كه مايه رنجش خاطرم مي شود، انجام ندهد.
    او شيفته امام بود، فراقش خيلي سخت و دشوار است. من كه جز خير و سعادت و كمال او چيز ديگري برايش نمي خواهم، چرا از مرگش ناراحت باشم، بلكه بايد خوشحال و مسرور باشم.
    ان شاء ا... كه اين شهادت مبارك او باد!»

    رشادت های آیت الله جمی ...

    رشادت‌هاي آيت‌الله جمي در دوران جنگ
    آيت‌الله غلامحسين جمي نخستين امام جمعه آبادان بعد از انقلاب اسلامي سال 1357 بود كه شنبه هفتم دي درگذشت.
    فارس: محسن كاظمي گردآورنده كتاب «نوشتم تا بماند» كه مجموعه خاطرات آيت‌الله جمي است با انتشار يادداشتي از رشادت‌هاي وي در دوران جنگ تحميلي تجليل كرده است.

    آيت‌الله غلامحسين جمي نخستين امام جمعه آبادان بعد از انقلاب اسلامي سال 1357 بود كه شنبه هفتم دي درگذشت.

    وي خاطرات خود را در كتابي با عنوان «نوشتم تا بماند» بازگو كرده بود كه محسن كاظمي آن‌ها را گردآورد و انتشارات سوره مهر منتشر كرد.

    كاظمي در يادداشتي كه پايگاه اينترنتي سوره مهر آن را منتشر كرده ياد امام جمعه سابق آبادان و رزمنده هشت سال مقاومت آباداني‌ها در برابر نيروهاي عراقي را گرامي داشته است.
    اين يادداشت با عنوان «جمي مردي براي خدا» منتشر شده است:

    ... يك پدر، يك روحاني، يك عالم، يك مبارز، يك رزمنده، امام جمعه ...نه! او يك مرد بود. مردي براي خدا براي اعتقادش و به هرآنچه كه باور داشت، براي حضرت امام و به راهش، براي مردمش و به سرزمين مادري‌اش، براي آبادان و به روزهاي پايداريش.

    مردي كه در امتحان بزرگ انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي مردانه و سرافراز از آن بيرون آمد. مردي كه به واسطه سالها تلاش و مبارزه در جريان انقلاب و بعد ايستادگي و پايداري در برابر دشمن بعثي زبون هماره در قلبهاي نه تنها مردم سرزمين آبادان بلكه يكايك فرزندان ايران باقي خواهد ماند. آبادان امروز به خود مي‌بالد كه روزي روزگاري نفس جمي در آن جاري بود. آبادان شهر عشق و خون و شهر مهر و جنون امروز به پاس حماسة رادمردي و ايستادگي پيرمردي روحاني و كهن‌سال و نحيف‌الجثه بر فراز بلنداي تاريخ ايران ايستاده است.

    قصه آبادان قصه هزار و يك شبي است كه راوي آن صورت تكيده و رنج‌كشيده‌اي داشت كه در روزهاي سياهي و تباهي رژيم شاهنشاهي علم مبارزه را در خوزستان به شانه‌ مي‌كشيد، با سخنراني‌ها و خطابه‌هاي تند و آتشين دلهاي جوانان را به دنبال خود مي‌كشيد و گرم مي‌كرد. خطرناكترين عنصر در خطه جنوب براي ساواك جمي بود. جوانان از او تأثير مي‌گرفتند كساني كه در برابر دژخيم ايستادند و پالايشگاه نفت آبادان را به اعتصاب كشاندند و به تبع آن اعتصاب سراسري نفت آبادان را رقم زدند, همه و همه زير نظر جمي فعاليت مي كردند.

    ...جمي نماينده واثق امام در آبادان است از اين رو هر آنچه را كه قبل از آغاز تهاجم مي‌بيند به مسئولين هشدار مي‌دهد. همين هوشياري اوست كه سبب مي‌شود در پيام نوروزي 59 شش ماه قبل از شروع جنگ خطر صدام را براي مردم عراق گوشزد ‌كند. از شواهد و قرائن پيداست كه روز حادثه نزديك است جمي خود را آماده كارزار مي‌كند. به گاه سخت حادثه پشتيباني است سترگ براي حماسه. جمي محور مي‌شود، مردان شهر براي مقاومت مي‌مانند چرا كه جمي مانده است.

    نظاميان ارتشي و سپاهي و بسيج حول محور جمي گردهم مي‌آيند و وحدتي بي‌مثال شكل مي‌گيرد براي خرد كردن دشمن. همگي چشم به دهان جمي دوخته‌اند تا انجام دهند كه هر آنچه كه او صلاح مي‌داند چرا كه او نماينده امام است, حضور جمي در آن شهر ماتم‌زده حضور امام را در قلبها زنده نگاه مي‌دارد و نمي‌گذارد كه غم واندوه تاخت وتاز كند و نفس‌ها را به شماره اندازد. روحاني نحيف و لاغر از صبح پاشنه‌هاي كفش كتاني را بر مي‌كشد تمام خاكريزها و سنگرها و پاسگاهها را سركشي مي‌كند، در تمام جلسات شهري و نظامي شركت دارد و با هوشمندي و ذكاوت نظر مي‌دهد، نظراتي كارساز.

    شريعه را بسته‌اند؛ شهر تشنه است و گرسنه ... جمي از امام اجازه مي‌گيرد تا در دكانها و انبارها باز شود و پس از صورت برداري از اجناس به قدر كفايت و سرجوع از آن استفاده گردد.
    مادري هروله‌كنان بين صفا و مروه براي كودكش چشمه‌اي مي‌جويد؛ ابراهيم اين‌جاست! جمي كودك را به آغوش مي‌كشد لبان تشنه وخشك و ترك خورده كودك را مي‌بوسد، زمزمي مي‌جوشد، كودك سيراب مي‌شود، براي هميشه، ديگر آبادان تشنه نيست.

    تصميم با همه است. فرزندان گرداگرد پدر جمع مي‌شوند هم‌قسم مي‌شوند تا جان در بدن دارند براي حفاظت از سرزمين مادري خون از چشم بگيرند جمي پيشاني يك‌يك فرزندان را مي‌بوسد، اشك در چشمان حلقه زده است اما خجل از جاري ‌شدن. دقايقي همه در آغوش پدر آرام مي‌گيرند تا كه آرامش از دشمن بگيرند.

    خمپاره‌اي وسط حياط خانه فرود مي‌آيد، اما جمي كه در ركوع نماز شب است پلك به هم نمي‌‌زند همراهان به حياط مي‌دوند در خانه از جاكنده شده است جمي سلام نماز را مي‌گويد و همه را به صبر و بردباري مي‌خواند، آماده مي‌شود تا سري به ايستگاه 7 بزند.

    زخمي‌ها را به بيمارستان اپيدي و طالقاني مي‌رسانند. پيكر شهدا نبايد بر زمين بمانند، يعني گرماي بالاي 50 درجه سانتيگراد اجازه نمي‌دهد كه بمانند. جمي لاغر است و به راحتي در كناره قبر مي‌ايستد دستش را از زير سر رزمنده شهيد بيرون مي‌كشد و گونه او را در خاك مي‌خواباند؛ گوئي فرزندش را مي‌خواباند، لالائي مي خواند براي آرامش ابدي... امروز چند نفر شهيد شده‌اند؟ گوركن قبرستان جواب مي‌دهد. جمي آمار شهدا را از گورستان به دست مي‌آورد.

    از دفتر حصرت امام زنگ مي‌زنند، آخرين وضعيت را مي پرسند. حداقل روزي يك بار با جمي در تماس هستند. حالا معلوم است كه يكي از راههاي كسب اخبار از جبهه‌هاي جنگ براي حضرت امام جمي بوده است.

    شيرزني دستش را در مقابل خودروي جمي بالا مي‌برد. خودرو مي‌ايستد جمي به آرامي خود را به بيرون مي‌كشد و مي‌شنود: "شوهرم، دو دخترم، يك پسرم شهيد شده‌اند، فقط يك پسر مانده كه او هم در كنار رزمندگان در ايستگاه 12 است. خانه و زندگي‌ام با خاك يكسان شده است، يك مرغداري هم داشتم كه آن هم از بين رفت ولي اين جا را ترك نخواهم كرد"

    خودرو حركت مي‌كند و جمي ايمان دارد كه چنين مردماني را هيچ قدرتي نمي‌تواند بشكند ساعتي پيش مي‌گفتند جمي در فرمانداري است، اما الان صدايش از راديو نفت ملي آبادان پخش مي‌شود. حسين مي‌گفت بچه‌هاي پالايشگاه تا ساعتي ديگر با او جلسه دارند. بچه‌هاي سپاه را بگو كه پس از حمله هوايي ديشب آب گودال حاصل از افتادن بمب را خالي مي كنند كه دستي شانه‌هاي‌شان را صفا داد. امروز دوشنبه است و درس احكام و اخلاق برقرار، گويي كه نه جنگي است و نه محاصره‌اي جمي از برادري و مدينه فاضله‌اي مي‌گويد كه در آن اخلاق اسلامي حاكم است.

