به سوی کوی دوست 37

       

          م- ا- زائر

 

حالا بطرف آبادان می رفتیم درحالی که هنوز تصویر نجف . کربلا وزیارتگاهها ازنظرم محو

 

نشده بود.  چندمو ضوع در این زیارت برای من جالب بود .

 

اول اینکه خصوصا درنجف گویا مغازه ها انبار نداشتند و تمام اجناس خودرا بیرون

 

ازمغازه ها درپیاده روهامی گذاشتند .البته قطعا نباید این طور باشد ولی این دلیل رعایت

 

همدیگر وخداترسی این مردم داردکه احتیاج به پلیس و قفل وبند ندارند ما می بینیم دراینجا

 

حتی قفل وزنجیر هم شکسته می شود تا سرقت انجام شود وگاهی به قتل وجنایت هم می

 

انجامد .

 

دوم – درتمام شهرهای عراق حتی بغداد یک زن بی حجاب و بدحجاب راندیدم .همه با عبا

 

ویا  مانتو وروسری بودند که  تام بدن وموها پوشیده شده بود.

 

سو م-  پسران عراقی درتمام شهرها موهای کوتاه داشتند وگویا این یک فرهنگ بود که

 

موی آنها بلند نباشد لباسهای  زننده هم نداشتند .

 

چهارم – مزاحمت های خیابانی برای زنها ودختران دیده نمی شد . و زدوخورد برای

 

مسائل مادی و غیره هم مشاهده نمی شد.

 

پنجم – تخلفات رانندگی وترافیک هم درکل این شهر هاندیدیم . بوق زدنهای بی مورد .

 

سبقت های بیجا .حالت تمسخر ومزاحمت دررانندگی وجودنداشت .

 

ششم - درتمام شهرهائی که ما دیدیم نجف - کاظمین وکربلا موضوع تکدی گری و

 

گدائی بسیار ضعیف وناچیزبود شاید یک  صدم ویک هزارم ایران.

 

هفتم -مساله اعتیاد بطورعلنی مشاهده نشد و بطورپنهانی هم نشنیدیم . 

 

درکربلا ونجف با افرادی روبروشدیم وصحبت کردیم که آنها در زمان جنگ  ازطرف

 

صدام به جبهه فرستاده شده بودند و آن طورکه می گفتند مجبور بودند وخصوصا صدام

 

از شیعیان استفاده بیشتری می کرد زیراکشته شدن آنها هم برای اواهمیتی نداشت . منته

 

شیعیان زیرنظر فرماندها ن سنی و بعثی بودند .حالا به  آبادان رسیدیم . قبل ازورود به 

 

آبادان تصمیم داشتیم به اهوازبرویم وازآنجا عازم تهران شویم حس کردیم که بسیارخسته

 

هستیم  ضمنا درتهران هم  کارهائی داشتیم و خانواده منتظر بودند پارچه خیرمقدم آماده

 

شده بود و سفارش گوسفند هم داده شده بود بنابراین برنامه را تغییر دادیم و تصمیم به

 

برگشت گرفتیم اماگویا قراربود جریان آمدن ما ازتهران به آبادان به نحو دیگری

 

تکرارشود. زیرا دوستان بلیط برگشت راگرفته بودند ولی ما بلیط نداشتیم و باید که درلیست

 

انتظارمنتظرمی ماندیم تاچه شود؟

 

 مهدی جمی مطمئن بود که بلیط گیرما می آید ومی گفت همانطورکه بامشکلاتی ازتهران به

 

آبادان آمدید حالا هم به تهران می روید .

 

ارفرصت استفاده کردم دوباره هم سری به اطراف دفترامام جمعه واحمد آبادزد م بازهم

 

همان موضوعات که درشماره 2 خاطرات به بعضی از  آنهااشاره شد.

 

 درقسمت ورودی دفتر امام جمعه  عکس هائی از شهدای آبادان بود که روبروی مسجد

 

موسی ابن جعفر(ع)همین طور بود این عکسها بااین که سالیان سال از تصویر کشیدن آنها

 

گذشته است متاسفانه کمرنگ و پاک شده است . درآبادان قطعا ارگانهای فرهنگی  هستند

 

که می توانند اینهارا احیا کنند و خوب مسائل دیگر هم هست. که بطوراختصار درشماره 2

 

خاطرات گفتیم .

 

بااین ترتیب تا ساعت 11 شب باید صبرکنیم به بینیم چه پیش خواهد شد ؟

 

                                                                 ادامه دارد....