سعیده قدس پایه گذارموسسه خیریه محک- سایت جامعه مدنی
روزنامهی «وال استریت ژورنال» فهرستی را منتشر کرد که در آن ۵۰ زن برتر سال ۲۰۰۸ از دید این روزنامه، معرفی شده بودند. نکتهی قابل توجه، مشاهده نام «سعیده قدس»، پایهگذار موسسهی خیریهی «محک» در جایگاه ۴۵ است.
«برای انتخاب پنجاه زن برتر سال ما به دنبال کسانی هستیم که در صنعت یا تجارت نقشی کلیدی ایفا کردهاند.» این گفتهی «لارنس روت» سردبیر ژورنال زنان روزنامهی «وال استریت ژورنال» است؛ روزنامهای بنام و پرتیراژ که در فهرست ۵۰ زن برتر سال ۲۰۰۸ در مکان ۴۵ نام سعیده قدس را جای داده است؛ بانوی ۵۷ سالهی ایرانی و بنیانگذار موسسهی «محک» که تشکلی غیردولتی ویژه حمایت از کودکان سرطانی در ایران است.
به گزارش شبکه دویچه وله، در معرفی کوتاه «وال استریت ژورنال»، از سعیده قدس به عنوان الگویی برای زنان جوان ایرانی نام برده شده است که مایلاند در جامعه نقشی فعال داشته باشند. این زن ایرانی در سال ۱۳۷۰ پس از بهبودی فرزندش که مبتلا به سرطان بود، تصمیم گرفت تا مرکزی را برای حمایت از کودکان سرطانی در ایران ایجاد کند.
نفر نخست این لیست «شیلا بر» (Sheila Bair) رییس یکی از موسسات مالی بزرگ آمریکاست.
موفقیتی ارزشمند
تنها سه ساعت پیش از منتشر شدن روزنامه و با یک تماس تلفنی از نیویورک، خانم قدس از این انتخاب آگاه شده است، هرچند جزییات همچنان برای خود او هم روشن نیست. او میگوید: «فقط میدانم که چون مصاحبههای مختلف در رابطه با محک داشتم، یکی از این مصاحبهها هم با وال استریت ژورنال بود. ولی آن مصاحبه هیچ وقت چاپ نشد. نمیدانم که شناسایی از آن طریق بوده است یا نه.»
در تمام طول این سالها سعی «محک» و دستاندرکارانش به عنوان یک نهاد غیردولتی، جلب توجه مردم برای حمایت گستردهتر از این نهاد بوده است؛ اصلی که سنگ بنای «محک» بوده و در حال حاضر هم در حدود ۵۰۰۰ کودک سرطانی را تحت پوشش خود قرار داده است.
سعیده قدس که هم اکنون برای دیدار فرزندانش در آمریکا به سر میبرد، میگوید که از همان اوایل راهاندازی «محک» هیچ توقعی از سازمانهای دولتی نداشته است و برای همین هم با به دست آوردن چنین عنوانی انتظار وقوع اتفاق خاصی را ندارد. خانم قدس میگوید: «هیچ وقت فکرنکردم که اگر این افتخار آمده کسی باید کاری بکند یا من باید کاری بکنم. این یک اتفاقی است که حاصل همهی آن کاری است که تو یک عمر کردی. کار اجرایی بسیار فرساینده و کشندهای که دردش را حس نمیکردم، چون خودم با بیماری بچهام بیمار بودم. من فکر میکنم که وقتی چنین اتفاقی میافتد، فقط خستگی خودم در میرود، انرژی میگیرم و به یک نحوی فکر میکنی که خب این کار اینقدر که تو فکر میکردی مهم بوده است و ارزشش را داشته است که تو زندگیات را روی آن گذاشتهای.»
بنام خداوند جان آفرین