    اوضاع سياسي ـ اقتصادي لهستان به هم ريخته است، "اتحاديه همبستگي" تشكيلات سياسي و رقيب حزب كمونيست لهستان اين حزب را به باد تند انتقاد گرفته و سياستهاي اقتصادي وابسته به شوروي آن را به زير سئوال برده است اعتصاب سراسر اين كشور كمونيستي را فرا گرفته است، برخي مقامات حزب استعفا داده‌اند... جمي در حالي كه گوشش را به راديو چسبانده و گوش به گوينده خبر راديو بي‌‌بي‌سي مي‌دهد سري تكان مي‌دهد. اين كار هر شب اوست و تمام راديوهاي خارجي را كه صدايشان با پارازيتهاي زياد قابل شنيدن است مي‌شنود تا بداند كه تا دنيا در چه وضعي است و ما در كجاي جهان ايستاده‌ايم، و چه بر سر مردمان دنيا مي‌گذرد. از جنگ تحميلي چه گويند و چه مي‌دانند...

    امروز چقدر گرم است به حد طاقت فرسا. جمي تعميركاري را صدا كرده و نشاني به دستش مي‌دهد. تا برود و كولر خانه پيرزني را تعمير كند. زني كه تنها زندگي مي‌كند و دستياري براي اين قبيل كارها ندارد.

    روز 13 آبان است و بايد به مناسبت اولين سالگرد تسخير لانه جاسوسي پيامي به رزمندگان و مردم آبادان از راديو نفت ملي بدهد... بعد بلافاصله به ستاد پشتيباني جنگ حركت مي‌كنند. اين جسم تكه تكه شده از آن كيست؟ جمي لحظه‌اي خيره مي‌ماند، فقط لحظه‌اي! آنگاه فرياد مي‌زند سريع جنازه را جمع كنيد عبدالرسول من با ديگران فرقي نمي‌كند. برادرش را مي‌گويد.

    مگر مي‌شود؟! او هيچ خم به ابرو نياورد پله‌هاي ستاد را بالا رفت، شركت‌كنندگان در جلسه شوك زد‌ه‌اند و در شگفت؛ يعني حس و عاطفه در جمي مرده است؟! جمي به منزل باز مي‌گردد در حالي كه يك دستش خوني به خون برادر است با دست ديگرش كه عبايش را گرفته در را باز مي كند, فرزندان در مي‌يابند كه چه روي داده است جمي مي‌گويد "عمويتان شهيد شد" همين!

    در فرصتي كه دست مي‌دهد به دور از چشم همه, جمي به منزل برادرش كه اكنون خالي از سكنه است سر مي‌زند، نمازي مي‌خواند، خاطرات خود و برادرش در مقابل چشمانش رژه مي‌روند.بغضش مي‌تركد و اشكهايش جاري مي‌شود شانه‌هايش به شدت تكان مي‌خورد. نه! حس و عاطفه او نمرده است بلكه جوانمردي و مردي در او بيشتر زنده است, مي‌داند كه هر كنش او واكنشي بيشتر در ميان ياران دارد. معلوم است كه به گاه شهادت برادر, جمي از درون خورد مي‌شود ولي به ظاهر نشان نمي‌دهد تا مبادا اين شكستن در ميان صحابي ابعاد يابد و دشمن شاد شود.

    "نماز امروز مسجد قدس" جمله‌اي است كه دهان به دهان سينه به سينه و به صورت تلفني و خبر حضوري نقل مي‌شود. در تمام يك سال محاصره آبادان براي غافلگيري و باخبر نشدن دشمن از محل نماز جمعه، از قبل مشخص نبود كه نماز جمعه در كجا (كميته ارزاق، مسجد قدس، مسجد خاتم، مسجد بهائيها، مسجد نورو ...) برگزار خواهد شد. بيم حمله و بمباران آن وجود داشت. نماز جمعه شعب آبادان نبايد تعطيل بشود. برگزاري خطير آن فقط و فقط در عهده و توان شانه‌هاي پيرمرد است. با وجود اوست كه چراغ نماز جمعه روشن مي‌ماند و در روزهاي سخت محاصره و فشار مضاعف دشمن پرفروزان است و نور متصاعد از آن چشم دشمن را كور مي‌كند.

    صدام به قدري از اقامه نماز جمعه در شهر گرداگرد فرو رفته در محاصره عصباني است كه از وقوع انقلاب اسلامي در ايران. چنين اقامه نمازي؛ يعني شهر زنده است، زندگي جريان دارد و صداي آن را بشنويد. پس دشمن مأيوس و قلب امام شاد است. امام هر هفته و هر هفته منتظر اقامه نماز جمعه آبادان و با وسواس پي گير اخبار آن و شنيدن صداي جمي است. نماز جمعه آبادان همان قدر مهم است كه نماز جمعه تهران. اصلاً نماز دشمن‌شكن يعني همين.

    سلاح ژ- ث فقط 20 سانت كوتاهتر از جمي است اما همين مرد ضعيف‌الجثه با خطبه‌هاي آتشين، محكم و قدرتمندش شرر به جان دشمن مي‌اندازد. تمام استخوانهاي دشمن با صفير خطبه‌هاي آبادان به لرزه در مي‌آيد.

    مأمومين چون انگشتر عقيقي جمي را در ميان مي‌گيرند. بچه‌هاي راديو نفت ملي هنوز كابلها و ميكروفون را جا به جا مي‌كنند. جمي آغاز به سخن مي‌كند. مي‌خروشد، مي‌غرد و آبادان را همچنان پايدار و استوار و زنده و دشمن را خار و زبون مي‌خواند. صدام را عفلقي خطاب مي‌كند تا تاريخ گذشته‌اش را به ياد آورد و اينكه كيست و در كجاي تاريخ ايستاده است. جلاله‌الملك (شاه سلطان حسين) را ملامت مي‌كند كه چطور به امت اسلام خيانت مي‌كند، در نمازهاي قبلي نيز با او به عتاب سخن گفته بود.

    الله اكبر... به جلال و جبروتي كه در ذهن ما به تصوير نيايد، به بزرگي زمانه‌اي كه با اصابت گلوله توپ سقف مسجد بر سر جمي فرو ريخت اما او را سالم از زير خروارها خاك و آوار بيرون كشيدند بدون اينكه حتي خراش و زخمي كوچك برداشته باشد. جمي زنده است چون آبادان زنده است آبادان زنده است چون جمي زنده است.

    جمي در فكر است؛ شب عيد است و ما هنوز اينجا تنها و غريب در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح ايستاده‌ايم بايد شرح تمامي اين روزها را بنويسم، من مسئول هستم و بايد مراقب اوضاع باشم بايد هر آنچه را مي‌بينم، مي‌شنوم و مواجه مي‌شوم بنويسم تا آيندگان بدانند كه در اين سرزمين چه گذشت. همه كه نمي‌توانند به اينجا بيايند، اما همه حق دارند كه بدانند روزي روزگاري در اين خطه چه گذشت؛ پس مي نويسد: " 01/01/1360، اول فروردين و آغاز سال نو، روز نوروز. سالهاي گذشته از ده روز قبل از عيد تا سيزده فروردين، خوزستان شاهد هجوم مسافران نوروزي و مسائل مربوط به اين مسافران بود.

    مسئله مهم براي آبادان در سالهاي گذشته دراين روزها، مسئله اسكان مسافران نوروزي بود. مسافرخانه‌ها و مدارس مملو از جمعيت مي‌شد اغلب منازل پر بود اما امسال جاي مسافران نوروزي خالي است. نمي‌دانم چرا نيامده‌اند. كه امسال از حيث مسكن هيچ مضيقه‌اي نيست. يك شهر دربست در اختيارشان قرار مي‌گرفت. منزلهاي اعيان و اشراف شهر و منازل زيبا و دل‌انگيز بريم و بوارده همه اينها خالي كه حتي پرندگان نيز ديگر آنجا پروبالي نمي‌‌زنند. نغمه‌هاي خمسه خمسه و خمپاره و كاتيوشا و ژث و كلاشينكف و تشعشع گلوله‌هاي ضدهوايي و برق توپها، همه اينها ديدني است. چرا اين عزيزان به تماشا نيامده‌اند..."

