به سوی کوی دوست 36
به سوی کوی دوست ۳۶
م - ا-زائر
شنبه ۲۲ فروردین ۸۸
نمازصبح رادرحرم ابوالفضل العباس (س) خواندیم و به مسافرخانه آمدیم که اثاثیه راجمع کنیم وعازم وطن شویم . گاری ها هم فعال بودند و بهرحال به طرف "بستان " حرکت کردیم و تا همه چیز آماده شد ساعت ۶ بود که از کربلا خارج شدیم واتوبوس به طرف ایران حرکت کرد که مسیر هم همان شهرهای جنوبی و خرمشهر بود.
همه زیارتهاانجام شد . تاجه قبول افتد وچهدرنظر آید . دراین قسمت شعری ازاستاد شهریار می آوریم انشا الله که مورد قبول آن بزرگواران و دوستان عزیز بیننده ماباشد .
عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين « شعر استاد شهریار »
شيعيان در سر هواى نينوا دارد حسين خون دل با كاروان كربلا دارد حسين
از حريم كعبه و جدش به اشكى شست دست مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين
بردن اهل حرم دستور جدش مصطفى است ورنه اين بى حرمتى ها كى روا دارد حسين
آب خود با دشمنان تشنه قسمت مى كند عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين
دشمنش هم آب مى بندد به روى شاه دين داورى بين با چه قوم بى حيا دارد حسين
دشمنانش بى امان و دوستانش بى وفا با كدامين سركند مشكل دوتا دارد حسين
رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند تا به جايى كه كفن از بوريا دارد حسين
اشك خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار كاندرين گوشه عزاى بى ريا دارد حسين
این شعر شهریار رادوست دارم بخاطرمحتوای آن واما یک روز هم که غیر ازروزجمعه بود و بجزروزهائی که دوستان آبادانی خدمت حاج اقا جمی درتهران می رسیدند به حضور ایشان رسیدم واین شعررا برای ایشان خواندم وعشق وعلاقه من وجمی عزیز قسمت عمده ای ازآن بخاطر همین تفکرفرهنگی هردوی ما بودوالبته بحثهای دیگری هم بود . آنچه ازآن بزگوارهم باید اضافه کنم که هرگزجلوتروسریعتراز رهبری حر کت نکرد و تندروی نداشت ومن بی مناسبت نمی دانم که ایشان را یک " روحانی روشنفگر "بدانم .
بهرحال اتوبوس ازکربلاحرکت وازشهرهای جنوبی بطرف ایران راه افتاده بود ودوستان هم مشغول صحبت بودند . آقای شمس که از نیروهای مخلص وافرادی بود که در زمان جنگ خدمات ارزنده ای به رزمندگان درمسجد قدس ارائه کرده بودو ارادت خاصی هم به حاج آقاجمی داشت . از پیاده روی شیعیان در روزهای عزاداری به سوی کربلا صحبت کرد که خیلی جالب بود واین که افراد مخلص وعاشقی صدها کیلومتررامی پیمایند تا به کوی دوست برسند.
یادم می آید یکی از دوستان ماکه خدارحمتش کند گفت : من نمی توانم قبول کنم که امام زمان (عج)آنطورکه بعضی می گویند بیاید ومثلا باکسی تماس بگیر دبه اول پول بدهد و این موضوعاتی که بعضی می گویند . درجواب به او گفتم همانطوری که من که معلم هستم ازکارشما که " انباردار" هستید سر درنمی آورم ونمیدانم کارانبارداری چیست ؟ بنابراین دلیلی نداردکه همه این موضوعها رادرک کنندوبه آن برسند و البته خودماهم این چنین اعتقاد داریم که حالات روحانی ومعنوی هست اما برای همنیست . قطعا افرادی هستند که مقرب درگاه خدا و ائمه اطهارهستند ومورد توجه هستند. حافظ هم این حالت روحانی راازخدا درخواست می کند ومی گوید:
آنان که خاک رابه نظرکیمیا کنند آیا شودکه گوشه جشمی بما کنند؟
تلاش برای رسیدن به مراحل معنوی کاروزحمت می خواهد که بسیاری ازبزرگان به آن رسیده اند.
ولی برای ما چه عرض کنم .
آب دریارا اگرنتوان کشید هم بقدرتشنگی باید چشید.
ظهر هم به بصره رسیدیم . و ساعت ۵ عصرهم مرز شمچه بودیم . بخاطر عدم رعایت بعضی ازکاروانها مقداری بی نظم بود . البته مدیران کاروانها هم با توجه به رفت وآمدها ی مد اوم آشنا شده بودندو درتسریع کارها موثر بود .
در ورودی شلمچه هزاران نفر درگوشه وکنارنشسته بودند که آآخرین مرحله کارآنها که مهر خروجی باشد انجام شود . متاسفانه وضع بهداشت بهیج وجه مناسب نبود .
برای این چندهزارنفر فقط ۳ عدد توالت وجود داشت البته چند تا هم بود که پر ازآشغال و غیرقابل استفاده بود . بازهم تاسف . پس فرمانداری خرمشهر چه می کند ؟ سوال کردم گفتند گویا بین فرمانداریو منطقه آزاد دراین مورد یعنی درمورد توجه به این منطقه اختلاف است . خوب مردم چه گناهی کرده اندوچه تقصیری کرده اند . خصوصا که عده ای از این بندگان خدا که برای زیارت عزیزان خدا به کربلاونجف رفته اند پیرمردان وپیرزنان ناتوان هستند .
من دریادداشت های خودم گفتم که یکی ازوبلاگها بنام" جامعه مدنی " که فعلا بنام "جامعه " است
ادعاکرده بود که دولت نهم خوزستان را ۱۰۰سال جلو انداخته است . خوب این ۱۰۰ سال پیشرفتکجاست ؟ خوب است ما انصاف داشته باشیم وانصاف یعنی خوب رابگوئیم وبدراهم و این نیست کهآن که دوست داریم همیشه نمره ۲۰ بدهیم وآن که دوستش نداریم نمره اش همیشه صفراست .
البته من از آن وبلاگ محترم سئوال کردم بفرمائید این ۱۰۰ سال پیشرفت خوزستان درکجاست ؟ که ایشان سئوال بنده راهم بلاجواب گذاشتند .
ادامه دارد.....
بنام خداوند جان آفرین