    رزمندگان و فرماندهان هرچه اصرار مي‌كنند كه روز حادثه نزديك است فقط براي مدتي كوتاه شهر را ترك كند. نمي‌پذيرد مي‌گويد: "حتي يك ساعت! اينجا خانه من است" پس با وجود پرصلابت اوست كه در پنجم مهر 1360 عمليات ثامن‌الائمه با رمز "نصرمن‌الله و فتح قريب" آغاز مي‌شود. فرداي پيروزي جمي مي‌نويسد: "جز فكر پيروزي بزرگ و شكست تاريخي ارتش عراق در جبهه آبادان چيز ديگري در ذهن نيست"

    جمي رفت و به ملكوت اعلي پيوست، اما يادداشتهاي جنگ او در دست ماست. وقتي كه براي يافتن پاسخ پاره‌اي سئوالات براي اولين بار به نزدش رفتم او را خسته و رنجور ديدم اما متلألي و درخشان. چنان صافي و زلالي در چهره اين مرد موج مي‌زد كه دوست داشتم فقط ساعتها نگاهش كنم. او "حاصل عمرش" را به دست من سپرده بود او گفت كه يادداشتهايش را از جنگ نوشت تا بماند براي آيندگان, تا تذكري باشد براي مردم.

    گرچه او ديگر در ميان ما نيست اما همواره ياد دلاوريها و خاطره پايمرديهايش براي هميشه در قلب و ذهن ما و تمامي فرزندان ايران اسلامي باقي خواهد ماند.

    او رفت و تن رنجور و خسته‌اش را از همه سختيها و مشقات زندگي رها ساخت خداوند سبحان درجات او را متعالي و در كنار ائمه اطهار محشورش فرمايد.

    تسلیت رئیس جمهور..

     

    پیام تسلیت رئیس جمهور به مناسبت رحلت امام جمعه آبادان

    10 دی 1387  09:48
    رئیس جمهور در پیامی رحلت حجت الاسلام والمسلمین غلامحسین جمی امام جمعه سابق آبادان را تسلیت گفت.
    به گزارش شبكه خبر؛ متن پیام دكتراحمدی نژاد به این شرح است : بسم الله الرحمن الرحیم  انالله واناالیه راجعون // رحلت عالم مجاهد حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ غلامحسین جمی (رضوان الله ) موجب تاثر و تالم فراوان گردید.

    خدمات و تلاش های ارزنده این روحانی خدمتگزار و اصیل در دوران مبارزه ودفاع مقدس و در سنگر امامت جمعه شهرمقاوم آبادان كه تقدیر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) را در پی داشت نمادی از پایداری ملی در تاریخ جانفشانی ملت حق طلب و شهید پرور ایران اسلامی است.

    اینجانب با عرض تسلیت به رهبر معظم انقلاب اسلامی مردم شریف آبادان و خانواده آن مرحوم وعموم ارادتمندان ایشان از خداوند متعال برای آن بزرگوار حشر با اولیای الهی و شهیدان عالی مقام و صبر و اجر برای بازماندگان مسالت دارم .

    پیام تسلیت رهبرانقلاب- شبکه خبر

     

    پیام تسلیت رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت حجت الاسلام و المسلمین جمی

    10 دی 1387  12:55
    حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت روحانی مجاهد و فداكار و "یادگار مقاومت، صبوری و شهامت " حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ غلامحسین جمی را تسلیت گفتند.
    به گزارش شبكه خبر ، متن پیام به این شرح است :

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روحانی مجاهد و فداكار جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ غلامحسین جمی رضوان الله علیه به لقاء الله پیوست و با كوله باری از عمل صالح و جهاد مخلصانه در پیشگاه خدای متعال حضور یافت.

    تلاش و مبارزات این روحانی عالیقدر كه از سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده بود در نخستین سال های پیروزی و به ویژه پس از یورش رژیم بعثی به مرزهای كشور به اوج رسید و یادگاری فراموش نشدنی از مقاومت و صبوری و شهامت به جای گذاشت. 

    او در روزهای محنت خرمشهر و آبادان برای رزمندگان خطوط مقدم سنگری معنوی و پشتیبانی بی نظیر بود.

    در سخت ترین شرایط آتشبارهای دشمن حضور موثر و خطبه ها و سخنرانی های تسلابخش او قطع نشد و در دوران خطر و سختی و محنت ، مردم آبادان و رزمندگان دست از جان شسته را تنها نگذاشت.

    پرونده عمل این مرد مومن و صبور و بی ادعا در نزد پرودگار رحیم و غفور و اولیائش مایه سرافرازی او و جلب رحمت حضرت حق متعال است ، ان شاء الله . 

    اینجانب درگذشت این عالم عامل را به خاندان محترم و ارادتمندان و دوستان ایشان و به عموم مردم آبادان و بوشهر تسلیت عرض می كنم و علو درجاتش را از خداوند متعال مسئلت می كنم.

    سیدعلی خامنه ای
    10 دی 1387
    حجت الاسلام والمسلمین تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و هیئت همراه به نمایندگی ازسوی حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تشییع حجت الاسلام و المسلمین جمی شركت كردند.
     
     

     

    جمی قهرمان ملی ..وبلاگ جامعه مدنی

    آیت الله جمی درگذشت. پارسال مراسمی برای بزرگداشت وی از سوی دوستانش در تهران برگزار شد. من هم رفتم. کتاب خاطرات ایشان در روزهای غربت اقامت در آبادان در دوران سخت محاصره­شان را همان شب خواندم. مطلبی نوشتم که امیدوارم اینجا آن را دوباره بخوانید. آیت الله جمی امام جمعه آبادان بود. امکان این را داشت که پس از آغاز جنگ از آبادان که در محاصره­ی جدی دشمن بعثی قرار داشت و هر لحظه بمباران می­شد، خارج شود و مقامات عالیه­ی خود را حفظ کند؛ اما آیت الله جمی در آن غربت مقاومت کرد. به رزمندگان روحیه می­داد. به مشکلات مردم بی­پناهی که در شهر مانده بودند رسیدگی می­کرد. روزهای گرم آبادان را با بی­آبی تحمل می­کرد و هر روز در تماس با مسئولان عالی­رتبه و دفتر امام بود تا امور جنگ را سامان دهد. خبر اقامه­ی نماز جمعه­اش در روزهای جمعه در آبادان مثل یک عملیات موفق برای مردم ایران و رزمندگان امیدبخش بود. بارها محل اقامت­های مختلفش بمباران شد و نجات پیدا کرد. عافیت طلبی نکرد. به نمایندگی از مردم ایران که با همه­ی وجودشان در حال دفاع از آب و خاک کشورشان بودند، سخنرانی می­کرد و روحیه می­داد و آنان را تنها نگذاشت. هر وقت در آن غربت فرصت می­کرد، یادداشت­هایش را از آن روزها یادداشت می­کرد که اخیراً با عنوان "نوشتم که بماند" انتشار یافته است. برای همه­ی کسانی که می­خواهند تاریخ مقاومت ایران در برابر دشمن متجاوز را بدانند خواندن آن ضروری است. او واقعاً یک روحانی قابل احترامی بود که بر تاریخ مقاومت ایران حق بزرگی داشت. کمتر در تاریخ چنین شخصیت­هایی بوده­اند. بعد از جنگ هم غرق در جمع آوری غنایم معنوی و مادی جنگ نشد؛ و آرمان­های آزادی­خواهانه و مستقل و مردم­محورش را فراموش نکرد. با این که یک بار نماینده­ی مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان بود، برای بار دوم از او خواستند که باید امتحان بدهد. استنکاف کرد و نتوانست کاندیدای خبرگان شود. همیشه با آرمان­های اسلام­محور و ایران­محورش که در طول تاریخ جنگ تحمیلی آن را به دست آورده بود زندگی کرد. شاید به همین دلایل علی­رغم همه­ی تبلیغاتی که در مورد یادگاران دوران دفاع مقدس رواج داشت، نسل فعلی کمتر نامی از غلام­حسین جمی قهرمان شنیده است. نه خیابانی به نام او نام­گذاری شده و نه سریال و برنامه­ای درمورد فضایل او ساخته شده است؛ اما یاد آیت الله غلام­حسین جمی در تاریخ زرین مقاومت مردم ایران به عنوان یک قهرمان ملی برای همیشه جاوید و ماندگار باقی خواهد ماند. این مصیبت را به رزمندگان و مردم آبادان و خانواده­اش تسلیت می­گویم.

    پیام قالیباف....

    پیام قالیباف: جمی، اسطوره بود
    این شخصیت ارزشمند جهان اسلام و ایران در حالی از بین ما رفت که سراسر عمر پربرکتش وقف دین و میهن بود سوابق و خدمات درخشان او در دوران مبارزه و انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس از خاطره‌ها نخواهد رفت. او در سخت‌ترین شرایط به عنوان مرزبان عقیده و فرهنگ در سنگر ماند و پس از جنگ با قامتی استوار در سنگر نماز جمعه به ارشاد و تبلیغ می‌پرداخت.
    مهر: دکتر محمدباقر قالیباف تصریح کرد: آیت‌الله جمی اسطوره مبارزه، مقاومت، استواری، فداکاری و ایثار و سخنانش مایه آرامش و قوت قلب و شور جهادی بود.

    متن کامل پیام شهردار تهران بدین شرح است : مجاهدی نستوه، ‌انسانی مخلص و خداخواه، ‌عالمی بزرگوار و اخلاقی و با صفا و یاور رزمندگان پس از سالها مجاهدت فی سبیل‌الله به دیدار معبود خویش شتافت.

    آیت‌الله جمی اسطوره مبارزه و مقاومت و استواری و فداکاری و ایثار و سخنانش مایه آرامش و قوت قلب و شور جهادی بود. او همواره به عنوان سمبل ونمونه اخلاص،‌ تقوا، صداقت، ساده زیستی و پاکی به شمار می‌رفت.

    این شخصیت ارزشمند جهان اسلام و ایران در حالی از بین ما رفت که سراسر عمر پربرکتش وقف دین و میهن بود سوابق و خدمات درخشان او در دوران مبارزه و انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس از خاطره‌ها نخواهد رفت. او در سخت‌ترین شرایط به عنوان مرزبان عقیده و فرهنگ در سنگر ماند و پس از جنگ با قامتی استوار در سنگر نماز جمعه به ارشاد و تبلیغ می‌پرداخت.

    تبعیت از ولایت و تشویق و ترغیب جوانان به پاکی و پاکدامنی از خصیصه‌های بارز این مرد خدا بود.

    گر چه فقدان این عالم ربانی و بسیجی ثلمه بزرگی برای جمهوری اسلامی بود ولی نام و یادش همواره در خاطره‌ها باقی خواهد ماند. او امروز در محضر خوبان عالم به ویژه شهیدان دوران دفاع مقدس به عزت ابدی دست یافته است و ماییم و میراث گرانسنگ شهیدان.

    از خداوند بزرگ می‌طلبیم زندگی و مرگ ما را برای خود و در راه خود قرار دهد و روح بلند این مرد آسمانی را در ایام سوگواری سالار شهیدان کربلا با اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش محشور فرماید.

    پیام تسلیت آیت الله العظمی صانعی

      

     پيام تسليت حضرت آيت الله العظمي صانعي (مدظله العالي) به مناسبت درگذشت حضرت آيت الله جمي (رحمة الله عليه)

                  بسمه تعالي

    « إذا مات المؤمن الفقيه ثلم في الاسلام ثُلمة لايسدّها شئ»

     حضرت آيت الله غلامحسين جمي با دلي مالامال از عشق به اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) و امام و مقتداي خويش حضرت روح الله (سلام الله عليه) و پس از عمري خدمت خالصانه به انقلاب و نظام مقدّس جمهوري اسلامي، در جوار رحمت و رضوان الهي آرامش يافت.


    ايشان در طيّ ساليان مبارزه و دوران دفاع مقدّس، از جمله ياران شجاع، پرتلاش و مورد عنايت خاصّ امام (سلام الله عليه) بود و حقيقتاً به عنوان مظهر استقامت و پايداري، برگ زرّيني است بر افتخار آفريني عالمان راستين و آزاده به دين و مكتب.


    اين جانب ضايعة تأسّف انگيز رحلت اين فقيه مؤمن و مجاهد خستگي ناپذير را به محضر حضرت بقيّه الله الاعظم (ارواح العالمين له الفداء)، بيت مكرّم، مردم غيور و شجاع خوزستان خصوصاً مردم مقاوم و قهرمان آبادان تسليت عرض نموده و از خداوند رحمان مسئلت مي نمايم كه روح بلند اين مجاهد و عالم وارسته را در جوار رحمت بي انتهاي خويش مسكن و مأوا بخشد.

     

    قم المقدسه- يوسف صانعي
    8/10/1387مصادف با
    29ذي الحجه الحرام1429

    1یام تسلیت کروبی... سایت خبری فردا

    تسلیت کروبی به مناسبت رحلت آیت الله جمی
    مهدی کروبی در این پیام ضمن تجلیل از مبارزات و مجاهدت های مرحوم آیت الله جمی، درگذشت این عالم ربانی را تسلیت گفت.
    مهر: حجت الاسلام مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی به مناسبت درگذشت آیت الله جمی، امام جمعه سابق آبادان پیام تسلیتی صادر کرد.

    مهدی کروبی در این پیام ضمن تجلیل از مبارزات و مجاهدت های مرحوم آیت الله جمی، درگذشت این عالم ربانی را تسلیت گفت.

    در متن پیام دبیر کل حزب اعتماد ملی آمده است : درگذشت مبارز نستوه و مجاهد انقلابی مرحوم آیت الله جمی مورد تأثر فراوان گردید. شخصیت مبارزی که در طول سالها عمر پر برکت خویش چه قبل از انقلاب اسلامی در مبارزه با رژیم ستم شاهی و چه بعد از انقلاب اسلامی به عنوان یار صدیق امام (ره) در جبهه های جنگ تحمیلی حضوری موثر داشت و در تاریخ رشادت های مردان بزرگ عالم ثبت است.

    کروبی در ادامه این پیام آورده است : اینجانب درگذشت این عالم ربانی و پرهیزگار را به بیت مکرم ایشان و ملت بزرگوار و به خصوص مردم سلحشور خوزستان تسلیت گفته و از خداوند منان علو درجات را برای آن فقید سعید خواستارم.

    تسلیت سید محمد خاتمی .. سایت فردا

    تسليت خاتمی به مناسبت رحلت آيت‌الله جمی
    جبهه و حماسه 8 سال دفاع مقدس خاطره حضور فداكارانه و مشتاقانه اين عزيز را ازياد نخواهد برد و
    راهيان وفادار راه امام دلبستگي آن بزرگوار را به امام و انقلاب و دفاع از آرمانها والاي انقلاب اسلامي را
    به عنوان وي‍‍ژگي ممتاز آن بزرگ دانسته و مي دانند.
    فارس: رئيس بنياد باران در پيامي در گذشت آيت‌الله جمي را تسليت گفت.

    به گزارش روابط عمومي دفتر حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي، رئيس جمهور سابق كشورمان در پيامي در گذشت آيت الله جمي را تسليت گفت.

    در اين پيام خطاب به فرزند ايشان آمده است: رحلت عالم فرزانه و مجاهد في سبيل الله و مظهر اخلاق نيكو و ادب والا، حضرت آيت‌الله جمي قدس سره مصيبت بزرگي براي اسلام و ايران است كه اميدوارم خداوند منان با لطف خود اين ضايعه را جبران كند. جبهه و حماسه 8 سال دفاع مقدس خاطره حضور فداكارانه و مشتاقانه اين عزيز را ازياد نخواهد برد و راهيان وفادار راه امام دلبستگي آن بزرگوار را به امام و انقلاب و دفاع از آرمانها والاي انقلاب اسلامي را به عنوان وي‍‍ژگي ممتاز آن بزرگ دانسته و مي دانند. از خداوند منان براي روان بلند آن فقيد سعيد علو درجات و براي همه دوستداران و مشتاقان و ارادتمندان آن عزيز و نيز بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامت و براي جنابعالي كه از عزيزانيد، توفيق روز افزون به اسلام و ايران مسالت دارم.

    نخل  پایداری. سایت تبیان

     

    جمی ؛ نماد پایداری آبادان در دفاع مقدس

    حجت الاسلام غلامحسین جمی

    حجت الاسلام غلامحسین جمی، امام جمعه شهر آبادان در دوران دفاع مقدس بود که با وجود بمباران شدید شهر توسط نیروهای بعثی هیچگاه تحمل دوری از شهر خود را نداشت و همواره دوشادوش رزمندگان اسلام در این شهر به جنگ علیه نیروهای متجاوز ادامه داد.

    به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، وی در سال 1304 در روستای اهرم مرکز تنگستان از توابع بوشهر در یک خانواده فقیر و مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش با وجود اینکه تحصیلات حوزوی نداشت اکثر سوره های قرآن را حفظ بود و بخش عمده ای از در آمد وی از طریق روزه و نماز استیجاری تامین می شد.

    در اوایل سلطنت پهلوی اول غلامحسین 6 یا 7 ساله وارد مکتبخانه شد تا سواد خواندن و نوشتن را بیاموزد ولی در همان ابتدا مکتبخانه آنها به مدرسه ای 4 کلاسه به نام انوشیروان تبدیل شد و او در همان مدرسه مدرک ششم ابتدایی خود را دریافت کرد.

    به خاطر عشق و علاقه ای که پدرش به امور مذهبی و روحانیت داشت با همفکری دو تن از روحانیون شهر نجف به نام های حاج شیخ محمد علی ماحوزی و حاج شیخ علی ماحوزی که از شاگردهای خوب مرحوم آقا ضیاء عراقی، مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم محمد کاظم شیرازی و مرحوم اصطهباناتی به شمار می‌رفتند که در اهرم سکونت می کردند، علاقه اش به رفتن به حوزه بیشتر شد.

    در سال 1327 بنا به دلایلی به آبادان مهاجرت کردند که وی در این خصوص می گفت: "سال 1327 بود که وارد آبادان شدم. شنیدم یک روحانی به نام حاج شیخ عبدالرسول قائمی در آبادان خیلی خدمت می‌کند. ایشان در آبادان به اصطلاح خیلی گل کرده بود. مرحوم آیت‌الله قائمی مدرسه علمیه‌ای را تاسیس کرده بود و من وارد این مدرسه شدم».

    وی در مدت هشت سال جنگ هیچگاه برای استراحت و انجام کارهای شخصی از آبادان خارج نشد و معمولا هنگام خروج از شهر مستقیم به بیت امام خمینی(ره) می رفت تا گزارشات مربوط به جنگ و شهر را به ایشان منتقل نماید

    پس از مدتی در پروشگاهی که آیت الله قائمی برای کودکان بی سرپرست تاسیس کرده بود شروع به درس دادن درس عربی کرد تا اینکه شرایط برای عزیمت وی به نجف اشرف مهیا شد و در نهایت به صورت غیرقانونی به شهر نجف رفت.

    وی در کتاب زندگی نامه خود در مورد درس خواندن و کنجکاوی های آن زمانش می نوشت: "آن زمانی که درس می‌خواندم، این سئوال برای من مطرح بود که این درس‌ها را برای چه می‌خوانیم؟ اینها که کاربرد عملی ندارند. آنچه که ما در فقه می‌خواندیم، قسمت عمده‌اش مربوط به مسائل اجتماعی و اداره امور دنیایی مردم است، حال آنکه چیزی در دست ما نیست. ما کتاب قضا می‌خوانیم، اما قانون قضای ما از کشورهای دیگر گرفته شده، قانون تجارت ما از قانون بیگانگان اخذ شده است. مملکت ما مملکت اسلامی است، مملکت امام زمان(عج) است، اما  آنچه دستگاه حاکمه اجرا می‌کند، غیر از اسلام است، لذا در ذهن من این بود که باید حکومتی داشته باشیم، نیروی اجرایی داشته باشیم تا آنچه اسلام در مورد قضا، ارث، تجارت، بیع و شرا، و... دارد، عملاً پیاده شود".

    امام جمعه سابق آبادان در مورد چگونگی گرایش خود به فعالیت های سیاسی نیز می گفت: "یادم هست از همان اوایل جوانی در همان منطقه خودمان خیلی علاقه داشتم روزنامه بخوانم. در آن ایام، تنها روزنامه‌ای که برای ما قابل دسترسی بود، روزنامه اطلاعات بود که آن را هم گاهی از بوشهر یا برازجان تهیه می‌کردم. این روزنامه خواندن مرا به سیاست علاقمند کرد، به‌خصوص وقتی که جنگ دوم جهانی شروع شده بود. اخبار جنگ در روزنامه‌ها مطرح می‌شد. لازم به ذکر است که من از ابتدا، شم سیاسی داشتم و این روزنامه خواندن‌ها و دنبال وقایع بودن، مرا بیشتر به سمت سیاست می‌کشاند".

    حجت الاسلام غلامحسین جمی

    حجت الاسلام جمی درباره سکونت و زندگی خود در دوران هشت سال دفاع مقدس در آبادان را اینگونه بیان تشریح می کرد: "در دوران جنگ که آبادان تخلیه شد و مردم به خاطر ناامنی و پرتاب خمپاره‌ها، راکت‌ها، موشک‌ها و حمله هواپیماهای عراقی مجبور شدند شهر را ترک کنند، من هم خانواده خود را به جای دیگری فرستادم و به تنهایی در آبادان ماندم، تا اینکه منزل ما بر اثر اصابت گلوله توپ صدمه دید و ناامن شد، از این رو مجبور شدم منزل را به جای دیگری منتقل کنم و از آنجا هم به جای دیگر و از مکان سوم نیز به مکان دیگر و...در طول جنگ 4-5 بار منزل ما تغییر کرد. در آبادان و بعد هم در اهواز همین گونه بود".

    وی در مدت هشت سال جنگ هیچگاه برای استراحت و انجام کارهای شخصی از آبادان خارج نشد و معمولا هنگام خروج از شهر مستقیم به بیت امام خمینی(ره) می رفت تا گزارشات مربوط به جنگ و شهر را به ایشان منتقل نماید و در حین همین گزارشات بود که امام با اتکا به گزارشات آقای جمی دستور شکسته شدن حصر آبادان را صادر کرد.

    به گزارش مهر ، در طول جنگ نیز وی اصرار عجیبی به برپایی نمازجمعه شهرستان آبادان داشت و حتی با وجود حضور تنها دو نفر وی اقدام به برگزاری نماز جمعه می کرد به همین دلیل اخبار نمازجمعه شهر آبادان از نماز جمعه تهران هم مهمتر بود و مردم با دقت آنرا پیگیری می کردند.

    یادم هست از همان اوایل جوانی در همان منطقه خودمان خیلی علاقه داشتم روزنامه بخوانم، این روزنامه خواندن مرا به سیاست علاقمند کرد

    آقای جمی در مورد نحوه برگزاری نمازجمعه شهر آبادان در ایام جنگ می گفت: "تاریخ اولین نمازجمعه را دقیق نمی دانم که چه روزی بوده است، در آبادان آرامش بود و از جنگ خبری نبود، اما وقتی جنگ شروع شد، نمازجمعه هم قهرا تعطیل شد. نماز جمعه دو ماه یا سه ماه تعطیل بود، تاریخ دقیقش را نمی دانم. شهر کم کم خلوت شد، همه رفتند، زن و بچه و آنهایی که کاری با جنگ نداشتند، رفتند. اما رزمندگان و عده ای از کسبه و بازاریان در آبادان مانده بودند. در حالی که جنگ شروع شده بود، بعضی بچه ها دوباره آمدند و گفتند نماز جمعه را در آبادان دایر کنیم؛ باید نماز جمعه داشته باشیم. تعداد مردم هم کم بود. گفتم: حالا کجا نماز جمعه را برگزار کنیم؟ در همه جای شهر گلوله و خمپاره می آید و جایی در امان نیست. یک زیرزمینی در احمد آباد وجود داشت که امن بود و بعدها محل کمیته ارزاق آبادان شد. اولین نماز جمعه جنگ را در همان زیرزمین برگزار کردیم و در واقع اوایل جنگ بود.

    تعداد مردم هم برای نماز جمعه به اندازه ای بود که مشروع باشد. تقریباً در حدود ده تا دوازده نفر بودند. هفته های اول خواهران شرکت نمی کردند، ولی بعد خواهران هم شرکت کردند. هر هفته تعداد شرکت کنندگان در نماز جمعه زیادتر می شد، به طوری که زیرزمین پر می شد و کمبود جا وجود داشت. یادم هست که در یکی از این نمازجمعه ها که ما آنجا دایر کردیم، مرحوم رجایی رحمه الله علیه هم آمده بود، ولی من متوجه نشدم".

    پس از جنگ بازهم حجت الاسلام جمی به عنوان امام جمعه آبادان ایفای نقش کرد ولی به علت بروز چند نارسایی قلبی مشکلات جسمی وی از حد طبیعی گذشت و مجبور به استعفا از سمت خود شد و در نهایت در آذر ماه سال 1382 پس از 25 سال امامت جمعه آبادان جای خود به  حجت الاسلام سید علی دهدشتی سپرد.

    وی در این مدت مجبور بود در روزهای گرم سال به علت ممانعت پزشکان از سکونت در آبادان به شهرهای خوش آب و هوا عزیمت کند ولی باز هم بیشتر وقت خود را در آبادان و در کنار مردم این شهر می گذراند.

    روحش شاد و یادش پر رهرو باد...

    یاربیدار.... سروده زائر درسال 68

                      

                            یار بیـــــدارخمینی(ره)           سروده: م. ا. زائر

    آشنای درد محرومان و مظلومان جمی               پیروخط الهی حامی قرآن جمــــی

    مقتدا ومرشدومصلح. خطیب پارســــــا             یاور رزمندگان یارسلحشوران جمی

                                 یاربیدارخمینی  یاور سیــــــــــــدعلــــــی

                                 خطبه هایش گرم چون گرمی آبادان جمی

    اسوه تقوا وپرهیزاست وهم ایمان  جمی          پیروراه رسول الله وهم سلمان جمی

    سوخت چون شمعی به جمع عاشقانش سالها       درگلستان دیانت بلبل خوشخوان جمی

                               یاربیدارخمینی یاور سیــدعلـــــــــــــــــــی

                               خطبه هایش گرم چون گرمی آبادان  جمی

    مکنب ناب محمد(ص)راست  پشتیبان جمی       دردل  شب چشم ازخوف خداگریان جمی

    آمرمعروف وناهی از بدی ومنکــــــراست        خصم کفارستمگر یار دینداران جمـــــــی

                             یاربیدارخمینی یاور سیـــــــــــــــــــدعلـــــــــی

                             خطبه هایش گرم چون گرمی آبادان جمــــــــی

    جمی مسافرملکوت  - سایت خبری فردا

    آيت‌الله جمي دعوت حق را لبيك گفت
    آيت‌الله جمي نخستين امام جمعه آبادان بود كه توسط امام خميني، بنيانگذار جمهوري
    اسلامي به اين سمت منصوب شده بود و تا پايان جنگ نيز در آبادان ماند و رزمندگان را
    تنها نگذاشت.
    فارس: آيت‌‌الله غلامحسين جمي نخستين امام جمعه آبادان بعد از انقلاب اسلامي و مظهر
     
    مقاومت اين شهر در برابر تجاوز دشمن بعثي ساعتي قبل در بيمارستان، دعوت حق را لبيك
     
    گفت و به ديار باقي شتافت.

    آيت‌الله غلامحسين جمي نماينده امام (ره) و مقام معظم رهبري در شهر آبادان و اولين امام
     
     جمعه اين شهر كه در طي ايام دفاع مقدس در كنار مردم و رزمندگان مدافع اين شهر،
     
    امامت جمعه آبادان را بر عهده داشت، روز شنبه به دنبال عارضه مغزي، هوشياري خود
     
    را از دست داد و در بخش آي.سي.يو بيمارستان شركت نفت آبادان تحت مراقبت‌هاي ويژه
     
    پزشكي قرار گرفت.

     
    آيت‌الله جمي نخستين امام جمعه آبادان بود كه توسط امام خميني، بنيانگذار جمهوري
     
    اسلامي به اين سمت منصوب شده بود و تا پايان جنگ نيز در آبادان ماند و رزمندگان را
     
    تنها نگذاشت.

    اين امام جمعه غيور آبادان در دوران دفاع مقدس با حضور در ميان رزمندگان كه در
     
    اطراف شهر در سنگرهاي نه چندان مستحكم با نيروهاي مهاجم درگير بودند، به آنها
     
    روحيه مي‌داد. ديدار از مجروحين، سرزدن به خانواده شهيدان و البته پاسخ به مسائل
     
    شرعي رزمندگان از ديگر اقدامات آيت‌الله جمي بود.

    وي به طور مرتب به راديو آبادان مي‌رفت و براي رزمندگان پيام مي‌فرستاد كه البته اين
     
    برنامه اختصاص به آبادان نداشت و ديگر رزمندگاني كه در حوزه پوشش اين راديو قرار
     
    داشتند، مخاطب سخنان وي بودند. دشمن بعثي نيز روي اين سخنراني ها و به خصوص
     
    خطبه هاي نماز جمعه كه از همين راديو پخش مي شد، خيلي حساس شده بود.

    خبرگزاري فارس درگذشت اين روحاني مبارز و انقلابي را به مقام معظم رهبري، امت شهيد
     
    پرور به ويژه مردم غيور آبادان و خانواده محترم وي تسليت مي‌گويد.

    ارتحال حضرت آیت الله جمی

     

     

                         انا لله وانا الیه  راجعون

     

    بنا به اخبارتلفنی ازشهرستان آبادان حضرت آیت الله جمی

     

    امام جمعه سابق  آبادان ویار باوفای امام خمینی (ره )

     

    امشب درساعت هشت و جهل و پنج دقیقه دارفانی را وداع

     

    گفت وبه سرای حق شتافت .

     

    این ضایعه رابه عموم مردم مسلمان ایران – رهبرانقلاب

     

    مردم غیور آبادان و خانواده آن عزیز سفرکرده خصوصا.

     

    فرزندان آن بزرگوار حاج احمدآقای جمی -  مهدی وحمید

     

    تسلیت می گوئیم.

    عکسی از آیت الله جمی امام جمعه سابق آبادان ومنصوب امام خمینی(ره)

    جمی.... نوشته محسن کاظمی

                     

                       جمی چشم آبادان

    غلامحسین جمی به سال 1304 در اَهْرَم (مرکز تنگستان) از توابع بوشهر به دنیا آمد. کودکی را در فقر گذراند. پدرش احمد، با کشت گندم در زمینی کوچک و داشتن چند نخل به سختی خانواده را تأمین می‌کرد. او که در مکتب‌خانه درس خوانده بود شبها برای فرزندانش قرآن، ناسخ‌التواریخ، دعاهایی از مفاتیح‌الجنان و اشعاری از سعدی می‌خواند. چشمه دینی و اعتقادی پدر، غلامحسین را به دانستن و تحصیل علم تشنه‌تر کرد، لذا مقدمات را در مکتب‌خانه گذراند و از آن‌جا به دبستان رفت. مدرسه انوشیروان تنها مدرسه اهرم بود؛ لذا جمی پس از پایان تحصیلات ابتدایی باید راهی دیگر برای علم‌آموزی و اقناع روح و علایق خویش می‌یافت. به نزد حاج شیخ علی ماحوزی در همسایگی خود رفت و جامع‌المقدمات و بخشی از سیوطی را از وی آموخت.

    پدر غلامحسین در چهل سالگی فوت کرد و مسئولیت اداره مادر، پنج برادر و تنها خواهر بر شانه‌های او قرار گرفت. از طرفی در چنین شرایط سخت و در اوج تنگدستی، او درس و طلبگی را رها نکرد و در 1327 به آبادان مهاجرت کرد تا نزد آیت‌الله شیخ عبدالرسول قائمی (1275 ش، اصفهان – 1373 ش، قم) مؤسس تنها مدرسه علمیه آن زمان آبادان، تحصیل دروس حوزوی را پی‌بگیرد. در آبادان و به سن بیست بود که با یکی از علویه‌های بوشهری ازدواج کرد که ثمره آن چهار پسر و دو دختراست.

    او پس از چندی به نجف اشرف رفت و در آن‌جا حاشیه ملاعبدالله و مطول را خواند و از محضر آیت‌الله راستی کاشانی و شیخ محمدعلی مدرس استفاده کرد. در هنگامه نهضت ملی شدن صنعت نفت و قیام 30 تیر 1331 که بنابر آن، حمایت آیت‌الله کاشانی و قاطبه مردم از نخست‌وزیری مصدق رقم خورد، جمی در نجف بود؛ اما مدت اقامت او دو سال بیشتر طول نکشید و مجبور شد به دلیل بیماری به آبادان بازگردد و نزد حضرات آیات قائمی، صدرهاشمی و محمدطاهر شبیرخاقانی تحصیل علوم دینی را ادامه دهد. در این زمان با آیت‌الله شیخ عیسی طرفی هم مباحثه شد و رفاقت یافت.

    جمی پس از پایان درس سیوطی و مغنی بخشی از عروه الوثقی را نیز به استادی آیت‌الله قائمی خواند.

    بدین‌ترتیب جمی در آبادان ماند، با مردم شهر کاملاً مأنوس شد و در غمها و شادیهای آنها شریک شد و در سردی و گرمی روزگار همواره در کنار مردم این خطه ماند و تبلیغ دینی را پیشه کرد.

    او که برخاسته از خطه تنگستان بود در شرایط فرهنگی ضد استعماری این سرزمین، ذیل تعالیم ظلم‌ستیزانه قهرمانان مبارزی چون باقرخان تنگستانی و فرزند شهیدش احمدخان، رئیس‌علی دلواری، زائر خضرخان اهرمی، شیخ حسین خان چاه‌کوتاهی و غضنفر السلطنه دشتستانی تربیت یافت. او از کودکی و از نزدیک شاهد ظلم و ستم بی‌حد حاکمان دست‌نشانده رضاشاه پهلوی بود و می‌دید که به غیر از به تاراج بردن اندک دستمایه و ماحصل رنج و زحمت مردم، فرهنگ و اعتقادات ایشان هم مورد هجوم و لطمه قرار گرفته است و چادر از سر زنان کشیده می‌شود، «شاپو» بر سر مردان گذاشته به ستیز با جلسات مذهبی آنان برمی‌خیزند، لذا او به اندیشه پیکار و مبارزه با جور و ستم افتاد.

    با ظهور جمعیت فداییان اسلام به رهبری سیدمجتبی میرلوحی (نواب صفوی) و ایجاد کانون و شعبه‌ای از این جمعیت در آبادان، جمی ضمن تأثیرپذیری از تعالیم و اهداف این گروه و مبارزات آنها برای برقراری حکومت اسلامی، با بسیاری از اعضای آن همچون مظفرعلی ذوالقدر (عامل ترور نافرجام حسین علاء) آشنا شد. با فرجام تلخ فداییان اسلام در 1334 و اعدام نواب صفوی و برادران واحدی و ذوالقدر، راه مبارزه با رژیم پهلوی بسیار صعب و دشوار می‌نمود و باید برای آن برنامه‌ریزی و روشنگری می‌شد. پس جمی منبر را برگزید و در روشن کردن افکار عمومی نسبت به بی‌عدالتی و ظلم و فساد رژیم پهلوی کوشید.

    با آغاز حرکت اعتراض‌آمیز حضرت امام خمینی در قضایای مربوط به تصویب‌نامه انجمنهای ایالتی و ولایتی و لوایح شش‌گانه انقلاب شاه و مردم (موسوم به انقلاب سفید) و همچنین قیام 15 خرداد 1342، جمی نیز با دیگر روحانیان و مردم انقلابی و مبارز همراه شد و در منابر و مساجد آبادان به سخنرانی پرداخت. با آزادی امام از زندان، او از جمله کسانی است که به دیدار و ملاقات ایشان در قم شتافت.

    پس از تبعید حضرت امام از کشور در سال 1343، جمی و دیگر روحانیان آبادان در اول آذر 1343 تلگرافی مبنی بر اعلام مراتب ناراحتی و تأسف علما و مردم آبادان از این واقعه (تبعید) تنظیم و برای امام به ترکیه مخابره کردند. بعد از این زمان، وظیفه و مسئولیت سنگینی بر دوش روحانی سرشناس و مبارز آبادان قرار گرفت. جمی این شهر را به کانون ارتباط ایران با نجف تبدیل کرد. مبارزین برای خروج از کشور و ورود به عراق و بالعکس از این منزلگاه عبور می‌کردند و جمی در سازماندهی، حمایت و همراهی ایشان نقش بسزایی داشت. حتی اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی و کتب، رساله و دیگر آثار حضرت امام از نجف ابتدا به این شهر می‌رسید و از آنجا به دیگر کانونها و مراکز انقلابی سراسر ایران گسیل می‌شد، و در این مسیر و گذر این روحانی نحیف‌الجثه اما بلندنظر و مبارز به عنوان حامی و هماهنگ‌کننده نقش بسیاری داشت.

    در همین دوره بود که با حجت‌‌الاسلام فاکر و آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی ارتباط عمیق و دوستانه‌ای یافت. جمی در این سالها معیشت خانواده‌اش را فقط از طریق دفتر ازدواج (و نه طلاق)ی که دارد تأمین می‌کرد و بلافاصله پس از رسیدن به تمکن لازم به سال 1349 برای اولین و آخرین بار به حج و زیارت خانه خدا رفت، در آنجا بود که با پیام افشاگرانه، امام علیه رژیم شاه، عقب‌ماندگی مسلمین و هشدار نسبت به خطر نفوذ اسرائیل مواجه شد، لذا در ضمن انجام مناسک حج به امر توزیع این پیام و اعلامیه هم مبادرت ورزید.

    از آنجا که آبادان مهد فعالیت کسروی، بهاییها، یهودیها و انجمن حجتیه‌ایها بود، غلامحسین جمی برای خنثی نمودن فعالیت ایشان، بیشتر به سخنرانی، وعظ و خطابه روی آورد و در این فرایند، مبارزان انقلابی آبادان حول شخصیت وی گرد آمدند و قوایی شدند تا در روز حادثه شهر را به تمامی به حرکت در آورند، و در حوادث سیاهی چون آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، در 28 مرداد 1357 توسط عوامل رژیم شاه (ساواک) رخ داد، با هوشیاری تمام دستهای آلوده را رسوا کنند و موج اعتراض را نه تنها در شهر آبادان بلکه در سراسر کشور راه اندازند.

    در گرماگرم سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب، پیرو رهنمود حضرت امام مبنی بر برگزاری جلسات روحانیون در شهرستانها برای بررسی اوضاع کشور، روحانیون آبادان همچون صدرهاشمی و قائمی، حاج مکی، سنابادی و برهانی و در رأس ایشان غلامحسین جمی نسبت به برگزاری جلسه هفتگی روحانیون مبادرت ورزیدند. این جلسات هر هفته عصرهای جمعه و در مساجد مختلف شهر برگزار می‌شد که در آن جمی سخنرانی می‌کرد و روحانیون را در جریان آخرین اخبار قیام و نهضت امام خمینی و اوضاع سیاسی کشور قرار می‌داد و آخرین توصیه‌ها، رهنمودها و اعلامیه‌های حضرت امام را برای آنان یادآور می‌شد.

    در سال 1351 جمی به سختی بیمار شد و از فعالیت عادی باز ماند و برای درمان و جراحی تومور مغزی به بیمارستان نمازی شیراز اعزام شد پس از عمل جراحی پیچیده، سخت و سنگین، از بیماری و مرگ نجات؛ یافت اما وضعیت عادی و ظاهری صورتش تغییر کرد. این عمل جراحی به هیچ روی سبب نشد که او دست از مبارزه و سخنرانیهایش بردارد بلکه پس از طی دوره نقاهت ادامه مسیر زندگی را صرف فعالیتهای انقلابی‌اش کرد.

    فعالیتها و سخنرانیهای جمی در آبادان سبب شده بود تا او سکان‌دار و چهرة پیش‌رو انقلاب در آن خطه باشد. از این‌رو وقتی روحانیون مبارزی چون سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد، محمد مفتح، هاشمی رفسنجانی و هادی غفاری و... برای سخنرانی به آبادان می‌رفتند جمی وظیفه حمایت و پشتیبانی ایشان را در آنجا به عهده داشت و تدارکات لازم را مهیا می‌کرد و حتی اسباب و وسایل سفر ایشان را به نجف اشرف و دیدار با حضرت امام فراهم می‌نمود.

    وضعیت او و سخنرانیهایش برای رژیم شاه مشکل‌ساز شد و وی را از بردن نام امام خمینی بر بالای منابر سخنرانی‌اش منع کردند.

    برادرش عبدالرسول نیز از جمله مبارزانی بود که با سازمانها،‌ مراکز انقلابی در ارتباط بود. در سال 1355 ساواک در پی به‌دست آوردن مدارکی دال بر این ارتباط و فعالیت علیه رژیم شاه، او را دستگیر و به شدت شکنجه کرد و تا 1357 وی را در زندان نگهداشت.

    حجت‌‌الاسلام جمی نیز که به همراه برادر دستگیر و به او اهانت شده بود به واسطه فشار مردم و روحانیت آبادان از بازداشتگاه ساواک رهایی یافت. هیچ یک از این وقایع سبب خاموش شدن صدای انقلابی جمی نشد. با فوت حاج آقا مصطفی خمینی به سال 1356 او نیز به همراه دیگر روحانیان آبادان پیام تسلیت و همدردی برای حضرت امام فرستاد.

    از جمله وقایع مهم انقلاب، اعتصاب در صنعت نفت بود که ستاد مرکزی آن در آبادان قرارداشت و اعتصاب از آنجا شکل می‌گرفت. افراد و اعضای این ستاد با جمی در ارتباط بودند و از راهنمایی و مشورت وی بهره‌مند می‌شدند. جمی نیز در میان اعتصابیون حاضر می‌شد ضمن سخنرانی آنان را به ادامه راه ترغیب می‌کرد.

    پس از آنکه بختیار وعده‌های خود را به تعویق انداخت و برای ورود حضرت امام خمینی به کشور مانع‌تراشی ‌کرد، روحانیون انقلابی سراسر کشور به تهران مهاجرت کردند و در دانشگاه تهران متحصن شدند، جمی از پیشروان این حرکت بود و در جمع متحصنین حضور داشت.

    با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت بر دوش روحانی انقلابی، مبارز و پیشرو شهر آبادان سنگین‌تر شد. ریزشها و خیزشها منحصر به آبادان نبود. در سراسر کشور عوامل و سرسپردگان رژیم مسئولیتها را واگذاشته یا فراری یا مخفی و یا دادگاهی شدند. نیروهای پرشور انقلابی با کم‌ترین سازماندهی و تجربه عهده‌دار هدایت و اداره دستگاه‌ها و سازمانهای لشکری و کشوری شدند.

    در آبادان نیز نیروهایی تازه نفس عهده‌دار وظایف اداره شهر شدند و یا به هدایت و خدمت در نهادهای برآمده از دل انقلاب پرداختند. در رأس این تغییر و تحولها جمی بود که بر این فرایند کنترل و نظارت داشت. او به همراه چند نفر از علاقه‌مندان انقلاب، شورای انقلاب آبادان را شکل داد و بعد کمیته انقلاب اسلامی را راه‌اندازی نمود.

    جمی علاوه بر برپایی و اقامه نماز جمعه در آبادان، تحولات و تحرکات سیاسی شهر را با دقت و وسواس زیر نظر داشت، تا در این شرایط از فضای به‌دست آمده سوءاستفاده نشود و گروههای ضدانقلاب نشو و نما ننمایند. تقریباً تمامی ارکان اداره‌کننده شهر با او در ارتباط بودند و با او مشورت می‌کردند.

    با شروع جنگ تحمیلی شهر آبادان که به هیچ‌وجه مانند بسیاری از شهرهای مرزی آمادگی ورود به جنگ را نداشتند، در وضعیتی بحرانی قرار گرفت و یک سال در محاصره به سر برد. در چنین شرایط و وضعیت آشوب‌زده‌ای، با تمام محدودیتها و تنگیهای موجود، جمی در شهر ماند و نقطه قوتی برای مقاومت آن شد.

    یادداشت‌های وی از این روزهای آتش و خون محور اصلی بحث این کتاب است.

    جمی در زیر باران بمب و خمپاره در آبادان ماند و نمازهای جمعه آن را در چنین شرایطی اقامه کرد. نماز و نماد عبادی ـ سیاسی‌ای را که بسیار مورد توجه حضرت امام بود در این شهر زنده نگهداشت.

    او در آذر 1361 در انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان به نمایندگی از مردم خوزستان برگزیده شد اما در انتخابات دومین دوره این مجلس به دلیل شرکت نکردن در آزمون وضع شده از سوی شورای نگهبان از صحنه رقابت بازماند.

    غلامحسین جمی نه تنها در دوران مبارزه و طول جنگ بلکه در زمان بازسازی نیز در کنار مردم آبادان ماند و بعد از جنگ نیز سنگر نماز جمعه آبادان را ترک نکرد تا آنکه در سال 1382 به دلیل کهولت سن و ضعف جسمی از این جایگاه کناره گرفت.

    جمی در سال 1380 سکته کرد و بخش عظیمی از حافظه تاریخی‌اش را از دست داد.

    بنیاد ایثارگران انقلاب اسلامی درچهارم مهر 1386 مقارن با سالگرد عملیات ثامن الائمه و روز شکست حصر آبادان در سالن همایشهای صدا وسیما در اقدامی پسندیده از آیت الله جمی وسالها مبارزه وپایداری وی تجلیل کرد.

    همچنین کتاب یادداشتهای روزانه وی از جنگ با عنوان "نوشتم تا بماند" در آبان ماه 1387به عنوان بهترین اثردوازدهمین جشنواره کتاب سال دفاع مقدس شناخته شد.

     

                                                                 محسن کاظمی 

    وضع مزاجی آیت الله جمی -  بعدازظهرروزجمعه 6 دی87

     
    آيت‌الله جمي از كما خارج شد
    شهرام نيكنام در آبادان افزود: در حال حاضر آيت‌الله غلامحسين جمي بدون نياز به دستگاه، تنفس مي‌كند و چشمهايش نيز از شب گذشته باز شده و توانايي تكان دادن دستش را نيز دارد.
    فارس: پزشك معالج آيت‌الله جمي امام جمعه سابق آبادان گفت: با دعاي خير مردم و تلاش شبانه‌روزي كادر پزشكي بخش ICU بيمارستان امام خميني (ره) شركت نفت آبادان، آيت‌الله جمي اين رزمنده و يادگار ارزنده دفاع مقدس از شب گذشته از حالت كما خارج شد.

    شهرام نيكنام در آبادان افزود: در حال حاضر آيت‌الله غلامحسين جمي بدون نياز به دستگاه، تنفس مي‌كند و چشمهايش نيز از شب گذشته باز شده و توانايي تكان دادن دستش را نيز دارد.

    وي اظهار داشت: با وجود اين تغييرات اما هنوز ايشان از هوشياري كامل براي شناخت محيط اطراف و پيرامون خود را ندارد اما تغييرات جديد جسماني وي اميدوار‌كننده است.

    اين پزشك متخصص مغز و اعصاب خاطرنشان كرد: با وخيم شدن حال جسماني آيت‌الله جمي با پيگيري رئيس بيمارستان امام خميني (ره) شركت نفت آبادان يك پزشك متخصص ICU از تهران به آبادان اعزام شد و اقدامات مراقبتي بيشتر در دستور كار قرار گرفت كه اين موضوع در بهبود نسبي حال ايشان تاثير‌گذار شد.

    پزشك معالج امام جمعه سابق آبادان بار ديگر از عموم مردم ولايت‌مدار خواست براي شفاي عاجل اين روحاني نستوه دعا كنند.

    شرایط جسمانی حضرت آیت الله جمی

     
    شرايط جسماني آيت‌الله جمي وخيم شد
     
    شهرام نيكنام امروز در آبادان اظهار داشت: به دنبال عارضه قلبي، ريوي و مغزي دو روز گذشته آيت‌الله غلامحسين جمي، با حمله شديد قلبي شب گذشته دچار افت شديد علائم حياتي شد.
    فارس: پزشك معالج آيت‌الله جمي گفت: با افت شديد علائم حياتي، مردم براي شفاي حال آيت‌الله جمي دست به دعا بردارند.

    شهرام نيكنام امروز در آبادان اظهار داشت: به دنبال عارضه قلبي، ريوي و مغزي دو روز گذشته آيت‌الله غلامحسين جمي، با حمله شديد قلبي شب گذشته دچار افت شديد علائم حياتي شد.

    وي افزود: هم اكنون وي تنها با استفاده از دستگاه تنفس مصنوعي به حيات خود ادامه مي‌دهد و در وضعيت بسيار نامناسبي به لحاظ جسماني قرار دارد.

    پزشك معالج آيت‌الله جمي ادامه داد: پزشكان و كادر بيمارستان امام خميني (ره) آبادان تمام تلاش خود را براي بهبود وي انجام مي‌دهند، اما با توجه به اينكه وضعيت او نسبت به چند روز گذشته وخيم‌تر شده است، از عموم مردم شهيدپرور و ولايتمدار كشور مي‌خواهيم تا براي سلامتي و بهبود وضعيت آيت‌الله جمي دست به دعا بردارند.

    شکست حصر آبادان-آیت الله جمی

      

                      شکست حصرآ باد ان

      

                خلاصه: ازکتاب نوشتم تابماند

     

                      خاطرات آیت الله جمی

     

                                                    6  مهرماه 60

     

      جزفکرپیروزی بزرگ وشکست  تاریخی ارتش عراق درجبهه آبادان چیزی

     

    درذهن نیست وهمه به این فکرم که حدود این پیروزی چقد ر بوده ، کشته های

     

    عراقی چقد ر است وشماراسیران تاچه اندازه است؟خبرهای رادیو ازدیشب تاکنون

     

    این  است کـــــهاسرا حدود هزارنفروکشته های عراق پانصد نفروشرق کارون

     

    ازوجود عراقی هــــاپاک  شده است ولیکن وسعت این کار واین پیروزی طوری

     

    است که هنوز دقیقا  کمیت وکیفیت آن روشن نیست .چه این که حدودصد

     

    کیلومترمربع ازشمال آبادان وشــــــرق کارون دراشغال عراقی هابوده وبیش ازیک

     

    لشکر تقویت شده ازهرجهت درایــــــــن مساحت با دستگاههای احسن ومهمات

     

    فراوان در ( اینجا ) موضع داشته  وحـــــــالا تمام این نیروها تارومارومتلاشی

     

    شده  ومهماتشان به غنیمت  گرفته شده است .

     

    مسلما به این زودی ابعاد این پیروزی بطور دقیق مشخص  نمی شود .

     

    این است که درصد د م تا آ نجا که بتوانم کسب اطلاع کنم به خصوص که  از د فتر

     

    امام  هم دائما دراین رابطه استفسارمی شود. ساعت ده صبح با برا د ران مسئول

     

    سپاه تماس گرفتم . آنچه گفتنداین بود که اسیر به قدری فراوان است که تعداد ش

     

    مشخص نیست ولی مسلما ازهزارنفر متجاوزاست وکشته نیز شاید حــــــــد ود

     

    هزارنفرباشد وازمن خواستند بروم بعضی اسیرا ن راکه درآنجا یعنی هتل آبادان

     

    هستند به  بینم .